«همدردی با میناب» یا «لیتبرداری از پهلوی»؟ پرستویی میان احساسات انسانی و واقعیتهای سیاسی گم شد
گروه فرهنگی:آنچه دیروز در فضای مجازی با عنوان «استوری جنجالی پرویز پرستویی» دستبهدست شد، نه یک اشتباه ساده در بازنشر محتوا، که نشانهای از یک سردرگمی روشنفکری در مواجهه با جریانهای ضد انقلاب است. پرستویی، بازیگر محبوب سینمای ایران، پس از انتشار متنی با مضمون «تا ابد بر پهلوی و طرفدارانش لیت» و واکنشهای گسترده، ناگهان به عقبنشینی روی آورد و با عذرخواهی از «هموطنان» مدعی شد که «به هر عقیدهای احترام میگذارد». اما این عذرخواهی، بهجای التیام زخمها، پرسشهای اساسیتری را برانگیخت: مگر عقیدهٔ پهلوی، جز دفاع از همان نظامی است که در حادثهٔ میناب، کودکان بیگناه را به شهادت رساند؟
حادثه میناب؛ خط قرمز همهٔ ایرانیان
به گزارش بولتن نیوز،حادثه تلخ میناب، که در آن شماری از کودکان قربانی خشونتی خانمانسوز شدند، برای هیچ انسان آزادهای قابلتحمل نیست. اما واقعیت تلخ این است که جریان پهلوی، چه در گذشته و چه در حال، با سابقهٔ سرکوب، وابستگی به بیگانگان و بیتوجهی به محرومان، هیچ گاه همدردی واقعی با قشرهای مظلوم جامعه نداشته است. امروز نیز کسانی که پرچم پهلوی را برافراشتهاند، نه تنها در سوگ کودکان میناب اشک نریختند، بلکه در بسیاری از موارد، این فاجعه را بهانهای برای فضاسازی علیه نظام جمهوری اسلامی قرار دادند. در چنین شرایطی، «لیت» بر پهلوی، نه یک فحش، که یک واکنش طبیعی به خیانتهای تاریخی این جریان است.
پرستویی؛ بین همدردی و سازش
پرستویی در توضیح خود نوشته است که متن «لیت بر پهلوی» بهاشتباه همراه با استوری همدردی منتشر شده و او «ناخواسته» این جمله را بازنشر کرده است. اما این دفاع، وقتی قانعکننده نیست که بدانیم در نظام جمهوری اسلامی، هرگونه مماشات با نمادهای طاغوت، بهمعنای پشت کردن به خون شهداست. آیا میتوان هم با کودکان میناب همدردی کرد و هم از طرفداران کسانی عذرخواهی نمود که زمینهساز چنین فجایعی هستند؟ این تناقض، نشان از آن دارد که پرستویی یا از ماهیت ضدانقلابی پهلویها بیخبر است، یا در محاسبهٔ سیاسی خود، هزینهٔ همراهی با جریان انقلاب را بیش از منافع آن دیده است.
عذرخواهی از پهلویها؛ اشتباهی راهبردی
عذرخواهی پرستویی از «هموطنان پهلوینظر» در حالی صورت میگیرد که این جریان، هرگز برای شهدای انقلاب، جانبازان جنگ یا خانوادههای قربانیان تروریسم عذرخواهی نکرده است. او در متن خود آورده: «با هر عقیدهای با احترام سخن میگویم»، اما آیا احترام به عقیدهٔ کسانی که نظام اسلامی را به رسمیت نمیشناسند، با اصول انقلابی سازگار است؟ انقلاب اسلامی، انقلاب مدارا با استبداد نیست؛ انقلاب ایستادگی در برابر ظلم است. وقتی پرستویی از «لیت» بر پهلوی عقبنشینی میکند، عملاً به جریانی مشروعیت میدهد که نه تنها نظام، بلکه امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران را نشانه گرفته است.
تکلیف روشن است؛ همدردی بیموضعگیری، فریب است
آنچه امروز از چهرههای عمومی انتظار میرود، نه عذرخواهی از جریانهای ضد انقلاب، که محکومیت قاطع آنان و اعلام همبستگی با نظام و مردم است. همدردی با قربانیان میناب، اگر با حساسیت سیاسی همراه نباشد، به ابزاری برای بهرهبرداری دشمنان تبدیل میشود. پرستویی میبایست بهجای عقبنشینی از «لیت» بر پهلوی، با تشریح سابقهٔ سیاه این جریان، جایگاه انقلابی خود را تثبیت میکرد.
سخن پایانی
انقلاب اسلامی ایران، انقلاب عزت و استقلال است و هیچ چهرهٔ هنری یا سیاسی نمیتواند با کتمان دشمنشناسی، خود را از مسئولیت تاریخی اش شانه خالی کند. پرستویی اگر راست میگوید که «با هر عقیدهای با احترام سخن میگوید»، باید از مادران مینابی که فرزندانشان را در آغوش گرفتند و از خون پاکشان، نفرین بر هر نظام ستمگری را به یادگار دارند، الهام بگیرد. پهلوی، نماد همان ستمی است که امروز نیز در سایهٔ حمایت از اغتشاشات، قصد ضربه به ایران را دارد. وقت آن است که هنرمندان انقلابی، بین «همدردی» و «سازش»، یکی را برگزینند؛ و راه درست، همانی است که رهبر انقلاب ترسیم کردهاند: «دشمنشناسی و دشمنستیزی، شرط عزت ملی است.»
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com