آقای همتی! ماجرای خروج مرموز از لیست تحریم و پرونده وکیل بهائی را شفاف کنید یا منتظر افشاگریهای سنگینتر باشید
گروه سیاسی- چندی پیش در بولتن نیوز مقالهای تفصیلی و مستند منتشر کردیم با عنوان «آیا اتفاقات اخیر یک شبه کودتا بود / جولیانی وکیل بهایی زایوالا وزارت خزانه داری آمریکا فرقه مجاهدین خلق» به این نکته پرداختیم که سناریوی تخریب سازمان یافته رییس کل سابق بانک مرکزی {فرزین } و پوست خربزه ترامپ و جولیانی زیر پای ربع پهلوی برای بستر فراهم کردن ورود کادر نظامی منافقین با برهم زدن نظم کشور و سوار شدن بر روی موج اغتشاشات موضوعی است که به پیوند عجیبی به آقای همتی میخورد. اما آن مقاله تنها نوک کوه یخ بود. سکوت او در برابر آن گزارش، ما را بر آن داشت تا این بار نه با کلیات، بلکه با طرح سه پرسش کلیدی و تکاندهنده، لایههای پنهانتری از دوران مدیریت همتی را کنکاش کنیم. لایههایی که شاید بازخوانی آنها برای جنابعالی خوشایند نباشد، اما حق مسلم افکار عمومی است.
پرونده اول: خروج عجیب از لیست سیاه؛ معجزه دیپلماسی یا بدهبستان پنهان؟
به گزارش بولتن نیوز آقای همتی، حافظه تاریخی ما ضعیف نیست. شما در دورهای رسماً وارد لیست تحریمهای ثانویه وزارت خزانهداری آمریکا (SDN List) شدید. قرار گرفتن رئیس کل بانک مرکزی یک کشور در این لیست، یعنی قفل شدن بسیاری از مراودات. اما نکته حیرتانگیز ماجرا اینجاست که شما پس از مدتی از این لیست خارج شدید!
سوال شفاف و صریح ما این است: این «در آمدن» از لیست تحریم چگونه رخ داد؟ در حالی که بسیاری از نهادها و شخصیتهای خدوم نظام همچنان تحت شدیدترین فشارهای تحریمی هستند، شما با چه مکانیسمی توانستید خود را از این مهلکه برهانید؟
چه کسی یا چه کسانی واسطه این خروج بودند؟ این اتفاق در ارتباط با کدام نهادهای امنیتی یا دیپلماتیک از کدام کشور (غربی یا منطقه؟) صورت گرفت؟ آیا پای مذاکرات پشت پرده در میان بود؟ آیا امتیاز خاصی رد و بدل شد که افکار عمومی از آن بیخبرند؟ مردم حق دارند بدانند رئیس کل وقت بانک مرکزیشان چگونه توانسته است نظر مساعد نهادهای آمریکایی را برای خروج نامش از لیست سیاه جلب کند، در حالی که طناب تحریم بر گردن اقتصاد ایران سفتتر میشد.
بیشتر بخوانید
پرونده دوم: نجات شخصی با پول بیتالمال؛ معمای «زایوالا» و ۵ مدیر خوششانس!
آقای همتی! بیایید کمی شفافتر و با استناد به اسناد صحبت کنیم. اسناد روزنامه رسمی اتحادیه اروپا (شماره ۵۵، مورخ ۳ اوت ۲۰۱۲) حقیقتی تلخ را برملا میکند که سالهاست زیر غبار فراموشی پنهان شده است. در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۱ (۲۰۱۲)، اتحادیه اروپا در نامههایی جداگانه به ۵ نفر از مدیران بانکی اطلاع داد که نامشان از لیست تحریم خارج شده است. بیایید اسامی این لیست طلایی را مرور کنیم: ۱. عبدالناصر همتی (بانک سینا) ۲. علی دیواندری (بانک ملت) ۳. احد عزیزی (بانک ملی لندن) ۴. محمدرضا مسگریان (بانک ملی لندن/ پرشیا) ۵. سعید زوار (بانک ملی لندن)
سوال اساسی و تکاندهنده اینجاست: چرا مدیران قبل از بانکها از تحریم خارج شدند؟ طبق گزارشهای واصله، هزینههای سنگین حقوقی وکلای خارجی، از جمله دفتر «سروش زایوالا»، از محل سرمایه بانک ملت و بودجه بیتالمال پرداخت شده است. منطق حکم میکرد که این هزینههای گزاف ارزی صرف خارج کردن «نهاد بانک» از تحریم شود تا گرهای از کار مردم و تجارت کشور باز شود. اما در کمال تعجب دیدیم که اولویت، نجاتِ اشخاص حقیقی بود! چرا باید سرمایه بانک ملت خرج شود تا جنابعالی و ۴ نفر دیگر شخصاً از لیست خارج شوید، در حالی که خود بانکها همچنان در تحریم ماندند و دست اقتصاد کشور بسته ماند؟
ماجرای آقای مسگریان، دخترش و دفتر زایوالا؛ تضاد منافع یا شراکت پنهان؟ آقای همتی، سکوت شما در برابر شبکه درهمتنیده «بانک پرشیا» و دفتر حقوقی زایوالا تا کی ادامه خواهد داشت؟ «بانک بینالمللی پرشیا» که حاصل ادغام پرهزینه شعب بانک ملت و تجارت در لندن بود، قرار بود بازوی ارزی کشور باشد. آقای محمدرضا مسگریان (یکی از آن ۵ نفر لیست طلایی) که از بانک ملی به تجارت و سپس به مدیریت پرشیا رسید، در ۱۶ بهمن ۱۳۹۴ با افتخار مصاحبه کرد و وعده داد که فعالیتهای این بانک به زودی در انگلیس آغاز میشود. اما نتیجه چه شد؟ تقریباً هیچ! آن وعدهها حبابی بیش نبود و فعالیت موثری دیده نشد.
اما نکته تاریک ماجرا جای دیگری است: گزارشها حاکی از آن است که «آزاده مسگریان»، دختر آقای محمدرضا مسگریان، در همان موسسه حقوقی «سروش زایوالا» مشغول به کار بوده است. آیا این یک تصادف است؟ مدیران بانکی ایران (از جمله شما و همکارانتان) پروندههای کلان حقوقی با حقالوکالههای نجومی را به دفتری میسپارید که دختر یکی از همان مدیران ذینفع در آنجا مشغول است؟ آیا این مصداق بارز تضاد منافع نیست؟ آیا این شائبه درست است که تشکیل این پروندهها و پرداخت پول به زایوالا، بیشتر از آنکه برای رفع تحریم بانکها باشد، دکانی دو نبش برای نجات شخصی مدیران و انتفاع دفتری بوده که وابستگانشان در آن حضور دارند؟
پرونده سوم: وعده کنترل دلار و خشم فروخورده مردم
شما زمانی که کلید ساختمان شیشهای میرداماد را تحویل گرفتید، به مردم و نظام قول دادید که «دلار را کنترل میکنید». وعده دادید که ارزش پول ملی را حفظ خواهید کرد. اما در عمل چه شد؟ قیمت دلار در دوران شما رکوردهای تاریخی و افسارگسیختهای را ثبت کرد. این گرانی فقط عدد و رقم نبود؛ سفره مردم را کوچک کرد، امید جوانان را ناامید کرد و زمینه ساز خشمی عمومی شد.
آقای همتی! شما مسئول مستقیم آن خشم بودید، اما دیدیم که در کف خیابان و در فضای مجازی، مردمِ به جان آمده از گرانی، بعضاً پیکان انتقادات و حتی توهینهایشان را به سمت رهبر انقلاب نشانه رفتند. شما با عملکردتان برای نظام هزینه تراشیدید. آیا وجدانتان راحت است که ناکارآمدی تیم اقتصادی شما باعث شد تا جایگاه ولایت فقیه هدف هجمه قرار گیرد؟
آیا قصد ندارید بالاخره وظیفهتان را در قبال این ترک فعلها و سوءمدیریتها انجام دهید و صادقانه بگویید چرا با وجود اختیارات ویژه، اقتصاد را به این روز انداختید؟
کلام آخر: شفافسازی کنید یا منتظر طوفان باشید
آقای همتی، دوران کلیگویی و فرار رو به جلو تمام شده است. از شما انتظار داریم در خصوص این سه مورد (ماجرای خروج از تحریم، پرونده زایوالا، و مسئولیت جهش دلار) فوراً و بدون ابهام شفافسازی کنید.
هشدار میدهیم که این تنها بخشی از اطلاعاتی است که در اختیار داریم. اگر پاسخهای قانعکنندهای ارائه نشود، در شمارههای آینده موارد جدیدی در خصوص پشتپرده تصمیمات شما افشا خواهیم کرد که قطعاً بسیار بیشتر از این مطلب باعث رنجش و به خطر افتادن جایگاه سیاسی شما خواهد شد.
منتظر پاسخ شما هستیم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



که:
سفیر رانتی و وابستهیِ به فلان پوچ مقامات؟
سفارش دخترک خودش را کرد به : انگلیسی؟
اکنون تو برای همتی و دیواندری می نویسی؟
بیوگرافی برخی را می باید که از نو بنویسی
برو بخوان آن خاطره که گفت دکتر غلامعلی
زنگ زد ناشناس، بعد فهمیدم سردار موسوی
سرتیم حفاظت جناب پرزیدنت شهید رئیسی
و گفت سریع بیا قم که ایشان با شما کار دارد
رفتم، ایشان فرمود: نهجالبلاغه بگو بشنویم
چند جلسه گفتم نهجالبلاغه و به جان نوشید
تاکه بود، تلاش وافر کرد، در مدیریت کوشید
★ این قیاس یک کارگزاری صادق
★ با آن سفیر که خزانه را دوشید
▪︎ داستانَت کُند این چَرخِ کُهَن، هَرچند
▪︎ نامجویندهتر از رُستمِ دَستانی
▪︎ روز، بر مَسندِ پاکیزهٔ اِنصافی
▪︎ شام، در خلوتِ آلودهٔ دیوانی
▪︎ دَستِ مِسکین نَگرفتی و توانائی
▪︎ میوهای گِرد نَکردی و به بُستانی
▪︎ ظاهِرَست این، که «بَد اُفتی»
▪︎ چو شَوی بَدخواه
▪︎ روشَنَست این ...
▪︎ که بِرَنجی، چو بِرَنجانی
https://bahjat.ir/sites/default/files/styles/org/public/repo/pics/1401/01/08/pic-5958-1648461348.jpg?itok=uk4A0qk0