از «ساخت یک تجهیز» تا «ساخت مزیت رقابتی»؛ سؤال بزرگ مهستان چیست؟
گروه انرژی در حالی که توسعه ساخت داخل و بومیسازی تجهیزات در صنعت پتروشیمی به یکی از محورهای مهم کاهش وابستگی و ارتقای توان فنی کشور تبدیل شده است، محمدحسن فهمیده، فعال حوزه صنعت نفت، گاز و پتروشیمی و شبکه مدیران پتروشیمی ایران، با طرح پرسشی کلیدی درباره پروژههای اخیر مهستان تأکید میکند که ارزش واقعی یک پروژه صرفاً در ساخت یک تجهیز یا راهاندازی یک واحد تولیدی خلاصه نمیشود؛ بلکه زمانی میتوان از یک پروژه بهعنوان «مزیت رقابتی» یاد کرد که دانش، توانمندی، سرمایه انسانی، کاهش هزینه و قابلیت توسعه در پروژههای آینده را نیز برای شرکت و صنعت به همراه داشته باشد.
به گزارش بولتن نیوز،اما پشت این اتفاق، یک سؤال مهمتر نیز وجود دارد؛ سؤالی که پاسخ آن میتواند مرز میان یک پروژه صرفاً موفق و یک پروژه مزیتساز را مشخص کند:
چرا برخی پروژههای توسعه و تکمیل در صنعت نفت و پتروشیمی، علیرغم صرف هزینههای قابل توجه، سالها زمان و استفاده از تجهیزات و فناوریهای پیشرفته، هرگز به یک مزیت رقابتی پایدار برای شرکت تبدیل نمیشوند؟
چرا گاهی میلیاردها دلار برای اجرای یک پروژه هزینه میشود، اما پس از راهاندازی، آن پروژه تفاوت تعیینکنندهای در جایگاه شرکت، قدرت رقابت، هزینه تولید یا سهم بازار ایجاد نمیکند؟
و در مقابل، چه چیزی باعث میشود برخی پروژهها نهتنها به تولید برسند، بلکه جایگاه یک شرکت را در بازار تغییر دهند؟
آیا پاسخ فقط در داشتن فناوری است؟
آیا هر شرکتی که به یک فناوری پیشرفته دسترسی داشته باشد، الزاماً از مزیت رقابتی برخوردار خواهد شد؟
آیا ساخت یک تجهیز در داخل کشور، بهتنهایی به معنای ایجاد مزیت رقابتی است؟
و مهمتر از همه:
چه زمانی «فناوری» از یک ابزار فنی، به یک مزیت رقابتی پایدار تبدیل میشود؟
در نگاه اول ممکن است تصور شود پاسخ این پرسشها صرفاً در فناوری خلاصه میشود؛ اما واقعیت پیچیدهتر از این است.
فناوری بهتنهایی مزیت رقابتی نمیسازد.
آنچه میتواند فناوری را به مزیت رقابتی تبدیل کند، ترکیبی از توانمندیهای فنی، دانش سازمانی، مدیریت پروژه، سرمایه انسانی، نوآوری، یادگیری سازمانی، قابلیت بومیسازی، سرعت واکنش به تغییرات بازار، کاهش هزینهها و توان تبدیل دانش فنی به عملکرد عملیاتی است.
به همین دلیل، اهمیت اتفاقات اخیر در مهستان را نباید صرفاً در ساخت یک راکتور یا راهاندازی یک Dryer جستوجو کرد.
اگر یک تجهیز داخلی بتواند وابستگی را کاهش دهد، زمان تعمیرات و راهاندازی را کوتاه کند، هزینههای تأمین و خدمات را کاهش دهد، دانش فنی را در داخل سازمان انباشته کند و این دانش در پروژههای بعدی نیز قابل استفاده باشد، آنگاه موضوع از «ساخت داخل» عبور کرده و وارد حوزه «خلق مزیت رقابتی» میشود.
اینجاست که تفاوت یک پروژه معمولی با یک پروژه راهبردی مشخص میشود.
پروژهای که فقط ساخته میشود، یک دارایی است؛
اما پروژهای که دانش، قابلیت و توان رقابت ایجاد میکند، یک مزیت است.
و شاید ارزش واقعی «مهستان» نیز دقیقاً در همین نقطه قابل ارزیابی باشد:
آیا این پروژه صرفاً به تولید یک محصول پتروشیمی منجر خواهد شد؟
یا اینکه در کنار تولید، دانش، تجربه، زنجیره تأمین داخلی، توان ساخت تجهیزات و سرمایه انسانی متخصصی ایجاد خواهد کرد که در پروژههای بعدی نیز برای شرکت و صنعت قابل استفاده باشد؟
اگر پاسخ، گزینه دوم باشد، آنچه امروز در مهستان اتفاق میافتد دیگر فقط یک موفقیت اجرایی نیست؛
آغاز شکلگیری یک مزیت رقابتی پایدار است.
و این شاید مهمترین روایتی باشد که باید از اتفاقات امروز مهستان شنیده شود:
ساخت یک راکتور یا راهاندازی یک تجهیز، پایان داستان نیست؛
سؤال اصلی این است که این فناوری و این توانمندی، فردای صنعت را چقدر تغییر خواهد داد؟
این داستان ادامه دارد...
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com