از «بازنشستگیِ موفق» تا «بازنشستگیِ فعال»؛ بازتعریف نقش پیشکسوتان در پارادایم جدید مدیریت جمعیت
به گزارش بولتن نیوز به نقل اززمر نیوز ،بهزاد تیمورپور در گذار از ساختارهای سنتیِ مدیریتِ بازنشستگی به سوی مدلهای نوینِ توسعه پایدار، ما با یک چالش مفهومی بنیادین روبرو هستیم: آیا هدف از بازنشستگی، رسیدن به یک «موفقیتِ شخصی و استراحتی» است یا ورود به مرحلهای از «فعالیتِ اثرگذار»؟
در ادبیات سنتی، بازنشسته «موفق» کسی است که توانسته است از چرخهی کار رها شده و با تکیه بر حقوق بازنشستگی، زندگی آرام و امنی را سپری کند. اما در پارادایم نوین توسعه، ما با مفهومی متفاوت روبرو هستیم: «بازنشسته فعال». تفاوت این دو، مرز میان «مصرفکننده صرفِ منابع» و «تولیدکننده ارزش» است.
پارادایم WHO و گذار از مدل حمایتی به مدل مشارکتی
سازمان جهانی بهداشت (WHO) در چارچوبهای خود، مفهوم سالمندی فعال (Active Ageing) را فراتر از سلامت جسمانی تعریف میکند. از نظر این سازمان، سالمندی فعال یعنی ارتقای فرصتهای مشارکت، امنیت و مهارتها برای بهبود کیفیت زندگی.
طبق دستورالعملهای WHO، سالمندی که صرفاً به دنبال «امنیت مالی» و «استراحت» است، در واقع در دام سالمندی منفعل گرفتار شده است. سازمان جهانی بهداشت تأکید دارد که بازنشستگان نباید تنها به عنوان «بخش هزینهبر» در بودجههای دولتی و صندوقهای بازنشستگی دیده شوند، بلکه باید به عنوان ذینفعان استراتژیک و «تولیدکنندگان ارزش» در ساختار اجتماعی و اقتصادی بازتعریف گردند.
چالش ساختاری در ایران: تفاوت میان «امنیت مالی» و «اثرگذاری اجتماعی»
در ایران، نظامهای بازنشستگی ما همچنان درگیر مدلهای «حمایتی-توزیعی» هستند. تمرکز اصلی بر این است که بازنشسته چگونه «موفق» شود تا حقوق خود را دریافت کند و زندگی آرام داشته باشد. این رویکرد، اگرچه امنیت مالی را تضمین میکند، اما شکاف عمیقی میان استانداردهای جهانی و واقعیتِ داخلی ایجاد کرده است.
ما با خطر تبدیل شدن جمعیت سالمند به یک جبههی «منفعل» روبرو هستیم که تنها از منابع جامعه مصرف میکنند. در مقابل، اگر بتوانیم مدل «بازنشسته فعال» را نهادینه کنیم، مدیریت ریسکهای ناشی از پیری جمعیت تغییر خواهد کرد. چالش اصلی ما این است: چگونه میتوانیم تجربهی انباشتهشده پیشکسوتان در حوزههای استراتژیک مانند مدیریت، اقتصاد و مهندسی را از حالت «خوابیده» خارج کرده و به «سرمایهی مولد» تبدیل کنیم؟
گذار از «تکیه بر حقوق» به «تکیه بر توانمندی»
سالمندی فعال یعنی تبدیل کردن «تجربه» به «سرمایه». طبق پروتکلهای جهانی، ارتقای سلامت و تابآوری در سالمندان، تنها با مراقبتهای پزشکی محقق نمیشود، بلکه مستقیماً با داشتن «هدف» (Purpose) و «تعامل اجتماعی» (Social Engagement) پیوند خورده است.
مدیریت مدرن بازنشستگی باید از این نقطه به بعد، به جای تمرکز صرف بر «پرداخت حقوق»، بر «ایجاد بستر مشارکت» تمرکز کند. ایجاد بسترهایی برای انتقال تجربه از نسل پیشکسوت به نسل جوان، نه تنها از هدررفت سرمایهی انسانی جلوگیری میکند، بلکه هزینههای جانبی سلامت و انزوای اجتماعی را نیز به شدت کاهش میدهد.
ضرورت بازتعریف نقش پیشکسوتان
ما نیازمند گذار از مدل «تأمین معیشتِ منفعل» به مدل «توسعه ظرفیتهای فعال» هستیم. اجرای دستورالعملهای سازمان جهانی بهداشت در ایران مستلزم بازنگری در سیاستهای صندوقهای بازنشستگی است؛ سیاستهایی که به جای نگاهِ مبتنی بر ریسکِ صرف و مدیریت هزینهها، بر نگاهِ مبتنی بر «فرصتهای انسانی» و مشارکتِ بازنشستگان در ساختار اقتصادی تمرکز کنند.
بازنشستهی موفق، کسی است که به آرامش رسیده؛ اما بازنشستهی فعال، کسی است که با حضور خود، جامعه را به حرکت و پایداری وام میدهد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com