کد خبر: ۹۹۶۷۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

نگاهی به پرونده فرقه منافقین

انجمن دفاع از قربانیان تروریسم در خاورمیانه، از فرزندان و خانواده‌های قربانیان ترور تشکیل شده که هدف خشونت وحشیانه تروریست‌ها قرار گرفته‌اند.
انجمن در نظر دارد تا به افشای ماهیت فرقه‌ای سازمان مجاهدین خلق و سایر گروه‌های تروریستی در اذهان جهانیان مبادرت کرده، بدین وسیله از گسترش و عملکردهای تروریستی جلوگیری کند و بستری را فراهم آورد تا اعضای فرقه‌های تروریستی به حداقل ممکن کاهش یابند.

چرا منافقین به «شاخه سازی» روی آوردند
با توجه به تاثیر هویت فرقه‌ای در وقوع اقدامات تروریستی و عملکرد فرقه‌ای مجاهدین خلق نسبت به اعضاء و نوع عضوگیری این سازمان، توجه خود را به بررسی ارتباط این دو مولفه معطوف می‌سازیم.
با توجه به مغفول ماندن عملکرد ضد انسانی سازمان مجاهدین خلق، شناسایی امور مربوط به این سازمان را مد نظر داریم، بویژه عملکردی که سازمان مذکور نسبت به اعضای خود در پادگان اشرف دارد، امری که هر از چندگاهی که اعضاء موفق به فرار از این پادگان شده و پا به دنیای آزاد می‌گذارند، پرده از ساختار فرقه‌ای و ضد انسانی حاکم بر آن بر می‌دارند.
با توجه به این مهم به بررسی شاخصه‌های اصلی این سازمان با دغدغه حقوق بشری می‌پردازیم و آن را دریچه‌ای قرار می‌دهیم که در پرتو آن نگاهی حقوق بشری را در مقابله با تروریسم دنبال می‌کنیم.
نگاهی کلی به فرقه مجاهدین خلق
فرقه مجاهدین خلق، بعنوان فرقه نظامی- سیاسی محسوب می‌شود که در لیست گروه‌های تروریستی بسیاری از کشورها از جمله وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا قرار دارد. تقسیم گروه‌های تروریستی به شاخه‌های گوناگون به منظور گریز از وجه تروریستی و مورد هدف قرار گرفتن از سوی غرب، امری رایج از سوی سازمان‌های تروریستی است. از جمله موارد می‌توان به سازمان تروریستی پ.ک.ک. و سازمان مجاهدین خلق اشاره کرد.
سازمان مجاهدین خلق نیروهای خود را در شاخه‌های گوناگون تقسیم کرد و این شاخه‌ها تحت عناوینی همچون شورای ملی مقاومت (NCRI)، مجاهدین خلق(MEK)، سازمان مجاهدین خلق(MKO)، مجاهدین خلق ایران (PMOI)، ارتش آزادی بخش ملی ایران (NLA)، جامعه دانشجویان مسلمان ایران و سازمان مبارزان مقدس خلق ایران فعالیت می‌کند.
اعضاء این سازمان تحت آموزش‌های شدید نظامی قرار گرفته و تحت حمایت و کنترل سیستم امنیتی عراق سرنگونی قهرآمیز رژیم ایران را هدف خود قرار داده بود. این سازمان عملیات‌های تروریستی بسیاری را در کارنامه خود ثبت کرده است.
این سازمان تروریستی نیز همچون سایر سازمان‌های تروریستی به رغم ارتکاب به اقدامات تروریستی از پذیرش عنوان تروریست بودن امتناع کرده و خود را تحت عناوین متفاوت دیگری تعریف می‌کنند، این امر بویژه از آن رو صورت می‌گیرد که عرصه پس از 11 سپتامبر بر گروه‌های تروریستی بسیار تنگ شد و محدودیت‌های بسیاری بر این گروه‌ها حاکم شد.
از دیگر موارد می‌توان به گروهک تروریستی جند الله اشاره کرد که خود را تحت عنوان جنبش مقاومت مردمی ایران تعریف کرده و در لوای این عنوان مرتکب وحشیانه‌ترین اقدامات تروریستی علیه مردم این سرزمین شد.
نکته این که هر دو این گروه‌ها از سوی وزارت امور خارجه ایالات متحده به عنوان گروه‌های تروریستی شناسایی شده‌اند.

عضوگیری در فرقه تروریستی منافقین/فریب جوانان با وعده کار و رفاه

فرقه مجاهدین خلق(گروهک منافقین) همیشه سعی کرده است به طرق مختلف نیروهای جدید به تشکیلات فرقه‌ای‌اش اضافه کند.

در دوره‌ای عوامل این فرقه با استقرار در کشورهای همسایه خصوصاً ترکیه یا دبی و امارات سعی می‌کردند جوانان ایرانی را در دام خود گرفتار کنند. آنها با دادن وعده‌های کذب به جوانانی که در جستجوی یک زندگی بهتر بودند، آنها را به پادگان اشرف می‌کشاندند. به آنان وعده کار می‌دادند و اینکه از کشورهای اروپایی برای آنان پناهندگی خواهند گرفت.

بعد از اندک مدتی این افراد می‌فهمیدند که در چه دامی افتاده‌اند، اما برای هر اقدامی دیر شده بود و عملاً به اسارت و بیگاری گرفته می‌شدند.

موسسه تحقیقات دفاعی «رند» در گزارشی به این موضوع پرداخته است.

بر اساس این گزارش، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با دادن وعده‌ کار و درآمدهای بالا جوانان جویای کار را فریب می‌داد. بعد از عملیات مرصاد که مجاهدین خلق (منافقین)نزدیک به 3500 نفر از اعضایش را از دست داد جذب نیروی بیشتر در دستور کار فرقه قرار گرفت.

به همین منظور برای اولین بار و در مردادماه 68، چند نفر از منافقین به سرپرستی «ابریشمچی» برای جذب نیرو راهی اردوگاه اسرا شدند.

تلاشهای فرقه مجاهدین خلق (گروهک منافقین) برای جذب اسرا ایرانی در عراق

فرقه مجاهدین خلق به منظور جذب نیرو و انتشار افکار و آرمان‌های سازمان در بعضی اردوگاه‌ها تصاویر مسعود و مریم رجوی را نصب و نشریه ارگان مجاهدین خلق را توزیع کردند.

بخش مهمی از اخبار نشریه به اصطلاح «مجاهد» انتشار اخبار کذب در خصوص اوضاع سیاسی - نظامی ایران بود که با هدف ایجاد دلسردی و ناامیدی در اسرا صورت می‌گرفت.

گروهک منافقین سعی کردند از شرایط نامساعد و پر مشقت دوران اسارت در اردوگاه‌های عراق استفاه کنند و با دادن وعده‌هایی مثل خوراک و لباس خوب، مکان استراحت، امکانات تفریحی، آزادی در رفت و آمد به شهرها، وضعیت مناسب بهداشتی، پناهندگی و امثال آنها اسرا را به عضویت در آورند. وضعیت دردناک اردوگاه‌های اسرا به کمک این فرقه آمد و آنها عده‌ای هر چند معدود را با حقه‌ و نیرنگ به پادگان اشرف کشاندند، اما هیچ یک از وعده‌های آنها عملی نشد.

نه از زندگی خوب خبری بود و نه پناهندگی سیاسی و نه تردد آزاد به شهرهای دیگر. این افراد عملاً در خلوت هم تحت کنترل و نظارت بودند و تنها می‌توانستند در محوطه پادگان تردد کنند. نکته تاسف برانگیز اینکه برخی از این اسرا که با وعده‌های دروغین به عضویت گروهک منافقین درآمده بودند به دلیل اعتراض به وضعیت پادگان اشرف تحت انواع شکنجه‌ها قرار گرفتند که به جان‌باختن برخی از آنها منجر شد.

حقوق بشر، دستاویز فرقه تروریستی مجاهدین

فرقه تروریستی مجاهدین، در ازای همگامی با رژیم دیکتاتوری صدام، در سرکوب مردم عراق و اقدامات تروریستی بر علیه مردم ایران از حمایت‌های رژیم بعث برخوردار شده بود و در پرتو چتر حمایتی­ رژیم بعث، ساختار فرقه‌ای خود را حفظ می‌کرد، تا کماکان اعضاء را اسیر امیال و خواسته‌های رهبران فرقه نگاه دارد و به اقدامات تروریستی مبادرت کند.

فرقه مذکور پس از سرنگونی رژیم بعث و با از دست دادن حامی بعثی خود، برای تداوم ساختار فرقه‌ای خود، دستاویزهای دیگری را جستجو کرده است، از جمله قرار گرفتن در پناه نیروهای اشغالگر آمریکایی که بهانه تشکیل سازمان مقابله با آن بوده و شعار مبارزه با آمریکا و امپریالیسم باعث شکل گیری آن شده بود.

از همین روست که تمام تلاش خود را برای تداوم حضور نیروهای اشغالگر در عراق معطوف ساخت، حال پس از ناامید شدن از ماندن نیروهای آمریکایی و برداشته شدن چتر حمایتی نیروهای اشغالگر از فرقه تروریستی منافقین در عراق، ترفندی دیگر گونه را جستجو کرده است.

با این توضیح که امروزه فرقه تروریستی مجاهدین بنا به محدودیت‌های اعمال شده بر آن و شرایط حاکم بر روابط بین‌الملل، حقوق بشر و سازمانهای مربوطه را دستاویزی قرار داده تا بدین وسیله پادگان اشرف را برای اسیر نگاه داشتن اعضاء، حفظ کند و بدینگونه با نگهداشتن اعضاء در درون حصارهای ذهنی و اجتماعی، شستشوی مغزی، جداسازی جنسی اعضاء، طلاق اجباری همسران و تحمیل تجرد کامل و حتی قطع ارتباط اعضاء با دوستان و خانواده، جداسازی فیزیکی از اجتماع، نابود کردن قدرت ارزش گذاری اطلاعات در نزد افراد و نهایتاً تحمیل خواسته‌های خود بر اعضاء قرار داده، اموری که نمایانگر نقض فاحش حقوق بشر در پادگان اشرف می‌باشد.

بدینسان در زمانی که فریاد دادخواهی رهبران فرقه تروریستی مجاهدین خلق در مورد نقض حقوق بشر بر ساکنان اشرف سر داده می‌شد و با فراخوانهای مکرر و ارائه بیانیه­ها و برگزاری تجمعات، از سازمانهای حقوق بشری و مجامع بین‌المللی مرتب درخواست حمایت می‌کردند، در همان حال بنا به گفته خانم مریم سنجابی، عضو شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق و همچنین عضو شورای ملی مقاومت، (همراه با آقایان برات کیخائی و عبداللطیف چاردری از اعضای قدیمی سازمان، که طی مدت اخیر توانسته‌اند از پادگان فرقه‌ای اشرف فرار کرده و خود را به نیروهای عراقی تسلیم کنند)، اعضای پادگان اشرف از اولیه ترین حقوق انسانی که در تمامی کشورهای جهان و مجامع بین‌المللی برسمیت شناخته شده محروم بوده‌اند.

بنا به گفته این اعضاء (که در چند روز اخیر از پادگان اشرف فرار کرده) فرقه تروریستی مجاهدین، علیرغم تبلیغات گسترده، برای آزادی و آزادی خواهی و برغم اینکه آنها بشدت از حربه عدالت خواهی و حقوق بشر در مجامع بین‌المللی سو استفاده می­کنند، در تشکیلات این فرقه بصورت بسیار پیچیده و همینطور بطور علنی کلیه اعضا این سازمان تحت استثمار شدید فکری قرار داشته و از ابتدایی‌ترین حقوق و حقوق مسلم­شان محروم هستند.

این امر در مورد وضعیت خانواده شکل حادتری به خود گرفته است، آنچنانکه هیچکدام از اعضای اشرف حق ارتباط آزادانه با خانواده‌های خودشان را ندارند و به آنها اجازه دیدار با اعضای خانواده داده نمی‌شود.

بنا به گفته مریم سنجابی، تنها در یک فرصت کوتاه بین سال‌های 83 تا 85 بود، تعدادی از خانواده‌ها موفق به آمدن به اشرف شدند، که آن هم برای بهره برداری سازمان بود زیرا علاوه بر اینکه با اینکار شروع به جذب یکسری از جوانان نا آگاه که بسیاری از آنها زیر 18 سال بودند، کردند، سایر سوء استفاده‌ها از آمدن خانواده‌ها نیز می‌شد. از جمله گرفتن پول و قول همکاری و ایجاد شورش و جذب نیروی جدید برای سازمان بدون شناخت و تصمیم خود افراد. علاوه بر اینکه در همین موارد نیز، دیدارهای خانوادگی همگی کنترل شده و تحت نظارت یک مسئول قرار داشت و بعد از رفتن خانواده هر کسی، فرد مورد نظر را قرنطینه کرده و از وی نیز می‌خواستند که گزارشی از وضعیت اش بدهد که آیا به خانواده اش وابسته شده یا خیر و علاقه‌ای به خانواده در وی بوجود نیامده باشد و در این رابطه افراد را تحت فشارهای مختلف قرار می‌دادند، از جمله تشکیل جلسات جمعی، علاوه بر این حتی به اعضا اجازه داده نمی‌شد که شب‌ها نزد خانواده‌هایشان باقی بمانند و شب‌ها خانواده‌ها را از فرزندانشان جدا می‌کردند، تا مبادا از میزان وفادریشان به رهبری فرقه کاسته شود و یا در مروادات عاطفی و خانوادگی و انسانی اهداف تروریستی ای را که سازمان برای آنها تدارک دیده، کمرنگ شود.

البته این موضوعات فقط در همان دو سال حاکم بود و بعد از آن از ترس تاثیر خانواده بر اعضاء هیچگاه نه به خانواده‌ها و نه به اعضاء مجال و فرصت دیدار داده نشد. بلکه از اعضاء خواسته می­شد تا برای نشان دادن وفاداریشان به رهبران فرقه، فحش و ناسزای بیشتر و بیشتری به خانواده‌هایشان که عمدتاً پدر و مادرانشان بودند نثار کنند.

با این وصف آشکار است که سازمانهای حقوق بشری تا چه حد دستاویز فرقه تروریستی منافقین قرار گرفته و مجامع بین‌المللی و سازمانها و انجمن‌های فعال حقوق بشری تا چه حد در حمایتهای خود به بیراهه رفته­اند.

بنا به گزارشهای ارائه شده اخیر اعضاء فرقه که موفق به رهایی از چنبره این ساختار فرقه‌ای و پادگان اشرف شده­اند،(که البته پیش از این نیز شاهد موارد بسیاری از این دست بوده‌ایم) باید گفت که هر گونه حمایتی از حفظ و تداوم پادگان اشرف، چیزی نیست جز کمک به رهبران فرقه در حفظ ساختار فرقه‌ای و تداوم نقض حقوق بشر در اشرف.

از این رو عملکرد فرقه تروریستی منافقین در پادگان اشرف (و حتی در دیگر جاها که قواعد ضد انسانی و متحجرانه خود را بر اعضاء تحمیل می‌کنند)، باید بعنوان محور اصلی و تعیین کننده در برخورد با این فرقه مورد شناسایی قرار بگیرد.

با این نگاه تلاش برای منحل کردن پادگان اشرف و سپس تلاش برای آزادی اعضاء از چنبره القائات فرقه باید در صدر برنامه سازمان‌های حقوق بشری قرار بگیرد.

کودکان؛ ابزار جمع آوری اعانه در اروپا
سران سازمان منافقین در بسیاری موارد از کودکان به عنوان ابزاری برای جمع آوری اعانه در کشورهای اروپایی بهره گرفته‌اند و این امر یکی از طرق تامین منابع مالی فرقهاست.
رهبران سازمان منافقین جان تمامی اعضاء را جزئی از دارایی‌های خود می‌دانند و اعضای سازمان آنچنان تحت متدهای مغز شویی قرار می‌گیرند که در فدا کردن جانشان در راستای مطامع رهبرانشان هیچ مذایقه‌ای نداشته باشند.
موضوع شکنجه و زندانی کردن افرادی خواهان جدایی از سازمان هستند نیز امروزه به معضلی برای این فرقه تبدیل شده است. از همین روست که افرادی که خود شاهد عملکرد سازمان بوده‌اند، تشکیلات سازمان مجاهدین خلق را به عنوان یکی از بنیادگراترین و متحجرترین ایدئولوژی‌ها تعریف کرده‌اند.
زنان، محروم از حق مادری و همسری
زنان عضو سازمان بر اساس گزارش نهادهای بین‌المللی و تحقیقاتی همچون دیده بان حقوق بشر در می 2005 و انستیتو تحقیقات دفاع ملی آمریکا (RAND) در سال 2009 حتی از حقوق اولیه خود همانند داشتن همسر و فرزند محروم می‌باشند و عشق ورزیدن به هر چیزی به غیر از رهبران سازمان و اهداف تروریستی آنها گناه و مستوجب مجازات می‌باشد.
ممنوع کردن حق مادری در این فرقه آنچنان است که نه تنها اعضا را از ازدواج کردن بازداشته، بلکه در حداقل 150 مورد رحم زنان را نیز طی عمل از آنان خارج کرده‌اند.
کودکان؛ ابزار جمع آوری اعانه در اروپا
کودکان قربانی سازمان مجاهدین خلق به دو دسته تقسیم می‌شوند، یکی کودکانی که توسط سازمان مجاهدین خلق و در برابر چشم والدینشان هدف ترور سازمان مجاهدین قرار گرفته‌اند و دیگر، کودکانی که والدینشان عضو سازمان مجاهدین خلق هستند و بر اساس اصول فرقه‌ای حاکم بر سازمان باید از والدینشان جدا شوند و تحت آموزش‌های نظامی و ایدئولوژیک فرقه قرار می‌دهند. در بسیاری از موارد نیز از آنها به عنوان کودکان بی سرپرست به عنوان ابزاری برای جمع آوری اعانه در کشورهای اروپایی بهره گرفته‌اند و این امر یکی از طرق تامین منابع مالی فرقه می‌باشد، امری که در گزارش اداره امنیت فدرال آلمان نیز به آن اشاره شده است.
تشکیل خانواده؛ بزرگترین تهدید برای موجودیت سازمان
تشکیل خانواده در نزد این فرقه بعنوان بزرگترین تهدید برای موجودیت سازمان قلمداد می‌شود، از این رو فرقه مذکور ازدواج اعضای سازمان را ممنوع و اعضاء را به طلاق اجباری وادار کرده است.
همچنین سازمان مجاهدین خلق بسیاری از زنان عضو را وادار به انجام کارهای طاقت فرسا در داخل اردوگاه نظامیان سازمان می‌کند.
چهره زنان در فرقه مجاهدین فاقد هرگونه احساس زنانگی است و در پرتو شرایط سخت و دشواری که سازمان بنا بر اهداف نظامی و تروریستی خود بر اعضاء تحمیل می‌کند، چهره‌ای خشن و سرد و بی روح یافته‌اند.
سران سازمان داشتن فرزند و همسر را برای اعضای سازمان ممنوع کرده و اقدام به جدایی فرزندان از والدین و انتقال اجباری آنها به کشورهای دیگر کرده است. سازمان با مستقر کردن این کودکان در مراکز خیریه و معرفی آنها به عنوان کودکان بی سرپرست از آنها در راستای تامین هزینه‌های سازمان بهره می‌برد. از سوی دیگر سازمان مجاهدین خلق از این کودکان به عنوان اهرم فشاری برای وادار کردن والدینشان به ادامه همکاری با سازمان و اجرای عملیاتهای تروریستی استفاده می‌کند.
در این زمینه می‌توان به گزارش دیده بان حقوق بشر در می 2005 و انستیتو تحقیقات دفاع ملی آمریکا (RAND) در سال 2009 درباره سازمان و وضعیت آنها در عراق اشاره کرد که بسیاری از جنایات این سازمان در قبال کودکان را افشا کرده است.

چرا فرقه منافقین همچنان فرقه‌ای تروریستی است؟
آموزش نظامی به اعضاء برای انجام حملات تروریستی نشان می‌دهد این فرقه همچنان پتانسیل بالایی برای انجام اقدامات تروریستی دارد.

الیزابت روبین که شخصاً در سال 2003 از اشرف دیدن کرده، در مقاله‌ای، گروهک مجاهدین خلق را دارای ساختار فرقه‌ای معرفی کرده و خواستار ابقاء نام آن در فهرست گروه‌های تروریستی وزارت خارجه آمریکا شده است.
فرقه مجاهدین خلق، در پاسخ، طی اعلامیه‌ای در شهریور 1390 با انتقاد از این خواسته روبین گفته: فرقه بودن معیار و ملاکی برای تعیین یک گروه تروریستی نیست.
به گزارش «انجمن دفاع از قربانبان تروریسم خاورمیانه» نکته مهم و قابل تامل این که مجاهدین خلق عملاً می‌پذیرند که ساختاری فرقه‌ای دارند و تنها ایرادی که بر سخنان الیزابت روبین وارد می‌داند این است که فرقه‌‌ای بودن آنها ربطی به تروریستی بودنشان ندارد و لذا نباید بر این اساس در لیست گروه‌های تروریستی باقی بمانند.
در حقیقت سازمان مجاهدین خلق برای اینکه نام تروریست را از پیشانی خود پاک کند، فرقه‌ای بودنش را پذیرفته است.
این اعتراف در نوع خود بی سابقه است، اما مسئله اعتراف فوق الذکر نیست بلکه پرداختن به مواردی است که نشان می‌دهد این فرقه همچنان فرقه‌ای تروریستی است.
دلیل نخست این که فرقه مجاهدین خلق هنوز با افتخار از اقدامات گذشته خود یاد می‌کند. این گروهک تروریستی مسئول ترور 12 هزار شهروند ایرانی، هزارن شهروند عراقی و 7 شهروند آمریکایی است و مسئولیت بسیاری از ترورها و انفجارها را به عهده گرفته است.
انفجار 7 مهرماه بازار ناصر خسرو در سال 1363 که بیش از پنجاه کشته و زخمی بر جای گذاشت یا انفجار ایستگاه راه آهن قم در 2 تیر ماه 1360 که عده‌ای بی‌گناه را به کام مرگ فرستاد، از جمله اقدامات تروریستی این فرقه بر ضد مردم بی‌گناه است که جای هیچگونه توجیهی باقی نمی‌گذارد.
فرقه مجاهدین خلق نه تنها از سابقه تروریستی‌اش ابراز ندامت نمی‌کند بلکه بر آن می‌بالد.
دوم اینکه فرقه مجاهدین خلق در جریان اشغال عراق در سال 2003 توسط نیروهای آمریکایی خلع سلاح شد. به دنبال خلع سلاح شدن بود که اعلام کرد از حملات تروریستی دست برداشته است. در حقیقت این عمل آن از سر اجبار و اضطرار بود، نه بر اثر دگرگونی فکری و تغییر نگرش این گروهک نسبت به وقایع دنیای پیرامون. بدیهی است چنانچه این گروهک خلع سلاح نمی‌شد هیچ‌گاه چنین مسئله‌ای را عنوان نمی‌کرد.
سوم اینکه سازمان مجاهدین خلق بنا را بر حفظ ساختار فرقه‌ایش گذاشته است، در واقع نگرش تروریستی آن همچنان پا برجاست. آموزش نظامی به اعضاء برای انجام حملات تروریستی نشان می‌دهد این فرقه همچنان پتانسیل بالایی برای انجام اقدامات تروریستی دارد. موضوعی که در گزارش نهادهای امنیتی غربی نیز به آن اشاره شده است.
اداره فدرال امنیت آلمان در گزارشی که در خصوص فرقه مجاهدین خلق منتشر کرده، تصریح کرده که علیرغم آنچه فرقه اعلام کرده، همچنان این احتمال وجود دارد که این گروهک به اقدامات خطرناک تروریستی دست بزند.
خودسوزی‌های 18 ژوئن 2003 در جریان دستگیری مریم رجوی و 182 تن از سرکرده‌ها و اعضاء فرقه به اتهام تلاش برای تدارک حملات تروریستی و پولشویی، عملاً نشان داد که علی‌رغم بیانیه‌های صادر شده، فرقه از ماهیت تروریستی‌اش دست نکشیده و چنانچه شرایط مهیا شود از چنین اعمالی پرهیز نخواهد کرد.

ناکامی فرقه محاربین خلق در حفظ ساختار فرقه‌ای
سران سازمان که به نقش پادگان اشرف برای حفظ ساختار فرقه‌ای و حفظ سیادت خود بر اعضاء کاملاً واقفند، عزم خود را جزم کردند تا به هر قیمتی از آن که نگاه دارنده ساختار فرقه¬ای این گروهک تروریستی است، حفاظت کنند.
گروهک تروریستی منافقین در مواجهه با درخواست مصرانه مردم عراق مبنی بر باز پس‌گیری زمین‌های کشاورزی غصب‌شده‌ای که پادگان اشرف بر آن بنا شده و تاکید جناح‌های سیاسی مبنی بر اجرای قانون اساسی، واکنش‌های متفاوتی را در دستور کار خود قرار داده است.
از جمله موارد اینکه پس از تلاشهای بی‌حاصلی که برای تخریب دولت قانونی عراق در بین مردم صورت داد، توامان با آن، جاسوسی در برنامه‌های صلح‌طلبانه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران تا به گمان واهی خود بار دیگر با به راه انداختن جنجال تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی، هویت تروریستی خود را پنهان کند و چندی دیگر نیز از حمایت اربابان قدرت برای حفظ ساختار فرقه‌ای‌اش بهره بگیرد.
به گزارش «انجمن دفاع از قربانبان تروریسم خاورمیانه» گروهک تروریستی منافقین درست همزمان با واکنش نیروهای امنیتی دولت عراق به اقدامات تحریک آمیز و برنامه¬ریزی شده این فرقه مذکور از پادگان اشرف، که برای فریب دادن افکار عمومی و البته با هزینه اعضای این فرقه (که در نزد رهبران آن هزینه ناچیزی است)، بازی جدیدی را طراحی کرده‌اند.
با این شرح که گروهک منافقین همزمان با تحریک نیروهای امنیتی عراق، مصاحبه مطبوعاتی را طراحی کرده و بار دیگر به انتشار شایعه‌هایی پیرامون مسئله هسته‌ای ایران مبادرت و جمهوری اسلامی ایران را به عنوان تهدیدی خطرناک برای منطقه و جهان ترسیم کردند، تا از این طریق افکار عمومی را درباره هویت تروریستی دهشتناک و خطرناک خود، اغفال کنند.
منافقین با این شیوه اهمیت نقش ابزاری خود را در جاسوسی برای اربابان قدرت، بار دیگر یادآور شده و برای خود خریداری را جستجو کرد. از این رو تلاش گسترده¬ای را در تبلیغ علیه ایران صورت داده و خواستار اعمال تحریم‌ها و واکنش سریع علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی غرب شد.
اما این نقش ابزاری این بار دیگر کارگر نبوده و کذب شایعات منتشر شده آنچنان است که بنا به گفته دیوید آلبرایت، مدیر موسسه علوم و امنیت بین‌الملل، ادعای سازمان مجاهدین مورد تردید است و با بیان اینکه، این گروه تمایل دارد مبالغه کند، این نقش و هویت ابزاری شان را بی ثمر کرده است.
بدینسان اندوخته¬های منافقین پس از سالها خوش خدمتی به اربابان قدرت، که جهت گستراندن عرصه برای فعالیتهای تروریستی¬شان صورت می¬گرفت، ناکارا شده و فرقه تروریستی منافقین، که طی سالها تلاش تنها توانسته بود تنی چند از مقامات از کارافتاده و بازنشسته آمریکایی که بعضاً بنا به اقرار خود این افراد، از سوی منافقین تطمیع مالی نیز شده بودند، را به ظاهر با خواسته‌های خود همراه سازد و در مقابل مقامات یاد شده نیز بنا به نگاه ابزاریشان به پدیده تروریسم، فراز و فرودهای بسیاری را برای این فرقه تروریستی رقم زده‌اند.
رهبران این گروهک تروریستی که به نقش پادگان اشرف برای حفظ ساختار فرقه‌ای و حفظ سیادت خود بر اعضاء کاملاً واقفند، عزم خود را جزم کردند تا به هر قیمتی از این پادگان که نگاه دارنده ساختار فرقه¬ای این گروهک تروریستی است حفاظت کنند.
در این راستا فرقه تروریستی منافقین با عرضه خود به بازار اربابان قدرت، سعی کرد تا با برجسته کردن جمهوری اسلامی ایران به عنوان تهدیدی برای امنیت منطقه و جهان، خریدارانی را برای فرقه تروریستی خود جستجو کند.
در وصول به این مقصود، گروهک تروریستی منافقین امکانات و توانایی‌های خود را به نمایش گذارده و با نمایش خودسوزی دو نفر از منافقین و یا با پرتاب کردن اعضای فرقه جلوی ماشینهای نظامی عراقی، توان فرقه را در استحاله اعضاء و قربانی کردن آنها به نمایش گذاشت، امری که کذب تمامی دعاوی این فرقه تروریستی را مبنی بر تغییر دادن هویت تروریستی و یا سر دادن شعارهای دموکراتیک، نشان می‌دهد و بیش از هر زمان دیگری ضرورت انحلال پادگان اشرف را که به رهبران این فرقه این توانایی را بخشیده تا اعضاء را بدین گونه اسیر و فرمانبردار مطامع خویش سازند، را آشکار می‌کند. همچنین بر هر گونه حمایتی از این فرقه تروریستی نقطه پایانی می‌زند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین