کد خبر: ۸۸۹۴۷۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

ترامپ وقتی از ایران سوالی پرسید که جوابش را نمی‌دانست؛ اکنون باید تاوان آن را پس بدهد

ضرب‌المثلی در میان وکلای دادگستری رایج است: «هرگز سوالی را نپرس که جوابش را نمی‌دانی». ترامپ، در عملیات «خشم حماسی» دقیقاً همین خطای راهبردی را مرتکب شد. او پرسید که آیا ایران با نیروی نظامی فراگیر، مجبور به پذیرش خواسته‌های آمریکا خواهد شد؟ اما پاسخ را نمی‌دانست. اکنون، پس از ماه‌ها درگیری، تفاهم‌نامهٔ ژنو اگرچه تنگه هرمز را بازگشایی کرده، اما پرسش‌های بی‌پاسخ بسیاری را بر جای گذاشته است؛ پرسش‌هایی که هزینهٔ سنگین آن را مردم منطقه و حتی خود آمریکا خواهند پرداخت.
ترامپ وقتی از ایران سوالی پرسید که جوابش را نمی‌دانست؛ اکنون باید تاوان آن را پس بدهد

گروه بین الملل- سجادی پناه: ضرب‌المثلی در میان وکلای دادگستری رایج است: «هرگز سوالی را نپرس که جوابش را نمی‌دانی». ترامپ، در عملیات «خشم حماسی» دقیقاً همین خطای راهبردی را مرتکب شد. او پرسید که آیا ایران با نیروی نظامی فراگیر، مجبور به پذیرش خواسته‌های آمریکا خواهد شد؟ اما پاسخ را نمی‌دانست. اکنون، پس از ماه‌ها درگیری، تفاهم‌نامهٔ ژنو اگرچه تنگه هرمز را بازگشایی کرده، اما پرسش‌های بی‌پاسخ بسیاری را بر جای گذاشته است؛ پرسش‌هایی که هزینهٔ سنگین آن را مردم منطقه و حتی خود آمریکا خواهند پرداخت.

۱. اشتباه محاسباتی ترامپ: از تغییر نظام تا بن‌بست راهبردی

به گزارش بولتن نیوز ،ترامپ 9 اسفند، با دلبستگی ایدئولوژیک به تغییر نظام سیاسی در ایران، جنگی را آغاز کرد که به‌گمان او تنها ۴ تا ۶ هفته به طول می‌انجامید. اهداف او شامل نابودی صنعت موشکی و نیروی دریایی ایران، خنثی‌سازی شبکهٔ نیابتی منطقه‌ای و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. اما محاسبهٔ او از دو جهت به خطا رفت: 

- *اول*، ایران با راهبرد «چیزی برای از دست دادن ندارد»، با بستن تنگه هرمز و صادر کردن درگیری به سراسر منطقه (با موشک‌های بالستیک و پهپادها)، اختلالی بی‌سابقه در بازارهای جهانی ایجاد کرد. 

- *دوم*، ترامپ از شهروندان ایران پرسید که آیا از فرصت ارائه‌شده برای سرنگونی رژیم استفاده خواهند کرد؟ اما پاسخ «خب، معلومه» هرگز محقق نشد و ساختار رهبری ایران خود را بازسازی کرد. 

نتیجهٔ این اشتباه، «پیروزی تاکتیکی اما شکست استراتژیک» برای آمریکا بود؛ جنگی که به‌جای تضعیف ایران، اهرم فشار این کشور را از طریق تنگه هرمز بازسازی کرد و ترامپ را مجبور به عقب‌نشینی دیپلماتیک نمود.

۲. تفاهم‌نامه‌ای با اندکی تفاهم

تفاهم‌نامهٔ فعلی (تمدید آتش‌بس تا ۶۰ روز و بازگشایی تنگه هرمز) اگرچه نفس‌هایی تازه به بازارهای جهانی دمیده، اما بر پایهٔ «درک مشترک بسیار کمی» بنا شده است. جامعهٔ اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل نسبت به آن ابراز تردید کرده‌اند، زیرا پرسش‌های کلیدی زیر همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند: 

- با ذخایر اورانیوم و حق غنی سازی جمهوری اسلامی ایران چه باید کرد؟ 
- آیندهٔ برنامه هسته‌ای، لغو تحریم‌ها و دارایی‌های مسدودشدهٔ ایران چگونه رقم خواهد خورد؟ 
- آیا ایران حمایت از نیروهای نیابتی منطقه‌ای خود را متوقف می‌کند؟ 
- چشم‌انداز صلح واقعی در مناقشهٔ اسرائیل-حزب‌الله چیست؟ 

با توجه به ضعف اعتماد میان طرفین، سناریوهای متعددی پیش‌روست: فروپاشی مذاکرات در ۶۰ روز (به‌ویژه در صورت تشدید جنگ در لبنان)، تمدید آتش‌بس برای پیشرفت بیشتر، یا دستیابی به توافقی مصالحه‌آمیز که نتواند مسائل ریشه‌ای را حل کند.

۳. زمان‌بندی فرصت‌طلبانه و درس‌های نادیده‌گرفته

اعلام این تفاهم‌نامه برای ترامپ، که با انتخابات میان‌دوره‌ای آبان ماه و دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا فاصلهٔ چندانی ندارد، بیشتر یک «مسکن سیاسی» است تا یک راه‌حل پایدار. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که حمایت عمومی از عملیات «خشم حماسی» به حدود ۴۰ درصد رسیده و رو به کاهش است، در حالی‌که رأی‌دهندگان آمریکایی همواره دغدغه‌های اقتصادی (تورم، قیمت بنزین) را بر مسائل خاورمیانه ترجیح داده‌اند. اما آنچه ترامپ از آن غافل بوده، پرسش‌های جدیدی است که جنگ بر جای گذاشته: 

- چگونه می‌توان بر کنترل ایران بر تنگه هرمز غلبه کرد؟ 
- چگونه می‌توان اهداف آمریکا را با جاه‌طلبی‌های اسرائیل هماهنگ کرد؟ 
- با تغییرات ژئوپلیتیکی پساجنگ (از خطوط لوله‌ی جدید تا کریدورهای حمل‌ونقل) چه باید کرد؟ 

جنگ ایران در سال 1404، کشورهای منطقه را مجبور به انعطاف‌پذیری و تنوع‌بخشی مسیرهای انرژی و تجارت کرده است؛ پروژه‌هایی که تا دههٔ ۲۰۳۰ ادامه دارند و معماری جدیدی از امنیت انرژی و اتصال منطقه‌ای را رقم می‌زنند. اما آمریکا، به‌جای رهبری این تحول، همچنان درگیر مدیریت بحران‌های برآمده از محاسبات غلط خود است.

بنابراین ترامپ سوالی دربارهٔ صلح خاورمیانه پرسید که جوابش را نمی‌دانست . اما رویدادها به او آموختند که پاسخ‌ها بسیار دشوارتر، مبهم‌تر و پرهزینه‌تر از آن چیزی هستند که پیش‌بینی می‌کرد. تفاهم‌نامهٔ ژنو، اگرچه گامی برای کاهش تنش است، اما نمی‌تواند هزینه‌های انسانی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی جنگ را جبران کند؛ هزینه‌هایی که نه تنها بر دوش مردم ایران و منطقه، بلکه بر دوش شهروندان آمریکایی نگران از تورم و آیندهٔ معیشت خود نیز سنگینی می‌کند.

برای مشاهده مطالب بین الملل ما را در کانال بولتن بین الملل دنبال کنیدbultanbeinolmelal@

برچسب ها: ترامپ ، ایران

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین