کد خبر: ۸۹۳۷۳۴
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
از بلندگوی شفافیت تا لو دادن حقایق برای دشمن؛ وقتی اعترافات اقتصادی، نقشه راه تحریم می‌شود

اقتصاد جنگی با دهان باز؛ چگونه گفتاردرمانی مسئولان، اتاق جنگ واشنگتن را تغذیه می‌کند؟

«شوخی که نداریم!» این جمله، فریادِ سرخورده‌ی بخشی از بدنه کارشناسی و دغدغه‌مند کشور است که این روزها با دیده‌ی حیرت، نظاره‌گر نحوه‌ی روایت رسمی از میدان نبرد اقتصادی است. در شرایطی که کشور زیر سنگین‌ترین آتش تهاجم اقتصادی تاریخ خود قرار دارد، به نظر می‌رسد برخی مقامات ارشد اقتصادی، به جای اتخاذ تدابیر امنیتی و اطلاعاتی، استراتژی «شفافیت تا پای جان» را در پیش گرفته‌اند؛ استراتژی‌ای که در قاموس جنگ، نه یک فضیلت، بلکه یک خیانت استراتژیک محسوب می‌شود.
طز

گروه اقتصادی «شوخی که نداریم!» این جمله، فریادِ سرخورده‌ی بخشی از بدنه کارشناسی و دغدغه‌مند کشور است که این روزها با دیده‌ی حیرت، نظاره‌گر نحوه‌ی روایت رسمی از میدان نبرد اقتصادی است. در شرایطی که کشور زیر سنگین‌ترین آتش تهاجم اقتصادی تاریخ خود قرار دارد، به نظر می‌رسد برخی مقامات ارشد اقتصادی، به جای اتخاذ تدابیر امنیتی و اطلاعاتی، استراتژی «شفافیت تا پای جان» را در پیش گرفته‌اند؛ استراتژی‌ای که در قاموس جنگ، نه یک فضیلت، بلکه یک خیانت استراتژیک محسوب می‌شود.

به گزارش بولتن نیوز ،این یادداشت، تحلیلی است بر این رفتار متناقض؛ جایی که بلندگوهای رسمی، به جای تقویت روحیه و حفظ اسرار جنگی، در حال ارسال «پالس‌های گرا» برای دشمن هستند و با دست خود، مختصات نقاط ضعف اقتصادی ایران را روی میز طراحان تحریم در واشنگتن و تل‌آویو می‌چینند.

۱. اعترافات علنی؛ هدیه‌ای مرگبار در میدان جنگ اقتصادی

در تاریخ جنگ‌های کلاسیک و مدرن، هیچ ارتشی در اوج بمباران، بیانیه صادر نکرده است که «سنگر سوم ما فروریخت، مهمات ما رو به اتمام است و روحیه سربازان خط مقدم تحلیل رفته است.» چرا؟ چون چنین اعترافی، نه نشانه صداقت، که اعلان شکست و دعوت‌نامه‌ای رسمی برای تشدید حملات دشمن است.

اما در جبهه اقتصاد ایران، ظاهراً این بدیهیات جنگی به فراموشی سپرده شده است. وقتی رئیس‌جمهور، وزیر اقتصاد یا رئیس کل بانک مرکزی پشت تریبون می‌روند و با صراحت اعلام می‌کنند که «انبارها خالی است»، «نفت نمی‌توانیم بفروشیم»، «صادرات قفل شده» و «ذخایر ارزی تحت فشار است»، دقیقاً چه پیامی به آن سوی میدان مخابره می‌شود؟

این اظهارات، در بهترین حالت، نشانه‌ی ساده‌لوحی مفرط و در بدترین حالت، نوعی «خبرچینی ناخواسته» برای دشمن است. تیم تحریم‌ساز آمریکا برای سنجش اثربخشی سیاست‌های خصمانه خود، میلیون‌ها دلار صرف جاسوسی سایبری، تحلیل داده‌های ماهواره‌ای و خرید اطلاعات میدانی می‌کند. حالا تصور کنید که مقامات ایرانی، رایگان و با وضوح بالا، این اطلاعات حیاتی را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند. این نه شفافیت، که خودزنی اطلاعاتی است.

۲. بازتولید سناریوی تلخ «خبرنگاران دوران دفاع مقدس»

در سال‌های دفاع مقدس، یکی از آسیب‌های جدی، اعلام جزئیات دقیق حملات دشمن توسط رسانه‌های خودی بود. وقتی هواپیمای دشمن پالایشگاهی را می‌زد، ساعاتی بعد رسانه‌های داخلی با افتخار گزارش می‌دادند که «دقیقاً مخزن شماره ۳ منهدم شد، ۱۵ نفر شهید شدند و خط لوله آب‌رسانی قطع است.»

نتیجه این رفتار چه بود؟ فرماندهان دشمن با شنیدن این اخبار، نه تنها از دقت حمله خود مطمئن می‌شدند، بلکه «ارزیابی خسارت» (Battle Damage Assessment) را که پرهزینه‌ترین بخش یک عملیات نظامی است، رایگان دریافت می‌کردند. آن‌ها می‌فهمیدند که کدام موشک دقیقاً به هدف خورده، کدام نقطه کور راداری وجود داشته و برای حمله بعدی، چه تنظیماتی لازم است.

امروز نیز سناریو تکرار شده است. وقتی مسئولان اعلام می‌کنند «فروش نفت به صفر رسیده»، دشمن متوجه می‌شود که تحریم‌های نفتی کارساز بوده و فشار را افزایش می‌دهد. وقتی می‌گویند «در انتقال ارز مشکل داریم»، طراحان تحریم، تمرکز خود را روی تنگ‌تر کردن حلقه بانکی می‌گذارند. هر جمله‌ی اعتراف‌گونه، یک تیر خلاص به شریان حیاتی اقتصاد است.

۳. پالس‌های اشتباه به اتاق جنگ دشمن

در جنگ اقتصادی، «اطلاعات» از طلا ارزشمندتر است. دشمن به دنبال یافتن «نقاط شکننده» (Vulnerability Points) اقتصاد ایران است تا فشار را دقیقاً روی همان نقاط متمرکز کند. وقتی مقامات ایرانی رسماً اعلام می‌کنند «کدام بخش‌ها فلج شده»، در واقع دارند به دشمن می‌گویند: «تحریم‌هایتان در این بخش‌ها موفق بوده، برای نابودی کامل، این مسیر را ادامه دهید.»

برعکس، در یک اقتصاد جنگی موفق، هدف آن است که دشمن را در محاسبه هزینه-فایده دچار تردید کنیم. باید وانمود کرد که تحریم‌ها بی‌اثر بوده یا کمترین آسیب را زده است. در حالی که با این فرمان فعلی، ما عملاً در حال ارائه «کارنامه موفقیت» برای پمپئوها و نتانیاهوها هستیم. ما به آن‌ها می‌گوییم دست‌مریزاد، سیاست فشار حداکثری‌تان جواب داده است؛ پس چرا از آن دست بکشید؟

۴. نسخه‌ی جایگزین؛ از اتاق جنگ داخلی چه خبر؟

برای عبور از این شرایط به یک راهکار انقلابی و مردم‌محور نیاز داریم: «دولت بجای مردم از خودش شروع کند. نفت و گاز متعلق به مردم است.»

این گزاره، فراتر از یک شعار پوپولیستی، یک استراتژی اقتصادی برای بقا در شرایط جنگی است. اگر قرار است جنگ اقتصادی را مدیریت کنیم، باید بار آن را عادلانه تقسیم کنیم، نه اینکه جیب مردم را خالی کنیم و همزمان به دشمن اطلاعات رایگان بدهیم.

پیشنهاد ارائه‌ی نفت و گاز با قیمت جهانی به مردم، در حالی که خودِ صنایع و پالایشگاه‌ها یارانه‌های نجومی دریافت می‌کنند، یعنی قربانی کردن سفره مردم برای جبران ناکارآمدی‌ها. در یک اقتصاد جنگی، ابتدا باید هزینه‌های لوکس و ریخت‌وپاش‌های دولتی حذف شود، ساختارهای ناکارآمد چابک شوند و منابع ملی به جای تغذیه واسطه‌ها و رانت‌خواران، صرف معیشت مردم و تاب‌آوری اقتصاد شود. وقتی پالایشگاه متعلق به مردم است، چرا باید فرآورده‌های آن را به قیمت فوب خلیج فارس به خود مردم فروخت؟

النهایة ...

اقتصاد ایران امروز در میانه یک جنگ تمام‌عیار قرار دارد. در این میدان، «گفتاردرمانی» و «اعتراف‌درمانی» سم مهلک است. مدیران جنگیِ لایق، دهانشان بسته‌تر و اقداماتشان وسیع‌تر است. به جای اعلام فروپاشی، باید مقاومت را مدیریت کنند؛ به جای پالس ضعف فرستادن به واشنگتن، باید پیام استقامت و عبور از تحریم را به گوش دنیا برسانند و به جای فشار بر معیشت مردم، هزینه‌های جنگ را از جیب رانت‌ها و ناکارآمدی‌ها پرداخت کنند.

وگرنه، ادامه‌ی این روندِ بلندگو به دست گرفتن و جار زدن جزئیات زخم‌های اقتصادی، نه تنها اقتصاد یک کشور هشتاد و چند میلیونی را فلج می‌کند، بلکه ما را در برابر تاریخ، مسئول خسارت‌هایی خواهد کرد که با دست خودمان بر ملت وارد آمده است.

برچسب ها: اقتصاد ، جنگ

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین