کد خبر: ۸۸۰۷۵۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
از تحریف شمشیر علی تا وارونه‌نمایی سپر ایران

وقتی مدافعان خانه، «قاتل مردم» نام می‌گیرند؛ تکرار نسخه سقیفه در جنگ روایت‌ها علیه جمهوری اسلامی

در سقیفه، برای کنار زدن علی‌بن‌ابی‌طالب، لازم بود از او چهره‌ای بسازند که با حقیقت زندگی و جهادش بیگانه باشد.

وقتی مدافعان خانه، «قاتل مردم» نام می‌گیرند؛ تکرار نسخه سقیفه در جنگ روایت‌ها علیه جمهوری اسلامیگروه سیاسی - سیدمجتبی نعیمی نوشت: در سقیفه، برای کنار زدن علی‌بن‌ابی‌طالب، لازم بود از او چهره‌ای بسازند که با حقیقت زندگی و جهادش بیگانه باشد. شمشیری که سال‌ها بر سرِ شکنجه‌گران بلال و عمار و بر روی فرماندهان جنگ‌های تحمیلی بالا رفته بود، ناگهان با یک برچسب، تبدیل شد به «قتیل العرب»؛ قاتل عرب‌ها. واقعیت را نصفه گفتند، نیمه‌ای را که به کارشان نمی‌آمد، به گور سپردند و بعد روی این نیمه‌حقیقت، بنای سیاست را بالا بردند.

به گزارش بولتن نیوز، قرن‌ها گذشته، اما روش همان است. فقط اسم‌ها عوض شده‌اند، ابزارها به‌روز شده‌اند و میدان جنگ، از سقیفه به شبکه‌های اجتماعی و اتاق‌های فکر رسانه‌ای در تل‌آویو، واشنگتن و لندن منتقل شده است. امروز نیز برای مشروع کردن حذف، تحریم، فشار و حتی تجزیه، باید اول از مدافع تبدیل به متهم ساخت؛ از «سپر»، «قاتل»؛ از «نیروی حافظ امنیت»، «سرکوبگر مردم خودش».

این‌جا، قصه‌ای تکراری روایت می‌شود: از سقیفه تا اغتشاشات خیابانی در تهران، تبریز، اصفهان و زاهدان.

نیمه‌ای از واقعیت که همیشه سانسور می‌شود

در هر ناآرامی بزرگ داخلی، نوعی تقسیم کار نانوشته وجود دارد: شبکه‌های خارجی، دوربین را روی اشک‌ها، خون‌ها و فریادها زوم می‌کنند؛ اما همان لحظه، لنز را از روی آتش‌زدن آمبولانس، بریدن گلوى مأمور بسیج، حمله مسلحانه به کلانتری، تخریب بانک‌ها، حمله به حرم‌ها، و سازماندهی تیم‌های مجهز به کوکتل مولوتف برمی‌دارند.

تصویر نهایی این می‌شود: مردمی بی‌دفاع در برابر حاکمیتی «تشنة خون».  

همان‌طور که در سقیفه، هیچ‌کس از شكنجه بلال در مکه چیزی نگفت؛ از جگر جویده‌شده حمزه حرفی نزد؛ از سال‌ها توطئه قریش علیه پیامبر و مسلمانان یاد نکرد؛ فقط شمشیر علی را دیدند و کشته‌های قریش را شمردند و گفتند: «این مرد، قتیل العرب است».

در روایت‌های رسانه‌ای امروز نیز، از ده‌ها افسر و سرباز نیروی انتظامی و سپاه که در آشوب‌ها کشته یا مثله شدند، کمتر تصویری می‌بینیم. از خانواده‌های آنها، از کودکی که پدرش برای «خالی‌شدن اسلحه روی پلیس» قربانی شد، سؤال نمی‌شود. هیچ‌کس نمی‌پرسد چه کسانی سلاح وارد کشور کردند، چه کسانی در مرزها پایگاه زدند، چه کسانی همزمان با اوج تنش، گروه‌های تجزیه‌طلب را مسلح کردند.

واقعیت را نصفه روایت‌کردن، همیشه به‌نفع صاحبان پروژه است.

«قتیل العرب»؛ برچسبی برای پاک‌کردن حافظه تاریخی

علی‌بن‌ابی‌طالب را «قتیل العرب» خواندند، بی‌آن‌که به مردم یادآوری کنند او در کدام جبهه شمشیر زده است. نگفتند بدر و احد و احزاب، جنگِ قدرت‌طلبی نبود؛ دفاع آخرین سنگرِ مظلومان بود در برابر سیستمی که سال‌ها انسان را به‌خاطر ایمانش شکنجه کرده بود. نگفتند بسیاری از كسانى‌كه به دست او كشته شدند، سال‌ها، خونِ بى‌گناه بر گردن داشتند.

کار سقیفه، فقط تعیین یک خلیفه نبود؛ کارش بازنویسی حافظه جمعی بود. باید طوری تاریخ تعریف می‌شد که علی، نه «شمشیر عدالت»، بلکه «تهدیدی برای وحدت عرب» به نظر برسد. برای این هدف، کافی بود نیمی از قصه حذف شود؛ همان نیمه‌ای که در آن، قریش آغازگر جنگ‌ها بود و مسلمانان فقط دفاع می‌کردند.

امروز نیز برای آن‌که جمهوری اسلامی را «تهدیدی برای مردم خودش»، «مانع آزادی»، «کارخانه سرکوب» و «قاتل معترضان» نشان بدهند، لازم است نیمی از تاریخ معاصر ایران فراموش شود:  

نیمه‌ای که در آن، کودتای ۲۸ مرداد را سازمان دادند؛ صدام را تا لب مرزهای خرمشهر و اهواز تجهیز کردند؛ هواپیمای مسافربری را زدند و «اشتباه» نامیدند؛ سال‌ها سخت‌ترین تحریم‌ها را بر دارو و غذا تحمیل کردند؛ دانشمندان هسته‌ای را در وسط پایتخت ترور کردند؛ داعش را در چند کیلومتری مرزهای ایران پرورش دادند.  

تا این نیمه فراموش نشود، برچسب «قاتل مردم خودش» با مخاطب ایرانی کاری نمی‌کند؛ همان‌گونه که اگر مردم همه واقعیت را می‌دانستند، «قتیل العرب» سقیفه‌ای، برچسبی بی‌اثر می‌ماند.

از «دفاع مقدس» تا دفاع خیابانی؛ چرا خط مقدم همیشه سیبل اتهام است؟

در جنگ هشت‌ساله، سربازی که در خط مقدم مقابل صدام می‌ایستاد، همان کسی بود که در رادیوهای آن‌ سوی مرز، سرباز «حاکمیت دیکتاتور» نامیده می‌شد. آن جنگ با آتش و خمپاره بود، امروز با کوکتل مولوتف، سلاح کمری، ترند ساختگی و هشتگ‌های هماهنگ.

وقتی مدافعان خانه، «قاتل مردم» نام می‌گیرند؛ تکرار نسخه سقیفه در جنگ روایت‌ها علیه جمهوری اسلامی

دفاع از مرزهای کشور، امروز فقط در شلمچه و دهلاویه نیست؛ در خیابان‌های شهر هم هست، آن‌جا که پروژه براندازی نرم به مرحله میدانی می‌رسد. مأموری که در این میدان می‌ایستد، برای رسانه‌ای در لندن و واشنگتن، همان «شمشیر علی در سقیفه» است: باید از او هیولایی ساخت که سرکوبگر تصویر شود، نه مدافعی که بخشی از مشروعیت خود را از امنیت‌دادن به همین مردمی می‌گیرد که در میان‌شان اغتشاش به‌پا شده است.

این‌که در هر موج ناآرامی، ناگهان تمام ظرفیت رسانه‌ای اسرائیل، عربستان، شبکه‌های فارسی‌زبان لندنی و اتاق‌های فکر آمریکایی روی یک خط تنظیم می‌شود، تصادف نیست. همان‌طور که در صدر اسلام، قریش تازه‌مسلمان اما کینه‌دار، خوب می‌دانست برای جا انداختن قدرت جدید، باید ابتدا علی را در ذهن‌ها ترور کند.

اعتراض یا اغتشاش؟ مرزی که عمداً پاک می‌شود

کسی در ایران، حق اعتراض مردم به فساد، گرانی، تبعیض و سوءمدیریت را انکار نمی‌کند؛ این حق، هم قانونی است هم عقلانی. جمهوری اسلامی، خود را نظامی برآمده از رأی مردم می‌داند و هیچ نظامی بدون پذیرش حق اعتراض، دوامِ معنوی نمی‌یابد.

اما پرسش این‌جاست:  
در لحظه‌ای که معترضِ بی‌سلاح، شعار می‌دهد، چه‌کسی پشتِ سرِ او، کوکتل مولوتف در کوله‌اش گذاشته است؟  
چه‌کسی نقشه حمله به پاسگاه را چاپ کرده و میان چند نفر پخش کرده؟  
چه‌کسی خبر دروغ «فلان شهر سقوط کرد» و «فلان استان از کنترل خارج شده» را روی ده‌ها کانال هماهنگ کرده است؟  

در این نقطه، اعتراض، به اغتشاش و سپس به عملیات ترکیبی اطلاعاتی–میدانی تبدیل می‌شود؛ و درست در همین نقطه است که مرزها در روایت رسانه‌ای عمدی پاک می‌شود تا «ضربه به امنیت ملی» و «آتش‌زدن کشور» با «فریاد برای عدالت» یکی تصویر شود.

همان‌طور که در سقیفه، میان کسی که شمشیر کشید تا شکنجه‌گر بلال را متوقف کند، با کسی که شمشیر کشید تا جاه‌طلبی قریش را پیش ببرد، هیچ تمایزی در روایت نهایی نگذاشتند؛ همه چیز، به یک عدد: «چند نفر به دست او کشته شده‌اند؟» خلاصه شد.

اسرائیل و آمریکا در حاشیه تصویر؛ طراحان نامرئیِ صحنه

در هر موج ناآرامی، اگر تصویر را کمی عقب‌تر ببرید، چهره‌هایی آشنا دیده می‌شوند:  
لابی‌های ضدایرانی در واشنگتن؛ اتاق‌های فکر نزدیک به تل‌آویو؛ کارتل‌های رسانه‌ای در اروپا؛ شبکه‌های ماهواره‌ای که تمام بودجه‌شان را از جیب دولت‌های متخاصم می‌گیرند؛ و در سطح میدانی، گروه‌های ضدانقلاب مسلح، تجزیه‌طلب‌ها، و شبکه‌ای پراکنده از آموزش‌دیده‌ها در خارج از کشور.

اما در روایت غالب، این‌ها حضور ندارند؛ همان‌طور که در سقیفه، سران قریشِ تازه‌مسلمان، با سوابقِ سیاه خود در شکنجه و کشتار، ناگهان در حاشیه تصویر محو شدند و تمام قاب، به «خشونت علی» اختصاص یافت. امروز هم، برنامه‌ریزی سیا و موساد و ام‌آی۶ برای بی‌ثبات‌سازی ایران، در حاشیه تصویر می‌ماند تا صحنه، ساده و سطحی شود: «مردم–حاکمیت»، «معترض–سرکوبگر».

این ساده‌سازی، خود یک عملیات بزرگ روانی است. چون تا وقتی مردم ندانند در پشت پرده، چه منافعی به هم گره خورده، راحت‌تر می‌توان به آنها قبولاند که «مشکل، فقط همین حکومت است؛ اگر این برود، همه چیز خوب می‌شود.»

جنگ روایت‌ها؛ وقتی هشتگ جای حقیقت را می‌گیرد

سقیفه، فقط یک جلسه سیاسی نبود؛ یک عملیات رسانه‌ای هم بود، با همه امکانات آن زمان: منبر، خطبه، شایعه، قبیله، خط قریش. امروز، ابزارها دیجیتال شده‌اند، اما منطق، همان است.

امروز:  
- کاربرانی اجاره‌ای در هزاران کیلومتر دورتر، با چند دلار برای هر توییت، هشتگ‌ها را ترند می‌کنند.  
- ربات‌ها، خود را به‌جای «صدای مردم ایران» جا می‌زنند.  
- ویدئوهای قدیمی یا مربوط به کشورهای دیگر، به‌عنوان «همین الان در فلان شهر ایران» منتشر می‌شوند.  
- هر کشته‌ای، خودبه‌خود «شهید راه آزادی» معرفی می‌شود، حتی اگر در حمله مسلحانه به یک کلانتری کشته شده باشد.  
- هیچ‌کس هم نمی‌پرسد: چه‌کسی به او سلاح داد؟ چه‌کسی او را تشویق کرد برود و بجنگد و خودش پشت صفحه مانیتور ماند؟

جنگ روایت‌ها، یعنی همین: انتخاب آگاهانهِ این‌که کدام تصویر را ببینی و کدام را نبینی؛ کدام داغ را روی سینه مردم بگذاری و کدام را از صفحه تاریخ پاک کنی.

سقیفه‌ای که تکرار می‌شود؛ این‌بار در قاب ماهواره و پلتفرم

در سقیفه، علی در برابر جمعی ایستاده بود که بسیاری‌شان از قریش بودند؛ قریشی که همزمان باید خود را مسلمانِ تازه، متحدِ پیامبر، حامیِ امت، و البته صاحبِ قدرت نشان می‌داد.  
برای جمع‌کردن این تناقض، راه‌حل، قربانی‌کردن علی در افکار عمومی بود:  
- او را «قاتل عرب» معرفی کردند تا کینه قدیمی‌ها بیدار شود؛  
- او را «خطرِ شکاف در امت» نامیدند تا طرفداران وحدت، علیه او تحریک شوند؛  
- و او را «رادیکالِ غیرقابل‌مدیریت» جلوه دادند تا نخبگانِ مصلحت‌اندیش، به کنارگذاشتنش رضایت بدهند.

امروز نیز برای آن‌که پروژه تغییر رژیم در ایران، قابل فروش شود، لازم است جمهوری اسلامی و هر نیرویی که برای ثبات آن می‌ایستد، در افکار عمومیِ داخل و خارج، به این تصویر تبدیل شود:  
- «قاتل مردم خودش»  
- «مانع صلح و ثبات در منطقه»  
- «حکومتی غیرقابل‌اصلاح که باید برود، به هر قیمت»

و درست در این‌جاست که نسخه سقیفه، دوباره تکرار می‌شود. اگر آن روز، تحریف، زمینه‌ساز کنارزدن علی از ولایت شد، امروز نیز تحریف، زمینه‌ساز فشار حداکثری، تحریم، انزوا، و در نهایت، اگر بتوانند، تجزیه و فروپاشی است.

نقد، حق مردم است؛ اما بی‌حافظه، طعمه جنگ روایت‌ها می‌شویم

پنهان‌شدن پشت تاریخ، کارِ جریان‌هایی است که از مردم، فقط برای رسیدن به قدرت استفاده می‌کنند. همان‌قدر که پوشاندن خطاها و فسادها و ناکارآمدی‌های درون جمهوری اسلامی، خیانت به مردم است، پاک‌کردن سابقه جنایت‌بار آمریکا، اسرائیل و متحدانشان در حق همین مردم نیز خیانت دیگری است؛ خیانتی که این‌بار نه با سانسور دولتی، بلکه با «انتخاب گزینشی حقیقت» در رسانه‌های فراملی انجام می‌شود.

مردم ایران، هم حق دارند و هم باید، از گرانی، تبعیض، رانت، فساد و سوءمدیریت گلایه کنند، بپرسند، مطالبه کنند و فشار بیاورند.  
اما همان مردم، اگر حافظه تاریخی خود را از دست بدهند، اگر فراموش کنند که این خاک چه بهایی برای استقلال و امنیتش پرداخته، اگر یادشان برود چه دست‌هایی هنوز هم پشت مرزها برای تجزیه و هرج‌ومرج آماده‌اند، به‌سادگی اسیر همان سناریویی می‌شوند که روزی در سقیفه، علی را «قتیل العرب» کرد و سکوت را بر دهان بسیاری از حق‌طلبان دوخت.

پایان باز: چطور سقیفه را تکرار نکنیم؟

مسئله امروز ایران، فقط «اغتشاش» یا «اعتراض» نیست؛ مسئله، جنگی است بر سر روایت.  
یک‌سو، روایتی که می‌خواهد جمهوری اسلامی را یکسره «مشکل» جا بزند و مردم را در نقش «قربانی‌های بی‌پناه»؛  
و سوی دیگر، روایتی که اگر نتواند خود را پاک، شفاف، صادق و مسئول نشان دهد، دیر یا زود، از درون تهی می‌شود.

برای آن‌که سقیفه تکرار نشود، سه چیز لازم است:  
1. حافظه تاریخی زنده: یادمان نرود چه کسانی در این ۴۵ سال، کنار ایران ایستادند و چه کسانی همیشه آن‌سوی سنگر بودند.  
2. تمایز روشن میان اعتراض و آشوب: هم در قانون، هم در عمل، هم در ذهن مردم؛ تا هرکس مطالبه‌ای دارد، نترسد و هرکس مأمور امنیت است، قربانی روایت تحریف‌شده نشود.  
3. شجاعت دیدن تمام واقعیت: نه فقط نیمه‌ای که خوشایند رسانه‌های رسمی است، و نه فقط نیمه‌ای که خوراک شبکه‌های خارج‌نشین شده؛ تمامش را.

وقتی تمام واقعیت را ببینیم، آن‌وقت فهمیدن این‌که چرا «ابوتراب» را «قتیل العرب» کردند و چرا امروز مدافعان امنیت ایران، «قاتل مردم» نام می‌گیرند، کار دشواری نخواهد بود؛ و شاید، آن‌وقت دیگر تکرار سقیفه، آن‌قدرها هم آسان نباشد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iraq
|
۱۲:۴۶ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۰
0
0
حق همیشه تنهاو غریب بوده سید قربان جدت بروم امام حسین ع در دشت کربلا ندای هل من ناصرا ینصرونی سر داد چند نفر شنیدن از میان خیل جمعیت کوفه و لشگر یزیدیان یک نفر حر بن یزید ریاحی با ۷۱ نفر از خوبان خدا دلگیر غمگین نشویم از کینه عناد دشمنان مولای ما کسی است که سر در چاه می کرد غریب می گریست گریه کردم عقده از دل وا شود اما نشد در مدینه گشتم و از علی ع فاطمه س مظلوم تر پیدا نشد بسیجیان یاران علی ع امروز هم غریب هستند در ایران خدا عاقبت همه ما رو ختم بخیر کند مثل شهدا هر کس زندگی در سایه خوکان را میخواهد پس بماند نتانیاهو ربع پهلوی ترامپ خوکان زمان ما هستند مدد غیر تو ننگ است یا علی ع
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین