اپستین؛ تشت رسوایی دیگری از غرب وحشی

به گزارش بولتن نیوز به نقل از خبرگزاری فارس، انتشار بخشهای جدیدی از اسناد پرونده جفری اپستین یهودی و جزیره خصوصی او معروف به جزیره اپستین یا Little St. James از سوی دادگستری آمریکا نشان داد در این تاریکخانه اَعمالی به اثبات رسیده یا توسط شاهدان و اسناد متعدد گزارش شده که انسان از بیان آن شرم دارد.
سوءاستفاده جنسی سازمانیافته از کودکان و قربانیان زیر سن قانونی نخستین و عمدهترین جنایت اپستین با همکاری شریکانی مانند مکسول بوده که دهها دختر نوجوان که بیشتر آنها زیر ۱۸ سال بودهاند، به این جزیره بدنام میآوردند و از آنها مجبور به خدمات جنسی میکردند.
قربانیان اغلب با وعدههای مالی، کمک به تحصیل یا فرصتهای شغلی به جزیره کشانده میشدند و سپس تحت فشار روانی یا تهدید قرار میگرفتند.
اپستین از قربانیان برای «هدیه دادن» به افراد مشهور، سیاستمداران، تاجران و حتی اندیشمندان بینالمللی استفاده میکرد تا روابط خود را با آنان تقویت کند. اسناد افشا شده به نامهای متعددی اشاره دارد.
زیرساختهای این جزیره شیطانی شامل ساختمانها، کلبهها و امکاناتی برای پنهانکردن فعالیتها، طوری طراحیشده بود که جرائم مجرمان و سوءاستفادهها مخفی و تسهیل شود.
در بازرسیهای پلیس، حجم زیادی عکس، وسایل ثبت تصویر و اسناد مالی کشف شده که شبکه جرائم سازمانیافته اپستین را تأیید میکند.
اسناد جدید نشان میدهد که اپستین و همدستانش برای دههها یک سیستم سوءاستفاده سیستماتیک و استثمار جنسی را با استفاده از ثروت و نفوذ خود اداره میکردند.
صرفنظر از اینکه این افشاگری رسمی بار دیگر به تقویت جنبشهایی مانند MeToo و مطالبه برای شفافیت و پاسخگویی نخبگان منجر شده، اما این فاجعه در عمق جامعه پر ادعای غرب، حاکی از چند انحراف فرهنگی جدی است که به پنج مورد آن اشاره میشود:
۱. فرهنگ مصونیت نخبگان از قانون: ماجرای اپستین و شبکه او نشان داد که طبقه «ثروتمند» و «قدرتمند» غربی میتواند سالها سوءاستفاده سازمانیافته را با مصونیت نسبی از مجازات پنهان کند. سیستم قضایی و رسانهای غرب نیز همواره در مواجهه با این طبقه بیعملی واضحی را از خود به نمایش گذاشته است.
اپستین در سال ۲۰۰۸ با توافقنامه جنجالی فقط ۱۳ ماه در زندان آنهم با شرایط ویژه گذراند که نشاندهنده نابرابری در سیستم عدالت کیفری و فرهنگ غلط تسهیل مجازات ثروتمندان است.
همچنین مشخص شد گزارشهای متعدد و شکایت قربانیان جزیره نیز از سوی نهادهای قانونی برای سالها پیگیری جدی نشده و دستگاههای مرتبط با موضوع، دههها هیچ اقدام موثری نکردهاندکه این خود به تنهایی شکستی بزرگ برای نهادهای نظارتی غرب محسوب میشود.
۲. فرهنگ سکوت: علاوه بر سیاستمداران و ثروتمندانی که به این جزیره بدنام رفت و آمد داشتهاند، بسیاری از اطرافیان اپستین مانند دوستان قدرتمند او، کادر اجرایی، نیروهای محافظ جزیره و خدمتکاران نیز سالها نسبت به فعالیتهای محرمانه این شبکه فساد سکوت و یا به طور غیرمستقیم به این جرائم سازمانیافته کمک کردند.
۳. فرهنگ سکس و کالاانگاری زنان: شبکه اپستین بار دیگر از این انگاره ثابت شده غرب، پرده برداشت که «زن» در این جامعه به عنوان کالایی برای مصرف قدرتمندان تلقی میشود. پدیدهای که در اشکال مختلفی هر روز در رسانهها و تبلیغات این جوامع به وفور دیده میشود. منتقدان معتقدند شبکه اپستین نمونه بارز یک ساختار مردسالارانه است که در آن بدن زنان و دختران جوان توسط مردان ثروتمند و قدرتمند کنترل و استثمار میشود.
۴. فرهنگ ستارهسازی و تغافل از لغزش: رسانههای جریان اصلی غرب برای سالها، توجه کمی به پرونده اپستین نشان دادند، در حالی که مجلات زرد با پشتوانه تئوریهای توطئه، در فضای مجازی پیشتاز افشاگری بودند و وقتی پردهها افتاد، این موضوع به بیاعتمادی گسترده مردم به رسانههای سنتی منجر شد. البته منتقدان معتقدند ارتباط خاص اپستین با شخصیتهای رسانهای و صاحبان قدرت و شاید وامدار بودن آنها به اپستین، مانع از پوشش جدی این ماجرا شده بود.
۵. فرهنگ استانداردهای دوگانه (ریاکاری جوامع نخبهگانی): تاریخ جهان مملو از صدها نمونهی ثابت شده از این دست رسواییهاست به این معنی که غربیها در عمل به ارزشهای اعلامی از یکسو و رفتار واقعی خود از سوی دیگر، فاصلهای بس طولانی دارند. در این ماجرا جهانیان دیدند که بسیاری از افراد مرتبط با شبکه فساد اپستین از سیاستمداران و ثروتمندان گرفته تا دانشگاهیان و فعالان حقوق بشر که همواره پشت تریبونها، مواضع اخلاقی و انسانی ابراز میکردند، در اندرونی خود به این شبکه سوءاستفاده نزدیک بودند. (چون به خلوت میروند، آن کار دیگر میکنند) این ریاکاری امروزه به عنوان یکی از انتقادهای اساسی به جامعه به اصطلاح نخبگان غرب مطرح است.
در مجموع فاجعه اپستین امروزه به نمادی از شکاف عمیق میان ارزشهای مورد ادعای غربیها مانند دموکراسی، حقوق بشر، برابری زن و مرد و عدالتخواهی با واقعیتی به نام فساد سازمانیافته و نابرابری ساختاری تبدیل شده است.
رسوایی این بخش از پرونده اپستین یادآور این هشدار رهبر فرزانه انقلاب هم بود که «زوال تمدنها، معلول انحرافهاست و ما نشانه این انحطاط را امروز در تمدن غربی مشاهده می کنیم که تمدن علم بدون اخلاق، مادیت بدون معنویت و دین، و قدرت بدون عدالت است».
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


