پيشنهاد مضحك 44 سناتور آمريكايي به اوباما درباره پرونده هستهاي ايران
بولتن نيوز: مجله "فارين پالیسی" كه مهمترين مجلهي سیاست خارجی آمریکا به شمار ميرود روز جمعه، ۲۶ خرداد ۱۳۹۱، خبر از نامه ۴۴ سناتور آمریکایی به باراک اوباما، رییس جمهور این کشور داده است.
به گزارش بولتن بر اساس این گزارش، سناتورها از باراك اوباما خواسته اند در صورتی که ایران در گفتگوی پیش رو در روسیه با سه مورد موافقت نکند، به مذاکرات خاتمه داده شود.
در این نامه که سناتورهایی از هر دو جناح دموکرات و جمهوری خواه آن را امضاء کرده اند، آمده است: "زمان از آن گذشته است که ایرانی ها قدم هایی بردارند که به جامعه بین المللی ثابت کنند اهداف برنامه هسته ای شان، آنطور که می گویند، کاملا صلح آمیز است. در حالی که ایران این قدم ها را برنداشته است، باید اینگونه نتیجه گیری کرد که تهران در حالی که به سمت تولید سلاح های هسته ای پیش می رود، از این گفتگوها به عنوان پوششی برای خرید زمان استفاده می کند. ما می دانیم شما هم با ما هم عقیده هستید که نباید به ایران اجازه داد به اینگونه توانایی ها دست یابد."
این نامه توسط "رابرت منندز"، سناتور دموکرات از ایالت نیوجرسی و "روی بلانت"، سناتور جمهوری خواه ایالت میزوری تهیه شده است. این سناتورها در ادامه نامه خود گفته اند برای اینکه بتوان ادامه گفتگوها را با ایران توجیه کرد، ایران باید دست کم با سه موضوع موافقت کند. سه موضوعي كه توافق ايران يا آنها بيشتر شبيه طنز ميماند:
اول اینکه تاسسیات فردو در نزدیکی قم را تعطیل کند. دوم، تمامی غنی سازی بالای ۵ درصد را متوقف کند و در نهایت، همه اورانیوم بالای ۵ درصدی را که در اختیار دارد، به خارج از کشور انتقال دهد!

به گزارش بيبيسي، آنها در ادامه به دیدار ایران با کشورهای ۵+۱ در بغداد اشاره کرده اند و نوشته اند: " ما می دانیم که این همان درخواست هایی است که در دیدار بغداد کشورهای ۵+۱ مطرح کردند. اگر ایران با این اقدام ها موافقت کرده بود و آنها را به اجرا گذاشته بود، این نشانه ای به تعهدش در مذاکرات بود. در آن صورت این امکان وجود داشت که ادامه گفتگوها ورای مسکو را بتوان توجیه کرد."
همچنین آنها از باراک اوباما خواستند تحریم های اخیر آمریکا علیه خرید نفت ایران از سوی دیگر کشورها را کاهش ندهد و یا به تاخیر نیندازد. آنها نوشته اند تنها در حالتی میتوان به نتایج دیپلماتیک دست یافت که ایران احساس کند تحریم ها "دائمی و فلج کننده" هستند.
آنها اینگونه ادامه داده اند: "از سوی دیگر، اگر در پی دیدارها در مسکو موافقت های محسوسی به دست نرسد، ما به شما اصرار می کنیم در مورد فایده گفتگوهای بیشتر در این مقطع از زمان، تجدید نظر کنید و در ازاء تمرکز خود را بر این بگذارید که با تحریم های بیشتر و مطرح گزینه نظامی، فشارها را به طور جدی بر دولت ایران افزایش دهید."
پيشنهاد سناتورهاي آمريكايي در حالي است كه تيم هستهاي ايران طي مذاكرات انجام شده تا بدين مرحله نشان داده كه با درايت و هوشمندي خود، حتي يك قدم از منافع ملي ايران عقبنشيني نكرده و مرعوب فضاي ساختگي و تخيلي غرب نشده است.
سعيد جليلي، پيش از مذاكرات بغداد به صراحت به پايان "دورهي فشار" عليه ايران اشاره كرده و خطاب به كشورهاي غربي عنوان كرد: آنچه رو به پایان است زمان برای فشار به ملت ایران است. چرا که بدون شک مسیر فشار به ملت ایران، موجب مقاومت و پیشرفت بیشتر ما خواهد شد.
در همين حال، بسياري از كارشناسان و صاحبنظران معتقدند با توجه به رويهاي كه كشورهاي 1+5 در پيش گرفتهاند (مخصوصا در تعلل اقدامات خانم هلگا اشميد مبني بر برگزاري جلسه معاونين)، واضح است كه آنان صرفا به دنبال مذاكره براي مذاكره هستند، بنابراين بهتر است كه ايران از ادامهي گفتگوها سر باز زند. براي مثال ديروز حسين شريعتمداري، مديرمسئول روزنامهي كيهان، در اينباره نوشت:
"در عرف جاری و پذیرفته شده بین المللی برای «مذاکره» سه شاخصه تعریف شده است که بدون آن نمی توان و نباید از هیچ مذاکره ای انتظار نتیجه داشت. این سه شاخصه عبارتند از، اول؛ «کف مذاکرات» که شامل موضوع یا مجموعه موضوعات و مسائل مورد توافق طرفین مذاکره است. دوم؛ «سقف مذاکرات» که از ابتدا مشخص نیست بلکه نقطه یا نقاطی است که طرفین مذاکره در نهایت روی آن توافق می کنند و با اعلام «نتیجه CONSEQUENCE» مذاکرات به پایان می رسد و سوم؛ چارچوب- MODALITY- مذاکرات است که مذاکرات مطابق این فرمول یا چارچوب دنبال می شود.
ابتدا تروئیکای اروپایی شامل فرانسه، انگلیس و آلمان و سپس گروه 1+5- طرف مقابل علی رغم اصرار تیم های مذاکره کننده کشورمان از پذیرش «مدالیته» طفره رفته است. در فاز اول این چالش که از اکتبر 2003- اجلاس تهران- تا اوت 2005- ازسرگیری فعالیت کارخانه UCF اصفهان- ادامه داشت، همواره از حریف درخواست بود و از ما، پذیرش، بی آن که حریف در مقابل گام های- به اصطلاح اعتمادساز- کشورمان نظیر تعلیق تمامی فعالیت های هسته ای، خود را ملزم به ارائه «مابه ازاء» و برداشتن گام متقابل بداند و سرانجام در اجلاس لندن با صراحت اعلام کردند که قابل قبول ترین تضمین عینی OBJECTIVE GUARANTY از سوی جمهوری اسلامی ایران برای نشان دادن صلح آمیز بودن برنامه هسته ای خود، توقف کامل همه فعالیت های هسته ای است! و معلوم شد که مذاکرات چندساله- تا آن هنگام- فاقد هر سه شاخصه، کف، سقف و چارچوب بوده است."
وي سپس اينگونه نتيجه ميگيرد كه:
"مجموعه شواهد و قرائن موجود حکایت از آن دارد که 1+5 مذاکره را فقط برای مذاکره می خواهد! و برخلاف آنچه تظاهر می کند در پی حل و فصل مسائل فیمابین نیست. از این روی می توان حدس زد که برای فرصت سوزی و ادامه بی حاصل مذاکرات در اجلاس مسکو به تاکتیک درگیرسازی- ENGAGING- متوسل شود. با این توضیح که از سوی ما تاکید روی مذاکره برمبنای بسته پیشنهادی- مخصوصا پذیرش غنی سازی زیر 5 درصد- باشد و از سوی 1+5 بر توقف غنی سازی 20 درصد، تحویل اورانیوم 20 درصدی که تاکنون تولید کرده ایم، تاکید شود، بدون آن که در مقابل گام های پیشنهاد شده به ایران، خود را ملزم به برداشتن گام متقابل بداند! و این در حالی است که تیم مذاکره کننده کشورمان به وضوح نشان داده است اولا؛ روی حق قانونی و تعریف شده ایران اسلامی حاضر به کمترین تخفیف یا سازش نیست، ثانیا؛ با هوشمندی و صلابت مثال زدنی در مذاکرات حضور پیدا می کند، ثالثا؛ ایران در شکست احتمالی مذاکرات مسکو نه فقط چیزی از دست نمی دهد بلکه به نقطه پیش از مذاکرات یعنی ادامه فعالیت هسته ای صلح آمیز خود بازمی گردد. رابعا؛ 1+5 و مخصوصا آمریکا و متحدانش به ادامه مذاکرات نیاز جدی دارند، نه ایران. خامسا؛ 1+5 بیشتر از آنچه که تاکنون به خصومت انجام داده است، چیزی در چنته ندارد."
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


