اتاق وضعیت آمریکا: واشنگتن برای جنگ دوم با ایران فقط ۲۵ روز مهمات کافی دارد!
گروه بین الملل: جنگ ۳۸ روزه «عملیات خشم حماسی» میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران از منظر راهبردی و لجستیکی هزینه سنگینی بر انبار تسلیحاتی آمریکایی وارد کرد. ذخایر کلیدی موشکی و رهگیرهای پنتاگون بین ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش یافته است. این کاهش شامل موشکهای کروز دریایی، موشکهای هواپرتاب دوربرد، سامانههای دفاع موشکی زمینپایه و رهگیرهای ارتفاع بالا میشود.
به گزارش بولتن نیوز به نقل از کانال قرارگاه سایبری حاج قاسم، با وجود اظهارات اطمینانبخش وزیر دفاع آمریکا مبنی بر «کفایت بیش از اندازه ذخایر»، واقعیت عملیاتی نشان میدهد که ایالات متحده در صورت ازسرگیریل درگیری با شدت مشابه جنگ 39 روزه، حداکثر ۲۵ تا ۳۰ روز تابآوری دارد. بازسازی کامل این ذخایر در بهترین حالت ۴ تا ۵ سال زمان خواهد برد. این وضعیت یک «پنجره آسیبپذیری راهبردی» جدی ایجاد کرده که چین و روسیه به خوبی از آن آگاهند و احتمالاً در بازه سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۹ درصدد بهرهبرداری از آن برخواهند آمد.
وضعیت واقعی ذخایر پس از جنگ
جنگ اخیر الگوی مصرف بسیار بالایی از تسلیحات دقیق و گرانقیمت را نشان داد. بیش از ۱۲۰۰ موشک دفاع موشکی زمینپایه، حدود ۲۹۰ رهگیر ارتفاع بالا، بیش از ۱۰۰۰ موشک کروز دریایی و بیش از ۱۱۰۰ موشک هواپرتاب دوربرد شلیک شد. این ارقام معادل ۳۰ تا ۵۰ درصد ذخایر پیش از جنگ در دستههای کلیدی است.
نکته حیاتی، نه صرفاً حجم مصرف، بلکه *زمان بازسازی* است. خطوط تولید آمریکا برای شرایط صلح طراحی شدهاند، نه جنگهای فرسایشی. حتی با تخصیص بودجه اضافی، بازسازی کامل موشکهای کروز دریایی تا سال ۲۰۳۰ یا ۲۰۳۱ طول میکشد، سامانه رهگیر ارتفاع بالا تا اواخر ۲۰۲۹ به سطح قبلی بازنمیگردد و موشکهای هواپرتاب دوربرد نیازمند حداقل ۴ تا ۵ سال تولید پیوسته است.
این فرسایش فقط یک مسئله عددی نیست؛ یک محدودیت عملیاتی عمیق است. نیروی هوایی و دریایی آمریکا همچنان برتری کیفی دارد، اما بدون مهمات کافی دقیق و دوربرد، این برتری نمیتواند برای مدت طولانی حفظ شود.
حداکثر مدت تابآوری در سناریوی ازسرگیری جنگ
با فرض تکرار شدت عملیاتی 39 روز اول، دو سناریو قابل بررسی است:
در سناریوی اول انجام عملیات با شدت حداکثری تنها ۱۰ تا ۱۵ روز دیگر امکان پذیر خواهد بود یعنی قبل از رسیدن به کف ذخیره راهبردی.
در سناریوی دوم، واشنگتن میتواند به سمت مهمات ارزانتر و پرتعدادتر مانند بمبهای هدایتشونده دقیق حرکت کند. این تغییر تاکتیکی امکان ادامه عملیات را تا ۲۵ تا ۳۰ روز افزایش میدهد، اما با هزینههای سنگین: کاهش دقت، افزایش خطر برای خلبانان و افت قابل توجه اثربخشی کلی عملیات.
بنابراین در خوشبینانه ترین وضعیت ایالات متحده حداکثر ۲۵ تا ۳۰ روز قادر به حفظ شدت اولیه جنگ است. پس از آن، یا باید شدت عملیات را به طور قابل توجه کاهش دهد، یا ذخایر راهبردی خود را برای مقابله با تهدیدات چین و روسیه به خطر بیندازد. محدودیت اصلی، تعداد ناوها یا جنگندهها نیست؛ بلکه زنجیره تأمین مهمات دقیق و دوربرد است.
پیامدهای ژئوپلیتیک و تأثیر بر بازدارندگی جهانی
این جنگ صرفاً یک درگیری منطقهای نبود؛ آزمون واقعی تابآوری صنعتی و لجستیکی آمریکا در شرایط رقابت قدرتهای بزرگ بود.
در برابر چین:
پکن با دقت این فرسایش را رصد کرده و آمریکا را «غول لنگ» توصیف میکند. پنجره آسیبپذیری یک تا چهار ساله در غرب اقیانوس آرام، محاسبات چینیها را تغییر داده است. در سناریوی بحران تایوان، کاهش ذخایر موشکی دقیق آمریکا، توانایی اجرای استراتژی «انکار دسترسی» را تضعیف میکند. چین ممکن است در سالهای ۲۰۲۷ تا ۲۰۲۹ فشار خود را افزایش دهد، زیرا میداند واشنگتن نمیتواند همزمان دو جبهه را با شدت کامل مدیریت کند.
در برابر روسیه:
انتقال بخشی از تجهیزات و مهمات از پایگاههای اروپایی به خاورمیانه، آمادگی پیمان آتلانتیک شمالی را در جبهه شرقی کاهش داده است. تحویل سامانههای راکتانداز چندگانه به کشورهای خط مقدم مانند استونی متوقف شده است. همزمان، شکاف تولید مهمات آشکار است: آمریکا ماهانه حدود ۴۰ هزار گلوله توپخانه تولید میکند، در حالی که روسیه تحت شرایط اقتصاد جنگی بیش از ۴۵۰ هزار گلوله در ماه تولید دارد. این برتری تولیدی روسیه، فشار بر اروپا را افزایش خواهد داد.
آسیبپذیری ساختاری:
یکی از نقاط ضعف عمیق، وابستگی به عناصر خاکی کمیاب (مانند ساماریوم و ایتریم) است که عمدتاً تحت کنترل چین قرار دارد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


