فرانسه دروازهها را میبندد، ایران دروازهبان ندارد؛ فرزندانمان در آفساید دنیای دیجیتال
گروه بین الملل: امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، در اظهاراتی تازه و بیسابقه زنگ خطر را به صدا درآورده است؛ زنگی که نه از برج ایفل، بلکه از قلب خانههای فرانسوی به گوش میرسد: کودکان در محاصره شبکههای اجتماعی هستند و دولت نمیتواند تماشاگر باشد.
به گزارش بولتن نیوزماکرون با بیان اینکه میانگین زمان حضور کودکان و نوجوانان فرانسوی پای صفحهنمایش به ۴ ساعت و ۲۰ دقیقه در روز رسیده، این وضعیت را «جنونآمیز» خوانده و بر ضرورت مداخله حاکمیتی برای حفاظت از نسل آینده تأکید کرده است. به گفته او، سپردن تصمیمگیری صرفاً به والدین در برابر ماشین عظیم الگوریتمها، به معنای تنها گذاشتن آنها در نبردی نابرابر است.
فرانسه؛ از شعار تا قانون
فرانسه — کشوری که نامش با آزادی، برابری و برادری گره خورده و خود را پرچمدار لیبرالیسم و آزادیهای فردی در جهان میداند — اکنون آشکارا اعلام میکند که آزادی بیحد و مرز در فضای مجازی، نه حق کودکان، بلکه تهدیدی علیه آنهاست.
ماکرون با صراحت گفته است که تا پیش از ۱۵ سالگی، مسئله دسترسی به شبکههای اجتماعی نه یک انتخاب شخصی، بلکه یک موضوع سلامت عمومی و امنیت ملی است. او تأکید کرده که هیچ تضمینی وجود ندارد کودکی که وارد فضای شبکههای اجتماعی میشود، با صحنههای خشونت عریان، محتوای جنسی، آزار سایبری و اطلاعات مخرب روبهرو نشود.
پاریس در همین راستا طرح تأیید سنی اجباری برای دسترسی به شبکههای اجتماعی را در دستور کار قرار داده و فشار جدی بر پلتفرمهای بزرگ فناوری برای پاسخگویی وارد آورده است. قوانین تازهای نیز در مجلس ملی فرانسه در حال بررسی است که به موجب آن، پلتفرمها ملزم خواهند شد سازوکارهای مؤثر کنترل سنی را پیادهسازی کنند و در صورت تخلف، با جریمههای سنگین مواجه شوند.
جهان همصدا با فرانسه
نگاهی به تحولات جهانی نشان میدهد که فرانسه تنها نیست. استرالیا بهتازگی قانونی را تصویب کرده که دسترسی کودکان زیر ۱۶ سال به شبکههای اجتماعی را ممنوع میکند. بریتانیا با قانون امنیت آنلاین، پلتفرمها را ملزم به حفاظت از کودکان کرده است. ایالاتهای مختلف آمریکا از یوتا تا کالیفرنیا، قوانین محدودکنندهای را علیه دسترسی بیقید کودکان به فضای مجازی وضع کردهاند. حتی چین مدتهاست که زمان استفاده نوجوانان از اینترنت و بازیهای آنلاین را به شدت محدود کرده است.
به عبارت دیگر، یک اجماع جهانی در حال شکلگیری است: فضای مجازی مهارنشده، برای کودکان خطرناک است و دولتها مسئولیت مداخله دارند.
ایران؛ پارادوکس بزرگ
اما آنچه این ماجرا را برای مخاطب ایرانی تلخ و تأملبرانگیز میکند، مقایسهای اجتنابناپذیر است. جمهوری اسلامی ایران — نظامی که بر پایه ارزشهای دینی و حفاظت از هویت فرهنگی و اسلامی بنا شده — در سالهای اخیر شاهد نوعی عقبنشینی عملی در مواجهه با فضای مجازی بوده است.
در حالی که فرانسه لائیک و لیبرال، با تمام پشتوانه فلسفی آزادیهای فردی، بیتعارف از مداخله دولت در فضای دیجیتال برای حفاظت از کودکان سخن میگوید، در ایران — جایی که حفاظت از نسل جوان و صیانت از ارزشها، از اصول بنیادین حکومت محسوب میشود — فضای مجازی همچنان بهعنوان یکی از پیچیدهترین و بیپاسخترین چالشها باقی مانده است.
آمارهای داخلی نگرانکنندهاند: بر اساس گزارشهای متعدد، میانگین زمان استفاده نوجوانان ایرانی از فضای مجازی از همتایان فرانسویشان کمتر نیست. دسترسی بیواسطه به انواع محتوای نامناسب، گسترش آسیبهای روانی ناشی از شبکههای اجتماعی، افزایش اختلالات هویتی و رفتاری در نوجوانان، و شکاف عمیق بین نسلها، تنها بخشی از تصویر تاریک پیشروست.
چرا ایران از فرانسه عقبتر است؟
پاسخ این پرسش در چند لایه نهفته است:
نخست، سیاستگذاری فضای مجازی در ایران همواره بین دو قطب «فیلترینگ کامل» و «رهاسازی مطلق» در نوسان بوده و هیچگاه به یک راهبرد جامع، هوشمند و مبتنی بر سواد رسانهای نرسیده است. فیلترینگ بدون ارائه جایگزین مناسب، نهتنها مؤثر نبوده، بلکه در بسیاری موارد اعتماد عمومی به تصمیمگیران را کاهش داده است.
دوم، بخشی از دولتمردان و تصمیمگیران ایرانی، بهویژه در دولتهای اخیر، در واکنشی معکوس به سیاستهای سختگیرانه گذشته، به سمتی رفتهاند که گویا هرگونه نظارت بر فضای مجازی، مترادف با سرکوب و عقبماندگی است. این در حالی است که لیبرالترین کشورهای دنیا دقیقاً در جهت عکس حرکت میکنند.
سوم، فقدان یک نظام حقوقی منسجم و بهروز برای حفاظت از کودکان و نوجوانان در فضای دیجیتال، خلأ بزرگی است که نه والدین و نه دولت، بهتنهایی قادر به پر کردن آن نیستند.
مغز کودکان؛ سرزمین اشغالشده
ماکرون در سخنان خود عبارتی به کار برد که شاید بلیغترین توصیف از وضعیت موجود باشد: «عملاً مغز فرزندتان را در اختیار این پلتفرمها قرار میدهید.»
این عبارت، هرچند از زبان یک رئیسجمهور اروپایی بیان شده، اما بار معنایی آن برای یک خانواده ایرانی، یک خانواده مسلمان و یک خانواده شیعه، بهمراتب سنگینتر است. پلتفرمهایی که الگوریتمهایشان بر اساس جذب حداکثری توجه طراحی شدهاند، تفاوتی بین کودک فرانسوی و ایرانی نمیگذارند. اما آسیبپذیری، بسته به بافت فرهنگی و اجتماعی، میتواند متفاوت و حتی عمیقتر باشد.
تحقیقات علمی بینالمللی بارها نشان دادهاند که مواجهه زودهنگام با شبکههای اجتماعی میتواند منجر به افزایش اضطراب، افسردگی، اختلال در تصویر بدنی، کاهش تمرکز، افت تحصیلی و حتی رفتارهای خودآزارانه در نوجوانان شود. جاناتان هایت، روانشناس اجتماعی برجسته آمریکایی، در کتاب پرفروش خود «نسل مضطرب» بهتفصیل توضیح داده که چگونه انتقال دوران کودکی از دنیای واقعی به دنیای مجازی، بحران سلامت روان نسل جدید را رقم زده است.
مسئولیتی که نمیتوان از آن شانه خالی کرد
واقعیت این است که مسئله حفاظت از کودکان در فضای مجازی، نه یک مسئله سیاسی-جناحی، بلکه یک ضرورت انسانی و تمدنی است. وقتی فرانسه — با تمام سابقه تاریخیاش در دفاع از آزادیهای فردی — به این نتیجه میرسد که حفاظت از کودکان مقدم بر آزادی مطلق پلتفرمهاست، سؤالی جدی پیش روی مسئولان ایرانی قرار میگیرد:
اگر فرانسه لیبرال اجازه نمیدهد کودکانش قربانی الگوریتمها شوند، جمهوری اسلامی ایران با چه توجیهی میتواند از کنار این موضوع بگذرد؟
این پرسش، پاسخهای ساده نمیپذیرد. فیلترینگ کورکورانه پاسخ نیست، اما رهاسازی کامل هم خیانت به نسل آینده است. آنچه لازم است، طراحی یک سیاست جامع حفاظت از کودکان در فضای دیجیتال است؛ سیاستی که همزمان بر ارتقای سواد رسانهای خانوادهها، تولید محتوای جایگزین باکیفیت، الزامات قانونی برای پلتفرمها، و مداخله هوشمندانه دولت تکیه داشته باشد.
سخن پایانی
ماکرون جملهای گفته است که شاید باید بر سردر هر وزارتخانه و نهاد تصمیمگیر در ایران نوشته شود: «ما نباید والدین را تنها بگذاریم.»
کودکان و نوجوانان ایرانی — فارغ از هر تعلق سیاسی و جناحی — حق دارند در فضایی امن رشد کنند. این حق، نه با شعار تأمین میشود و نه با بیتفاوتی. جهان در حال بیدار شدن است؛ سؤال این است که ایران کی از خواب برمیخیزد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


