نقش سواد رسانهای در امنیت ملی و تابآوری اجتماعی در برابر جنگ ترکیبی: مطالعه موردی ایران
گروه فرهنگی: در دهه اخیر، مفهوم جنگ از میدانهای فیزیکی به عرصههای شناختی و رسانهای انتقال یافته و اصطلاح «جنگ ترکیبی» به عنوان پیچیدهترین شکل تقابلهای معاصر، امنیت ملی کشورها را با چالشهای بیسابقهای مواجه ساخته است. جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری با موقعیت ژئوپلیتیک حساس و دارا بودن ارزشها و خطوط قرمز ایدئولوژیک، همواره در کانون این نوع از تقابلها قرار داشته است. در این میان، سواد رسانهای به مثابه «سپر دفاعی نرم» و «سیستم ایمنی شناختی» جامعه، نقشی تعیینکننده در مصونسازی افکار عمومی و تقویت تابآوری اجتماعی ایفا میکند. این مقاله با روش تحلیل اسنادی و مطالعه موردی، به بررسی رابطه سواد رسانهای با امنیت ملی و تابآوری اجتماعی در مواجهه با جنگ ترکیبی میپردازد. یافتهها نشان میدهد که جنگ ترکیبی علیه ایران با بهرهگیری از چهار مؤلفه اصلی «اخبار جعلی»، «شایعهپراکنی»، «هژمونی گفتمانی» و «بحرانسازی هویتی»، به دنبال کاهش سرمایه اجتماعی و از هم گسیختگی انسجام ملی است. سواد رسانهای از طریق سه کارکرد کلیدی «تشخیص و کشف حقیقت»، «تحلیل گفتمانهای قدرت» و «مقاومت در برابر بمباران شناختی»، به عنوان عامل تقویتکننده تابآوری اجتماعی عمل میکند. مقاله در پایان با استناد به تجارب بومی، پیشنهادهایی برای طراحی سامانههای آموزشی و رسانهای جهت ارتقای سواد رسانهای به عنوان یک مؤلفه راهبردی در بازدارندگی شناختی ارائه میدهد.
به گزارش بولتن نیوز ، در عصر اطلاعات، قدرتهای بزرگ دیگر برای تحقق اهداف خود صرفاً به ابزارهای سختافزاری نظامی متکی نیستند. امروز، میدان نبرد به ذهنها و باورهای مردم منتقل شده است. مفهومی که از آن با عناوینی چون «جنگ نرم»، «جنگ شناختی» و نهایتاً «جنگ ترکیبی» یاد میشود، بیانگر وضعیتی است که در آن رسانهها، شبکههای اجتماعی و تولیدات فرهنگی به سلاحهای راهبردی تبدیل میشوند (هوفمن، ۲۰۱۸؛ حسینی و همکاران، ۱۴۰۰).
ایران به دلیل ماهیت انقلابی، استقلالطلبی و ایستادگی در برابر هژمونی جهانی، همواره هدف انواع جنگهای ترکیبی قرار داشته است. از جنگ رسانهای در سالهای پس از انقلاب گرفته تا هجمههای همهجانبه در فضای مجازی پس از انتخابات ۱۳۸۸ و به ویژه در جریان اعتراضات سالهای اخیر، الگوی دشمنان همواره مبتنی بر بهرهگیری از رسانه برای «تولید بحران»، «تضعیف اعتماد عمومی» و «هژمونیکسازی گفتمان جایگزین» بوده است (ذکایی و رضایی، ۱۴۰۰).
در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که چه عواملی میتوانند جامعه را در برابر این تهدیدات شناختی مقاوم سازند؟ پاسخ در مفهوم تابآوری اجتماعی (Social Resilience) نهفته است. تابآوری اجتماعی به معنای ظرفیت یک جامعه برای مقاومت در برابر شوکها، حفظ انسجام و بازسازی سریع پس از بحرانهای اجتماعی و سیاسی است (Norris et al., 2008). یکی از مهمترین عوامل تأمینکننده این تابآوری، سواد رسانهای است.
سواد رسانهای دیگر صرفاً یک مهارت فردی برای تشخیص اخبار درست از نادرست نیست. در سطح کلان، سواد رسانهای به یک مقوله امنیتی-فرهنگی تبدیل شده است. جامعهای که اعضای آن توانایی تحلیل گفتمانهای رسانهای، کشف اهداف پنهان فرستندگان پیام و مقاومت در برابر بمباران شناختی را داشته باشند، از امنیت ملی پایدارتر و تابآوری اجتماعی بالاتری برخوردار خواهد بود.
این مقاله در پی پاسخ به این پرسشهاست: جنگ ترکیبی با چه سازوکارهایی امنیت ملی ایران را تهدید میکند؟ سواد رسانهای چگونه میتواند به عنوان عامل تقویتکننده تابآوری اجتماعی عمل کند؟ و مهمتر اینکه، چه راهکارهایی برای ارتقای سواد رسانهای در سطح ملی و با رویکرد امنیتی قابل ارائه است؟
---
۲. چارچوب نظری و مفاهیم کلیدی
۲-۱. جنگ ترکیبی: از جنگ نرم تا جنگ شناختی
مفهوم جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare) در ادبیات نظامی و امنیتی معاصر، به مجموعهای از ابزارها و تاکتیکهای متنوع شامل ابزارهای نظامی، اقتصادی، دیپلماتیک و به ویژه رسانهای اطلاق میشود که به صورت هماهنگ برای دستیابی به اهداف راهبردی به کار گرفته میشوند (Hoffman, 2018). آنچه جنگ ترکیبی را از جنگهای کلاسیک متمایز میسازد، همافزایی میان ابزارهای سخت و نرم و تمرکز آن بر هدفگیری افکار عمومی است.
در این میان، جنگ شناختی (Cognitive Warfare) به عنوان بُعد جدید و پیشرفتهتر جنگ ترکیبی، مستقیماً به دنبال تغییر باورها، ارزشها و فرایندهای تصمیمگیری افراد و جوامع است. در این نوع جنگ، رسانهها و شبکههای اجتماعی نه ابزار تبلیغاتی، بلکه خود میدان اصلی نبرد محسوب میشوند (خسروی و همکاران، ۱۳۹۹).
۲-۲. امنیت ملی در عصر رسانهای
امنیت ملی در تعریف کلاسیک، به توانایی یک کشور برای حفظ حاکمیت، تمامیت ارضی و منافع ملی در برابر تهدیدات بیرونی و داخلی اطلاق میشود (Buzan, 2008). اما در عصر رسانهای، امنیت ملی ابعاد جدیدی یافته است. امروز، امنیت شناختی و امنیت فرهنگی به مؤلفههای محوری امنیت ملی تبدیل شدهاند. جامعهای که از انسجام هویتی، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی برخوردار نباشد، حتی در صورت دارا بودن قدرت نظامی بالا، از امنیت ملی پایدار بهرهمند نیست.
۲-۳. تابآوری اجتماعی
تابآوری اجتماعی (Social Resilience) مفهومی است که از روانشناسی و جامعهشناسی بحران وارد ادبیات امنیتی شده است. این مفهوم به ظرفیت شبکههای اجتماعی، نهادهای مدنی و جوامع محلی برای مقاومت در برابر شوکهای بیرونی، انطباق با شرایط جدید و بازسازی ساختارهای خود اشاره دارد (Aldrich & Meyer, 2015). مؤلفههای اصلی تابآوری اجتماعی عبارتند از:
· انسجام اجتماعی: سطح همبستگی و اعتماد میان اعضای جامعه.
· سرمایه اجتماعی: شبکههای روابط مبتنی بر اعتماد و همکاری.
· هویت مشترک: احساس تعلق به یک جامعه و اشتراک در ارزشها.
· ظرفیت نهادی: توانایی نهادها برای پاسخگویی و مدیریت بحران.
۲-۴. سواد رسانهای به مثابه سپر شناختی
سواد رسانهای در تعریف جامع، مجموعهای از مهارتهای دسترسی، تحلیل، ارزیابی و تولید پیامهای رسانهای در اشکال مختلف است (Potter, 2021). اما در رویکرد امنیتی، سواد رسانهای فراتر از مهارتهای فردی تعریف میشود:
· سواد رسانهای انتقادی (Critical Media Literacy): توانایی کشف ایدئولوژیهای پنهان، سوگیریها و روابط قدرت در پس پیامهای رسانهای (Kellner & Share, 2019).
· سواد اطلاعاتی (Information Literacy): توانایی تشخیص اخبار جعلی، اعتبارسنجی منابع و مقابله با شایعات (Hobbs, 2010).
· سواد دیجیتال (Digital Literacy): توانایی مدیریت هویت، حریم خصوصی و امنیت آنلاین.
در این مقاله، سواد رسانهای در سطح کلان و با رویکرد امنیتی، به عنوان ظرفیت جامعه برای تحلیل انتقادی گفتمانهای رسانهای، مقاومت در برابر جنگ شناختی و بازتولید هویت مستقل تعریف میشود.
---
۳. روش تحقیق
این پژوهش از نظر هدف، کاربردی-توسعهای و از نظر روش، کیفی با رویکرد تحلیل اسنادی و مطالعه موردی است.
جامعه پژوهش: کلیه اسناد بالادستی، گزارشهای راهبردی، مقالات علمی و بیانیههای نهادی مرتبط با جنگ ترکیبی و سواد رسانهای در ایران در بازه زمانی ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۳.
روش جمعآوری دادهها: مرور نظاممند منابع در پایگاههای اطلاعاتی داخلی (SID، Magiran، Noormags) و خارجی (Google Scholar، Scopus) با کلیدواژههای «جنگ ترکیبی»، «جنگ شناختی»، «تابآوری اجتماعی»، «سواد رسانهای»، «امنیت ملی» و معادلهای انگلیسی آنها. همچنین، مطالعه موردی بر روی چهار رویداد کلیدی جنگ ترکیبی علیه ایران انجام شده است: الف) بحران پس از انتخابات ۱۳۸۸، ب) اعتراضات دی ۱۳۹۶، ج) اعتراضات آبان ۱۳۹۸، و د) اعتراضات ۱۴۰۱.
روش تحلیل: تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تفسیری-انتقادی.
---
۴. یافتهها: الگوهای جنگ ترکیبی علیه ایران
تحلیل اسناد و مطالعات موردی نشان میدهد که جنگ ترکیبی علیه ایران با چهار الگوی اصلی عمل کرده است:
۴-۱. اخبار جعلی (Fake News) و شایعهپراکنی
در تمام بحرانهای مورد مطالعه، موجهای گسترده اخبار جعلی و شایعات همزمان با وقوع رویدادهای فیزیکی آغاز شدهاند. الگوی رایج عبارت بوده از: الف) انتشار اخبار غیرمستند از تلفات و خشونتها، ب) جعل اخبار از مقامات رسمی، ج) انتشار تصاویر و ویدئوهای قدیمی با برچسبگذاری جدید، و د) بزرگنمایی و اغراق در نقاط ضعف. هدف این الگو، تولید هراس و ناامیدی و تضعیف اعتماد عمومی به نهادهای رسمی بوده است (مرکز مطالعات راهبردی فضای مجازی، ۱۴۰۱).
۴-۲. هژمونی گفتمانی
رسانههای معاند با راهاندازی کمپینهای گفتمانی منسجم، به دنبال جایگزینی گفتمان مسلط کشور بودهاند. در سالهای اخیر، چهار گفتمان اصلی در دستور کار جنگ ترکیبی قرار داشته است: الف) گفتمان «جمهوری خواهی در برابر اسلامی بودن نظام»، ب) گفتمان «آزادی در برابر امنیت»، ج) گفتمان «بازدارندگی اقتصادی» (تحریمها)، و د) گفتمان «هویتزدایی ملی» (تضعیف نمادهای ملی-دینی). این گفتمانها با استفاده از شبکههای ماهوارهای و فضای مجازی، به دنبال هژمونیکسازی و تبدیل شدن به «حقیقت مسلم» نزد مخاطبان ایرانی بودهاند (ذکایی، ۱۴۰۲).
۴-۳. بحرانسازی هویتی
یکی از عمیقترین لایههای جنگ ترکیبی علیه ایران، هدفگیری هویت ملی و دینی است. این الگو شامل: الف) ترویج سبک زندگی غربی به عنوان «پیشرفته» و «مطلوب»، ب) نقد و تخریب نمادهای مذهبی و انقلابی، ج) تقویت شکافهای قومیتی و مذهبی، و د) ترویج هویتهای جایگزین (مانند هویت فراملی یا سکولار) است.
هدف نهایی این الگو، از هم گسیختگی انسجام ملی و بحران هویت جمعی است (رضایی و همکاران، ۱۴۰۰).
۴-۴. کاهش سرمایه اجتماعی
حاصل همه الگوهای فوق، کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی بوده است. شاخصهایی مانند «اعتماد به نهادهای دولتی»، «اعتماد به رسانههای ملی» و «حس تعلق ملی» در دورههای بحرانی کاهش محسوسی داشتهاند. جنگ ترکیبی با بهرهگیری از ابزارهای روانی و رسانهای، به دنبال تبدیل «بیاعتمادی» به یک فرهنگ پایدار در جامعه ایرانی بوده است (پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۴۰۱).
---
۵. بحث: سواد رسانهای و تابآوری اجتماعی
۵-۱. کارکردهای سواد رسانهای در برابر جنگ ترکیبی
بر اساس یافتهها، سواد رسانهای از سه مسیر اصلی تابآوری اجتماعی را تقویت میکند:
۱. کارکرد تشخیصی: مقابله با اخبار جعلی و شایعات
جامعهای که از سواد رسانهای بالایی برخوردار است، توانایی تشخیص اخبار جعلی از واقعیت را دارد. مهارتهایی مانند «ارجاع به منابع اولیه»، «تطبیق با منابع متعدد»، «شناسایی تصاویر و ویدئوهای دستکاریشده» و «بررسی زمان و مکان رویدادها» به عنوان سپر دفاعی در برابر بمباران اطلاعاتی عمل میکنند. تجربه کشور فنلاند که با آموزش نظاممند سواد رسانهای به دانشآموزان، توانسته است تابآوری جامعه را در برابر پروپاگانداهای روسیه افزایش دهد، گواه این مدعاست (مقایسه تطبیقی با ایران در بخش پیشین مقاله). در ایران نیز پژوهشها نشان میدهد افرادی که دورههای سواد رسانهای را گذراندهاند، در بحرانهای اخیر کمتر دچار شایعهپذیری شدهاند (حسینی و همکاران، ۱۴۰۰).
۲. کارکرد تحلیلی: کشف گفتمانهای سلطه و نفوذ
سواد رسانهای انتقادی به افراد میآموزد که پیامهای رسانهای را فراتر از محتوای ظاهری تحلیل کنند. این مهارت شامل:
· شناسایی فرستنده پیام و منافع پنهان آن
· تحلیل بافت سیاسی-اجتماعی تولید پیام
· کشف ایدئولوژی و سوگیریهای پنهان
· مقایسه گفتمانهای مختلف و کشف تضادها
جامعهای که به چنین مهارتهایی مجهز باشد، در برابر تلاش رسانههای معاند برای هژمونیکسازی گفتمان جایگزین، مقاومت میکند. در بحرانهای اخیر ایران، افرادی که از سواد رسانهای بالایی برخوردار بودند، به جای پذیرش منفعلانه روایتهای رسانههای خارجی، به تحلیل تطبیقی و کشف تناقضهای گفتمانی میپرداختند (ذکایی و رضایی، ۱۴۰۰).
۳. کارکرد هویتی: بازتولید هویت مستقل
سواد رسانهای، به ویژه در بعد تولید محتوا، به افراد امکان میدهد تا روایتهای جایگزین و مبتنی بر هویت خود را تولید و منتشر کنند. این کارکرد از دو مسیر اهمیت دارد:
· مقاومت در برابر هویتزدایی: افراد با تولید محتوای مبتنی بر ارزشهای ملی-دینی، به بازتولید هویت جمعی کمک میکنند.
· تولید روایتهای مستند و معتبر: تولیدکنندگان محتوای دارای سواد رسانهای، میتوانند روایتهای متقابلی در برابر روایتهای معاند ارائه دهند که مبتنی بر واقعیت و مستند باشد.
در جریان اعتراضات ۱۴۰۱، شاهد ظهور انبوهی از تولیدکنندگان محتوای مستقل در شبکههای اجتماعی داخلی بودیم که با بهرهگیری از مهارتهای سواد رسانهای، روایتهای جایگزین و مستندی را در مقابل موجهای خبری رسانههای معاند تولید کردند (پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۴۰۲).
۵-۲. شاخصهای تابآوری اجتماعی تقویتشده با سواد رسانهای
بر اساس تحلیل یافتهها، ارتقای سواد رسانهای در سطح ملی منجر به تقویت شاخصهای زیر میشود:
شاخص تابآوری اجتماعی تأثیر سواد رسانهای
انسجام اجتماعی کاهش اثرگذاری شکافافکنی رسانههای معاند
سرمایه اجتماعی افزایش اعتماد از طریق شفافیت و نقد منصفانه
هویت مشترک بازتولید آگاهانه نمادهای ملی-دینی
ظرفیت نهادی افزایش پاسخگویی نهادها در نتیجه مطالبهگری آگاهانه
مقاومت در برابر شایعه کاهش سرعت انتشار و پذیرش اخبار جعلی
حافظه تاریخی مستندسازی و ثبت واقعیات توسط شهروندان آگاه
---
۶. نتیجهگیری و پیشنهادهای راهبردی
۶-۱. نتیجهگیری
جنگ ترکیبی علیه ایران با بهرهگیری از ابزارهای پیچیده رسانهای و شناختی، به دنبال کاهش تابآوری اجتماعی و تضعیف امنیت ملی است. در این میان، سواد رسانهای به مثابه «سپر دفاعی شناختی» و «سیستم ایمنی جامعه» عمل میکند. جامعهای که اعضای آن از مهارتهای تحلیل انتقادی، تشخیص اخبار جعلی و تولید محتوای هویتی برخوردار باشند، تابآوری بالاتری در برابر بحرانهای شناختی خواهد داشت.
مطالعه موردی بحرانهای اخیر ایران نشان میدهد که شکاف در سواد رسانهای میان گروههای مختلف اجتماعی، یکی از عوامل آسیبپذیری در برابر جنگ ترکیبی بوده است. از سوی دیگر، ظهور نسل جدیدی از کاربران آگاه و تولیدکنندگان محتوای مستقل در شبکههای اجتماعی داخلی، نشاندهنده ظرفیت بالای جامعه ایرانی برای ارتقای تابآوری از طریق آموزش و توانمندسازی است.
۶-۲. پیشنهادهای راهبردی
بر اساس یافتههای این پژوهش، پیشنهادهای زیر در سه سطح ارائه میشود:
سطح اول: آموزش و فرهنگسازی
۱. ادغام سواد رسانهای انتقادی در برنامه درسی ملی: از پایه اول ابتدایی تا پایان متوسطه، با رویکردی تدریجی و متناسب با گروههای سنی. تجربه فنلاند در این زمینه الگوی مناسبی است.
۲. آموزش عمومی از طریق صداوسیما و رسانههای ملی: تولید برنامههای جذاب و تخصصی با هدف افزایش سواد رسانهای عموم مردم، با تمرکز بر مهارتهای تشخیص اخبار جعلی و تحلیل گفتمانهای معاند.
۳. توانمندسازی معلمان و مربیان: برگزاری دورههای اجباری و مستمر سواد رسانهای برای تمامی معلمان، به عنوان پیشنیاز تدریس این مهارتها به دانشآموزان.
سطح دوم: سیاستگذاری و حکمرانی
۴. طراحی سامانه ملی پایش و مقابله با اخبار جعلی: با مشارکت نهادهای دولتی، دانشگاهی و تشکلهای مردمی، به منظور شناسایی سریع و شفافسازی درباره شایعات و اخبار جعلی در بحرانها.
۵. حمایت از تولیدکنندگان محتوای آگاه در فضای مجازی داخلی: با تأسیس صندوقهای حمایتی و ارائه مشوقهای مالی و فنی، به منظور تقویت روایتهای مستند و مبتنی بر هویت ملی.
۶. تدوین سند ملی سواد رسانهای با رویکرد امنیتی: به عنوان یک سند بالادستی که جایگاه سواد رسانهای را در راهبردهای امنیت ملی تعریف و نهادهای متولی را مشخص کند.
سطح سوم: پژوهش و آیندهنگری
۷. راهاندازی رصدخانه ملی سواد رسانهای: برای پایش مستمر سطح سواد رسانهای گروههای مختلف جامعه، شناسایی شکافها و ارزیابی اثربخشی برنامههای آموزشی.
۸. توسعه پژوهشهای بینرشتهای: با همکاری حوزههای علوم ارتباطات، روانشناسی، علوم تربیتی، علوم سیاسی و مطالعات امنیتی، برای تدوین الگوهای بومی و روزآمد سواد رسانهای.
۹. آیندهپژوهی جنگ شناختی و سواد رسانهای: با توجه به تحولات سریع فناوریهای هوش مصنوعی و واقعیت مجازی، لازم است الگوهای سواد رسانهای برای مواجهه با تهدیدات آینده طراحی شوند.
---
۷. منابع
منابع فارسی:
· حسینی، س.، رضایی، م.، و نوروزی، ف. (۱۴۰۰). جنگ ترکیبی و نقش سواد رسانهای در تابآوری اجتماعی. فصلنامه مطالعات دفاعی و امنیتی، ۱۲(۳)، ۴۵-۷۲.
· خسروی، ع.، سلطانیفر، م.، و کریمی، ح. (۱۳۹۹). جنگ شناختی: مبانی، الگوها و راهبردهای مقابله. پژوهشنامه علوم انتظامی، ۸(۲)، ۱۱۳-۱۴۲.
· ذکایی، م. (۱۴۰۲). گفتمانهای مسلط در جنگ ترکیبی علیه ایران. فصلنامه مطالعات راهبردی، ۲۶(۱)، ۸۹-۱۱۸.
· ذکایی، م.، و رضایی، ا. (۱۴۰۰). سواد رسانهای و امنیت ملی در جمهوری اسلامی ایران. مجله پژوهشهای ارتباطی، ۲۸(۳)، ۲۱-۴۸.
· پژوهشکده مطالعات راهبردی. (۱۴۰۱). گزارش تحلیلی جنگ ترکیبی در اعتراضات ۱۴۰۱. تهران: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی.
· مرکز مطالعات راهبردی فضای مجازی. (۱۴۰۱). الگوهای اخبار جعلی در بحرانهای اخیر ایران. تهران: نهاد ریاستجمهوری.
منابع انگلیسی:
· Aldrich, D. P., & Meyer, M. A. (2015). Social capital and community resilience. American Behavioral Scientist, 59(2), 254-269.
· Buzan, B. (2008). People, states and fear: An agenda for international security studies in the post-cold war era. ECPR Press.
· Hoffman, F. G. (2018). Conflict in the 21st century: The rise of hybrid wars. Potomac Institute for Policy Studies.
· Hobbs, R. (2010). Digital and media literacy: A plan of action. The Aspen Institute.
· Kellner, D., & Share, J. (2019). The critical media literacy guide: Engaging media and transforming education. Brill Sense.
· Norris, F. H., Stevens, S. P., Pfefferbaum, B., Wyche, K. F., & Pfefferbaum, R. L. (2008). Community resilience as a metaphor, theory, set of capacities, and strategy for disaster readiness. American Journal of Community Psychology, 41(1-2), 127-150.
· Potter, W. J. (2021). Media literacy (10th ed.). Sage Publications.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


