چگونی ظهور و افول غائله 18 تیر 78
همواره دانشگاه و دانشجویان مورد طمع جریانات سیاسی قرار داشته اند تا درکشمکش های سیاسی مورد بهره برداری قرار بگیرند
ندای انقلاب// دانشگاه به عنوان یک
سیستم، در یک ساختار اجتماعی وسیع، که کلیه مناسبات آن ناظر بر محوریت نهاد
دانشجو تعریف شده است در نظر گرفته می شود. سیستم نیز به عنوان یک کل واحد
ناظر بر یک نهاد شکل میگیرد، نهادی که به این اعتبار نقش محوریت سیستم را
داراست. این نهاد حائز ویژگی ای است که اصطلاحاً به آن خصیصه میگویند. به
عبارت دقیقتر، از طریق واکاوی روابط دانشگاه با ساختار پیرامونی، به
توصیفی از خصیصه دانشجویی می رسیم که در آن نقش دانشگاه و دانشجویان در شکل
دهی جامعه امری ضروری و غیر قابل اجتناب می شود.
از این رو در سنوات گذشته همواره دانشگاه و دانشجویان مورد طمع جریانات سیاسی قرار داشته اند تا به عنوان پیاده نظامی فعال و کم توقع درکشمکش های سیاسی مورد بهره برداری قرار بگیرند. موضوعی که غائله ۱۸ تیر نمونه ای از آن بود .
اما در اینکه حادثه ۱۸ تیر چگونه پدیدار شد ، رشد کرد و سرانجام رو به افول نهاد می باید به سراغ دسته بندی مراحل شکل گیری آن در برهه ۱۶ تا ۲۳ تیر ۷۸ رفت . دوره ای که می توان آنرا در قالب مراحل ذیل تبیین کرد:
پرده اول: قانونی که نمی بایست تصویب می شد
در همان سالهای آغازین دولت دوم خرداد، روزنامه های زنجیره ای به تعبیر مقام معظم رهبری، به پایگاه دشمن تبدیل گردیده و با زیرسئوال بردن مبانی اسلام و انقلاب به غوغاسالاری و ایجاد التهاب پرداخته و هر روز به بهانه ای فضای سیاسی کشور را متشنج می کردند لذا مجلس پنجم با علم به این واقعیت که بخش مهمی از ناهنجاری ها ناشی از نقاط ضعف و نواقص قانون مطبوعات است تصمیم به اصلاح آن گرفت.
وقتي روزنامه سلام در ۱۵ تيرماه ۱۳۷۸ و درست ۲۴ ساعت مانده به بررسي طرح تغيير و اصلاح كليات قانون مطبوعات در مجلس شوراي
از این رو در سنوات گذشته همواره دانشگاه و دانشجویان مورد طمع جریانات سیاسی قرار داشته اند تا به عنوان پیاده نظامی فعال و کم توقع درکشمکش های سیاسی مورد بهره برداری قرار بگیرند. موضوعی که غائله ۱۸ تیر نمونه ای از آن بود .
اما در اینکه حادثه ۱۸ تیر چگونه پدیدار شد ، رشد کرد و سرانجام رو به افول نهاد می باید به سراغ دسته بندی مراحل شکل گیری آن در برهه ۱۶ تا ۲۳ تیر ۷۸ رفت . دوره ای که می توان آنرا در قالب مراحل ذیل تبیین کرد:
پرده اول: قانونی که نمی بایست تصویب می شد
در همان سالهای آغازین دولت دوم خرداد، روزنامه های زنجیره ای به تعبیر مقام معظم رهبری، به پایگاه دشمن تبدیل گردیده و با زیرسئوال بردن مبانی اسلام و انقلاب به غوغاسالاری و ایجاد التهاب پرداخته و هر روز به بهانه ای فضای سیاسی کشور را متشنج می کردند لذا مجلس پنجم با علم به این واقعیت که بخش مهمی از ناهنجاری ها ناشی از نقاط ضعف و نواقص قانون مطبوعات است تصمیم به اصلاح آن گرفت.
وقتي روزنامه سلام در ۱۵ تيرماه ۱۳۷۸ و درست ۲۴ ساعت مانده به بررسي طرح تغيير و اصلاح كليات قانون مطبوعات در مجلس شوراي
كوي دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف آن
شاهد تجمع و تظاهرات غيرقانوني دانشجوياني بود كه با هدايت دفتر تحكيم
وحدت، خواستار مواردي از قبيل رفع توقيف از روزنامه سلام، شناسايي و محاكمه
مسببان و عاملان حادثه ۱۸ تير، واگذاري اختيارات نيروي انتظامي به وزارت
كشور، اعلام يك هفته عزاي عمومي و... بودند.
اسلامي، نامهاي منسوب به «سعيد اسلامي» را خطاب به مقام ارشد وزارت
اطلاعات به چاپ رساند و با تيتر درشت در صفحه اول خود چنين القا كرد كه
«سعيد اسلامي» پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است، معلوم نبود به
فاصله كمي از آن قرار است بحران كشور را فراگرفته و تهديدات امنيتي فراواني
را متوجه نظام نمايد.
در پي این اقدام روزنامه سلام، نمايندگان و طراحان تغيير قانون مطبوعات با شكايت از اين روزنامه از خود واكنش نشان دادند و وزارت اطلاعات نيز به خاطر چاپ نامههاي محرمانه، از روزنامه مذكور شكايت كرد و روزنامه سلام به حكم دادگاه ويژه روحانيت تعطيل شد. اگرچه وزارت اطلاعات بر اثر فشارهاي پيدا و پنهان، شكايت خود را از روزنامه سلام پس گرفت و برخي احزاب و تشكلها و چهرههاي دوم خردادي بر ادامه كار اين روزنامه تأكيد كردند، اما اين جوسازيها نتوانست نظر دادگاه را تغيير دهد.
پرده دوم: روزنامه سلام، خط قرمز اصلاح طلبان
در پي اعلام توقیف روزنامه سلام برخي از روزنامههاي دوم خردادي نوشتند: «دوران سياست ورزي به پايان رسيده است.» و روزنامه نشاط در تاريخ ۱۷/۴/۱۳۷۸ صراحتاً عنوان كرد كه: «جنبش دانشجويي در قبال تعطيلي روزنامه سلام ساكت نخواهد ماند.»
این موضوع به صورت ویژه ای حکایت از اهمیت روزنامه سلام و جایگاه معنوی مدیر مسئول آن در میان نیروهای اجتماعی جریان منتسب به دوم خرداد داشت به گونه ای که برخی از عناصر سیاسی نزدیک به این جریانات اعلام کرده بودند روزنامه سلام خط قرمز جبهه دوم خرداد است.
بنابراین تعطیلی نشریه سلام می توانست بهانه ی خوبی برای تحریک و به میدان کشیدن نیروهای اجتماعی حامی جریان اصلاحات در آن سالها باشد. موضوعی که اجرای آن به عهده جریانات دانشجویی گذاشته شد.
لذا پس از تعطيلي روزنامه سلام، پنج شنبه شب مورخ ۱۷/۴/۱۳۷۸ تعدادي از دانشجويان ساكن در كوي دانشگاه تهران، در اعتراض به بسته شدن اين روزنامه، دست به تجمع و راهپيمايي غيرقانوني به سمت خارج كوي زدند. اخطارهاي نيروي انتظامي به اين تظاهركنندگان مبني بر پايان بخشيدن به تجمع و تظاهرات غيرقانوني و بازگشت آنها به كوي راهي از پيش نبرد و شعارهاي تند عليه نظام جمهوري اسلامي و مسئولان عالي رتبه آن افزایش یافت.
پرده سوم: توسعه ناآرامی ها به سطح شهر
مجروح شدن چند نفر از دانشجويان و كشته شدن يك افسر وظیفه (كه ميهمان دوستان خود در خوابگاه بود) نيز سوژه مناسبي را براي ادامه تجمع و راهپيمايي و كشاندن ساير دانشجويان به خيابان و تظاهرات غيرقانوني فراهم آورد.
متعاقب آن روزهاي جمعه (۱۸/۴/۱۳۷۸) تا سه شنبه (۲۲/۴/۱۳۷۸) كوي دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف آن شاهد تجمع و تظاهرات غيرقانوني دانشجوياني بود كه با هدايت دفتر تحكيم وحدت، خواستار مواردي از قبيل رفع توقيف از روزنامه سلام، شناسايي و محاكمه مسببان و عاملان حادثه ۱۸ تير، واگذاري اختيارات نيروي انتظامي به وزارت كشور، اعلام يك هفته عزاي عمومي و... بودند.
تکرار این مطالبات و پافشاری بر تحقق آنها بهانه ای بود برای اینکه تجمعات به مراکز عمومی شهر تسری پیدا کند . به طوری که از روز شنبه مورخ
در پي این اقدام روزنامه سلام، نمايندگان و طراحان تغيير قانون مطبوعات با شكايت از اين روزنامه از خود واكنش نشان دادند و وزارت اطلاعات نيز به خاطر چاپ نامههاي محرمانه، از روزنامه مذكور شكايت كرد و روزنامه سلام به حكم دادگاه ويژه روحانيت تعطيل شد. اگرچه وزارت اطلاعات بر اثر فشارهاي پيدا و پنهان، شكايت خود را از روزنامه سلام پس گرفت و برخي احزاب و تشكلها و چهرههاي دوم خردادي بر ادامه كار اين روزنامه تأكيد كردند، اما اين جوسازيها نتوانست نظر دادگاه را تغيير دهد.
پرده دوم: روزنامه سلام، خط قرمز اصلاح طلبان
در پي اعلام توقیف روزنامه سلام برخي از روزنامههاي دوم خردادي نوشتند: «دوران سياست ورزي به پايان رسيده است.» و روزنامه نشاط در تاريخ ۱۷/۴/۱۳۷۸ صراحتاً عنوان كرد كه: «جنبش دانشجويي در قبال تعطيلي روزنامه سلام ساكت نخواهد ماند.»
این موضوع به صورت ویژه ای حکایت از اهمیت روزنامه سلام و جایگاه معنوی مدیر مسئول آن در میان نیروهای اجتماعی جریان منتسب به دوم خرداد داشت به گونه ای که برخی از عناصر سیاسی نزدیک به این جریانات اعلام کرده بودند روزنامه سلام خط قرمز جبهه دوم خرداد است.
بنابراین تعطیلی نشریه سلام می توانست بهانه ی خوبی برای تحریک و به میدان کشیدن نیروهای اجتماعی حامی جریان اصلاحات در آن سالها باشد. موضوعی که اجرای آن به عهده جریانات دانشجویی گذاشته شد.
لذا پس از تعطيلي روزنامه سلام، پنج شنبه شب مورخ ۱۷/۴/۱۳۷۸ تعدادي از دانشجويان ساكن در كوي دانشگاه تهران، در اعتراض به بسته شدن اين روزنامه، دست به تجمع و راهپيمايي غيرقانوني به سمت خارج كوي زدند. اخطارهاي نيروي انتظامي به اين تظاهركنندگان مبني بر پايان بخشيدن به تجمع و تظاهرات غيرقانوني و بازگشت آنها به كوي راهي از پيش نبرد و شعارهاي تند عليه نظام جمهوري اسلامي و مسئولان عالي رتبه آن افزایش یافت.
پرده سوم: توسعه ناآرامی ها به سطح شهر
مجروح شدن چند نفر از دانشجويان و كشته شدن يك افسر وظیفه (كه ميهمان دوستان خود در خوابگاه بود) نيز سوژه مناسبي را براي ادامه تجمع و راهپيمايي و كشاندن ساير دانشجويان به خيابان و تظاهرات غيرقانوني فراهم آورد.
متعاقب آن روزهاي جمعه (۱۸/۴/۱۳۷۸) تا سه شنبه (۲۲/۴/۱۳۷۸) كوي دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف آن شاهد تجمع و تظاهرات غيرقانوني دانشجوياني بود كه با هدايت دفتر تحكيم وحدت، خواستار مواردي از قبيل رفع توقيف از روزنامه سلام، شناسايي و محاكمه مسببان و عاملان حادثه ۱۸ تير، واگذاري اختيارات نيروي انتظامي به وزارت كشور، اعلام يك هفته عزاي عمومي و... بودند.
تکرار این مطالبات و پافشاری بر تحقق آنها بهانه ای بود برای اینکه تجمعات به مراکز عمومی شهر تسری پیدا کند . به طوری که از روز شنبه مورخ
رهبر معظم انقلاب: حرف من به دانشجويان اين
است كه مراقب دشمن باشيد. دشمن را خوب بشناسيد... دشمنان اصلي ما در
سازمانهاي جاسوسي، طراحان اين قضايا هستند و اين دشمنان بدانند كه خواب
برگشتن امريكا به اين مملكت يك خواب پريشان و غيرقابل تعبير است
۱۹/۴/۱۳۷۸ به بعد، به موازات تجمعات و تظاهرات غيرقانوني دانشجويان،
برخي جريانات فرصت طلب نيز با استفاده از فضای فراهم شده به سوء استفاده و
تخریب اموال عمومی پرداختند.
آتش زدن اتوبوسهاي شركت واحد و خودروهاي دولتي به خصوص نيروهاي انتظامي، شكستن شيشه مغازهها، تخريب برخي بانكها و غارت اموال آنها، حمله و تخريب بخشي از مسجد هدايت و هتك حرمت نسبت به ساحت مقدس قرآن كريم و نمازگزاران، حمله و تخريب و غارت اموال تعدادي از مغازههاي بازار تهران و... بخشي از اقدامات آشوب طلبان بود.
پرده چهارم: سیاسیون وارد ماجرا می شوند
در خلال اين روزها حضور برخی چهره های منتسب به جریان اصلاحات در كوي دانشگاه و سخنراني در جمع دانشجويان نه تنها به خاموشي غائله كمكي نكرد بلكه بر دامنه آن نيز افزود. به گونه ای که مصطفی معين وزير فرهنگ و آموزش عالي به جاي كمك به حل غائله، استعفاي خود را تقديم رئيس جمهور كرد كه البته مورد پذيرش قرار نگرفت و با تاکید رهبر معظم انقلاب برای حل مسئله به کار خود ادامه داد.
البته در این خصوص نظرات دیگری نیز وجود دارد از جمله اینکه اساس شکل گیری این غائله از بطن دولت اصلاحات بوده است. روح ا.. حسینیان در جمع دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ پیرامون این نظریه می گوید «... در معاونت وزارت کشور ستادی بود که سعی میکردند مسایلی را که در کوی دانشگاه بوجود آمده بود، دامن بزنند و تلاش کنند که طول بکشد و راهنمایی، تحریک و نیرو اعزام میکردند.»
اشاره رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی به تحریکات مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وقت وزارت کشور است که برخی شعله ور شدن آشوب ها در روز دوم را محصول سخنرانی تند وی در کوی دانشگاه می دانند. همچنین سرنخ برخی تجهیزات یافت شده از درون آشوبگران، به ساختمان بلند وزارت کشور در میدان فاطمی تهران می رسید( وبسایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی).
پرده پنجم: مداخله بیگانگان و رسانه های ضد انقلاب
به دنبال حوادث كوي دانشگاه، رسانههاي بيگانه كه مترصد چنين فرصتي بودند، بخش اعظمي از اخبار و گزارشهاي خود را به انعكاس گزينشي اين حوادث اختصاص دادند. راديو آزادي که از ناارامی های نقطه ای در تهران به وجد آمده بود در گزارش خود از شرایط امنیتی ایران نوشت «خشونتهاي اخير در تهران نشان داد كه حكومت اسلامي در ايران همانند هر حكومت ديگري با پشت سر گذاشتن دوران جواني و بزرگسالي به دوران پيري رسيده و سقوط آن حتمي است».
البته سیاستمداران لائیک و سکولار منطقه نیز خوراک کافی برای خبر سازی رسانه های بیگانه و ضد انقلاب را به خوبی تامین می کردند. در همان روزها «بلند اجويت» نخست وزير وقت تركيه در اظهارات مداخله جویانه ای گفته بود : انتظار نميرفت مردم ايران با فرهنگ و تاريخ غني براي مدت طولاني نسبت به اعمال فشارها و اقدامات
آتش زدن اتوبوسهاي شركت واحد و خودروهاي دولتي به خصوص نيروهاي انتظامي، شكستن شيشه مغازهها، تخريب برخي بانكها و غارت اموال آنها، حمله و تخريب بخشي از مسجد هدايت و هتك حرمت نسبت به ساحت مقدس قرآن كريم و نمازگزاران، حمله و تخريب و غارت اموال تعدادي از مغازههاي بازار تهران و... بخشي از اقدامات آشوب طلبان بود.
پرده چهارم: سیاسیون وارد ماجرا می شوند
در خلال اين روزها حضور برخی چهره های منتسب به جریان اصلاحات در كوي دانشگاه و سخنراني در جمع دانشجويان نه تنها به خاموشي غائله كمكي نكرد بلكه بر دامنه آن نيز افزود. به گونه ای که مصطفی معين وزير فرهنگ و آموزش عالي به جاي كمك به حل غائله، استعفاي خود را تقديم رئيس جمهور كرد كه البته مورد پذيرش قرار نگرفت و با تاکید رهبر معظم انقلاب برای حل مسئله به کار خود ادامه داد.
البته در این خصوص نظرات دیگری نیز وجود دارد از جمله اینکه اساس شکل گیری این غائله از بطن دولت اصلاحات بوده است. روح ا.. حسینیان در جمع دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ پیرامون این نظریه می گوید «... در معاونت وزارت کشور ستادی بود که سعی میکردند مسایلی را که در کوی دانشگاه بوجود آمده بود، دامن بزنند و تلاش کنند که طول بکشد و راهنمایی، تحریک و نیرو اعزام میکردند.»
اشاره رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی به تحریکات مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وقت وزارت کشور است که برخی شعله ور شدن آشوب ها در روز دوم را محصول سخنرانی تند وی در کوی دانشگاه می دانند. همچنین سرنخ برخی تجهیزات یافت شده از درون آشوبگران، به ساختمان بلند وزارت کشور در میدان فاطمی تهران می رسید( وبسایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی).
پرده پنجم: مداخله بیگانگان و رسانه های ضد انقلاب
به دنبال حوادث كوي دانشگاه، رسانههاي بيگانه كه مترصد چنين فرصتي بودند، بخش اعظمي از اخبار و گزارشهاي خود را به انعكاس گزينشي اين حوادث اختصاص دادند. راديو آزادي که از ناارامی های نقطه ای در تهران به وجد آمده بود در گزارش خود از شرایط امنیتی ایران نوشت «خشونتهاي اخير در تهران نشان داد كه حكومت اسلامي در ايران همانند هر حكومت ديگري با پشت سر گذاشتن دوران جواني و بزرگسالي به دوران پيري رسيده و سقوط آن حتمي است».
البته سیاستمداران لائیک و سکولار منطقه نیز خوراک کافی برای خبر سازی رسانه های بیگانه و ضد انقلاب را به خوبی تامین می کردند. در همان روزها «بلند اجويت» نخست وزير وقت تركيه در اظهارات مداخله جویانه ای گفته بود : انتظار نميرفت مردم ايران با فرهنگ و تاريخ غني براي مدت طولاني نسبت به اعمال فشارها و اقدامات
آتش زدن اتوبوسهاي شركت واحد و خودروهاي
دولتي به خصوص نيروهاي انتظامي، شكستن شيشه مغازهها، تخريب برخي بانكها و
غارت اموال آنها، حمله و تخريب بخشي از مسجد هدايت و هتك حرمت نسبت به
ساحت مقدس قرآن كريم و نمازگزاران، حمله و تخريب و غارت اموال تعدادي از
مغازههاي بازار تهران و... بخشي از اقدامات آشوب طلبان بود.
ارتجاعي بيتفاوت باشند.
پرده ششم: درایت رهبری در مهار بحران
مقام معظم رهبری در تاريخ ۲۱/۴/۱۳۷۸ در ديدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم در سخنان مهمي، حمله به خوابگاه دانشجويان را تقبيح كرده و فرمودند: «اين حادثه تلخ، قلب مرا جريحهدار كرد. حادثه غيرقابل قبولي در جمهوري اسلامي بود. حمله به منزل و مأوا و مسكن و يك جمعي به خصوص در شب يا در هنگام نماز جماعت به هيچ وجه در نظام جمهوري اسلامي قابل قبول نيست... دشمن، دانشجو را هدف گرفته است. چند سال است سعي ميكند بلكه بتوانند دانشجويان را مقابل نظام قرار بدهند...
حرف من به دانشجويان اين است كه مراقب دشمن باشيد. دشمن را خوب بشناسيد... دشمنان اصلي ما در سازمانهاي جاسوسي، طراحان اين قضايا هستند و اين دشمنان بدانند كه خواب برگشتن امريكا به اين مملكت يك خواب پريشان و غيرقابل تعبير است... آقاياني كه سردمداران خطوط سياسي و گرايشهاي سياسي هستند، حالا برسيد به اين حرفي كه ميگوييم شما خوديها وقتي سر قضاياي بيهوده اينطور با هم درگير ميشويد دشمن سوء استفاده ميكند... ديديد دشمن چطور استفاده كرد. ديديد دشمن چگونه نيش خود را زد».
مقام معظم رهبري همچنين متعاقب آشوب و تخريب اموال عمومي توسط جمعي از آشوبگران و اشرار؛ در تاريخ ۲۲/۴/۱۳۷۸ پيامي را خطاب به ملت رشيد و مسلمان ايران و بسيجيان صادر فرمودند. در بخشي از اين پيام آمده بود: «ملت رشيد و غيور ايران، مردم عزيز تهران، دو روز است كه جمعي از اشرار با كمك و همراهي برخي از گروههاي سياسي ورشكسته و با تشويق و پشتيباني دشمنان خارجي در سطح تهران به فساد و تخريب اموال و ارعاب و عربده جويي پرداخته و موجب سلب امنيت و آسايش مردم شدهاند... به مسئولان در دولت و به خصوص مسئولان امنيت عمومي تأكيد شده است كه با درايت و قدرت، عناصر مفسد و محارب را بر جاي خود بنشانند... به خصوص فرزندان بسيجيام بايد آمادگيهاي لازم را در خود حفظ كنند و با حضور در هر صحنهاي كه حضور آنان در آن لازم است، دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند».
متعاقب اين پيام، نیروی مقاومت بسیج در کنار نیروی انتظامی نسبت به تامین امنیت تهران و برخی شهرستانها نظیر تبریز اقدام کرد.
پرده هفتم: ملت کار را تمام کرد
به دنبال فراخوان عمومي براي شركت در تجمع بزرگ مردمي- دانشجويي در دانشگاه تهران در روز چهارشنبه مورخ ۲۳/۴/۱۳۷۸، ميليونها نفر در سراسر كشور در راهپيمايي شركت كرده و با اعلام حمايت قاطع و گسترده خود از ولايت فقيه و محكوم كردن اعمال آشوبگران و اشرار، خواستار مجازات آنان شدند.
نتیجه گیری:
غائله ابتر ۱۸ تیر ۷۸ هر چند با تلفیقی از رفتارهای مخرب سیاستمداران ، تهییج دانشجویان و برخی اقدامات خودسرانه شکل گرفت و با درایت رهبر انقلاب و حضور مردم ایران پایان یافت اما وقایع سال ۸۸ نشان داد که چشم فتنه همچنان فعال بوده و مترصد فرصتی برای ضربه زدن به انقلاب و کشور است.
این تهدید همیشگی ضرورت بصیرت افزایی همگانی را بیش از پیش مسجل کرده و لازم ساخته تا مسئولان و خدمتگزاران با پرهیز از تفرقه ، ضمن تلاش در مسیر رشد و آبادانی ایران طمع بدخواهان از ایران اسلامی را قطع کنند و بستر تحقق آرامش و امنیتی پایدار را در کشور فراهم کنند.
پرده ششم: درایت رهبری در مهار بحران
مقام معظم رهبری در تاريخ ۲۱/۴/۱۳۷۸ در ديدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم در سخنان مهمي، حمله به خوابگاه دانشجويان را تقبيح كرده و فرمودند: «اين حادثه تلخ، قلب مرا جريحهدار كرد. حادثه غيرقابل قبولي در جمهوري اسلامي بود. حمله به منزل و مأوا و مسكن و يك جمعي به خصوص در شب يا در هنگام نماز جماعت به هيچ وجه در نظام جمهوري اسلامي قابل قبول نيست... دشمن، دانشجو را هدف گرفته است. چند سال است سعي ميكند بلكه بتوانند دانشجويان را مقابل نظام قرار بدهند...
حرف من به دانشجويان اين است كه مراقب دشمن باشيد. دشمن را خوب بشناسيد... دشمنان اصلي ما در سازمانهاي جاسوسي، طراحان اين قضايا هستند و اين دشمنان بدانند كه خواب برگشتن امريكا به اين مملكت يك خواب پريشان و غيرقابل تعبير است... آقاياني كه سردمداران خطوط سياسي و گرايشهاي سياسي هستند، حالا برسيد به اين حرفي كه ميگوييم شما خوديها وقتي سر قضاياي بيهوده اينطور با هم درگير ميشويد دشمن سوء استفاده ميكند... ديديد دشمن چطور استفاده كرد. ديديد دشمن چگونه نيش خود را زد».
مقام معظم رهبري همچنين متعاقب آشوب و تخريب اموال عمومي توسط جمعي از آشوبگران و اشرار؛ در تاريخ ۲۲/۴/۱۳۷۸ پيامي را خطاب به ملت رشيد و مسلمان ايران و بسيجيان صادر فرمودند. در بخشي از اين پيام آمده بود: «ملت رشيد و غيور ايران، مردم عزيز تهران، دو روز است كه جمعي از اشرار با كمك و همراهي برخي از گروههاي سياسي ورشكسته و با تشويق و پشتيباني دشمنان خارجي در سطح تهران به فساد و تخريب اموال و ارعاب و عربده جويي پرداخته و موجب سلب امنيت و آسايش مردم شدهاند... به مسئولان در دولت و به خصوص مسئولان امنيت عمومي تأكيد شده است كه با درايت و قدرت، عناصر مفسد و محارب را بر جاي خود بنشانند... به خصوص فرزندان بسيجيام بايد آمادگيهاي لازم را در خود حفظ كنند و با حضور در هر صحنهاي كه حضور آنان در آن لازم است، دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند».
متعاقب اين پيام، نیروی مقاومت بسیج در کنار نیروی انتظامی نسبت به تامین امنیت تهران و برخی شهرستانها نظیر تبریز اقدام کرد.
پرده هفتم: ملت کار را تمام کرد
به دنبال فراخوان عمومي براي شركت در تجمع بزرگ مردمي- دانشجويي در دانشگاه تهران در روز چهارشنبه مورخ ۲۳/۴/۱۳۷۸، ميليونها نفر در سراسر كشور در راهپيمايي شركت كرده و با اعلام حمايت قاطع و گسترده خود از ولايت فقيه و محكوم كردن اعمال آشوبگران و اشرار، خواستار مجازات آنان شدند.
نتیجه گیری:
غائله ابتر ۱۸ تیر ۷۸ هر چند با تلفیقی از رفتارهای مخرب سیاستمداران ، تهییج دانشجویان و برخی اقدامات خودسرانه شکل گرفت و با درایت رهبر انقلاب و حضور مردم ایران پایان یافت اما وقایع سال ۸۸ نشان داد که چشم فتنه همچنان فعال بوده و مترصد فرصتی برای ضربه زدن به انقلاب و کشور است.
این تهدید همیشگی ضرورت بصیرت افزایی همگانی را بیش از پیش مسجل کرده و لازم ساخته تا مسئولان و خدمتگزاران با پرهیز از تفرقه ، ضمن تلاش در مسیر رشد و آبادانی ایران طمع بدخواهان از ایران اسلامی را قطع کنند و بستر تحقق آرامش و امنیتی پایدار را در کشور فراهم کنند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


