دیپلماسی بدون دستورکار؛ نقدی بر روند فرسایشی و نامتوازن مذاکرات ایران و آمریکا
گروه بین الملل: مذاکرات ایران و آمریکا به دلیل فقدان دستورکار شفاف، فشار همزمان تحریمی و نظامی و نبود توازن در روند گفتوگوها، وارد مسیر فرسایشی شده است. ادامه این روند بدون اصلاح راهبردی، چشمانداز روشنی برای تأمین منافع ملی ایجاد نمیکند.
۱. مذاکراتی طولانی، بدون چارچوب روشن
به گزارش بولتن نیوز با وجود برگزاری بیش از شش دور گفتوگوی غیرمستقیم در مسقط، وین و رم و دهها تماس تلفنی میان رؤسای هیأتهای مذاکرهکننده، همچنان دستورکار مشخص، مکتوب و مورد توافقی بر مذاکرات حاکم نشده است؛ امری که این روند را به فرآیندی فرسایشی و کمحاصل تبدیل کرده است.
۲. عبور آمریکا از موضوع هستهای
ایالات متحده عملاً با عبور از چارچوب مذاکرات هستهای، تلاش کرده است موضوعات موشکی و منطقهای را نیز وارد فرآیند گفتوگو کند؛ رویکردی که نهتنها با موضع اصولی ایران در تضاد است، بلکه مانع شکلگیری یک مسیر روشن و قابل جمعبندی شده است.
۳. ناتوانی در تثبیت مطالبه اصلی ایران
در این روند، تیم مذاکرهکننده ایرانی موفق نشده است محدود بودن مذاکرات به پرونده هستهای و رفع تحریمها را بهعنوان محور انحصاری گفتوگوها تثبیت کند؛ موضوعی که مهمترین مطالبه ایران محسوب میشود.
۴. تحریم در حین مذاکره؛ نقض آشکار حسن نیت
در دور نخست مذاکرات عراقچی–ویتکاف، دولت آمریکا دستکم از صدور بستههای تحریمی جدید در جریان گفتوگوها خودداری میکرد. اما در دور اخیر، همزمان با آغاز مذاکرات، وزارت خزانهداری ایالات متحده با تحریم ۱۵ نهاد و ۱۴ نفتکش مرتبط با ایران، بزرگترین بسته تحریمی نفتی از حیث تعداد اشخاص و شناورها در میان تحریمهای پیشین را اعمال کرد. این اقدام، مصداق روشن نقض اصل حسن نیت و تضعیف بنیادهای هرگونه مذاکره سازنده است.
۵. سکوت آمریکا و تکرار روایت خوشبینانه داخلی
این در حالی است که طرف آمریکایی درباره ماهیت، دستورکار و روند مذاکرات سکوت معناداری اختیار کرده است. در مقابل، رئیس هیأت مذاکرهکننده ایران از «مثبت بودن» و «رو به پیشرفت بودن» گفتوگوها سخن میگوید؛ روایتی که شباهت قابل توجهی با ادبیات آغازین شش دور مذاکرات پیشین دارد، مذاکراتی که در نهایت بدون دستاورد ملموس به بنبست انجامید.
۶. دیپلماسی تحتالشعاع نمایش قدرت نظامی
حضور و برجستهسازی فرمانده سنتکام در کنار هیأت آمریکایی، اقدامی تحریکآمیز و مغایر با عرف دیپلماتیک تلقی میشود که فضای مذاکرات را از گفتوگو به سمت تهدید و فشار روانی سوق داده است.
۷. فقدان توازن در ترکیب هیأتهای مذاکرهکننده
ترکیب نامتوازن هیأتها و حضور چهرههای نظامی آمریکایی، بدون رعایت اصل تقارن و برابری، توازن لازم در مذاکرات را مخدوش کرده و اعتمادسازی را با چالش جدی مواجه ساخته است.
۸. نقشآفرینی غیررسمی بازیگران مسئلهساز
حضور چهرههای غیررسمی و خارج از ساختار مذاکرات، از جمله جرد کوشنر، پیش از آغاز گفتوگوها، پیام سیاسی منفی ارسال کرده و انتظار میرفت با واکنش دیپلماتیک متناسب مواجه شود.
۹. استفاده آمریکا از جنگ روانی بهجای اعتمادسازی
در حالی که طی سالهای گذشته، اقدامات دفاعی ایران بهعنوان مانعی برای دیپلماسی معرفی میشد، اکنون ایالات متحده آشکارا از تحریمهای جدید، تحرکات نظامی و فضاسازی رسانهای بهعنوان ابزار فشار در جریان مذاکرات استفاده میکند.
۱۰. فقدان حداقل دستاورد تنشزدا
حتی حداقل انتظار از این دور مذاکرات، یعنی صدور یک بیانیه ساده درباره پرهیز از درگیری نظامی در طول گفتوگوها، محقق نشد. عدم دستیابی به چنین بیانیهای، همزمان با تشدید تحریمها و حضور نظامی آمریکا، فشار روانی و تبلیغات جنگی علیه ایران را افزایش داده است.
۱۱. ضرورت بازنگری در مسیر مذاکرات
مجموع این تحولات نشان میدهد که ادامه این شیوه از مذاکرات، بدون بازتعریف اهداف، اصلاح روش و ایجاد توازن واقعی، فاقد توجیه راهبردی است و بیش از آنکه تأمینکننده منافع ملی ایران باشد، در خدمت پیشبرد اهداف یکجانبه طرف آمریکایی قرار گرفته است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


