کد خبر: ۸۸۱۲۷۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

مذاکرات بدون چارچوب؛ از هیاهوی دیپلماتیک تا غافلگیری راهبردی

فرایند مذاکرات میان عباس عراقچی و استیو ویتکاف، که در شش دور پیگیری شد، نه‌تنها به کاهش تنش منجر نگردید، بلکه در نهایت به حمله مستقیم آمریکا به مراکز هسته‌ای ایران انجامید. این نتیجه، پرسش‌های جدی درباره ماهیت، چارچوب و کارآمدی این مذاکرات و نیز آمادگی تیم مذاکره‌کننده ایران ایجاد کرده است.
مذاکرات بدون چارچوب؛ از هیاهوی دیپلماتیک تا غافلگیری راهبردی

گروه بین الملل: فرایند مذاکرات میان عباس عراقچی و استیو ویتکاف، که در شش دور پیگیری شد، نه‌تنها به کاهش تنش منجر نگردید، بلکه در نهایت به حمله مستقیم آمریکا به مراکز هسته‌ای ایران انجامید. این نتیجه، پرسش‌های جدی درباره ماهیت، چارچوب و کارآمدی این مذاکرات و نیز آمادگی تیم مذاکره‌کننده ایران ایجاد کرده است.
۱. هیاهوی رسانه‌ای، فقدان چارچوب واقعی
به گزارش  بولتن نیوز از آغاز مذاکرات، فضای رسانه‌ای گسترده‌ای پیرامون «پیشرفت دیپلماتیک» شکل گرفت، اما در عمل، پس از پنج دور مذاکره، آمریکا دست به اقدام نظامی مستقیم زد. این تحول نشان داد که مذاکرات فاقد چارچوب الزام‌آور، تضمین‌های عملی و نقشه راه مشخص بوده و بیش از آنکه ابزار حل‌وفصل اختلافات باشد، به پوششی برای پیشبرد اهداف طرف مقابل تبدیل شده است.
۲. غافلگیری ایران، توفیق راهبردی آمریکا
حمله هم‌زمان اسرائیل و آمریکا به ایران در جریان جنگ دوازده‌روزه، عملاً تیم مذاکره‌کننده ایران را غافلگیر کرد. این رویداد را می‌توان نشانه‌ای از موفقیت مأموریت ویتکاف در ایجاد اطمینان کاذب و مدیریت فضای مذاکرات به نفع دولت ترامپ دانست؛ فضایی که نهایتاً به اقدام نظامی علیه ایران ختم شد.
۳. تکرار یک مسیر شکست‌خورده
با وجود تجربه شش دور مذاکره بی‌حاصل، نشانه‌ها حاکی از آن است که در دور جدید نیز همان الگو در حال تکرار است. عدم درس‌گرفتن از نتایج گذشته، خطر تکرار همان سرنوشت را با درجه‌ای بالا از احتمال، پیش روی مذاکرات جدید قرار داده است.
۴. تناقض در مواضع؛ نشانه سردرگمی دیپلماتیک
اعلام «تضمین عدم حمله آمریکا» به‌عنوان پیش‌شرط مذاکرات، و سپس اذعان به نبود هرگونه تضمین پس از دور نخست، در کنار تهدید به هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکایی، نشان‌دهنده ناهماهنگی و تناقض در مواضع رسمی است. این وضعیت بیش از آنکه قدرت بازدارندگی ایجاد کند، به تداوم جنگ روانی و افزایش سطح تهدید علیه کشور دامن می‌زند.
۵. مذاکرات یا مدیریت اضطراب داخلی؟
در حالی که انتظار می‌رفت مذاکرات به کاهش تنش روانی، آرامش بازارها و ایجاد ثبات در فضای اقتصادی منجر شود، هم‌زمانی گفت‌وگوها با تهدیدات نظامی و اظهارات متقابل درباره حمله و پاسخ، نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته است. بازخورد این وضعیت برای جامعه، چیزی جز اضطراب، نگرانی و بی‌ثباتی روانی نبوده است.


مذاکراتی که فاقد چارچوب روشن، خطوط قرمز مشخص و تضمین‌های عملی باشد، نه‌تنها ابزار تأمین منافع ملی نیست، بلکه می‌تواند به بستری برای غافلگیری راهبردی و افزایش فشارهای امنیتی تبدیل شود. تداوم این روند، بدون بازنگری جدی در راهبرد مذاکره، بیش از هر چیز کشور را در وضعیت تعلیق و تهدید دائمی نگه خواهد داشت.

برچسب ها: مذاکره ، عراقچی

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین