تامین اسلب برای فولاد مبارکه بخش مهمی از نیاز بازار را در کوتاه مدت تامین می کند/فولاد مبارکه در شرایط جنگ و پس از جنگ نیازمند حمایت دولت و مصرف کنندگان محصولات فولادی است
گروه اقتصادی: فولاد مبارکه درصورت تامین اسلب از طریق افزایش تولید شرکت های داخلی یا واردات، می تواند بخشی از نیاز بازار را تامین کند. واردات نیازمند ارز و پول است و دولت و بانک مرکزی باید آن را تامین کنند اما افزایش تولید داخلی می تواند از طریق افزایش ظرفیت در شرکت جهان آرا و سایر شرکت ها و تولید فولاد خوزستان انجام شود و در این زمینه مسوولان و شرکت ها و مصرف کنندگان باید همکاری کنند تا تعادل نسبی در شش ماه آینده ایجاد شود و کارخانه ها تعطیل نشوند.
به گزارش بولتن نیوز، رضا شریفی کارشناس ارشد صنعت و معدن: درحالیکه فولاد مبارکه و شرکت های زیرمجموعه آن، عمدتا تامین کننده نیاز شرکت ها و صنایع مختلف داخلی و ایجاد رفاه برای مردم بوده است و تنها بخش محدودی از تولید آن به صادرات اختصاص یافته، اما آمریکا و اسرائیل با این تصور که فولاد مبارکه یک شرکت عمدتا ارزآور برای دولت است، در دو مرحله به این شرکت حمله کردند و بخش هایی از آن را با خسارت های سنگین مواجه کردند.
آمارها حکایت از آن دارد که این شرکت عمدتا تامین کننده نیاز داخلی و رفاه مردم بوده و صادرات سال گذشته کل گروه فولاد مبارکه تنها 1.1 میلیارد دلار بوده که در مقابل 7.5 میلیون تن تولید محصولات فولادی و مصرف آن در داخل کشور رقم اندکی است و حمله کنندگان به فولاد مبارکه، در واقع حمله به رفاه مردم و تامین نیاز داخلی و منافع سهامداران را هدف گرفته اند.
اکنون در ماه های بعد از این حمله، مهمترین دغدغه مدیران فولاد سازی کشور و مسوولان تنظیم بازار فولاد، تامین نیاز کارخانه ها و جلوگیری از تعطیلی آنها، و تامین رفاه مردم به طور نسبی است تا صنعت فولاد ایران در سال های آینده دوباره جان تازه ای بگیرد و نفس تازه کند. اما در این فاصله با احیای ظرفیت فعلی تولید اسلب در شرکت های داخلی، واردات و اقدامات دیگر باید بخشی از نیاز بازار را به صورت سهمیه بندی تامین کرد تا کارخانه ها با حداقل ظرفیت مورد انتظار کار را شروع کنند و به تدریج تولید فولاد کشور افزایش یابد و به رقم قبلی حدود 7 میلیون تن ورق فولاد در سال برسد.
براساس شنیده ها بین 55 تا 60 موشک به فولاد مبارکه برخورد کرده و خسارت وارد کرده و بخشی از آن را با خاک یکسان کرده و در کنار خسارت هایی که به فولاد خوزستان وارد شده، عملا شریان تولید فولاد کشور را هدف گرفته است.
در حمله اول 22 موشک به نیروگاه ها و بخشی از فولاد و احیا در فولاد مبارکه و در حمله دوم نیز به بخشی از احیا و تولید و نورد فولاد مبارکه خسارت وارد شده است. در عین حال مدیران فولاد مبارکه برای جلوگیری از خسارت جانی جنگ، به موقع کارخانه را خالی کردند و هوشیاری خوبی داشتند تا به پرسنل خسارت وارد نشود که این اقدام آنها شایسته تقدیر است که به موقع هوشیاری و تدبیر از خود نشان دادند.
در عین حال، کارشناسان امیدوار هستند که مسوولان به عنوان یک فرصت به این تخریب های حاصل از جنگ نگاه کنند و انفعال نداشته باشند و بازسازی و بازتعریف در طراحی و ساخت و تامین و تدارک ها داشته باشند و تجربه 33 سال حمایت فولاد مبارکه از صنایع داخلی را به کار بگیریم و از آن تقدیر کنند.
اکنون انتظار می رود که در مقابل، صنایع کشور که ورق و سایر محصولات فولادی را در 33 سال گذشته از فولاد مبارکه دریافت کرده اند، حدود 6 ماه تا یکسال صبرو حوصله و همکاری داشته باشند و از فولاد مبارکه حمایت کنند تا به تدریج بازار به تعادل نسبی برسد و با کمک ظرفیت های داخلی سایر شرکت ها و کارخانه ها و واردات، نیاز بازار تامین شود. مصرف کنندگان ورق فولاد، باید به حداقل ها اکتفا کنند تا فعلا با ظرفیت موجود کشور، از تعطیلی کارخانه ها جلوگیری شود و به تدریج ظرفیت سایر کارخانه ها افزایش یابد.

با وجودی که فولاد مبارکه در سال 1404 برای تحولات اجتماعی، جنگ، حمله سایبری و جنگ 12 روزه و... آمادگی داشته اما با وجود مشکلات پیش آمده، بالاترین تولید در 33 سال اخیر را رقم زد و 7.5 میلیون تن تولید محصولات ورق و ... داشته است. در گروه فولاد مبارکه نیز نزدیک به 10.9 میلیون تن تولید فولاد داشته و در مجموع 1.1 میلیارد دلار در گروه فولاد مبارکه صادرات داشته است. همچنین پروژه های مختلف از جمله نیروگاه گازی و... نیز در دستور کار قرار گرفت.
در شرایط امروز، فعالان صنعتی انتظار دارند که یک مجموعه بزرگ که 33 سال نقش پر رنگ در اقتصاد و صنعت ایران داشته، احیا شود و حداقل در شش ماه و یکسال آینده ضمن حفظ بقا و حیات دوباره خود، به تامین بخشی از نیاز بازار توجه کند. لذا دولت و بانک ها و تولید کنندگان و مصرف کنندگان و سایر نهادها باید در تامین نیاز فولاد مبارکه به ارز، اسلب، و سایر امکانات همت کنند و نیاز این شرکت را در زمینه های مختلف را تامین نمایند.
مردم و تولید کنندگان و مسوولان، انتظار دارند که کاهش تولید و خسارت ها، باعث افزایش شدید قیمت محصولات ورق و تورم محصولات صنعتی در بازارها نشود و لذا اظهار نظرها باید به گونه ای باشد که مانع از رشد قیمت در زنجیره ارزش فولاد کشور شده و ظرف چند ماه، حداقل بخشی از نیاز بازار را تامین کند و مانع از تعطیلی کارخانه ها و رشد قیمت ها شود و اقدامات اساسی در تنظیم بازار انجام شود.
تامین اسلب در کوتاه مدت
برخی از کارشناسان معتقدند که نیاز فوری فولاد مبارکه تامین اسلب از طریق واردات یا تولید داخلی است و درصورت تامین اسلب می تواند بخشی از نیاز بازار را تامین کند. اما تامین اسلب از دو راه امکان پذیر است یا از طریق واردات که نیازمند ارز و پول است و دولت و بانک مرکزی باید آن را تامین کنند و دوم از طریق استفاده از ظرفیت های موجود در سایر شرکت ها و کارخانه های کشور مثل فولاد خوزستان و جهان آرا و... که اسلب در اختیار فولاد مبارکه قرار دهند.

در صورتی که اسلب وارد شود و نیاز بازار را تامین کند، حتی اگر عرضه ورق بیشتر شود بعدا می توان برای آن چاره اندیشی کرد. این کار دو مزیت دارد اول تامین نیاز بازار و دوم حفظ اشتغال در فولاد مبارکه و سایر شرکت های مرتبط که مصرف ورق دارند و از این طریق مشغول به کار خواهند شد و در شش ماه تا یکسال آینده به کار تولید مشغول خواهند بود و نیاز کارخانه ها به ورق تامین می شود.
اما کارشناسان راهکار بهتر افزایش ظرفیت تولید و تامین اشتغال را این می دانند که شرکت هایی مانند فولاد خوزستان و جهان آرا وارد مدار تولید شوند و اسلب بیشتر تولید کنند تا مشکلات حل شود و ضمن تامین نیاز فولاد مبارکه و افزایش تولید، اشتغال نیز حفظ شود و بخش عمده ای از نیاز بازار تامین شود.
تامین اسلب با ظرفیت های داخلی کشور
وضعیت بازار قبل از جنگ نشان می دهد که 7.5 میلیون تن اسلب، 5.2 میلیون تن ورق گرم در فولاد مبارکه و 1.6 میلیون تن در یک شرکت دیگر تولید شده و روی هم 6.8 میلیون تن ورق گرم تولید می شد.
بررسی ها نشان می دهد که تولید فولاد هرمزگان، بخشی از تولید سپید دشت روی هم ماهانه امکان تولید 160 هزار تن را دارد. براین اساس با تولید هرمزگان و سپید دشت و صبا و ذخایر فولاد مبارکه، روی هم 3.5 میلیون تن در سال تولید ورق امکان پذیر خواهد بود که معادل 50 درصد ظرفیت قبلی است.به عبارت دیگر، با ظرفیت فعلی می توان بخشی از نیاز بازار را تامین کرد تا از تعطیلی کارخانه ها جلوگیری شود. اما برای افزایش تولید بیش از 50 درصد تقاضای بازار، باید اقدامات دیگری نیز انجام شود.
اگر تولید سایر شرکت ها و مجتمع ها افزایش یابد، می توان ظرفیت تولید را به بیش از 50 درصد تقاضای فعلی افزایش داد. گفته می شود که اگر شرکت جهان آرا با ظرفیت 1.2 میلیون تن وارد مدار شود می تواند بخش عمده ای از نیاز بازار را تامین کند. این شرکت قبلا حدود 200 هزار تن تولید داشته که اگر به روزرسانی شود به کمک فولاد مبارکه و سایر کارشناسان می تواند به 1.2 میلیون تن تولید برسد.
براین اساس، مالکان شرکت جهان آرا و سایر مسوولان باید در این زمینه همکاری کنند که به ظرفیت بالاتر تولید برسد.
همچنین اگر فولاد خوزستان در ماه های آینده تا شهریور ماه وارد مدار تولید شود می تواند بخشی از نیاز به اسلب را تامین کند و واردات اسلب را کاهش دهد.
این وضعیت نشان می دهد که به کمک ظرفیت های فعلی و راه اندازی دو شرکت جهان آرا و فولاد خوزستان، می توان بخش عمده ای از نیاز کشور به اسلب و افزایش تولید در فولاد مبارکه را تامین کرد.
پیش بینی می شود که تا شهریورماه فولاد خوزستان، بخشی از سپید دشت، بخشی از فولاد مبارکه و سایر شرکت ها وارد مدار تولید می شود و به تدریج مشکلات را کاهش می دهد.
صبر و حوصله شرکت ها در دو ماه آینده
براین اساس، به نظر می رسد که اوج فشارها تا 2 ماه آینده یعنی تا آخر خردادماه است. اگر جنگ به زودی پایان یابد این فشارها کاهش خواهد یافت و تولید بیشتر خواهد شد. با روند کنونی نیز اگر اتفاق دیگری رخ ندهد، به تدریج مشکلات کاهش می یابد و ظرفیت تولید و عرضه محصولات فولادی افزایش می یابد.
اگر تامین اسلب بیشتر شود طبیعی است که تولید داخلی بیشتر می شود و اگر اسلب تامین نشود، باید اسلب وارد شود و نیاز ارزی آن را دولت و بانک مرکزی تامین کند تا بتوانیم بخشی از نیاز بازار را تامین کنیم.
کف سهمیه بندی و حداقل تامین محصولات فولادی
نکته مهم این است که برای جلوگیری از افزایش قیمت فولاد در بازار داخلی و جلوگیری از تعطیلی کارخانه ها و تامین حداقل نیاز تولید کنندگان خودرو، نورد، لوله و پروفیل، باید سهمیه ای در نظر گرفته شود که کف نیازها را تامین کند تا از تعطیلی کارخانه ها جلوگیری نماید و کارخانه ها بتوانند به حیات خود ادامه دهند.
پایان جنگ و افزایش تولید اسلب
برخی کارشناسان می گویند که بعد از پایان جنگ، تامین اسلب در اولویت قرار می گیرد. اندکی ذخایر اسلب نیز در فولاد مبارکه وجود دارد. ماهیانه از طریق تولید هرمزگان و سپید دشت نیز 160 هزار تن اسلب به بازار عرضه می شود که عدد قابل توجهی است.
یکی از شرکت ها نیز ماهانه 133 هزار تن می تواند تولید اسلب داشته باشد. یعنی سالانه 3.5 میلیون تن اسلب تولید می شود که این ظرفیت می تواند بخشی از نیاز بازار که قبلا 6.8 میلیون تن در سال بوده، را تامین کند. براین اساس انتظار می رود که در اردیبهشت و خرداد 50 درصد ظرفیت تولید تامین شود و بخشی از نیاز خودروسازان، نورد کاران و... را تامین کند.
پیش بینی می شود که اگر ظرفیت تولید ورق در اردیبهشت افزایش یابد به حدود 54 درصد نیاز بازار پاسخ دهد.
برخی کارشناسان معتقدند که تا شهریور سپید دشت، مبارکه، فولاد خوزستان و جهان آرا به افزایش ظرفیت تولید می رسند ومی توانند نزدیک به نیمی از نیاز کشور را تامین کنند. متوسط نیاز بازار در سه سال اخیر نشان می دهد که مصرف حدود 7 میلیون تن است و ظرفیت های فعلی حدود 48 تا 50درصد نیاز بازار را تامین می کند.
تنظیم بازار و قیمت گذاری مناسب
در مورد قیمت نیز می توانیم قیمت بین نرخ قبلی و نرخ بازار فعلی را داشته باشیم و قیمت بالاتر از نرخ قبلی باشد اما از رشد شدید آن برای حمایت از تولید در زنجیره های بعدی جلوگیری شود.
ستاد تنظیم بازار باید قیمت فولاد 60 هزار تومان اسفندماه و قیمت 120 هزار تومان فعلی را در نظر بگیرد و قیمتی بین این دو را اعلام کند. زیرا تامین خسارت ها و همچنین قیمت بازار، حاشیه سود، رانت، دلالی و قاچاق و... اجازه نمی دهد که با همان قیمت قبلی فروخته شود.
این کار علاوه برکنترل بازار و کاهش رانت و اختلاف قیمت در بازار، قیمت معقول و منطقی برای حمایت از تولید را ارائه می دهد و از شدت گرفتن رشد قیمت ها و همچنین ایجاد رانت در حاشیه بازار جلوگیری می کند. باید قیمتی مبنا قرار گیرد که امکان تولید و تامین بازار و جلوگیری از افزایش قیمت ها در حاشیه بازار و رانت و... را فراهم کند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


