حجتالاسلام توحیدلو: مهمترین پیام تربیتی عاشورا ظلم نکردن، ظلم نپذیرفتن و تربیت فرزند بر پایه صداقت است
گروه دین و اندیشه،حجتالاسلام والمسلمین علیرضا توحیدلو، کارشناس مذهبی و تربیتی، در گفتوگو با رادیو جوان با تسلیت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، بر ضرورت توجه همزمان به «شور» و «شعور حسینی» در ماه محرم تأکید کرد.
به گزارش بولتن نیوز ،وی با اشاره به حدیث مشهور «إن الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» اظهار کرد: امام حسین(ع) چراغ هدایت و کشتی نجات بشریت است و هر فردی که بخواهد به سعادت و رستگاری برسد، باید از مکتب سیدالشهدا(ع) درس بگیرد.
این کارشناس مذهبی یکی از مهمترین پیامهای تربیتی عاشورا را مقابله با ظلم دانست و گفت: بر اساس آموزههای دینی، سه گروه در ظلم شریک هستند؛ کسی که ظلم میکند، کسی که به ظالم کمک میکند و کسی که نسبت به ظلم رضایت دارد. بنابراین انسان مؤمن نباید نهتنها ظلم کند، بلکه نباید در برابر ظلم سکوت یا از آن حمایت کند.
توحیدلو با بیان اینکه آموزههای عاشورا باید در زندگی روزمره مردم جاری شود، افزود: رعایت حقوق دیگران از مصادیق مهم عمل به فرهنگ حسینی است. از روابط خانوادگی گرفته تا حقوق همسایگان، همکاران و شهروندان، همه باید از هرگونه تعدی و بیعدالتی پرهیز کنند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع تربیت فرزند اشاره کرد و گفت: یکی از مشکلات جدی جامعه، عادی شدن دروغ در برخی خانوادههاست. زمانی که والدین به فرزندان خود دروغ گفتن را آموزش میدهند یا در حضور آنها مرتکب دروغ و غیبت میشوند، نباید انتظار داشته باشند که فرزندانی صادق و متعهد تربیت شوند.
این کارشناس تربیتی ادامه داد: اگر خانوادهها میخواهند فرزندانشان به الگوهایی همچون حضرت علیاکبر(ع) و حضرت رقیه(س) نزدیک شوند، ابتدا باید خودشان در رفتار و گفتار، سبک زندگی اهلبیت(ع) را الگو قرار دهند.
توحیدلو پذیرش اشتباه و عذرخواهی را از نشانههای شجاعت و تواضع دانست و تصریح کرد: بسیاری از مشکلات خانوادگی و اجتماعی زمانی حل میشود که افراد خطاهای خود را بپذیرند و برای جبران آن اقدام کنند. عذرخواهی نهتنها نشانه ضعف نیست، بلکه بیانگر رشد شخصیتی و اخلاقی انسان است.
وی همچنین به اهمیت لقمه حلال در تربیت فرزند اشاره کرد و با استناد به سخنان امام حسین(ع) در روز عاشورا گفت: هنگامی که انسان از مال حرام تغذیه کند، قدرت تشخیص حق از باطل در او کاهش مییابد و از شنیدن حقیقت محروم میشود.
این کارشناس مذهبی در پایان خاطرنشان کرد: اگر فرهنگ عاشورا در خانوادهها نهادینه شود، بسیاری از آسیبهای اخلاقی و اجتماعی از جمله دروغ، ظلم، بیاحترامی به حقوق دیگران و تربیت نادرست فرزندان کاهش خواهد یافت و جامعه به سمت تعالی و رشد معنوی حرکت خواهد کرد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



پس موضوع لقمه حرام شوخی یا طنز نیست که به یک لبخند یا با یک پوزخند از کنارش بگذاریم چون من معتقد هستم اگر در کودک لقمه حرام بیاریم سر سفره و زن وبچه از اون لقمه حرام استفاده کنند قطعا و یقینا این بچه ها فردا و در آینده اول دشمن خود پدر و مادر حرام خور میشوند بعد دشمن خودشون و در آخر هم دشمن مردم
کسی که لقمه حرام به بچه هایش میده
در آینده انتظار نداشته باشد که فرزندانش پسر پیغمبر باشن یاحق
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود
طایفه دزدان عرب بر سر کوهی نشسته بودند و منفذ کاروان بسته و رعیت بلدان از مکاید ایشان مرعوب و لشکر سلطان مغلوب به حکم آنکه ملاذی منیع از قلّه کوهی گرفته بودند و ملجأ و مأوای خود ساخته. مدبران ممالک آن طرف در دفع مضرّت ایشان مشاورت همیکردند که اگر این طایفه هم بر این نسق، روزگاری مداومت نمایند مقاومت ممتنع گردد.
درختی که اکنون گرفته است پای
به نیروی شخصی برآید ز جای
و گر همچنان روزگاری هلی
به گردونَش از بیخ بر نگسلی
سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
سخن بر این مقرر شد که یکی به تجسس ایشان برگماشتند و فرصت، نگاه میداشتند. تا وقتی که بر سر قومی رانده بودند و مقام، خالی مانده، تنی چند مردانِ واقعه دیدۀ جنگ آزموده را بفرستادند تا در شعب جبل پنهان شدند. شبانگاهی که دزدان باز آمدند، سفر کرده و غارت آورده، سلاح از تن بگشادند و رخت و غنیمت بنهادند. نخستین دشمنی که بر سر ایشان، تاختن آورد خواب بود. چندان که پاسی از شب در گذشت،
قرص خورشید، در سیاهی شد
یونس اندر دهان ماهی شد
مردان دلاور از کمین به در جَستند و دست یکانیکان بر کتف بستند و بامدادان به درگاه ملک حاضر آوردند. همه را به کشتن اشارت فرمود. اتفاقاً در آن میان جوانی بود میوۀ عنفوان شبابش نو رسیده و سبزۀ گلستان عذارش* نو دمیده. یکی از وزرا پای تخت ملک را بوسه داد و روی شفاعت بر زمین نهاد و گفت: این پسر هنوز از باغ زندگانی بر نخورده و از ریعان جوانی تمتع نیافته. توقّع به کرم و اخلاق خداوند است که به بخشیدن خون او بر بنده منت نهد. ملک روی از این سخن در هم کشید و موافق رای بلندش نیامد و گفت:
پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است
تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است
نسل فساد اینان منقطع کردن اولیتر است و بیخ تبار ایشان برآوردن که آتش نشاندن و اخگر گذاشتن. و افعی کشتن و بچه نگه داشتن، کار خردمندان نیست.
ابر اگر آب زندگی بارد
هرگز از شاخ بید برنخوری
با فرومایه روزگار مبر
که از نیِ بوریا شکر نخوری
وزیر این سخن بشنید. طوعاً و کرهاً** بپسندید و بر حسن رای ملک آفرین خواند و گفت: آنچه خداوند دام ملکه فرمود عین حقیقت است که اگر در صحبت آن بدان تربیت یافتی طبیعت ایشان گرفتی و یکی از ایشان شدی. امّا بنده امیدوار است که در صحبت صالحان تربیت پذیرد و خوی خردمندان گیرد که هنوز طفل است و سیرت بغی و عناد در نهاد او متمکن نشده و در خبر است: کلُّ مولود یولدُ علی الفطرةِ فَاَبواهُ یهوّدانَه وَ یُنصرانه و یُمجّسانِه
با بدان یار گشت همسر لوط
خاندان نبوّتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند
پی نیکان گرفت و مردم شد
این بگفت و طایفه ای از ندمای ملک با وی به شفاعت یار شدند تا ملک از سر خون او در گذشت و گفت: بخشیدم اگر چه مصلحت ندیدم.
دانی که چه گفت زال با رستم گرد
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد
دیدیم بسی که آب سرچشمۀ خُرد
چون بیشتر آمد شتر و بار ببرد
فیالجمله پسر را به ناز و نعمت برآوردند و استادان به تربیت او نصب کردند تا حُسن خطاب و ردّ جواب و آداب خدمت ملوکش در آموختند و در نظر همگان پسندیده آمد.
باری وزیر از شمایل او در حضرت ملک شمّهای میگفت که تربیت عاقلان در او اثر کرده است و جهل قدیم از جِبِلّت او به در برده. ملک را تبسم آمد و گفت:
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود
سالی دو بر این بر آمد. طایفۀ اوباش محلت بدو پیوستند و عقد موافقت بستند تا به وقت فرصت، وزیر و هر دو پسرش را بکشت و نعمت بیقیاس برداشت و در مغاره دزدان به جای پدر بنشست و عاصی شد. ملک، دست تحسر به دندان گزیدن گرفت و گفت:
شمشیر نیک از آهن بد چون کند کسی؟
ناکس به تربیت نشود ای حکیم، کس
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ، لاله روید و در شورهبوم، خس
زمین شوره سنبل بر نیارد
در او تخم و عمل ضایع مگردان
نکویی با بدان کردن چنان است
که بد کردن به جای نیک مردان
این هم یک امر بدیهی و فطری است که در مبارزاتی که بین اهل حقّ و باطل واقع میشود، هرکسی اهل حقّ را برنده میداند و هرکس دلش میخواهد در صف اهل حقّ و جبهه حق پرستان نامش برده شود.
از وقتی حادثه جانسوز کربلا واقع شد، تا حال کسی پیدا نشده که مایل باشد همکار شمر و حرمله باشد، یا از اعمال آنها متنفّر نباشد، در مقابل در هر عصر و زمان میلیون ها مردم آرزومند بوده و هستند که از یاران حسین علیه السلام شمرده شوند.
ما با یک مقایسه و نشان دادن یک مثال ثابت میکنیم که حسین علیه السلام این مبارزه را بُرد، و یزید و اهل باطل مغلوب و شکست خوردند.
دو نفر را مثال میآوریم که هر دو به صورت، دارای یک سابقه بودند، هر دو از سپاه ابن زیاد بودند، هر دو در شمار لشکری بودند که برای کشتن حسین علیه السلام اعزام شده بودند. یکی از آنها در نیمه راه، ریاست و فرماندهی و جایزه و تمام امتیازات را ترک کرد، و به دنیا و مال و ثروت و آنچه داشت پشت پا زد و خود را به خدا فروخت و آن دیگری از ستم و دشمنی با خاندان رسالت و خدمت به دودمان ابی سفیان و قساوت و بی رحمی چیزی فروگذار نکرد.
نام نامی شخص اول حرّ بن یزید ریاحی و نام منفور دومی، شمر بن ذی الجوشن بود.
حرّ اگر در جنگ با پسر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم اصرار می ورزید و با سپاه بنی امیه همکاری میکرد و به طمع جایزه و ترفیع رتبه و مقام، در صف اول سپاه کوفه قرار میگرفت و هرچه میتوانست ظلم و ستم میکرد و فرضاً ـ العیاذ بالله ـ اگر روز عاشورا چند ساعت دیگر با عمر بن سعد مانده بود و اعمال شمر و سنان و حرمله و بیشتر از آن را هم مرتکب شده بود، سرانجام از این اصرار جز اینکه نامش در تاریخ در ردیف شمر و حرمله ذکر میشد، چه سودی میبرد؟
ولی حرّ، هم قطار سپاه عمر سعد نبود، جسمش اگر چه چند صباحی در لشکر کوفه بود اما با روح و فکر و علوّ همّتش در اصحاب حسین علیه السلام بود.
او به تمام امور مادّی پشت پا زد و با یک جهش و پرواز تاریخی از دنیا به سوی آخرت و از ظلمت به سوی نور و از باطل به سوی حقّ و از کفر به سوی اسلام شتافت، و خود را به سعادت جاودانی رسانید، کاری کرد که تاریخ نام او را در ردیف زهیر و حبیب و مسلم بن عوسجه ثبت کرد.
حرّ اگر به سوی امام حسین علیه السلام باز نمیگشت، جز آنکه ابن زیاد جایزه به او میداد و درجه او را بالا میبرد و حقوقش را زیاد میکرد چه سودی میبرد؟
ولی امروز از هرکس بپرسید که حرّ و شمر کدام یک بردند و کدام باختند، همه پاسخ میدهند: حرّ برنده شد، حر سربلند شد، حرّ افتخار یافت؛ شمر سرنگون شد، شمر پست و خوار شد، شمر به لعن ابد گرفتار شد.
به همین قیاس هرکدام از اصحاب ابی عبدالله علیه السلام را با سران لشکر کوفه مقایسه کنیم، میبینیم که فتح و پیروزی نصیب اصحاب آن حضرت است.
مسلم بن عوسجه را با شبث بن ربعی، حبیب بن مظاهر را با عمرو بن حجاج، عمرو بن قرظه انصاری را با برادرش که در لشکر ابن سعد بود، مقایسه کنید.
امروز نام مسلم و حبیب و عمرو بن قرظه محبوب دل هاست و نام آن ملعونان در شمار کفار و اشقیاست.
پس در نتیجه فداکاری های مردان خدا و توفیق و مظفّریت آنها شکی نیست، و این حکم فطری و عقلی و شرعی است که اعمال مصلحین مثمر ثمر و نتیجه بخش است، و در دنیا و آخرت فداکاری آنها مأجور و مشکور است:
﴿إِنَّ اللّٰهَ لَا یضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ﴾؛
«به راستی که خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمیکند».
نماز، یکی از زیباترین حالات بنده در برابر خدای متعال است و این فریضه دینی جایگاه ویژه ای در سیره زندگی ائمه هدی(ع) دارد، چنانکه در زندگی امام حسین(ع) نیز توجه به اقامه نماز بسیار پررنگ و مشهود است. البته این امام همام تربیت یافته مکتب وحی هستند و پدر ارجمندشان مولی الموحدین(ع) در محراب عبادت و در حال نماز به شهادت رسیدند. از این روی می بینیم که در تمام زوایای عمر شریف سیدالشهدا(ع)، جلوههای بندگی و عبادت خدا به چشم میخورد و مواعظ و ارشادهای فراوان آن حضرت در منابع روایی بویژه در نصیحت اعرابی آمده است که همواره توصیه به بندگی خدا و ترک گناه داشتند. نماز، در سیره امام حسین(ع) حقیقتی است که انسان را تا خدا اوج می دهد و مهر قبولی سایر اعمال انسان در گرو توجه به نمازاست. امام حتی در سخت ترین شرایط کربلا باز هم نماز اول وقت را بر ادامه جنگ در راه خدا ترجیح داد، چنانکه در فصلی از زیارتنامه آن حضرت میخوانیم: «اَشهَدُ اَنَّکَ قَد اَقَمتَ الصَلوهَ وَ آتَیتَ الزَکواهَ... ، شهادت میدهم که تو اقامه کننده نماز بودی.»
دست مریزا خیلی لذت بردم و داستان مجلسی اول و مجلسی دوم تون بی نظیر بود دم شما گرم
موضوعات خیلی خوبی بود
مخصوصا بحث لقمه حلال
یا املاکی
نمیگم کار نیست ولی در شهرکهای صنعتی وقتی به جونا پیشنهاد میدیم میگن حقوقش کمه
در صورتیکه نمیگن کم اما حلال وار رضایت پشتشه
من الان با این حقوق بازنشستگی خیلی کم خودم و خانمم امورات میگذرونیم شاید هنوز میوه بجز هندونه خونمون خرید نشده
ولی دلمون خوشه با آرامش شب میخوابیم