کد خبر: ۸۸۵۸۷۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

ایران بین تثبیت دستاوردها و مقابله با تشدید تنش؛ معادله پایداری و تحول

تحلیلگر یمنی در ارزیابی نتایج جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، و ایستادگی مردم و نیروهای مسلح ایران...
ایران بین تثبیت دستاوردها و مقابله با تشدید تنش؛ معادله پایداری و تحول

به گزارش بولتن نیوز به نقل از ایرنا، «عبدالله علی هاشم الذارحی» تحلیلگر یمنی نوشت: رویارویی جاری در منطقه دیگر یک رویداد گذرا یا دور محدودی از درگیری نیست بلکه به یک نقطه عطف اساسی تبدیل شده است که موازنه قدرت را از نو ترسیم می‌کند و تغییرات عمیقی را در ساختار درگیری بین محور شر و باطل با محور حق و مقاومت آشکار می‌سازد.

در قلب این معادله، جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگویی از کشوری ظهور کرده است که جنگ و رویارویی را در سطوح مختلف مدیریت کرده و به دستاوردهایی رسیده است که فراتر از بُعد نظامی به افق‌های سیاسی، اجتماعی و راهبردی وسیع‌تری گسترش می‌یابد.

اول: تثبیت دستاوردهای جنگ و سرمایه‌گذاری آنها در داخل کشور

آنچه ایران اسلامی در زمینه رویارویی به دست آورده، تصادفی نبوده، بلکه نتیجه انباشت طولانی مدت آمادگی و برنامه‌ریزی بوده است. در نتیجه، موج‌های واکنش و رویارویی، دستاوردهای متعددی را در تمام سطوح به همراه داشته است، از جمله موارد زیر؛

در سطح نظامی و میدانی، دستاوردها در تقویت قابلیت‌های دفاعی، افزایش سطح آمادگی و کسب تخصص کیفی در مدیریت جنگ نمایان شد.

از نظر سیاسی، رهبری ایران در ایجاد یک معادله بازدارنده و اثبات حضور خود به عنوان یک کشور تأثیرگذار در هر معادله منطقه‌ای موفق شد.

در سطح اجتماعی، انسجام و همبستگی ملی پدیدار شد که در افزایش میزان آگاهی از مرحله خطرناک نمایان شد.

از نظر اداری، جنگ، نهادها را به بهبود عملکرد و تقویت سازکارهای مدیریت بحران خود سوق داد.

در سطح رسانه‌ای، رسانه‌های ایرانی و مقاومت توانستند پیام خود را به جهان منتقل کنند و بدین ترتیب بر ماشین رسانه‌ای دشمن و عوامل آن پیروز شوند.

بزرگترین چالش در اینجا نهفته است؛ چگونه می‌توان از این دستاوردها برای ایجاد یک اقتصاد مقاومتی، تقویت استقلال ملی و تبدیل این حالت پایداری به یک پروژه نهضت پایدار استفاده کرد.

دوم: ادغام میدان نبرد و دیپلماسی و تقویت وحدت ملی

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های تجربه ایران، توانایی ترکیب اقدامات میدانی با تلاش‌های دیپلماتیک در هماهنگی است که منعکس‌کننده یک چشم‌انداز استراتژیک جامع است.

میدان جنگ از سیاست جدا نبود بلکه از آن حمایت و موضع مذاکره‌ای آن را تقویت می‌کرد. این ادغام به متحد کردن جبهه داخلی کمک کرد، زیرا شهروندان ایرانی احساس می‌کردند که فداکاری‌های آنها در میدان با دستاوردهای سیاسی طنین‌انداز شده است.

بنابراین، دیپلماسی از ابزار مذاکره صرف به امتداد طبیعی تاب‌آوری نظامی تبدیل شد که اعتماد بین مردم و رهبری را تقویت کرد و مفهوم «وحدت ملی در مواجهه با چالش‌ها» را تثبیت کرد.

سوم: انسجام محور مقاومت و پرهزینه کردن اقدام دشمن برای گسترش جنگ

در مقابل، آمریکا، شیطان بزرگ، و غده سرطانی، شیطان کوچک، از تلاش‌های خود برای گسترش دامنه درگیری با گشودن جبهه‌های جدید و سوق دادن طرف‌های منطقه‌ای به مشارکت در این رویارویی دست نکشیدند.

این تلاش‌ها در چارچوب یک استراتژی با هدف پراکنده کردن توان ایران و تحلیل رفتن آن در بیش از یک جبهه رخ می داد؛ با این حال، این تلاش‌ها با واقعیت جدیدی روبرو شدند که با انسجام محور مقاومت و آگاهی روزافزون مردم منطقه از خطر کشیده شدن به پروژه‌هایی که در خدمت دستور کارهای خارجی هستند، نمایان می‌شود.

علاوه بر این، هرگونه گسترش جنگ اکنون خطرات قابل توجهی را برای ثبات منطقه‌ای و بین‌المللی به همراه دارد و آن را برای کسانی که به دنبال آن هستند بسیار پرهزینه می‌کند.

چهارم: پژواک‌های داوطلبی میلیونی؛ اراده‌ای شکست‌ناپذیر از مردم

یکی از برجسته‌ترین مظاهر مقاومت مردمی، اعلام آمادگی ده‌ها میلیون ایرانی برای دفاع از میهن است، در صحنه‌ای که نشان دهنده عمق تعلق و سطح بالای آگاهی ملی است. این رقم (حدود ۳۰ میلیون داوطلب) را نمی‌توان صرفاً به عنوان یک بسیج عددی تفسیر کرد، بلکه بیانگر وضعیت بسیج عمومی و آمادگی مردمی برای پذیرش مسئولیت است.

همچنین این پیام روشنی را به دشمنان می‌فرستد که هرگونه طرح های تجزیه‌طلبانه محکوم به باخت و شکست است. این پدیده همچنین نشان دهنده موفقیت رهبری در ایجاد رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد با مردم، مبتنی بر مشارکت در سرنوشت، نه بر اجبار یا تحمیل است.

پنجم: دفاع مشروع؛ واقعیت موضع ایران

با توجه به آنچه اتفاق افتاده است، ایران معتقد است که اقداماتش در چارچوب دفاع مشروع از خود، حقی است که توسط قوانین بین‌المللی تضمین شده است. این رویارویی یک انتخاب اولیه نبود، بلکه پاسخی به تهدیدها و حملات مکرر بود.

بنابراین، توصیف اقدامات ایران به عنوان جنگ تهاجمی زمینه واقعی رویدادها را نادیده می‌گیرد و با اصل حاکمیت دولت و حق کشورها برای محافظت از قلمرو و مردم خود در تضاد است.

ششم: هدف قرار دادن زیرساخت‌ها؛ جنایتی که از بین رفتنی نیست

در چارچوب تشدید تنش، شیوه‌های خطرناکی از جمله هدف قرار دادن زیرساخت‌ها، تأسیسات حیاتی و اماکن عمومی - اقداماتی که طبق قوانین بین‌المللی به عنوان جنایات جنگی طبقه‌بندی می‌شوند - پدیدار شده‌اند. هدف قرار دادن غیرنظامیان و زیرساخت‌های غیرنظامی به هیچ بهانه‌ای قابل توجیه نیست و مستلزم محکومیت بین‌المللی آشکار و پیگرد قانونی همه افراد درگیر است. چنین جنایاتی پایان نمی‌یابند و لکه ننگی بر سابقه کسانی هستند که مرتکب این جنایات شدند یا از آنها حمایت می‌کنند و آنان باید مجازات شوند.

در پایان باید گفت واضح است که آنچه منطقه امروز شاهد آن است، گواهی بر این است که این درگیری دیگر صرفاً یک رویارویی نظامی نیست، بلکه برخورد اراده‌ها و پروژه‌ها است. در حالی که قدرت‌های سلطه‌گر به دنبال تحمیل واقعیت جدیدی با زور هستند، ایران به همراه ملتها و رهبران مقاومت ثابت می‌کند که پایداری آگاهانه و ادغام عمل و سیاست می‌تواند معادلات متفاوتی رقم بزند.

در این معادله، عامل تعیین‌کننده همچنان اراده مردم است که در صورت اتحاد، قادر به تبدیل چالش‌ها به فرصت‌ها و پیروزی‌ها به یک پروژه تمدنی جامع هستند. ایران با یاری خدا پیروز شده است و هیچ یک از اهداف آمریکا و رژیم اشغالگر محقق نشدند. دستان روی ماشه است و اگر آنها بازگردند، ما نیز باز خواهیم گشت. خداوند متعال پشتیبان ماست و هیچ پیروزی برای مستکبران و ایادی آنها وجود نخواهد داشت.

برچسب ها: ایران ، نظامی

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین