کد خبر: ۱۰۳۲۹۸
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

ماجرای گچ و تخته حجت الاسلام قرائتی

یك بچه‌ مدرسه‌ای، ابتدایی نامه نوشته قرائتی تو اسراف می‌كنی، خدا تو را دوست ندارد. چون گچ كوچك دستت بود، افتاد، خم نشدی برداری، یك گچ دیگر دست گرفتی. این گچ زیر پایت له شد. همین مقداری كه گچ له شد اسراف كردی

به گزارش فرهنگ نیوز، حجت الاسلام قرائتی  در یکی از برنامه های درسهایی از قرآن خود این خاطر را نقل کرد:

... نمی‌دانم برایتان گفتم یا نه؟ یك بچه‌ مدرسه‌ای، ابتدایی نامه نوشته:  "قرائتی تو اسراف می‌كنی، خدا تو را دوست ندارد. چون گچ كوچك دستت بود، افتاد، خم نشدی برداری، یك گچ دیگر دست گرفتی. این گچ زیر پایت له شد. همین مقداری كه گچ له شد اسراف كردی، اسراف گناه كبیره است. تو هم آدم بدی هستی."


حالا باید از آن بچه تشكر كنیم، حالا اگر عیب‌های مرا در بوق كنند، بگویند: هر كسی یك عیب پیدا كند. آن وقت معلوم می‌شود كه اصلاً ما هیچی برای گفتن در قیامت نداریم. اولین سؤال صفر، آن هم نه صفر ساده، یك صفر اندازه در یك قوری. صفر بزرگ! حالا فعلاً خدا ستار العیوب است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین