مسکو؛ مسیر واقعی توافق هستهای و آزمون شکستخورده اعتماد به غرب
گروه بین الملل: در سه دهه گذشته، فدراسیون روسیه تنها قدرت جهانی بوده است که نهتنها بهصورت رسمی با جمهوری اسلامی ایران توافقنامه هستهای جامع امضا کرده، بلکه این توافقات را به پروژههای عملیاتی و راهبردی تبدیل نموده است. ساخت نیروگاههای هستهای، همکاری در چرخه سوخت، و انتقال دانش فنی در حوزههای حساس، شواهدی انکارناپذیر از این مشارکت عمیق و پایدار است.
به گزارش بولتن نیوز ، این سابقه تاریخی، صرفاً فنی یا اقتصادی نیست؛ بلکه در بزنگاههای سیاسی و امنیتی، بهویژه در موضوع مکانیسم ماشه، جنگ روانی غرب و مدیریت تبعات حقوقی برجام، روسیه برخلاف برخی مجریان داخلی برجام، رفتاری واقعگرایانه، بازدارنده و در مواردی حتی حامی منافع راهبردی ایران از خود نشان داده است. تجربه نشان داده است که مسکو منطق «قدرت» را میفهمد، نه منطق «اعتماد یکطرفه».
گره خوردن صنعت هستهای ایران به روسیه؛ یک واقعیت راهبردی
امروز صنعت هستهای ایران، چه در حوزه زیرساخت، چه در تأمین سوخت و چه در استمرار فنی، عملاً به صنعت هستهای روسیه گره خورده است. این یک انتخاب احساسی یا مقطعی نیست، بلکه نتیجه طبیعی سه دهه همکاری مستمر است. از این رو، مسیر هرگونه تفاهم هستهای یا حتی ترتیبات مکمل امنیتی و موشکی، خواه ناخواه باید از مسکو عبور کند؛ نه از پایتختهایی که یا فاقد اراده مستقلاند یا عملاً در صف دشمنان راهبردی ایران قرار گرفتهاند.
اثبات این واقعیت به سیاستمداران غربی ضروری است:
مسیر توافق هستهای ایران نه از عمان و ترکیه، بلکه از مسکو میگذرد؛ از شریک راهبردی واقعی، نه واسطههای بیاختیار.
خطای محاسباتی در دیپلماسی شخصمحور
در این میان، تحولات اخیر نشان میدهد که ویتکاف در تعامل با عراقچی، با یک مانور کلاسیک دیپلماتیک، ابتکار عمل را از طرف ایرانی سلب کرده است. طرح شرط «عدم اقدام نظامی آمریکا در حین مذاکرات» از سوی عراقچی، نه یک دستاورد دیپلماتیک، بلکه تکرار همان موضع اعلامی ترامپ است که پیشتر نیز بیان شده بود.
مشکل اصلی آنجاست که برخی تصور میکنند با بازآرایی ادبیات ترامپ به زبان دیپلماتیک انگلیسی میتوان او را مهار یا «خام» کرد؛ الگویی که شاید در فرهنگ سیاسی فرانسه، انگلیس یا آلمان پاسخ دهد، اما با روح انقلاب اسلامی و فرهنگ راهبردی ایرانیان همخوانی ندارد. این تفاوت بنیادین، اگر درک نشود، به تکرار خطاهای پرهزینه خواهد انجامید.
برجام؛ از افتخار ادعایی تا بنبست راهبردی
مجریان برجام از سال ۲۰۰۳ مذاکرات را با ترویکای اروپایی آغاز کردند و این مسیر را افتخار دیپلماسی خود دانستند. اما امروز، در بحبوحه تقابل آشکار ایران و رژیم صهیونیستی، همین اروپا عملاً جلوتر از دشمن سنتی حرکت کرده و در مواضع، خواهان تضعیف و حتی نابودی ایران است.
سه دهه تجربه بهروشنی نشان داده است: اعتماد به شریک راهبردی، عاقلانهتر، کمهزینهتر و عملیتر از دل بستن به اتحادیهای است که مسیرش از لندن، پاریس و برلین میگذرد و خروجیاش بنبست، فرسایش و شکست بوده است.
مسأله هستهای ایران، نه یک پرونده فنی صرف و نه موضوعی برای مانورهای نمایشی دیپلماتیک است. این پرونده، بخشی از معادله کلان قدرت در نظام بینالملل است و در چنین معادلهای، شریک راهبردی واقعی معنا دارد، نه شریک کاغذی.
تجربه، تاریخ و واقعیتهای میدانی همگی یک پیام مشترک دارند:
مسکو، نه اروپا، مسیر عقلانی و قابل اتکای سیاست هستهای ایران است
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


