کد خبر: ۱۲۶۳۹۱
تعداد نظرات: ۳۳ نظر
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۱:۴۳
از ویتنام و ظفار تا جبهه های حق علیه باطل
جلسات پشت سر هم می‌گذشت، کنجکاوی من بیشتر می‌شد و دکتر سنجابی با کت و شلوار اتو کشیده و صورتی تراشیده و شق و رق درست مثل یک ارتشی کلاسیک می‌آمد، تدریس می کرد و می رفت! در همان ایام بود که در اخبار تلویزیون دیدم از وی به عنوان مفاخر جنگ تجلیل شد. بالاخره با بچه‌ها تصمیم گرفتیم این اتفاق را بهانه کنیم و از ایشان درباره خاطراتش بپرسیم

احمد وخشیته: امروز که هم کلاسی‌های سابق خبر از عروج دکتر سنجابی دادند، خیلی ناراحت شدم. یاد کلاس‌های درس اش افتادم که چقدر بی ادعا و آرام بود.

اولین باری که با او درس داشتم بچه ها می‌گفتند از افسران ارشد ارتش شاهنشاهی بوده که مدتی را در ویتنام سپری کرده است؛ و از فرماندهان در جنگ ظفار بوده است و خیلی حرف‌های بزرگ دیگر که باور کردنش سخت بود.

به گزارش بولتن نیوز، در کلاس باز شده و بالاخره دکتر سنجابی وارد کلاس شد. اولین باری بود که او را می‌دیدم. خیلی کنجکاو بودم و دوست داشتم درباره صحت مطالبی که شنیده بودم، بپرسم. اما خیلی ساده تر از آنکه فکر می‌کردم درس را شروع کرد.

جلسات پشت سر هم می‌گذشت، کنجکاوی من بیشتر می‌شد و دکتر سنجابی با کت و شلوار اتو کشیده و صورتی تراشیده و شق و رق درست مثل یک ارتشی کلاسیک می‌آمد، تدریس می کرد و می رفت! در همان ایام بود که در اخبار تلویزیون دیدم از وی به عنوان مفاخر جنگ تجلیل شد. بالاخره با بچه‌ها تصمیم گرفتیم این اتفاق را بهانه کنیم و از ایشان درباره خاطراتش بپرسیم، بچه‌ها می‌گفتند از فرمانده هان نیروهای مخصوص در جنگ هم بوده است.

استاد مثل همیشه خنده رو و مهربان بود، همین که وارد کلاس شد یکی از بچه‌ها گفت استاد شما را در اخبار دیدیم، می شه از خاطرات خودتون برای ما تعریف کنید.

سنجابی خندید و گفت می‌خواهید وقت کلاس را بگیرید تا من کم درس بدم، اجازه بدید وارد درس بشویم. خیلی پافشاری کردیم تا قبول کرد. از معدود دفعاتی بود که خاطره تعریف می‌کرد. خیلی متواضع بود.

ارادت خاصی نسبت به شهید صیاد شیرازی داشت. خاطراتش را با صحبت درباره وی آغاز کرد. در حین صحبت هایش با عشق می گفت: من کشورم را دوست دارم و همیشه برای آن جنگیده‌ام. هیچ گاه فراموش نمی‌کنم وقتی با تاکید می‌گفت اگر یک بار دیگر جنگ شود من در همین سن و سال به خاطر دفاع از کشورم و جمهوری اسلامی دوباره می‌جنگم.

یک خاطره شیرین و طنزآمیز نیز تعریف کرد که هرگز از یادم نمی‌رود. به خاطر ندارم همان جلسه گفت یا در جلسه دیگری اما خیلی دلنشین بود و حاکی از صفا و صمیمیت میان فرماندهان جنگ بود.

استاد تعریف می کرد یک بار که آقای هاشمی رفسنجانی برای بازدید به جبهه رفته بود برای سرکشی به قسمتی که امیر سنجابی فرماندهی آن را بر عهده داشته است، می رود. امیر سنجابی نیز در یک مانور نمایشی با اشاره دست خود به هلیکوپترها فرمان می‌دهد و همه بلند می‌شوند و بعد با اشاره مجدد همه می‌نشینند.

سنجابی می‌گفت آقای هاشمی که خیلی از نظم بلند شدن و فرود هلیکوپترها به فرمان دست من لذت برده بود به شوخی و مزاح به بنده گفت: شما خیلی خوبی‌ها دارید، اما فقط یک چیز کم است، اگر محاسن (ریش) هم داشتید یک فرمانده نظامی انقلابی کامل بودید.

سنجابی ادامه داد: من هم در جواب شوخی آقای هاشمی با خنده و به مزاح گفتم: هرگاه محاسن به شما آمد به من هم می‌آید! و برای لحظاتی لبخند بر لب هر دوی ما نشست.

در انتهای این خاطره دکتر سنجابی به صفا و صمیمیت میان فرماندهان جنگ اشاره کرد و به ظرفیت بالای آقای هاشمی و این که این صمیمیت بود که باعث شد ما پیروز گردیم.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

گفتنی است، مراسم تشییع امیر سرتیپ علیرضا سنجابی جانباز شیمیایی ۸ سال دفاع مقدس و عضو هیئت علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحدتهران، روز چهارشنبه 2 اسفند ماه 1391، ساعت 7 صبح از مقابل منزل این شهید بزرگوار به نشانی: میدان مادر، خیابان شاه نظری، کوچه چهارم، شماره ی 22 برگزار می شود.


شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۳۳
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۱۱
مرتضی عزیزخانی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۵:۱۵
2
41
اللهم ارزقنا شهادة فی سبیلک.شادی ارواح طیبه شهدا صلوات.
پاسخ ها
reza
| RUSSIAN FEDERATION |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۵:۱۵
داداش این متن را دوباره بخوان مربوط به شهدای عزیز نبود،مربوط به یکی از مفاخر دفاع مقدس بود.!
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۵:۱۵
اقا reza خاطره مربوط به شهيد سرتيپ سنجابي بوده مثل اينكه شما بايستي دقت ميكرديد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۶:۲۳
20
11
این زنده نگه داشتن مفاخر بود یا تبلیغ برای .......
سهیلا سادات
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۸:۲۵
21
21
چه خوب میشد اگر فرزندان خود را دور هم جمع میکردید ، مشت مشت پسته به خوردشان میدادید و این خاطرات شیرین را برایشان تعریف میکردید !!

ولی حیف !! و صد حیف !!
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۸:۲۵
خانم محترم معلوم میشه از قیمت پسته خبر ندارین . الآن هر مشتش حداقل پنج هزار تومانه !!! مشت مشت نگین ، بگین دونه دونه . منم رزمندم خاطرات شاد و غمناک زیاد دارم ولی تعریف خاطرات همراه با پسته خیلی خرج بر میداره
فری
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۸:۲۵
پسته گرونه حرفشو نزنید دلمون اب می افته
سهیلا سادات
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۸:۲۵
جناب ناشناس اتفاقا خیلی خوب هم از قیمت پسته خبر دارم اما ظاهرا" این شمایید که از مافیای پسته خبر ندارید . برای من و شما هر مشتش 5 هزااااااااااار تومنه برای این خاندان 5000 هزارتومان یک شاهی هم محسوب نمیشه علی الخصوص اگه باغ پسته هم داشته باشه و برای رفع خشکسالی از دستگاه حفاری چاه نفت ( بیت المال ) برای به آب رسیدن استفاده شده باشه .
سعيد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۹:۳۱
6
12
سلام. چقدر شما بغض داريد يك كمي هم انصاف داشته باشيد راه دوري نمي رود انوقت بچه هاتونم ياد ميگيرند به قضايا با انصاف نگاه كنند
علیرضا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۹:۴۸
13
12
خواهر گرامی سرکار خان سهیلا سادات
متوجه نشدم این طعن مزاح گونه شما از چه چیزی نشات گرفته است؟ دایره وطن دوستی و انقلابی گری آنقدر فراخ هست که در مخیله برخی نمی گنجد. خبر فوق هرچه بوده باشد، و از هرکه اسم برده باشد، درباره فوت یکی از قهرمانان رشید و اثرگذار این مرزو بوم بود. بنظر من با هر طرز تفکری انتظار کمی تاثر از این خبر، توقع زیادی نیست. حدس میزنم ایام جنگ را درک نکرده اید و در حالت خوشبینانه در باره اش فقط یا شنیده اید یا خوانده اید.
پاسخ ها
سهیلا سادات
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۹:۴۸
شما از کجا میدانید متاثر نشدم ؟ اتفاقا " از دو جهت ناراحت شدم که یکی را برزبان آوردم و درباره دیگری در دلم برایش آرزوی بهشت برین کردم .

و اما ، آن موقع که بنده برادرم را با قد 185 دفن میکردم شما کجا بودید ؟

پس لطف کنید ایام جنگ را برای من معنی نکنید . متشکرم
علیرضا
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۹:۴۸
بنده همان موقع خاک پای امثل برادر شهیدتان را سرمه چشمم میکردم. و افتخار همرزمی شهدا را داشته ام. از شما انتظار ادب بیشتری میرود خواهرم. تذکر من بدین دلیل بود که در یک خبر کاملا حزن انگیز از پسته زدن-که برای من و شما معلوم است پیغامش برای چیست و کیست- سنخیت ندارد. شما اگر داغ دیده اید، میدانید در داغ یک بزرگ چجور باید رفتار کرد.
سهیلا سادات
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۰۹:۴۸
برادر محترم از آنجاییکه متوجه عرض روشن بنده نشدید یا شاید هم دلتان میخواهد متوجه نباشید مطلب را باز میکنم .

متاسفانه جناب هاشمی با آن همه سوابق شکنجه ، با آن همه سوابق انقلابی گری ، با داشتن القاب و عناوین مختلف از صدر انقلاب تا به حال و آن همه ادعا ، بهتر است به جای اینکه خوابهای رنگی ببیند و یا با نزدیک شدن به انتخابات ؛ ..... وارانه رو به خاطره نویسی و خاطره گویی آورده ، فرزندان ناخلف خود را که هر کدام به نحوی به انقلاب ، نظام و رهبری و خون شهدا ضربه زده و میزنند را ، قبل و بعد از فتنه 88 همچون پدری دلسوز ؛ که خود را یار ( !!! ) همیشگی امام خامنه ای میداند دور هم جمع میکرد و از دلاور مردیهای عزیزانی بگوید که نیمی در خون خود غلطیدند و نیمی خالصانه در آروزی شهادت میسوزند ؛ بگوید و بگوید و بگوید تا هم خود و هم فرزندانش بر صراط انقلاب ؛ باقی بمانند تا محصول زیاده خواهی های ..... و فرزندانش ، فضیحت و رسوایی نباشد .

اینکه جنابعالی درد ؛ رنج و تاثر را در کلامم ندیدید و آن را به طعنه مزاح گونه و بی ادبی تعبیر کردید بر میگردد به درک خودتان .

پی نوشت :

* منظور بنده از پسته مطلقا بحث گرانی پسته نبود بلکه مافیای ثروت و قدرت بود .

* زخم های به طعنه میگویند : چه دوستان بانمکی داری !!
رزمنده بی مدعا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۱۰:۵۰
4
10
خواهر بزرگوار خانم سهیلا سادات
بدان که خیلی ها بدون مشت مشت پسته این خاطرات ارشمند را سینه به سینه منتقل می کنند وحتی در آنسوی مرز ها نیز از رشادتهای رزمندگان افسانه ها ساخته ایم بدون اینکه یک گرم پسته به خوردشان دهیم،برای اینکار کافی است خلوص را در شنونده بر انگیخت تا اخلاص معنا شود
پاسخ ها
سهیلا سادات
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۱۰:۵۰
ظاهرا " سوتفاهم شده است . منظور بنده چیز دیگری بود برادرم .

بنده خاک پای امثال شما را سرمه چشمانم میکنم و از اینکه هنوز کسی جرات نکرده چادر از سرم بکشد ، خود را مدیون شما میدانم.

خداوند عمر باعزت توام با سلامتی به شما عطا کند .
hamed
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۱۰:۵۰
خوب حالا
سهیلا سادات
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۱۰:۵۰
من یک اشتباه بزرگ مرتکب شدم و از همه عذرخواهی میکنم . بنده فکر کردم این خاطره را هاشمی تعریف کرده است . با خواندن مجدد متن متوجه اشتباه خودم شدم .
محمد مهدی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۱۲:۱۹
2
17
من در مقطع کارشناسی ارشد دانشجوی این شهید بزرگوار بودم
دوماه پیش ایشان بر سر کلاس فرمودند (آرزوی من این است که در جنگ با آمریکا شهید شوم
من قبل از انقلاب بودم و برخورد تحقیر آمیز آمریکایی ها رو دیدم)
روحشان شاد
عباس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۱۲:۴۳
5
7
چه عجب از هاشمی نوشتید ولی بد نوشتید!!!!
سید علی اکبر موسوی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۱۲:۴۶
1
12
واقعا از شهادت دکتر سنجابی متاثر شدم استاد بی ادعایی که تو کارش فوق العاده دقیق بود و سر کلاس هیچ وقت خودستایی نمیکرد. خیلی به شهیذ احمد کاظمی علاقه داشت و ازش خاطرات زیادی نقل میکرد
حميد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۱۵:۵۰
0
17
براي هر آدم بي سر و پا و فراري و فاسد عكسش رو ميزنيد به جاي تابوت و كبوتر بهتر نبود عكس اين سردار بزرگوار رو هم كار ميكرديد؟
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۱۵:۵۰
حالا اگه گلشیفته بود از زیرزمینم عکسشو گیر می آوردن
چکش
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۱۵:۵۰
ناشناس عزیز:
قربان دهنتان!
مهرداد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۱۹:۳۱
1
8
شهید سنجابی در باره جزایر ایرانی تنب و بوموسی و بحرین نیز خاطره جالبی رو تعریف کرد..
ایشون از عملیات ارتش برای ورود همزمان سربازان ایرانی به بحرین و جزایر سه گانه خبر داد
عملیاتی که این شهید عزیر می گفت در اون زمان افسر جوانی بوده و قرار بود با چند فروند هواپیمای C-130 چتربازهای ایرانی بحرین رو تحت کنترل بگیرن ولی به دلایلی از جمله در گیر شدن ناخواسته کماندوهای ایرانی در ابوموسی و کشته شدن چند نظامی عرب و انتشار مرموز عکس این حادثه در رسانه های جهان ..
شاه از اعاده بحرین منصرف شد !!!
شهید سنجابی تعریف می کرد که پس از لغو عملیات از شدت ناراحتی با پا ضربه محکمی به بدنه هواپیما می زنه و دو هفته به همین دلیل بازداشت میشه
روحش شاد ..یادش بخیر ..
علیرضا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۲ - ۲۱:۱۵
0
8
سالی یکبار پسته می خوردیم خوب اونم نمی خوریم
شما ازقیمت شت بپرس
30000تومن
ف فتاحي
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۳ - ۰۱:۳۰
0
12
ايشان فرزند شجاع خاك پاك كرمانشاه و از ايل سرفراز سنجابي اند.
درود خدا بر تو و همه همرزمان شهيدت
حقا كه تو از ديار سلحشوران ايراني
پاسخ ها
کرماشانی
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۳ - ۰۱:۳۰
ایشان از سنجابی های قزوین هستند. مردم زیادی از ایل سنجابی در زمان نادرشاه افشار به اجبار قزوین کوچ داده شده اند. ایشان از سنجابی های کرماشان کردستان نیستند، بلکه از کردهای تبعیدی هستند.
صبح صادق
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۳ - ۱۱:۴۵
0
15
شادي ارواح طيبه تمامي شهداي انقلاب و جنگ تحميلي صلوات : اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
حسین
|
POLAND
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۳ - ۱۹:۵۴
3
3
چه می کنه این پسته وقتی پسته شمارو به جون هم انداخت پراید چیکار می کنه!
پاسخ ها
سهیلا سادات
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۳ - ۱۹:۵۴
پراید شما رو به جون کی انداخته ؟
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۳۹۱/۱۲/۰۳ - ۱۹:۵۴
برادر جان این پسته نیست که مردم به جان هم انداخته بلکه مالک بزرگ پسته مردم را بیچاره کرده آخه انتقام از مردم هم حدی دارد .
کریمی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۱/۱۲/۰۵ - ۱۸:۵۰
0
0
خدا روح شهدا و سربازان پاک دفاع مقدس را غرق نور کند... بد میراث دارانی بودیم ما
محمد علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳۹۲/۰۱/۲۰ - ۰۱:۵۷
0
0
خدا این شهید بزرگوار رو رحمت کنه. انصافا آرامش خاصی داشت. ایشون استاد مقطع کارشناسی من بودند. افتخارم این بود که یک ترم شاگردیه ایشون رو کردم.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین