شورای نظارت بر صدا و سیما هیچ کارایی ندارد/وظیفه ترویج فرهنگ حجاب بر عهده حوزه علمیه
بولتن نیوز: داستان پر فراز و نشیب توسعه و ترویج فرهنگ حجاب در جامعه کنونی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون با فراز و نشیب های فراوانی همراه بوده است و چند سالی است که با اجرای طرح ارتقای امنیت اخلاقی و یا به قول دوستان «گشت ارشاد» مجددا بر سر زبان ها افتاده است.
حجت الاسام بهداروند نیز از جمله روحانیونی است که همواره با اظهار نظر در مسائل فرهنگی سعی در تبیین صحیح انگاره های دینی داشته است که در گفتگوی ذیل به توضیح ریشه ها و علل مشکل ترویج حجاب در جامعه ایرانی کنونی می پردازد.

بولتن: به نظر می رسد میان اجرای طرح ارتقای امنیت اخلاقی(گشت ارشاد) از یک سو و سخنان مقام معظم رهبری در خصوص حجاب در خراسان شمالی از سوی دیگر - با توجه به اینکه نیروی انتظامی یک از زیر مجموعه های رهبری است – تناقضی وجود دارد! این تناقض چگونه قابل درک و حل است؟
در تحلیل این موضوع در ابتدا باید یادآوری کنیم که نهادهای موجود در جمهوری اسلامی در ساختار قانونی خود قرار دارند و نیروی انتظامی نیز بدین لحاظ یکی از زیر مجموعه های وزارت کشور و انتصاب کامل آن به رهبری بیشتر به یک لطیفه شباهت دارد.
مطالبه رهبری در خصوص حجاب در خراسان شمالی نیز در راستای مطالبه قبلی ایشان پیرامون سبک زندگی قابل درک است و باید ببینیم که آیا حجاب موجود در جامعه زیبنده جامعه و نظام اسلامی می باشد یا خیر؟ پوشش فعلی با فرهنگ انقلاب اسلامی چه میزان تجانس دارد؟
مطالبه رهبری به معنای تعطیلی گشت ارشاد نیست بلکه بدین معناست که اکتفای صرف به بازداشت و تعهد گرفتن از افراد مسئله حجاب را هیچ وقت حل نکرده است و در آینده نیز گره گشا نخواهد بود و ما باید مانند آن چیزی که در خصوص مد لباس در وزارت ارشاد در حال پیگیری است، برای حجاب و بسط آن نیز برنامه ریزی کنیم.
انتقاداتی که متوجه گشت ارشاد است عمدتا به نحوه برخی از برخوردهاست اشاره دارد نه اصل آن! پس ما باید به فکر کار فرهنگی باشیم و دقت داشته باشیم که جدای از اسلامی بودن، ایرانی بودن ما نیز موضوعیت دارد.
در فرهنگ ایرانی بی حجابی و بدحجابی وجود ندارد، حال اگر آن را با اسلامی بودن نیز تلفیق کنیم مطمئنا به نتیجه بهتری دست خواهیم یافت.
حل مسئله حجاب صرفا بر عهده نیروی انتظامی نیست بلکه بخشی از آن بر عهده مراکز آموزشی، بخشی بر عهده مراکز فرهنگی و بخش مهم آن بر عهده حوزه علمیه قم می باشد که می بایست به تبیین صحیح حجاب اقدام نماید.
تا زمانی که الگو معرفی نکنیم ناچار به بازی در چارت دشمن هستیم و نتیجه آنکه با پدیده هایی چون بی حجابی و بدحجابی روبرو می شویم.
بولتن: لطفا چند نمونه از کارهای فرهنگی را نام ببرید.
باید به صورت یک بسته بندی و منظومه ای به این موضوع نگریست؛ برای مثال صدا و سیما با ضریب نفوذ بالای خود زمانی که فیلمی را بر خلاف ترویج این فرهنگ پخش می کند نباید انتظار بازخورد مناسبی در جامعه باشیم.
اینگونه نیست که این کار صرفا بر عهده نهادهایی چون حوزه علمیه و نیروی انتظامی باشد بلکه همه نهادهای فرهنگی به سهم خود در این موضوع مسئولیت دارند و باید به آن عمل کنند.
بولتن: به نظر شما با توجه به نقش اساسی صدا و سیما، ساختاری مانند شورای نظارت بر صدا و سیما چه نقشی در رویکردهای صدا و سیما دارد و تا چه میزان کارآمدی داشته است؟
این شورا هیچ کار آمدی جدی ندارد؛ تعریف یک ساختار به کارآمدی آن است و این در حالی است که خروجی های صدا و سیما- در عین مفید بودن برخی از آنها- در پاره ای از موارد صرفا ترویج تجمل گرایی، ترویج زندگی غربی، پوچ گرایی و غیره است که مسلما تحقق آن تعبیر حضرت امام نیست که فرمودند صدا و سیما یک دانشگاه عمومی است و همه اینها ناشی از نظارت ضعیفی است که بر تولیدات این سازمان وجود دارد.
صرف وجود یک شورا کار را به جایی نمی رساند و باید با برنامه ریزی دقیق کار سرپرستی خود را به طور صحیحی انجام دهد.
بولتن: می خواهیم کمی به عقب برگردیم و ریشه ای تر به مسائل نگاه کنیم؛ با توجه به اثرگذاری بالای هنرمندان نسبت به سایر گروه های اجتماعی، چرا تا کنون از تربیت هنرمندان با حجاب(زن و مرد) عاجز بوده ایم و نتوانسته ایم الگوهای خوبی را به نسل جوان معرفی کنیم؟
این هنر یک هنر دینی نیست و صرفا هنر مسلمین است نه هنری اسلامی و واضح است که هنر هالیوودی و بالیوودی هنرمند اسلامی تربیت نمی کند و آنها نیز خوب می دانند که نیروهای اجتماعی را چگونه تربیت کنند. بنابر این نقطه آغازین این انحراف در غیر دینی بودن هنر است که آن را غیرقابل اتکا می کند.
زیر ساخت ها و اساس این هنر هالیوودی و در نتیجه خروجی آن نیز مشخص است. هالیوود یک جریان هنری صرف نیست بلکه یک عقبه دارد و مشاهده می کنیم زمانی که آمریکا می خواهد یک اقدام بین المللی انجام دهد از طریق هالییود مسائلی چون عکس العمل های اجتماعی، میزان محبوبیت و... را بررسی می کند.
بنابر این در ابتدا مشکل از بازیگر، سینما، تولیدات و... نیست بلکه به تعبیر شهید آوینی گل این هنر نجس است و قابل تطهیر نیست و باید طرحی نو دراندازیم.
بولتن: حال تکلیف رسانه های ارزشی و دغدغه مند در این میان چیست؟ باید به سمت جذب این افراد برویم یا آنها را طرد کنیم؟
باید الگوی گزینشی داشته باشیم و همانگونه که رهبر معظم انقلاب در خراسان شمالی فرمودند ما نباید حتی با افراد بدحجاب برخورد بدی داشته باشیم چرا که هم او دارای نواقصی است و هم ما نواقصی داریم.
ما صرفا طی این مدت به روش سلبی عمل کرده ایم و با غیردینی، مبتذل و... خواندن این هنر تنها آن را نفی کردیم مانند آن حرف هایی که آقای سلحشور می زند(البته حرف های ایشان درست است) و هیچ گاه طرحی نو به هنرمند خود ندادیم.
اینکه بگوییم هنرمندان ما فاحشه هستند صرفا سلبی برخورد کردن است و باید تعریف کنیم که هنر دینی و هنرمند دینی چیست؟ و سریال و فیلم دینی چگونه است و پس از آن تبیین کنیم که هم اکنون در دوران گذار به سر می بریم و تا وضعیت مطلوب فاصله داریم.شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



دومين :بحث رعايت عدالت مي باشد تهران تمام ايران نيست واستقلال وپرسپوليس تنها تيم ايراني نمي باشند.90درصد خبرها شبكه هاي ملي ازمشكلات تهران مي باشد در سيما مشكلات تهران بر مشكلات ايران ارجحيت دارد .مثلا سال ها بود كه كسي از گرد وخاك شديد در استانهاي غربي خبر نداشت اما همين كه 10/1آن به تهران رسيد هم فهميدند چنين مشكلي هم وجود دارد. حقيقت اين است كه تهراني ها در جنگ با توجه به جمعيت بالا وامكانات زيادشان از بسياري از استانهاي بسياركم جمعيت نقش كم رنگ تري داشتند كافي است به امار شهدا وجانبازان واعزامي ها توجه كنيد كه گاها به 5/1بعضي از استانهاهم نمي رسد اما در هنگام ساخت برنامه وسريال از جبهه گويي غير از تهراني ها كسي در جبهه نبوده است واگر شهرستاني هم نشان مي دهند فقط براي مسخره كردن ان يا لحجه اش نمايش داده مي شود. همچنين اگر برنامه به وسيله شهرستاني ها توليد شود عموما قيمت بسيار پائين تري از همانند آن در تهران مي دهند.
سوم:عدم توهين به روستائيان وشهرستاني ها در برنامه هاي شبكه سيما مثلا در سريال در مسير زايند رود به بدترين شكل به اصفهاني ها توهين شد.در سريال ها عموما شهرستاني ها دزد و احمق وكم سواد وپلشت نمايش داده مي شوند.عموما جنوبي ها دزد وخالي بند نمايش داده ميشوند وشمالي ها مسخره وبي خاصيت.
چهارم عقده غربي بودن: در سيما هر كس از غرب يا نسبتي با آن داشته باشد شاخص مي باشد مثلا در سريال هاي ايراني عموما به شكل لطيفي مهاجرت به غرب را يك حسن نشان ميدهند وادم هاي كه به انجا رفته اند ودر انجا زندگي مي كنند را يك سر وگردن از هم رديفانشان در ايران بالاتر نشان مي دهند. به خوبي مشخص است اين روحيه در مديران سيما نشان از تمايل شديد آنها به غرب دارد.
پنجم: كميت در سيما بر كيفيت ارجحيت دارد وديگر اينكه مديران سيما به مسائل زمانشان در ساخت فيلم وسريال آگاه نيستند. سريال ها وفيلم ها بايد قدرت جذب مخاطب جهاني داشته باشد .يك سريال يا فيلم بايد دردي از مردم درمان كند آن كه فيلم نامه را مي نويسد بايد يك حكيم باشد نه يك غرب زده . در سريال ها نبايد افراد پير وسالمند مزاحم ومسخره نشان داده شوند نبايد به فمينيست وفرزند سالاري پرداخته شود اگر پدر سالاري بد است كه هست زن سالاري وفرزند سالاري صدها برابر بدتر است الان جامعه ما ومسئولين دچار زن زدگي شده اند وبزرگترين ضربه را خود زنان مي خورند. كليد تمام مفاسد دنيا پرستي مي باشد كه اين معضل در سيما به شدت تبليغ وتوجيه مي شود
ششم: در سريال ها وفيلم ها براي نمايش داخل عموما از خانه اي پر زرق وبرق استفاده مي شود وبراي خارج عموما ايران يك خرابه بيشتر نيست با خانه ها و صحنه هاي رقت انگير وگاها نفرت انگيز.در صورتيكه بايد اين موضوع برعكس باشدواصلاح شود.
هفتم: در تبليغات سيما بخصوص تبليغات بانك ها مردم ايران انسان هاي طماع نشان داده مي شوند كه براي مقداري پول محو تابلويي مي شوند يا مثلا براي اندكي پول بي ارزش به سوي بانك ها هجوم مي آورند وبانك ها را منجي و تنها اميد مردم نشان مي دهند از طرفي تبلغ بانك عموما تشويق تنبلي ومفت خوري مي باشد. در بعضي از تبليغهاي سيما تبليغ تجمل گرايي بشدت ديده مي شود.
هشتم: عدم تبليغ حماقت ولااوبالي بودن، در امريكا پس از سريال گجت تحقيقي شد ومتوجه شدند اين سريال بخاطر شيرين نشان دادن حماقت موجب افزايش حماقت در ميان مردم ودر نتيجه افزايش كاروشوخي هاي احمقانه و جنايت هاي وحشتناك شده است.متاسفانه سريال هاي جديد صدا وسيما در بخش طنز تبليغ حماقت مي باشد(عموما سريال هاي كه آقاي ق.خ مي نويسد از اين نوع مي باشد)
نهم: نمايش فيلم وسريالهاي خارجي بايد كاهش پيدا كند واز تعداد شبكه هاي بيخاصيت كاسته شود شبكه استاني دردي از كسي درمان نمي كند بهتر است شبكه ها ي استاني به بخش خصوصي داده شود
ولی کو گوش شنوا؟؟؟
به عنوان مثال در روز عاشوراي امسال صداوسيماي اراك زيارت عاشورا را بطور كامل پخش كرد در حاليكه طبق قوانين وسياستگذاريهاي صداوسيما پخش زيارت عاشورا به دليل اختلاف برانگيز بودن بين شيعه وسني،وحفظ وحدت ملي،ممنوع است ولي اين اتفاق افتاد واعتراض دوستداران انقلاب وكشور چه شيعيان چه اهل سنت به اين اقدام خلاف قانون صدا وسيما بي نتيجه بود
كي به كيه؟
درحالي كه اگر اين اقدام خلاف مصالح ملي در هر كشوري مي افتاد با خاطيان شديد ترين برخورد را داشتند
به قول خاله قضي تو جيب مارو نزن.....
حالا صداوسيما كشور را به سمت جنگ هاي مذهبي نكشاند بقيش پيشكش.....