هور؛ قرارگاه بکلی سری
به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس، دکتر محمدباقر تورنگ، به هور رسیدیم؛جایی که «قرارگاه بکلی سری نصرت»رازهای جنگ را در سینه داشت.اینجامقرمردانی بود که روی آب هم اگرمیخواستند راه میرفتند!نیزارهادرسکوتی سنگین فرورفتهاند؛ انگار در بهت شبهای عملیات خیبروبدر ماندهاند.اینجا علی هاشمی ایستاد؛همان که #هور رامثل کف دست میشناخت و مهمان همیشگی آن شد.اینجا مهدی #باکری، پس از دادن برادر،مهمان ابدی حضرت مادر جوان شهیده در دجله شد. همانجا که به احمد کاظمی گفت: «بیاتاپشیمان نشوی!» و رفت.اینجا عباس کریمی، پرچمدار لشکر ۲۷، با قرآن انس گرفت وباترکش توپ بال گشود وپروازکرد.اینجا عبدالحسین #برونسی، آن بنای عاشق وعارف،درشرق دجله به کاروان دوستان شهیدش پیوست.
آخرین نماز شبش را در این قرارگاه خواند.اینجا علی تجلایی،«علی رگبار»، مسئول عملیات قرارگاه خاتم،مثل یک سربازماندتا پیکرش مهمان مهریه مادر؛یعنی آب شود.اینجاکاظم نجفی رستگار،اذان ظهر ۲۵ اسفند،درحال شناسایی بال گشود.اینجابهشت و جهنم درهم تنیده شد.همه اینهادرسایه یک قرارگاه بکلی سری رقم خورد؛قرارگاهی که هنوز رازهایش ناگفته مانده است.ایستادیم و فاتحه خواندیم اشک ریختیم.
اشکهابارطوبت هور یکی شد انگار هور هم برای فرزندانش مثل ما گریه میکرد!برای مردانی که در آغوشش آرام گرفتند.هور؛ این نیزارها، این آبها،بوی اشک میدهند!بوی دلتنگی برای ۳۵ نفری که بهشت را خریدند و می خواهند همچنان گمنام بماند تا مونس و همدمشان نسیم هور و مادر جوان شهیده باشد.علی آقا! مهدی جان! عباس، عبدالحسین، علی و کاظم! اگر نیها نگاهتان را به خاطر دارند،ماهم امروز فریاد میزنیم: دوستان شهیدمان راهتان ادامه دارد!
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


