خوش خیالی ممنوع: چرا حتی واگذاری ۴۰۰ کیلو اورانیوم هم قفل تحریمها را باز نمیکند؟

به گزارش بولتن نیوز: گزارشی که به تازگی از سوی کنگره آمریکا منتشر شده، یک بار دیگر ابعاد حقوقی و سیاسی محدودکنندهای را پیش روی هر توافق احتمالی با ایران قرار داده است. متن این گزارش تصریح میکند: «هر توافقی "مرتبط با برنامه هستهای ایران" باید ذیل "قانون بازبینی توافق هستهای با ایران ۲۰۱۵" الزاماً توسط کنگره بازبینی شود.» همین یک بند کوتاه، گره اصلی ماجرایی است که این روزها با اظهارات دونالد ترامپ دوباره به صدر خبرها بازگشته است.
ترامپ چند روز پیش در اظهاراتی تأملبرانگیز گفت که حتی اگر ایران خودش آن ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنیشده را تحویل دهد، باز هم تحریمها برداشته نخواهد شد. این جمله در نگاه اول شاید ژستی تبلیغاتی یا فشار حداکثری به نظر برسد، اما رد پای آن دقیقاً به همان قانونی میرسد که کنگره در سال ۲۰۱۵ تصویب کرد. قانون بازبینی توافق هستهای با ایران که به اختصار اینارا (INARA) خوانده میشود، دست دولت آمریکا را برای هرگونه تعلیق، کاهش یا لغو تحریمهای مرتبط با برنامه هستهای ایران به شدت بسته است.


❌«هر توافقی "مرتبط با برنامه هستهای ایران" باید ذیل "قانون بازبینی توافق هستهای با ایران ۲۰۱۵" الزاما توسط کنگره بازبینی شود.»
این متن گزارش کنگره آمریکاست.
حالا داستان چیه؟
یادتونه ترامپ چند روز پیش گفت حتی اگه اون ۴۰۰ کیلو اورانیوم رو خود ایران تحویل بده، تحریمها برداشته نمیشه؟
دلیلش همینه!
هر توافقی برای حتی کم کردن تحریمها از زیر دست کنگره رد میشه و لغو تحریمها هرگز توی کنگره رأی نداشته و نخواهد داشت!
داستان از این قرار است که بر اساس اینارا، هر توافقی که رنگ و بوی هستهای داشته باشد، چه برجامی تازه باشد و چه تفاهمی محدود برای کاهش تنش، باید به کنگره ارائه شود و دورهای برای بازبینی و رأیگیری طی کند. اینجا است که معمای اصلی سر باز میکند: لغو تحریمهای ایران، حتی در مقیاسی کوچک، در فضای سیاسی کنونی کنگره آمریکا رأی لازم را ندارد و هرگز هم نداشته است. جمهوریخواهان و طیفی از دموکراتها، لغو هرگونه تحریم را به چراغ سبزی برای برنامه هستهای و نفوذ منطقهای ایران تفسیر میکنند و به سادگی زیر بار آن نمیروند.
نکته تلخ ماجرا اینجاست که حتی اگر ایران فراتر از خواستههای فنی و حقوقی عمل کند ــ مثلاً همان ۴۰۰ کیلو اورانیوم را به شکلی نمادین تحویل دهد ــ دولت آمریکا نمیتواند به تنهایی تحریمی را بردارد که ریشه در مصوبات کنگره دارد. تحریمهای اولیه آمریکا علیه ایران که توسط قوه مقننه وضع شدهاند، فقط با رأی همان قوه قابل لغو یا تعلیق جدی هستند. رئیسجمهور شاید بتواند با استفاده از اختیارات اجرایی، برخی تحریمهای ثانویه را تعلیق کند، اما همین گام هم از تیغ بازبینی کنگره عبور خواهد کرد و در برابر افکار عمومی داخلی آمریکا و رقابتهای حزبی آسیبپذیری شدیدی دارد.
بنابراین گزاره «حتی تسلیم کامل ایران هم تحریمها را برنمیدارد» دیگر یک شعار انتخاباتی نیست، بلکه بازتاب یک واقعیت حقوقی سخت است. ساختار قانونی در آمریکا به شکلی طراحی شده که عبور از تحریمهای ایران مستلزم یک چرخش بزرگ در آرایش سیاسی کنگره است؛ چرخشی که در آینده قابل پیشبینی نشانهای از آن دیده نمیشود.
از این منظر، دل بستن به توافق احتمالی با ایالات متحده و انتظار برای دریافت غرامت یا خسارت، چیزی فراتر از خوشخیالی نیست. در حالی که برخی تحلیلها در داخل ایران همچنان مسیر مذاکره را تنها راه کاهش فشار اقتصادی ترسیم میکنند، واقعیت کنگره نشینان آمریکا نشان میدهد که هیچ اراده سیاسی برای باز کردن قفل تحریمها وجود ندارد و حتی فداکاریهای هستهای نیز نمیتواند دیوار تحریمی را که قانونها از آن محافظت میکنند، فرو بریزد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


