ناترازی بنزین را باید با عدد سنجید، نه با یک معادله ساده «تولید منهای مصرف»
گروه انرژی،انتشار گزارشهایی درباره رسیدن کسری بنزین ایران به بیش از ۳۰ میلیون لیتر در روز تا سال ۱۴۰۸، بار دیگر بحث ناترازی سوخت را به صدر اخبار اقتصادی آورده است. اصل مسئله قابل انکار نیست؛ ایران با افزایش مصرف بنزین و فشار بر ظرفیت تولید مواجه است. اما پرسش مهمتر این است که آیا تمام فاصله میان «تولید» و «مصرف» را میتوان مستقیماً به کمبود تولید نسبت داد؟ بررسی دادههای رسمی و اظهارات مسئولان نشان میدهد پاسخ به این پرسش به این سادگی نیست.
به گزارش بولتن نیوز،مسئله دقیقاً از کجا آغاز میشود؟
در برخی گزارشها برای سال ۱۴۰۵ تولید روزانه حدود ۱۱۵ میلیون لیتر و مصرف حدود ۱۲۹ میلیون لیتر اعلام شده و بر همین اساس کسری روزانه ۱۴ میلیون لیتر محاسبه شده است.
اما برای فهم دقیق این عدد باید یک سؤال ساده پرسید:
منظور از تولید، تولید پالایشگاه است یا بنزین تحویلی به شبکه مصرف؟
این دو الزاماً یکسان نیستند.

در زنجیره سوخت کشور، فرآورده از پالایشگاه تا مخازن، خطوط انتقال، انبارها، شرکت ملی پخش، جایگاهها و نهایتاً مصرفکننده حرکت میکند. در کنار این زنجیره نیز صادرات، تبادل فرآورده، ذخیرهسازی، تلفات، مصارف عملیاتی و قاچاق وجود دارد.
بنابراین معادله واقعی بسیار پیچیدهتر از «تولید منهای مصرف» است.
ستاره خلیج فارس؛ یک عدد که نمیتوان از کنار آن گذشت
پالایشگاه ستاره خلیج فارس یکی از مهمترین حلقههای تولید بنزین کشور است.
شرکت ملی پالایش و پخش در بهمن ۱۴۰۳ اعلام کرده بود میانگین تولید بنزین ستاره خلیج فارس حدود ۴۲ میلیون لیتر در روز است و قرار است از اردیبهشت ۱۴۰۴ به ۴۵ میلیون لیتر برسد. در همان گزارش، میانگین تولید کل بنزین کشور در ابتدای دولت چهاردهم حدود ۹۷ میلیون لیتر و در زمان اعلام خبر حدود ۱۱۰ میلیون لیتر عنوان شده بود.
در تیر ۱۴۰۵ نیز مدیرعامل تاپیکو اعلام کرده تولید بنزین ستاره خلیج فارس به حدود ۴۵ میلیون لیتر در روز رسیده و سهم این پالایشگاه از تولید بنزین کشور در شرایط جنگی به حدود ۴۵ درصد افزایش یافته است.

این اعداد یک سؤال جدی ایجاد میکند:
اگر تولید یک پالایشگاه به تنهایی به حدود ۴۵ میلیون لیتر در روز رسیده و همزمان تولید سایر پالایشگاهها نیز وجود دارد، جدول رسمی تولید روزانه بنزین هر پالایشگاه در سال ۱۴۰۵ کجاست؟
جامعه کارشناسی حق دارد بداند:
- تولید واقعی هر پالایشگاه چقدر بوده است؟
- ظرفیت اسمی و عملیاتی آن چقدر است؟
- چه میزان توقف تعمیراتی داشته است؟
- چه میزان تولید به شبکه داخلی تحویل داده شده؟
- چه مقدار صادر یا تهاتر شده است؟
- چه مقدار در انبارها ذخیره شده است؟
تا زمانی که این جدول منتشر نشود، عدد نهایی تولید کشور برای افکار عمومی بهسادگی قابل راستیآزمایی نیست.
قاچاق ۲۰ میلیون لیتری؛ حلقهای که نمیتوان از معادله حذف کرد
نقطه مهم دیگر، قاچاق فرآورده است.
معاون وزیر نفت در امور پالایش و پخش در آبان ۱۴۰۴ قاچاق روزانه بیش از ۲۰ میلیون لیتر فرآورده را مطرح کرد و آن را یکی از عوامل تحمیل واردات به کشور دانست.
این عدد بسیار بزرگ است.
اگر از یک طرف گفته میشود کشور با کسری روزانه حدود ۱۴ تا ۲۰ میلیون لیتر مواجه است و از طرف دیگر مقام مسئول از قاچاق بیش از ۲۰ میلیون لیتر فرآورده در روز سخن میگوید، نمیتوان این دو عدد را بدون ارتباط با یکدیگر تحلیل کرد.
البته این نکته به معنای آن نیست که تمام قاچاق سوخت از بنزین تشکیل شده یا تمام ناترازی بنزین ناشی از قاچاق است.
اما به این معناست که قاچاق باید به عنوان یک متغیر مستقل و تعیینکننده وارد مدل محاسباتی ناترازی شود.
پرسش اساسی این است:
«چه مقدار از فرآوردهای که از پالایشگاه خارج میشود، در نهایت به مصرفکننده داخلی میرسد و چه مقدار پیش از رسیدن به مصرفکننده از چرخه رسمی خارج میشود؟»
ماجرای ۶ میلیارد دلار؛ چرا منشأ آمار اهمیت دارد؟
یکی از مهمترین نمونههای اختلاف آماری در همین حوزه، رقم واردات بنزین است.
در آذر ۱۴۰۴ درباره هزینه واردات بنزین رقم حدود ۶ میلیارد دلار مطرح شد؛ اما دیوان محاسبات اعلام کرد هزینه واردات بنزین تا پایان آذرماه حدود ۱.۸ میلیارد دلار بوده است. این نهاد همچنین برآورد کرد حداکثر هزینه واردات تا پایان سال حدود ۲.۸ میلیارد دلار باشد، نه ۶ میلیارد دلار.
این اختلاف کوچک نیست.
۶ میلیارد دلار در برابر حدود ۲.۸ میلیارد دلار، تفاوتی در حد بیش از سه میلیارد دلار دارد.
بنابراین یک اصل مهم باید پذیرفته شود:
در موضوع بنزین، هر عدد بزرگی باید همراه با سند، دوره زمانی، نوع فرآورده و روش محاسبه آن منتشر شود.
این مسئله نه علیه دولت است و نه علیه رسانه.
اتفاقاً به نفع هر دو است.

رسانه باید عدد دقیق منتشر کند و دولت نیز باید بتواند منبع و مسیر محاسبه آن را به افکار عمومی نشان دهد.
آیا پیشبینی ۱۴۰۸ قطعی است؟
گزارش مورد بحث، مصرف سال ۱۴۰۸ را حدود ۱۶۲ میلیون لیتر و تولید را حدود ۱۲۹ میلیون لیتر در روز فرض کرده و بر این اساس کسری حدود ۳۳ میلیون لیتر را نتیجه گرفته است.
اما اینجا باید میان پیشبینی و واقعیت قطعی تفاوت گذاشت.
رسیدن مصرف از ۱۲۹ به ۱۶۲ میلیون لیتر یعنی رشد حدود ۲۵.۶ درصدی در سه سال.
به بیان دیگر، مصرف باید بهطور متوسط سالانه حدود ۷.۹ درصد رشد کند.
سؤال کارشناسی این است:
مدل محاسبه این رشد چیست؟
آیا در آن موارد زیر لحاظ شده است؟
۱. رشد تعداد خودروها
۲. افزایش یا کاهش پیمایش خودروها
۳. فرسودگی ناوگان
۴. میزان مصرف خودروهای داخلی
۵. توسعه خودروهای کممصرف و هیبریدی
۶. توسعه CNG
۷. تغییرات قیمت و سهمیهبندی
۸. قاچاق سوخت
۹. تغییرات جمعیتی
۱۰. تغییرات اقتصادی و حملونقل
۱۱. افزایش ظرفیت پالایشگاهها
۱۲. طرحهای بهینهسازی مصرف
۱۳. وضعیت تولید و تعمیرات پالایشگاهها
اگر پاسخ این پرسشها در مدل وجود نداشته باشد، عدد ۱۶۲ میلیون لیتر را باید یک سناریو دانست، نه سرنوشت قطعی کشور.
معادلهای که باید جلوی مردم گذاشته شود
برای بررسی واقعی ناترازی، پیشنهاد میشود وزارت نفت و شرکت ملی پالایش و پخش یک صورتحساب روزانه شفاف منتشر کنند:
تولید واقعی پالایشگاهها
+ واردات واقعی
+ برداشت از ذخایر
− صادرات و تهاتر
− قاچاق برآوردشده
− مصارف عملیاتی و تلفات
= فرآورده قابل عرضه به شبکه داخلی
سپس:
فرآورده قابل عرضه به شبکه داخلی − مصرف واقعی ثبتشده = ناترازی واقعی
این روش بسیار دقیقتر از آن است که فقط بگوییم:
«تولید ۱۱۵ میلیون لیتر است و مصرف ۱۲۹ میلیون لیتر؛ پس ۱۴ میلیون لیتر کمبود داریم.»
سؤال بزرگتر: بنزین تولید میشود، اما کجا میرود؟
اگر ناترازی واقعی کشور مثلاً ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتر باشد، در کنار آن اعلام رسمی قاچاق بیش از ۲۰ میلیون لیتر فرآورده در روز، دیگر نمیتوان پرونده را صرفاً با افزایش تولید بست.
باید زنجیره انتقال سوخت بررسی شود.
از پالایشگاه تا انبار.
از انبار تا شرکت پخش.
از شرکت پخش تا جایگاه.
از جایگاه تا مصرفکننده.
و در کنار آن:
مقدار تخصیصیافته، مقدار تحویلشده، مقدار فروختهشده و مقدار خارجشده از چرخه رسمی باید با یکدیگر تطبیق داده شوند.
این همان نقطهای است که دستگاههای نظارتی میتوانند به جای ورود صرف به دعوای رسانهای، یک خدمت بزرگ به کشور انجام دهند.
آیا مسئله، تولید است یا حکمرانی زنجیره سوخت؟
ممکن است بخشی از مشکل واقعاً کمبود ظرفیت تولید باشد.
ممکن است بخشی ناشی از رشد شدید مصرف باشد.
ممکن است بخشی از ناترازی نیز به قاچاق مربوط باشد.
ممکن است بخشی به فرسودگی خودروها و شدت بالای مصرف انرژی بازگردد.
و ممکن است بخشی نیز ناشی از ضعف مدیریت، عدم شفافیت دادهها و تضاد منافع در زنجیره تولید و توزیع باشد.
بنابراین پیش از آنکه یک علت را به عنوان «علت اصلی» معرفی کنیم، باید سهم هر عامل مشخص شود.
پالایشگاهها باید از اتهام مصون باشند، اما از نظارت نه
در این میان نباید بدون سند، مجموعه پالایشگاههای کشور یا مدیران آنها را متهم کرد.
اما از طرف دیگر، هیچ مجموعهای که با منابع و خوراک ملی فعالیت میکند نباید خارج از نظارت عمومی و نهادهای قانونی باشد.
مطالبه منطقی این است:
تولید واقعی، ظرفیت واقعی، خوراک دریافتی، فرآورده تولیدشده، فرآورده تحویلی و مسیر فروش باید قابل حسابرسی باشد.
این مطالبه نه حمله به پالایشگاه است و نه تخریب صنعت نفت؛ برعکس، دفاع از صنعت نفت و جلوگیری از نسبت دادن اتهامات اثباتنشده به مدیران و کارکنان آن است.
یک مطالبه مشخص از دیوان محاسبات
دیوان محاسبات یک بار درباره رقم واردات بنزین وارد عمل شد و اختلاف میان رقم ۶ میلیارد دلار و برآورد حدود ۲.۸ میلیارد دلار را روشن کرد.
اکنون سؤال بعدی میتواند این باشد:
آیا دیوان محاسبات، سازمان بازرسی و کمیسیون انرژی مجلس حاضرند زنجیره کامل بنزین کشور را از پالایشگاه تا جایگاه برای یک سال مالی بهصورت عددی حسابرسی کنند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، نتیجه میتواند بسیار مهمتر از دهها گزارش رسانهای باشد.
رسانهها نیز باید یک قدم جلوتر بروند
مسئله این نیست که گزارش فرارو درست است یا غلط.
مسئله این است که آمارهای مربوط به حیاتیترین کالای انرژی کشور باید قابل راستیآزمایی باشند.
رسانهای که از ناترازی سخن میگوید، باید منبع تولید را نیز نشان دهد.
رسانهای که از واردات سخن میگوید، باید سند ارزی واردات را بررسی کند.
رسانهای که از قاچاق سخن میگوید، باید نوع فرآورده، مسیر خروج و حجم واقعی آن را مشخص کند.
و مسئول دولتی نیز باید بتواند برای اعداد اعلامشده سند ارائه کند.
نتیجه
ایران واقعاً با مسئله ناترازی انرژی مواجه است؛ اما ناترازی واقعی را نباید با ناترازی آماری اشتباه گرفت.
اگر روزانه ۲۰ میلیون لیتر فرآورده قاچاق میشود، باید بدانیم این فرآورده از کدام نقطه زنجیره خارج میشود.
اگر تولید کشور ۱۱۵ میلیون لیتر است، باید تولید تکتک پالایشگاهها مشخص باشد.
اگر مصرف ۱۲۹ میلیون لیتر است، باید روش اندازهگیری آن منتشر شود.
اگر پیشبینی مصرف ۱۴۰۸ عدد ۱۶۲ میلیون لیتر است، باید مدل و مفروضات آن روی میز باشد.
و اگر قرار است میلیاردها دلار برای واردات بنزین هزینه شود، باید اسناد ارزی، گمرکی، قراردادها، حجم واردات و نوع فرآورده قابل حسابرسی باشد.
مسئله امروز ایران فقط «کمبود بنزین» نیست؛ مسئله بزرگتر، ضرورت شفاف شدن زنجیرهای است که از تولید ملی آغاز میشود و به باک خودرو میرسد.
تا زمانی که این زنجیره شفاف نشود، هر عددی درباره «ناترازی بنزین» میتواند بخشی از واقعیت را نشان دهد، اما الزاماً تمام واقعیت نیست.
مطالبه امروز باید روشن باشد:
«جدول روزانه تولید هر پالایشگاه، میزان خوراک، میزان بنزین تولیدی، میزان تحویل به شبکه، میزان واردات، صادرات، موجودی مخازن، کسری واقعی و برآورد قاچاق باید در یک صورتحساب واحد و قابل حسابرسی منتشر شود.»
آن روز مشخص خواهد شد که کشور واقعاً چند میلیون لیتر بنزین کم دارد و چه مقدار از آنچه امروز «ناترازی» نامیده میشود، در حقیقت حاصل قاچاق، اتلاف، ضعف حکمرانی، عدم شفافیت یا خطای محاسباتی در زنجیره سوخت است.
این گزارش علیه هیچ رسانه، مدیر یا مجموعهای نیست؛ مطالبهای برای یک عدد دقیق است:
بنزین تولیدشده ایران، دقیقاً از پالایشگاه تا باک خودرو، کجا میرود؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com