قابل توجه برخی مسئولین و رسانهها: رهبر انقلاب حتی فریبخوردگان را زیر چتر «فرزندان ما» جا دادند
گروه سیاسی: در فضایی که بسیاری از تحلیلگران انتظار داشتند مراسم چهلم جانباختگان حوادث دیماه ۱۴۰۴ به صحنهای برای تشدید شکافهای اجتماعی و ترسیم خطوط قرمز سختگیرانهتر تبدیل شود، رهبر انقلاب اسلامی با اتخاذ رویکردی که حتی منتقدان را نیز غافلگیر کرد، معادلهای متفاوت را روی میز گذاشت. آیتالله خامنهای در سخنانی که میتوان آن را یکی از مهمترین موضعگیریهای ایشان در باب مدیریت بحرانهای اجتماعی دانست، جانباختگان این حوادث را به سه دسته تقسیم کردند و با گشودن آغوش به روی دو دستهای که کمتر کسی انتظار آن را داشت، پیامی راهبردی به کل ساختار حکمرانی کشور مخابره کردند.
به گزارش بولتن نیوز ،حوادث دیماه ۱۴۰۴ از جمله رویدادهایی بود که فضای سیاسی و اجتماعی کشور را به شدت ملتهب کرد. در جریان این ناآرامیها که مقامات از آن با عنوان کودتا و فتنه یاد میکنند، شماری از شهروندان، نیروهای امنیتی و حتی رهگذران عادی جان خود را از دست دادند. فضای حاکم بر رسانههای داخلی در هفتههای گذشته عمدتاً بر محور تقسیمبندی دوگانه میان «مدافعان نظام» و «عوامل دشمن» شکل گرفته بود؛ تقسیمبندیای که اگرچه از منظر امنیتی قابل فهم بود، اما عملاً بخش قابل توجهی از خانوادههای داغدار را در وضعیتی مبهم و دردناک قرار میداد.
رهبر انقلاب اما در سخنان اخیر خود، این دوگانه سادهانگارانه را شکستند. ایشان با صراحتی کمسابقه اعلام کردند که از میان کشتهشدگان این حوادث، تنها سردستهها و کسانی که مستقیماً از دشمن پول و اسلحه دریافت کردهاند در زمره مفسدان قرار میگیرند و سه گروه دیگر، هر یک به شکلی متفاوت، مشمول عنایت و مغفرت هستند.
دسته نخست، نیروهای مدافع امنیت بودند؛ اعم از نیروی انتظامی، بسیج و سپاه. رهبر انقلاب درباره این گروه تعبیر «برترین شهدا» را به کار بردند. این سخن اگرچه در چارچوب ادبیات رایج نظام قابل پیشبینی بود، اما تأکید بر واژه «برترین» نشاندهنده تلاش برای ارتقای جایگاه نمادین نیروهایی است که در بحرانهای امنیتی شهری جان میبازند و گاه در سایه شهدای دفاع مقدس یا مدافع حرم کمتر دیده میشوند.
دسته دوم اما نقطه عطف سخنان رهبری بود. ایشان از رهگذران و شهروندان عادیای سخن گفتند که در مسیر محل کار یا بازگشت به خانه، در تقاطع خشونت گرفتار شده و جان باختهاند. رهبر انقلاب با صراحت تمام این افراد را «شهید» خواندند و با جملهای کلیدی، مسئولیت مرگ آنان را صرفنظر از اینکه گلوله از کدام سو شلیک شده باشد، ناشی از «فتنه دشمن» دانستند. این موضعگیری از چند جهت حائز اهمیت است. اولاً بار مسئولیت اخلاقی و حقوقی مرگ غیرنظامیان بیطرف را از دوش نیروهای امنیتی برداشته و بر گردن آنانی میگذارد که به تعبیر ایشان فتنه را آغاز کردهاند. ثانیاً و مهمتر از آن، خانوادههایی را که تا پیش از این در هالهای از ابهام و بلاتکلیفی هویتی به سر میبردند، به رسمیت میشناسد و آنان را از حاشیه به متن گفتمان رسمی منتقل میکند.
اما آنچه سخنان رهبر انقلاب را به واقع متمایز و تاریخی میسازد، موضعگیری ایشان درباره دسته سوم است. کسانی که به تعبیر رهبری «فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بیتجربه بودند و با فتنهگرها همراه شدند.» در ادبیات امنیتی متعارف، چنین افرادی معمولاً در زمره همراهان فتنه و بخشی از بدنه تهدید طبقهبندی میشوند. رهبر انقلاب اما با جملهای که بار عاطفی سنگینی داشت، اعلام کرد که «آنها هم از ما هستند و آنها هم بچههای مایند.» ایشان حتی فراتر رفتند و به نامههایی اشاره کردند که برخی از این افراد، در حالی که در زندان هم نبودند و آزادانه زندگی میکردند، برای ابراز پشیمانی به ایشان نوشتهاند. این اشاره ظریف دو پیام همزمان در خود داشت. از یک سو نشان میداد که رهبری حتی در بحبوحه یک بحران امنیتی بزرگ، کانالهای ارتباطیاش با لایههای مختلف جامعه باز است. از سوی دیگر، با تأکید بر اینکه این افراد آزاد هستند و در زندان نیستند، به طور ضمنی بر رویکرد غیرسرکوبگرانه نسبت به فریبخوردگان مهر تأیید میزد.
نکته مهمتر آنکه رهبر انقلاب اعلام کردند حتی کشتهشدگان این دسته سوم را مسئولان شهید محسوب کردهاند و افزودند «خوب کردند.» این تأیید صریح از سوی عالیترین مقام حکومتی، عملاً دستورالعملی است برای کل بوروکراسی حکومتی. وقتی رهبری میگوید حتی کسی که چند قدمی با فتنهگران حرکت کرده اما جزو سردستهها نبوده، «فرزند ما» است و مسئولان «خوب کردهاند» که او را شهید حساب کردهاند، این سخن فراتر از یک موضعگیری احساسی، یک تصمیم سیاسی راهبردی است.
برای درک عمق و اهمیت این موضعگیری، بد نیست نگاهی به تجربه تاریخی مواجهه حکومتها با بحرانهای مشابه بیندازیم. در بسیاری از کشورها، پس از سرکوب ناآرامیها، حکومتها تمایل دارند تمام کشتهشدگان طرف مقابل را در یک سبد قرار دهند و با برچسبزنی یکپارچه، هزینه سیاسی تلفات غیرنظامی را کاهش دهند. این رویکرد اگرچه در کوتاهمدت ممکن است فشار داخلی را تخفیف دهد، اما در بلندمدت زخمهایی عمیق بر پیکره اجتماعی بر جای میگذارد. خانوادههایی که عزیزانشان نه جزو نیروهای امنیتی بودند و نه جزو سردستههای اغتشاش، در خلأ هویتی دردناکی گرفتار میشوند. آنان نه میتوانند عزادار شهید باشند و نه حق دارند از قربانی بودن عزیزشان سخن بگویند. این خلأ، زمینهساز کینهها و شکافهایی میشود که نسلها طول میکشد تا التیام یابد.
رهبر انقلاب با سخنان اخیرشان، عملاً از این الگوی رایج فاصله گرفته است. تقسیمبندی سهگانه ایشان، حتی اگر منتقدان آن را ناکافی بدانند، در مقایسه با رویکرد دوگانهای که بسیاری از مسئولان و رسانههای داخلی در هفتههای گذشته اتخاذ کرده بودند، گامی بلند به سوی بازشناسی پیچیدگیهای یک بحران اجتماعی است. واقعیت این است که در هر ناآرامی بزرگ شهری، طیف وسیعی از انگیزهها، میزانهای متفاوت آگاهی و درجات گوناگون مشارکت وجود دارد و سیاستورزی هوشمندانه ایجاب میکند که این طیف شناخته و به رسمیت شناخته شود.
اما شاید مهمترین بعد سخنان رهبری، پیام نهفته آن برای مسئولان اجرایی و رسانهای کشور باشد. در هفتههای گذشته، برخی رسانههای اصولگرا و حتی برخی مسئولان، ادبیاتی به کار میبردند که عملاً هر صدای معترضی را در کنار فتنهگران قرار میداد. برخی اظهارنظرها به گونهای بود که انگار تمام کسانی که در آن روزها در خیابان بودند، لزوماً عامل دشمن یا مزدور بیگانه هستند. رهبر انقلاب با سخنان خود، عملاً این رویکرد را تصحیح کرد و نشان داد که حتی از منظر عالیترین مقام نظام، نمیتوان و نباید جامعه را به دو اردوگاه ساده تقسیم کرد.
این رویکرد ریشه در درک عمیقی از مفهوم «جذب حداکثری و دفع حداقلی» دارد؛ اصلی که رهبر انقلاب بارها بر آن تأکید کردهاند. منطق این اصل ساده اما عمیق است. هر حکومتی برای بقا و پویایی نیاز به گستردهترین پایگاه اجتماعی ممکن دارد. هل دادن بخشهایی از جامعه به سمت دشمن، حتی اگر آن بخشها اشتباه کرده باشند، نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه نیروی انسانی تازهای در اختیار جبهه مقابل قرار میدهد. سیاستمدار هوشمند کسی است که بتواند حتی از میان خطاکاران، آنانی را که قابل بازگشت هستند شناسایی و بازجذب کند.
از منظر جامعهشناسی سیاسی نیز این موضعگیری قابل تأمل است. جوامعی که پس از بحرانهای بزرگ نتوانستهاند فرآیند بازسازی اجتماعی و ادغام مجدد را به درستی مدیریت کنند، معمولاً در دورهای تکراری از خشونت و بیثباتی گرفتار شدهاند. تجربه کشورهایی مانند مصر پس از ۲۰۱۳ نشان میدهد که سیاست طرد فراگیر و برچسبزنی گسترده، نه تنها به ثبات نمیانجامد بلکه لایههای جدیدی از نارضایتی و رادیکالیسم تولید میکند. در مقابل، تجربههایی مانند کمیسیون حقیقت و آشتی در آفریقای جنوبی، هرچند در بستری کاملاً متفاوت، نشان دادهاند که باز گذاشتن درِ بازگشت برای خطاکاران، ابزار قدرتمندی برای بازسازی انسجام اجتماعی است.
ناگفته پیداست که سخنان رهبری لزوماً به معنای رضایت همه طرفها نیست. منتقدان بیرونی ممکن است این تقسیمبندی را ناکافی بدانند و بخواهند که حتی افراد بیشتری از چتر مسئولیتپذیری نظام بیرون قرار نگیرند. در مقابل، برخی جریانات تندرو در داخل حکومت ممکن است این رویکرد را نرمش بیش از حد تلقی کنند و نگران باشند که چنین موضعی، بازدارندگی نظام را در مقابل بحرانهای آتی تضعیف کند. اما فارغ از این مناقشات، آنچه غیرقابل انکار است، تفاوت معنادار لحن و محتوای سخنان رهبری با آن چیزی است که بسیاری از سطوح پایینتر حکومت و دستگاه رسانهای در هفتههای گذشته بازتاب میدادند.
پرسش اصلی اکنون این است که آیا سخنان رهبر انقلاب به سیاست اجرایی ترجمه خواهد شد؟ آیا دستگاه قضایی، نهادهای امنیتی و رسانههای حکومتی این پیام را دریافت کرده و رویکردشان را متناسب با آن تنظیم خواهند کرد؟ آیا خانوادههای کشتهشدگان دسته دوم و سوم، در عمل نیز از حمایتها و مزایای خانواده شهدا بهرهمند خواهند شد؟ و آیا کسانی که به قول رهبری «فریب خوردند» و اکنون پشیمان هستند، مسیر روشنی برای بازگشت به زندگی عادی در پیش خواهند داشت؟
پاسخ به این پرسشها در ماههای آینده مشخص خواهد شد، اما آنچه از هماکنون میتوان گفت این است که رهبر انقلاب با سخنان اخیرشان، سقف گفتمان رسمی را بالا برده و فضایی گشودند که اگر مسئولان اجرایی از آن به درستی بهره ببرند، میتواند نقطه عطفی در مدیریت پیامدهای اجتماعی حوادث اخیر باشد. در شرایطی که کشور با فشارهای بینالمللی، چالشهای اقتصادی و تنشهای اجتماعی متعدد دست و پنجه نرم میکند، هنر جذب حداکثری نه یک شعار، بلکه یک ضرورت بقاست. رهبر انقلاب این را میدانند و سخنان دیروزشان نشان داد که حاضرند برای تحقق آن، حتی از مرزهای تنگنظرانهای که برخی حامیانش ترسیم میکنند، فراتر روند. حال نوبت مسئولان و رسانههاست که نشان دهند آیا قادر به درک و اجرای این درس هستند یا نه.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


