وقتی آمریکا زمین بازی را میچیند؛ آیا ایران مهره درست را انتخاب میکند؟
گروه سیاسی:در حالی که گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای روسی، از جمله راشا تودی، از ارائه یک بسته پیشنهادی از سوی مسکو برای ایجاد چارچوب توافق میان ایران و آمریکا حکایت دارد، نقشآفرینی علی لاریجانی در رایزنیهای اخیر با کرملین بار دیگر توجه ناظران را به مسئله «انتخاب بازیگر مذاکره» معطوف کرده است.
به گزارش بولتن نیوز بر اساس این گزارش، پیشنهاد روسیه شامل واگذاری مدیریت و نظارت بر غنیسازی محدود اورانیوم در داخل ایران به شرکت دولتی روساتم، در کنار حفظ حق غنیسازی تهران و باقی ماندن آن در سطح توافقشده (احتمالاً ۳.۶ درصد) است؛ مدلی که عملاً تلاش میکند هم دغدغههای فنی غرب را پوشش دهد و هم خطوط قرمز حاکمیتی ایران را حفظ کند. افزون بر این، در این بسته، تضمینهایی درباره عدم استفاده تهاجمی از توان موشکی ایران علیه آمریکا و اسرائیل مطرح شده که نشان میدهد مسکو بهدنبال طراحی یک «بسته متوازن» برای کاهش تنش است.
اما فراتر از محتوای بسته پیشنهادی، شخصیت و جایگاه میانجیگر و مذاکرهکننده به یک متغیر تعیینکننده تبدیل شده است.
قرار گرفتن علی لاریجانی در فهرست تحریمهای SDN دولت ترامپ، آن هم در مقطع حساس اغتشاشات داخلی، از نگاه بسیاری از تحلیلگران صرفاً یک اقدام نمادین نبود؛ بلکه بخشی از یک طراحی پیشینی برای مدیریت ترکیب طرف ایرانی در مذاکرات آینده و کنار گذاشتن چهرههایی تلقی میشود که توان برهمزدن سناریوهای از پیش طراحیشده واشنگتن را دارند.
در مقابل، تمرکز آمریکا بر مذاکره با چهرههایی مانند عباس عراقچی، امری کاملاً قابل پیشبینی ارزیابی میشود. عراقچی برای طرف آمریکایی یک «چهره شناختهشده» است؛ نه فقط از حیث سوابق، بلکه از نظر الگوهای رفتاری، خطوط انعطاف، و نحوه واکنش به فشار. این شناخت انباشتهشده، به آمریکا امکان میدهد مذاکرات را در مسیری هدایت کند که از پیش برای آن آماده است.
تجربههای اخیر، از جمله نقشآفرینی فرستادگانی مانند ویتکاف و روندی که در بازهای کوتاه به تشدید تقابل و حتی اقدام نظامی مستقیم منجر شد، نشان میدهد که ضعف در چینش مذاکرهکننده و تیم پشتیبان میتواند ابتکار عمل را بهطور کامل به طرف مقابل واگذار کند؛ حتی پیش از آنکه مذاکره به مرحله substantive برسد.
در این میان، رفتار دوگانه آمریکا در قبال بازیگران تحریمی، یک داده مهم راهبردی محسوب میشود. دعوت مستقیم دونالد ترامپ از ولادیمیر پوتین به آلاسکا ـ در حالی که اروپا همچنان او را «منزوی» میخواند ـ بهروشنی نشان داد که تحریم و پذیرش دیپلماتیک، نه اصولی ثابت، بلکه ابزارهایی کاملاً انتخابی در دست واشنگتن هستند.
از همین زاویه، برخی تحلیلگران معتقدند اگر قرار است مذاکرهای جدید شکل بگیرد، حضور چهرهای که مستقیماً در فهرست تحریمهای آمریکا قرار دارد، میتواند پیام معکوسی به طرف مقابل ارسال کند؛ پیامی مبنی بر اینکه تهران زمین طراحیشده واشنگتن را نپذیرفته و حاضر نیست با مهرههای از پیش آنالیزشده وارد بازی شود.
نکته قابل توجه آن است که این رویکرد الزاماً بهمعنای تقابل شخصی یا حذف دیپلماتهای باسابقه نیست، بلکه بحث بر سر تکمیل معماری مذاکره با استفاده از چهرههایی است که هم تجربه امنیتی-تقنینی دارند و هم از پشتوانه نسبی بازیگران شرقی مانند روسیه و چین برخوردارند.
در نهایت، بیتوجهی به این دادهها و تکرار الگوهای پیشین، میتواند به معنای پذیرش آگاهانه یک خطای راهبردی باشد؛ خطایی که هزینه آن، نه در سطح رسانهای، بلکه در سطح منافع ملی پرداخت خواهد شد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


