دلار عقب نشست؛ وقت آن است بانک مرکزی آرامش بازار را به اقتدار ریال تبدیل کند
گروه اقتصادی: همزمان با تحولات انتخاباتی آمریکا، انتشار پیام رهبر انقلاب و تغییر فضای انتظارات سیاسی، بازار ارز کشورمان نشانههایی از فروکشکردن التهاب را بروز داده است. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا بانک مرکزی و دستگاههای اقتصادی از این فرصت برای بازسازی اعتماد عمومی به پول ملی، رفع موانع ارزی تولید و کاهش وابستگی اقتصاد به تکانههای سیاسی استفاده خواهند کرد یا بار دیگر آرامش مقطعی بازار بدون دستاوردی ماندگار از دست خواهد رفت؟
به گزارش بولتننیوز، تحولات سیاسی روزهای اخیر، بهویژه نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا و پیام رهبر انقلاب، بار دیگر نگاه فعالان اقتصادی را به آینده مناسبات منطقهای و بینالمللی معطوف کرده است. در چنین فضایی، بازار ارز کشورمان نیز نشانههایی از تعدیل انتظارات و کاهش التهاب را تجربه میکند؛ وضعیتی که بیش از آنکه فرصتی برای اعلام پیروزی زودهنگام در مدیریت بازار باشد، آزمونی جدی برای سیاستگذاران اقتصادی است.
انتخابات آمریکا میتواند بر محاسبات سیاسی واشنگتن و ارزیابی فعالان اقتصادی از آینده فشارهای خارجی اثر بگذارد، اما اقتصاد ایران نباید به نتیجه انتخابات کشوری دیگر گره بخورد. تجربه نشان داده است که هرگاه ثبات اقتصادی به تحولات بیرونی وابسته شود، حتی خبرهای مثبت نیز لزوماً به آرامش پایدار منجر نخواهند شد.
پیام اقتدار؛ اقتصاد کشور نباید در انتظار تصمیم واشنگتن بماند
پیام رهبر انقلاب و تأکید بر ایستادگی در برابر فشارهای خارجی، بار دیگر اهمیت استقلال تصمیمگیری کشورمان را برجسته کرده است؛ اصلی که در عرصه اقتصاد نیز باید به سیاستهای اجرایی و نتایج قابل اندازهگیری تبدیل شود.
اگر استقلال سیاسی یک ضرورت راهبردی است، تقویت قدرت پول ملی، کاهش آسیبپذیری تجارت خارجی و فراهمکردن شرایط قابل پیشبینی برای تولیدکنندگان نیز از الزامات استقلال اقتصادی به شمار میرود.
این هدف با سخنرانی، صدور بخشنامه یا انتشار آمارهای کلی تحقق پیدا نمیکند؛ بلکه نیازمند اصلاح فرآیندهایی است که امروز بخشی از سرمایه و توان تولید کشور را در انتظار تصمیمهای اداری معطل نگه داشتهاند.
بانک مرکزی در برابر یک فرصت مهم؛ کاهش التهاب کافی نیست
فروکشکردن نگرانیهای بازار، اگر استمرار یابد، میتواند فرصتی ارزشمند برای بانک مرکزی باشد؛ فرصتی که نباید تنها با اعلام کاهش قیمت ارز یا انتشار گزارشهای آماری سپری شود.
مسئله اصلی آن است که آیا تولیدکننده امروز نسبت به گذشته آسانتر به ارز مورد نیاز خود دسترسی پیدا میکند؟ آیا واردکننده مواد اولیه میتواند برای آینده فعالیت اقتصادی خود برنامهریزی کند؟ آیا صادرکننده با سازوکاری شفاف و قابل اجرا روبهروست؟ و آیا مردم آثار آرامش بازار را در ثبات هزینههای زندگی احساس میکنند؟
تا زمانی که پاسخ این پرسشها روشن نباشد، نمیتوان کاهش مقطعی التهاب بازار را معادل موفقیت پایدار سیاست ارزی دانست.
بانک مرکزی باید نشان دهد که در کنار مدیریت انتظارات، برای کاهش زمان انتظار تخصیص و تأمین ارز، تسهیل بازگشت منابع صادراتی و رفع موانع انتقال وجوه چه اقدامات مؤثری انجام داده است.
پول ملی را با آمار تقویت نمیکنند؛ اعتماد مردم تعیینکننده است
یکی از مهمترین خطاهای سیاستگذاری اقتصادی آن است که موفقیت مدیریت ارز صرفاً با نوسان قیمتها سنجیده شود.
ممکن است بازار در مقطعی آرام شود، اما نگرانی مردم نسبت به آینده قدرت خرید همچنان باقی بماند. ممکن است آمار تأمین ارز افزایش پیدا کند، اما تولیدکننده همچنان با تأخیر در دریافت منابع مورد نیاز روبهرو باشد.
در چنین شرایطی، آنچه باید در مرکز توجه قرار گیرد، اعتماد عمومی به ریال و قابلیت پیشبینی فعالیت اقتصادی است.
اعتماد نیز با دستور اداری ایجاد نمیشود. مردم زمانی به ثبات اقتصادی اطمینان پیدا میکنند که آثار آن را در هزینههای زندگی، استمرار تولید، کاهش نااطمینانی و ثبات تصمیمهای اقتصادی مشاهده کنند.
ارز صادراتی کجاست و چه زمانی به چرخه اقتصاد بازمیگردد؟
یکی از مهمترین محورهای مطالبهگری در شرایط کنونی، تعیین تکلیف تعهدات ارزی و روشنشدن میزان واقعی منابع بازگشتی به چرخه اقتصاد کشور است.
میان ارز تعهدشده، ارز اظهارشده، ارز وصولشده و ارزی که عملاً برای تأمین نیازهای کشور قابل استفاده است، تفاوت اساسی وجود دارد.
بانک مرکزی باید این مراحل را با شفافیت از یکدیگر تفکیک کند و نشان دهد چه میزان از منابع ارزی واقعاً در دسترس اقتصاد قرار گرفته است.
همچنین لازم است مشخص شود تأخیرهای اداری، محدودیتهای انتقال ارز و فرآیندهای تخصیص تا چه اندازه بر هزینه تمامشده تولید و تأمین کالاهای ضروری اثر گذاشتهاند.
بریکس و تجارت غیردلاری؛ فرصتهایی که باید به نتیجه برسند
تحولات سیاسی آمریکا بار دیگر ضرورت کاهش آسیبپذیری تجارت کشورمان در برابر تصمیمهای واشنگتن را یادآوری میکند.
استفاده از ظرفیت بریکس، پیمانهای پولی دوجانبه، ارزهای ملی و سازوکارهای تسویه غیردلاری میتواند بخشی از این مسیر باشد؛ اما ارزش واقعی چنین همکاریهایی نه در تعداد تفاهمنامهها، بلکه در میزان تجارت عملیاتی، کاهش هزینه نقلوانتقال پول و تسریع دسترسی فعالان اقتصادی به منابع مالی مشخص میشود.
دستگاههای اقتصادی باید توضیح دهند که این ظرفیتها تاکنون چه آثار قابل سنجشی بر تجارت خارجی و کاهش محدودیتهای ارزی داشتهاند و برای توسعه آنها چه موانعی باقی مانده است.
آرامش امروز، مسئولیت فردای سیاستگذار
بولتننیوز معتقد است هر اقدامی که به کاهش نگرانی عمومی، تسهیل فعالیت تولیدکنندگان و تقویت اعتماد به پول ملی منجر شود، شایسته بررسی منصفانه و حمایت رسانهای است.
در مقابل، تأخیرهای غیرضروری، تصمیمهای متناقض، نبود شفافیت و فرصتهای ازدسترفته نیز نباید در سایه آرامش مقطعی بازار از نگاه افکار عمومی پنهان بمانند.
انتخابات آمریکا برگزار شده، پیام اقتدار و استقلال کشورمان نیز روشن است؛ اکنون نوبت دستگاههای اقتصادی است که نشان دهند برای تبدیل فرصتهای موجود به دستاوردهای ملموس چه برنامهای دارند.
پرسش پایانی بولتننیوز از بانک مرکزی و مسئولان اقتصادی روشن است: اگر فضای انتظارات سیاسی آرامتر شده، چه اقدام مشخصی انجام میدهید تا این آرامش به کاهش هزینه تولید، رفع انتظارهای فرسایشی تخصیص ارز، ثبات معیشت مردم و تقویت پایدار ریال تبدیل شود؟
دفاع از ریال، دفاع از یک عدد روی تابلوی صرافی نیست؛ دفاع از قدرت خرید مردم، امنیت سرمایهگذاری، توان تولید ملی و اعتماد جامعه به آینده اقتصاد کشور است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com