کد خبر: ۸۸۰۸۸۸
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
بازخوانی یک سناریوی پیچیده برای از کار انداختن مغز اداره کشور

از جنگ ارزی تا آتش زدن قرآن؛ شبه‌کودتایی که رهبر انقلاب از سرکوب آن پرده برداشت

فتنه اخیر شبیه کودتا بود... آنها به مراکزی حمله کردند که کشور را اداره می‌کند؛ پلیس، مراکز دولتی، مراکز سپاه، بانک‌ها، مساجد؛ قرآن آتش زدند... این شبیه کودتا بود.
از جنگ ارزی تا آتش زدن قرآن؛ شبه‌کودتایی که رهبر انقلاب از سرکوب آن پرده برداشت

گروه سیاسی: رهبر انقلاب در سخنرانی امروز، درباره اغتشاشات اخیر صریحاً فرمودند: «فتنه اخیر شبیه کودتا بود... آنها به مراکزی حمله کردند که کشور را اداره می‌کند؛ پلیس، مراکز دولتی، مراکز سپاه، بانک‌ها، مساجد؛ قرآن آتش زدند... این شبیه کودتا بود.»

به گزارش بولتن نیوز، پیش از این، بولتن‌نیوز در دو گزارش تفصیلی، اتفاقات اخیر را «کودتا» یا «شبه‌کودتا» علیه جمهوری اسلامی نام‌گذاری کرده بود. اکنون که همان تعبیر در بالاترین سطح حاکمیتی تکرار شده، بازخوانی آن دو گزارش و تطبیق‌شان با مفهوم «کودتا» و سخنان امروز رهبر انقلاب، تصویری روشن‌تر از آنچه در خیابان‌ها و در اتاق‌های فکر بیرون از مرزها رخ داده، به دست می‌دهد.

در گزارش «آیا اتفاقات اخیر یک شبه کودتا بود»، بولتن‌نیوز چنین خط روایی را ترسیم می‌کند:

- نقطه شروع: اعتراضات صنفی و معیشتی به افزایش قیمت دلار و فشار بر زندگی مردم؛ اعتراضاتی که ریشه در واقعیت‌های اقتصادی داشت.  

- نقطه انحراف: ورود ناگهانی شعارهای ساختارشکن و متمرکز بر شخص رهبر انقلاب؛ به‌گونه‌ای که انگار کشور فقط یک مسئول دارد و دیگر نه از رئیس‌جمهور خبری هست، نه از وزرا و وکلا.  

- ادعای اصلی: این تغییر ناگهانی شعار و رفتار، نشانه‌ای از یک «سناریوی کودتا علیه جمهوری اسلامی» است؛ نه یک اعتراض خودجوش صرف.

گزارش، برای اثبات «شبه‌نظامی بودن» هسته سخت اغتشاشات، به مواردی مانند:

- بریدن سر،  
- آتش زدن مغازه مردم،  
- هدایت عمدی انشعاب اصلی گاز به داخل درمانگاه و به آتش کشیدن آن و سوزاندن یک پرستار،  

استناد می‌کند و می‌گوید این سطح از خشونت و مهارت در تخریب، از مردم معترض عادی برنمی‌آید؛ بلکه کار «نیروی شبه‌نظامی آموزش‌دیده» است. در این چارچوب، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به‌عنوان نیروی میدانی آموزش‌دیده معرفی می‌شود که سال‌هاست شبکه‌ای در داخل کشور دارد و در بزنگاه‌ها، با سازمان‌دهی اراذل و اوباش و سوءاستفاده از خشم مردم، وارد میدان می‌شود.

در سطح سیاسی ـ رسانه‌ای، گزارش معتقد است:

- رضا پهلوی پس از سال‌ها سفیدسازی رسانه‌ای خاندان پهلوی، به‌عنوان «مدعی حاکمیت جایگزین» طراحی شده؛  
- جولیانی (سیاسی‌کار آمریکایی و حامی مجاهدین خلق) و  
- سروش زایوالا (وکیل بهایی مستقر در انگلستان با سوابق سنگین در پرونده‌های بانکی ایران)  

به‌عنوان حلقه‌های حقوقی ـ سیاسی خارجی، از طریق پرونده‌های تحریمی و مالی، بستر «جنگ ارزی» و سقوط ارزش پول ملی را فراهم کرده‌اند؛ جنگی که به‌زعم گزارش، بنزین روی آتش نارضایتی اجتماعی ریخته است.

در سطح داخلی، گزارش مدعی است:

- بخشی از مدیریت اقتصادی داخل کشور،  
- با سوءتدبیر یا بدتر از آن، با «نفوذ و هماهنگی پنهان»،  

با اجرای غلط سیاست‌هایی مانند حذف ارز ترجیحی و بی‌ثبات‌سازی بازار ارز، «نقش آتش‌بیار معرکه» را برای این شبه‌کودتا ایفا کرده‌اند.

گزارش، در پایان نتیجه می‌گیرد که:

- حضور گسترده مردم در صحنه و  
- سخنان قاطع رهبر انقلاب

این سناریو را خنثی کرد، اما تا زمانی که «خائن‌زدایی» از نظام مدیریتی انجام نشود، ریشه‌های اقتصادی و اداری این پروژه‌ها باقی می‌ماند.

گزارش دوم با تیتر «پشت پرده‌های مدیریتی که باید روشن شود» مستقیماً به سراغ عبدالناصر همتی، رئیس کل سابق بانک مرکزی، می‌رود و سه محور را مطرح می‌کند:

 الف) خروج مرموز از لیست تحریم

- همتی و چند مدیر بانکی دیگر، طبق اسناد اتحادیه اروپا، در مقطعی از لیست تحریم‌ها خارج شده‌اند.  
- پرسش بولتن‌نیوز:  
  چرا در حالی که بسیاری از نهادهای حیاتی کشور همچنان زیر تیغ تحریم‌اند، برخی مدیران به‌صورت شخصی از تحریم خارج شده‌اند؟  
- گزارش می‌پرسد:  
  با چه «مکانیسم»، چه «واسطه‌هایی» و در ازای چه «امتیازاتی» این خروج رخ داده است؟

 ب) نقش دفتر حقوقی «زایوالا» و ماجرای تضاد منافع

- بولتن‌نیوز به اسناد و گزارش‌هایی استناد می‌کند که نشان می‌دهد هزینه‌های سنگین حقوقی در پرونده‌های تحریمی (از جمله بانک ملت) به دفتر حقوقی «سروش زایوالا» پرداخت شده است؛  
- اما در عمل، ابتدا اشخاص حقیقی (مدیران) از تحریم خارج شده‌اند، نه خود بانک‌ها؛  
- گزارش با اشاره به حضور «آزاده مسگریان» (دختر یکی از مدیران بانکیِ خارج‌شده از تحریم) در دفتر زایوالا، این پرسش را مطرح می‌کند که:  
  آیا این یک «تضاد منافع» و حتی «شبکه‌سازی برای نفع شخصی» نبوده است؟

 ج) جهش دلار و انت

خشم مردم به سمت رهبری

- گزارش یادآور می‌شود که همتی با وعده «کنترل دلار» آمد، اما در دوران او، جهش تاریخی نرخ ارز رخ داد؛  
- نتیجه این جهش:  
  کوچک شدن سفره مردم، فروپاشی اعتماد عمومی و جهت‌گیری بخشی از خشم اجتماعی به سمت شخص رهبر انقلاب.  
- پرسش اصلی:  
  آیا این سطح از سوءمدیریت، صرفاً خطا بوده یا بخشی از همان سناریوی «شبه‌کودتا» برای ناکارآمد نشان دادن کل نظام، و در رأس آن رهبری، محسوب می‌شود؟

کودتا و شبه‌کودتا؛ از تئوری تا میدان

برای فهم سخنان امروز رهبر انقلاب و ادعای «شبه‌کودتا» در گزارش‌های بولتن‌نیوز، باید ابتدا مفهوم کودتا را دقیق روشن کرد.

کودتا چیست؟

در ادبیات علوم سیاسی، کودتا (Coup d’État) معمولاً دارای این ویژگی‌هاست:

1. اقدامی ناگهانی و سریع؛  
2. غیرقانونی و بیرون از فرآیندهای رسمی انتقال قدرت؛  
3. از درون حاکمیت یا با اتکا به بخشی از نیروهای مسلح یا امنیتی؛  
4. با هدف تغییر رأس قدرت سیاسی، بدون لزوماً تغییر کامل ساختار اجتماعی یا ایدئولوژیک.

تفاوت آن با انقلاب یا شورش این است که در کودتا،  
- «هسته کوچک اما قدرتمندی» در پی تسخیر شریان‌های حیاتی قدرت است:  
  ستادهای فرماندهی، رسانه‌های ملی، بانک‌ها، مراکز تصمیم‌گیری، و نمادهای مشروعیت.

شبه‌کودتا چیست؟

وقتی از «شبه‌کودتا» حرف می‌زنیم، به سناریویی اشاره می‌کنیم که:

- همه مؤلفه‌های کلاسیک کودتا را ندارد (مثلاً تانک در خیابان یا بیانیه رسمی یک ژنرال)،  
اما  
- در هدف و روش، به کودتا شبیه است:

1. هدف نهایی، از کار انداختن نظام اداره کشور است، نه صرفاً تخلیه خشم اجتماعی؛  
2. مراکز حساس اداره کشور هدف قرار می‌گیرند: پلیس، سپاه، بانک‌ها، ادارات، زیرساخت‌ها؛  
3. مشروعیت سیاسی و دینی نظام با حمله به نمادهای هویتی مانند مسجد و قرآن، زیر ضرب می‌رود؛  
4. ترکیب می‌شود از:  
   - نارضایتی واقعی مردم،  
   - شبکه‌های سازمان‌یافته خشونت‌گرا،  
   - و اتاق‌های فکر رسانه‌ای و مالی در خارج.

در چنین سناریویی، خیابان به‌ظاهر صحنه «اعتراض» است، اما در لایه زیرین، تلاش برای «فلج کردن امکان حکمرانی» جریان دارد؛ یعنی همان چیزی که در تعریف کلاسیک کودتا، با تسخیر شریان‌های قدرت دنبال می‌شود.

سخنان امروز رهبر انقلاب؛ نام‌گذاری یک واقعیت

رهبر انقلاب در سخنرانی امروز، درباره اغتشاشات اخیر چند نکته کلیدی را برجسته کردند:

1. تعبیر «فتنه اخیر شبیه کودتا بود»
   این نخستین‌بار است که ایشان به این صراحت، اتفاقات اخیر را در قالب «شبه‌کودتا» صورت‌بندی می‌کنند؛ یعنی:

   - ماجرا، صرفاً یک اعتراض خیابانی یا حتی یک آشوب کور نبوده؛  
   - پروژه‌ای بوده برای حمله به مغز و استخوان اداره کشور.

2. مشخص کردن اهداف میدانی:
   - حمله به پلیس؛ یعنی نیروی حفظ نظم داخلی؛  
   - حمله به مراکز دولتی و مراکز سپاه؛ یعنی ستون‌های اجرایی و امنیتی؛  
   - حمله به بانک‌ها؛ یعنی نظام مالی؛  
   - حمله به مساجد و آتش زدن قرآن؛ یعنی هسته معنوی و مشروعیت دینی نظام.

   این فهرست، دقیقاً همان تصویری است که در ادبیات علوم سیاسی، از مرحله اول یک کودتا یا شبه‌کودتا ارائه می‌شود:  
   «بی‌دفاع کردن حاکمیت از درون، از طریق نابود کردن ابزارهای حکمرانی و ستون‌های مشروعیت.»

3. تأکید بر «سرکوب شدن کودتا»:
   رهبر انقلاب صریحاً گفتند: «البته کودتا سرکوب شد.»  
   این جمله حامل چند پیام است:

   - سطح تهدید، آن‌قدر بالا بوده که ایشان آن را «کودتا» بنامند؛  
   - اما این پروژه، در سطح میدانی و در سطح افکار عمومی، شکست خورده است؛  
   - و مهم‌تر از آن، این شکست تصادفی نبوده، بلکه محصول ترکیب هوشمندی امنیتی و حضور مردمی است.

4. تعیین «ماهیت هدف»: اداره کشور
   این گزاره که «آنها به مراکزی حمله کردند که کشور را اداره می‌کند»،  
   دقیقا همان نقطه‌ای است که میان «اغتشاش»، «شورش» و «شبه‌کودتا» خط فاصله می‌گذارد.  
   هدف، دیگر صرفاً تخلیه خشم یا حتی تغییر یک سیاست نیست؛  
   هدف، فلج کردن توان اداره کشور است.
از هشدار بولتن‌نیوز تا نام‌گذاری در سطح عالی

اکنون می‌توان کنار هم گذاشت:
- دو گزارش بولتن‌نیوز که از «شبه‌کودتا» سخن می‌گفت؛  
- و سخنان امروز رهبر انقلاب که همان مفهوم را، با تعبیر «فتنه اخیر شبیه کودتا بود»، تثبیت کرد.

سطح اول: هدف‌گیری شریان‌های حکمرانی

بر اساس هم گزارش‌های پیشین و هم سخنان امروز رهبری، الگوی زیر قابل تشخیص است:

1. جنگ ارزی و اقتصادی  
   - با تصمیمات مشکوک و پرحاشیه ارزی،  
   - با استفاده از شبکه‌های حقوقی پرهزینه در خارج،  
   - و با نتیجه‌ای کاملاً قابل پیش‌بینی: سقوط ارزش پول ملی و انفجار نارضایتی عمومی.

2. کانالیزه کردن خشم به سمت رأس نظام
   - در حالی که مدیریت اقتصادی کشور مسئول مستقیم بسیاری از ناکارآمدی‌هاست،  
   - شعارها مستقیماً متوجه رهبری می‌شود؛  
   - این یعنی سناریوی «تخریب نمادین رأس قدرت» برای جا انداختن ادعای «ناتوانی کل ساختار».

3. ورود هسته‌های سازمان‌یافته خشونت‌گرا
   - آنچه در گزارش اول بولتن‌نیوز درباره بریدن سر، آتش زدن درمانگاه و… آمده،  
   - اگرچه نیازمند بررسی‌های حقوقی و امنیتی مستقل است،  
   - ولی در کنار الگوی حمله به مراکز دولتی، پلیس، سپاه و بانک‌ها،  
   - تصویر یک «هسته آموزش‌دیده» را به ذهن می‌آورد، نه صرفاً خشم خودجوش خیابانی.

4. ضربه به نمادهای مشروعیت (مسجد و قرآن)
   - حمله به مسجد و آتش زدن قرآن، نه مطالبه اقتصادی را حل می‌کند و نه تغییری در قیمت دلار می‌دهد؛  
   - این اعمال، بیشتر شبیه عملیات روانی برای شکستن پیوند عاطفی بخش‌هایی از جامعه با نظام و ارزش‌های دینی است؛  
   - یعنی همان کاری که در ادبیات جنگ نرم، «حمله به سرمایه نمادین و معنوی» نظام نامیده می‌شود.

این چهار سطح، دقیقاً عناصر یک «شبه‌کودتا» را شکل می‌دهند؛  
کودتایی که به‌جای تانک، از دلار، شبکه‌های اجتماعی، و هسته‌های خشونت‌گرا استفاده می‌کند.

سطح دوم: شبکه حقوقی ـ مالی و سؤال‌های باز

گزارش دوم بولتن‌نیوز، پازل را به سطح دیگری می‌برد: نقش شبکه‌های حقوقی و مالی خارج از کشور و پیوندشان با مدیریت اقتصادی داخل.

وقتی هزینه‌های نجومی حقوقی از جیب بانک‌ها و بیت‌المال پرداخت می‌شود اما نتیجه، نجات شخصی برخی مدیران از تحریم است نه نهادهای بانکی، این فقط یک «پرونده فساد مالی» نیست؛ می‌تواند «رخنه در امنیت اقتصادی کشور» هم باشد.

وقتی روابط مشکوک میان وکیل بهایی مقیم لندن، برخی مدیران بانکی ایرانی، و سناریوهای پیچیده خروج از تحریم و دور زدن خزانه‌داری آمریکا مطرح می‌شود پای چیزی بیش از یک تخلف اقتصادی ساده در میان است: اینجا «حفره‌های امنیتی در قلب نظام مالی» مطرح است؛ همان قلبی که کودتاهای مدرن، قبل از هر چیز، آن را هدف می‌گیرند.

به همین دلیل است که مفهوم «شبه‌کودتا» فقط در خیابان تعریف نمی‌شود؛ بلکه از اتاق‌های شیشه‌ای میرداماد و دفاتر حقوقی لندن شروع می‌شود و در خیابان به اوج می‌رسد.

سطح سوم: معنای سیاسی سخن امروز رهبری

این‌که رهبر انقلاب اکنون صریحاً می‌گویند «فتنه اخیر شبیه کودتا بود»، حداقل سه پیام جدی دارد:

1. ارتقای سطح فهم تهدید
   - نظام دیگر ماجرا را در سطح «اغتشاش» یا «آشوب خیابانی» نمی‌بیند؛  
   - تهدید، در سطح «تلاش برای از کار انداختن اداره کشور» تعریف شده است؛  
   - این یعنی:  سیاست‌گذار امنیتی و سیاسی، باید سناریوهای آینده را بر مبنای «کودتای ترکیبی» ببیند، نه صرفاً اعتراضات پراکنده.

2. تمایز میان «مردم ناراضی» و «هسته کودتایی»
   - همان‌طور که در گزارش اول بولتن‌نیوز هم تفکیک شده بود،  
   - مردم معترضی که نان و کار می‌خواهند،  
     با کسانی که درمانگاه آتش می‌زنند و قرآن می‌سوزانند، یک سنخ نیستند؛  
   - سخن امروز رهبری، این تفکیک را در سطح گفتمانی تثبیت می‌کند:  
     - اعتراض می‌تواند به‌حق باشد؛  
     - اما سناریو برای «کودتا» چیز دیگری است و باید با آن برخوردی در سطح امنیت ملی داشت.

3. ضرورت «خائن‌زدایی» از درون مدیریت
   - وقتی خود بولتن‌نیوز از «خائن‌زدایی از نظام مدیریتی» سخن می‌گوید،  
   - و رهبر انقلاب تهدید را در سطح «شبه‌کودتا» می‌بینند،  
   - پیام ضمنی این است که:  بدون جراحی در ساختار مدیریتی و بدون شفاف‌سازی درباره حلقه‌های مشکوک اقتصادی و حقوقی،  
     ریشه‌های این سناریو خشک نخواهد شد.

از خیابان تا ساختار؛ پرونده‌ای که هنوز بسته نشده است

سخنان امروز رهبر انقلاب، عملاً مهر تأییدی است بر این صورت‌بندی که آنچه در ماه‌ها و سال‌های اخیر در برخی خیابان‌های ایران رخ داد یک «آشوب صرف» نبود. در لایه زیرین، سناریویی جریان داشت برای ایجاد فشار اقتصادی حداکثری از طریق جنگ ارزی، جهت‌دهی خشم اجتماعی به سمت رأس نظام، فلج کردن شریان‌های حکمرانی با حمله به پلیس، سپاه، بانک‌ها و ادارات و شکستن ستون مشروعیت معنوی با حمله به مسجد و قرآن.

بولتن‌نیوز پیش از این، این تصویر را با عنوان «شبه‌کودتا» ترسیم کرده بود. امروز، همان تعبیر در کلام رهبر انقلاب انعکاس یافت با این تفاوت که اکنون دیگر بحث، فقط یک تحلیل رسانه‌ای نیست، بلکه چارچوب فهم راس نظام از ماهیت تهدید است. از این‌جا به بعد، چند مطالبه روشن در برابر مسئولان و افکار عمومی قرار می‌گیرد:

شفاف‌سازی کامل درباره شبکه‌های حقوقی و مالی خارجی از جمله نقش وکلای پرهزینه، نحوه خروج برخی مدیران از تحریم، و اثر این شبکه‌ها بر امنیت اقتصادی کشور.

پاسخ‌گویی مدیران اقتصادی درباره جنگ ارزی و سقوط ارزش پول ملی نه در سطح شعار، بلکه با ارائه اسناد تصمیمات و پیوست‌های امنیتی آن‌ها.

تفکیک دقیق میان «اعتراض» و «شبه‌کودتا» در سیاست‌گذاری داخلی تا هم حقوق مردم معترض پاس داشته شود، و هم هسته‌های خشونت‌گرا و شبکه‌های برانداز، پشت سپر مطالبات مردمی پنهان نشوند.

شبه‌کودتا، در عصر جنگ ترکیبی، الزاماً با تانک و بیانیه رادیویی شروع نمی‌شود گاهی با یک تصمیم ارزی، یک قرارداد حقوقی، یک شبکه رسانه‌ای و چند آتش در خیابان آغاز می‌شود. سخنان امروز رهبر انقلاب، نام این پدیده را روشن کرد اکنون نوبت ساختارهای اجرایی و نظارتی است که پرونده را تا انتها باز نگه دارند و جواب پرسش‌های بی‌پاسخ را بگیرند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین