خطوط قرمز را با خون شهدا باید ترسیم کرد: ضرورت تمایز میان معترض واقعی و مزدور برانداز
به گزارش بولتن نیوز ،این یادداشت، بغض فروخوردهٔ حمید عیدی نجفآبادی است، بغضی که در هیاهوی جنگ شناختی، ناچار به کلمه پناه آورده است. واکاوی جنگ شناختی در غبار فتنهها. زمانی که باید مرز باریک میان نقد و نفاق و خطوط قرمز را با خون شهدا باید ترسیم کرد. و این است ضرورت تمایز میان معترض واقعی و مزدور برانداز ...
در عصر سیطره رسانهها و شبکههای اجتماعی، جنگها دیگر تنها در میدانهای نبرد فیزیکی رخ نمیدهند. پیچیدهترین و شاید خطرناکترین جبهه نبرد امروز، در ذهن و قلب انسانها گشوده شده است؛ نبردی که از آن با عنوان «جنگ شناختی» یا «جنگ ترکیبی» یاد میشود. در این کارزار، مهمات اصلی، نه گلوله و موشک، بلکه ویدیوهای کوتاه، تصاویر برانگیزاننده و روایتهای هدفمندی هستند که با به بازی گرفتن احساسات مخاطب، در پی تحریف واقعیت و جهتدهی به افکار عمومی هستند. انتشار گسترده این محتوا، بهویژه در ایام و مناسبتهای مقدس ملی و مذهبی مانند اعیاد بزرگ و سالروز ولادت منجی عالم بشریت (عج)، نه تنها یک کنش رسانهای ساده، بلکه اقدامی حسابشده با مسئولیتهای سنگین شرعی و اخلاقی است که هدف آن، تهی کردن جامعه از امید و معنویت است.
روایتهای پنهان: شهدایی که در هیاهوی رسانهها گم شدند
در حالی که جریان رسانهای معاند با تمرکز بر روی تصاویری گزینشی، سعی در ساختن روایتی یکسویه از مظلومیت دارد، واقعیتهای تکاندهندهای در طرف دیگر ماجرا به عمد نادیده گرفته میشوند. آیا آن فرزند نیروی انتظامی از تبار غیور لر که سر از تنش جدا شد، بخشی از این ملت نیست؟ آیا آن بسیجی دلاور که پیکرش را در نهایت قساوت «اِرباً اِربا» کردند، ایرانی نبود؟ آیا آن شهروندان بیگناهی که در معابر عمومی، صرفاً به دلیل حضور در خیابان، هدف گلوله اغتشاشگران قرار گرفتند، حقی برای دیده شدن ندارند؟
این استاندارد دوگانه در تعریف «قربانی»، یکی از اصلیترین تکنیکهای فریب دشمن است. حتی در میان معترضانی که جان باختند، شواهد انکارناپذیری از «پروژه کشتهسازی» وجود دارد؛ پروژهای که هدف آن افزایش تلفات انسانی برای شعلهورتر کردن آتش فتنه و کسب مشروعیت دروغین در مجامع بینالمللی است. وقتی ادعا میشود اکثریت قاطع ملت ایران (شاید ۹۸ درصد جمعیت) هیچ نسبتی با این جریان خشونتطلب و برانداز ندارند، این صرفاً یک ادعا نیست، بلکه یک حقیقت میدانی است که دروغ بزرگ «انقلاب سراسری» را رسوا میکند. این تقلب و مظلومنمایی، سناریویی است که دشمنی ریشهدار و چندهزارساله، با همراهی یهود و خیانتپیشگان وطنفروش که خود را به القاب سلطنتی میآرایند، برای این مرز و بوم طراحی کردهاند.
ریشههای بحران: از تحریم خارجی تا فساد داخلی
بسیاری از مشکلات اقتصادی امروز، از جمله نوسانات برق، کمبود آب و جهش وحشتناک قیمت دلار، محصول یک برنامه دقیق و مهندسیشده از سوی دشمن است. تحریمهای ظالمانه، حلقهای از این زنجیره فشار است که در بستر اغتشاشات برنامهریزیشده، با هدف فلج کردن اقتصاد و ایجاد نارضایتی عمومی، تشدید میشود. متأسفانه این فشار خارجی، با سودجویی محتکران بیانصاف و برخی ناکارآمدیها و فسادهای دولتی، مزید بر علت شده و زخمی عمیقتر بر پیکر اقتصاد کشور وارد میکند. سوار شدن بر این موج خودساخته دشمن، که توسط منافقین تیرانانشین و خائنین داخلی و خارجی هدایت میشود، برای توده مردم شاید از روی غفلت باشد، اما برای نخبگان و آگاهان جامعه، اشتباهی عمدی، نابخشودنی و گناهی کبیره است. تاریخ اسلام، گواه روشنی بر این مدعاست. در روز قیامت، امام حسین (ع) از ما خواهد پرسید که در فتنه «قرآن بر سر نیزه کردنها» و «پیراهن خونین عثمانها»، در کدام جبهه ایستادیم و برای تبیین حقیقت چه کردیم.
تولی و تبری: مرزبندی شفاف در دوران فتنه
اصل بنیادین «تولّی و تبرّی» (دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان او) که از ارکان اعتقادی ماست، دقیقاً در چنین بزنگاههایی معنای عملی پیدا میکند. امروز، زمان تعارف و مماشات نیست. این مرزبندی باید آنچنان شفاف و قاطع باشد که حتی نزدیکترین روابط خانوادگی را نیز در بر گیرد. باید از آن روزی ترسید که در هول قیامت، «والد از مولود و صاحب از بنده میگریزد».
اکنون زمان آن است که در یک حرکت فکری مشترک، خطوط تمایز را به وضوح ترسیم کنیم. باید تفاوت میان «منتقد موقعیتشناس و دلسوز» که از سر خیرخواهی برای اصلاح امور فریاد میزند، با «معاند ماکیاولیست» که در نقاب انتقاد، به دنبال ویرانی اساس و بنیان است، برای همگان آشکار شود. این خطوط قرمز باید با خون پاک شهدای امنیت و اقتدار این سرزمین، از شهید آرمان علیوردی تا شهید روحالله عجمیان، ترسیم گردد تا حریمها و حدود مشخص شوند.
فراخوان به وحدت بر محور شرافت ملی
در این مرزبندی، ملاک نه دین و مذهب، که شرافت و وفاداری به ایران است. ایرانیان باشرافت، چه سکولار باشند، چه بیدین، چه مسیحی، چه یهودی، چه زرتشتی و چه اهل سنت، همه در یک جبهه قرار دارند. جبهه مقابل آنها، جبههای متشکل از مزدوران اجنبی، منافقین کوردل، فرصتطلبان بیاصالت و ناآگاهان فریبخورده است. وظیفه امروز ما، تفکیک و منزوی کردن این جریان مخرب از بدنه اصیل و نجیب ملت ایران است. باید نشان داد که حساب اکثریت قریب به اتفاق مردم، از اقلیتی خشونتطلب و وابسته، جداست. این آگاهیبخشی، جهاد تبیینی است که پیروزی نهایی را رقم خواهد زد.
...وَ نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


