پشت صحنه تجمعات پر سر و صدای خارج کشور؛ از خیابان سفارت تا معامله پاسپورت
گروه سیاسی: آنچه طی سه دهه گذشته تحت عنوان «فعالیت سیاسی اپوزیسیون در خارج از کشور» به نمایش گذاشته شده، در واقع برای بخش قابلتوجهی از شرکتکنندگان، چیزی جز یک پروژه سازمانیافته برای خرید و فروش پناهندگی و گروکشی اقامت نبوده است. هزاران مهاجر ایرانی که به دلایل اقتصادی، خانوادگی یا اجتماعی مسیر مهاجرت را انتخاب کرده بودند، پس از برخورد با قوانین سختگیرانه پناهندگی در اروپا و آمریکای شمالی، به مسیری رانده شدند که نه از سر اعتقاد، بلکه از سر اجبار شکل گرفت.
به گزارش بولتن نیوز، در این روند، جعل روایت، صحنهسازی سیاسی و تولید مدارک ساختگی به یک صنعت پنهان تبدیل شد؛ صنعتی که بازیگران اصلی آن تشکلهایی بودند که سالها از «خطر جانی» بهعنوان ابزار چانهزنی با سیستمهای مهاجرتی استفاده کردهاند. در رأس این شبکه، سازمان مجاهدین خلق قرار داشت؛ سازمانی که نامش در وزارت کشور کشورهای متعددی از جمله انگلستان، فرانسه، آلمان، سوئد، ایتالیا، بلژیک و کانادا بهعنوان گروهی ثبت شده که اعضا و هوادارانش در ایران با خطر اعدام مواجهاند.
همین برچسب رسمی، به کارت طلایی پروندههای مهاجرتی تبدیل شد. سازوکار بهروشنی تعریف شده بود: مهاجران تازهوارد ــ چه قانونی و چه غیرقانونی ــ در صورت تمایل به عبور سریع از فیلتر Home Office و نهادهای مشابه، کافی بود در تجمعات و تظاهرات مقابل سفارتخانههای ایران شرکت کنند، پرچمهای سازمان را به دست بگیرند، شعارهای آماده را تکرار کنند و از خود عکس و فیلم تهیه کرده و به پرونده مهاجرتیشان پیوست نمایند.
پیام تشکیلات صریح بود: صفهای طولانی را فراموش کنید؛ این تصاویر، پاسپورت شماست.
نتیجه نیز قابل پیشبینی بود. طی چهار دهه گذشته، انبوهی از پناهجویان ایرانی که نه سابقه سیاسی داشتند و نه تعلق تشکیلاتی، به سیاهیلشکر گردهماییهای مجاهدین خلق تبدیل شدند و در کوتاهترین زمان ممکن به اقامت و تابعیت رسیدند؛ بیآنکه باور سیاسی نقشی در این معادله داشته باشد.
اما امروز این انحصار شکسته شده است. در ماههای اخیر، میدان «تجارت پناهندگی» شاهد ورود جدی جریانهای موسوم به شاهپرست شده و همین مسئله رقابتی خشن و بیپرده میان دو قطب ایجاد کرده است. رقابتی که نه بر سر آینده ایران، بلکه بر سر سهم بیشتر از بازار پناهجویان ایرانی شکل گرفته است.
در یک ماه گذشته، دو طرف با تمام ظرفیت به میدان آمدهاند تا بیشترین تعداد مهاجر را به خیابانها بکشانند و با انباشت جمعیت مقابل سفارتخانههای ایران، هم برای رسانهها تصویر هواداری بسازند و هم برای پناهجویان، نسخه آماده تکمیل پرونده مهاجرتی ارائه دهند. شاهپرستها با وعدههای مشابه و ارائه مسیرهای جایگزین، تلاش کردهاند پناهجویانی را که سالها ناچار به همکاری با منافقین بودند، به سمت خود بکشانند؛ تلاشی که در عمل نیز با موفقیتهایی همراه بوده است.
مشاهدات میدانی نشان میدهد که در ماههای اخیر، شمار تجمعکنندگان وابسته به جریان شاهپرست در برخی کشورها از مجاهدین خلق پیشی گرفته است؛ نشانهای روشن از این واقعیت که جنگ خیابانی خارج از کشور، جنگ هوادار نیست؛ جنگ پرونده است.
امروز تجمعات پر سر و صدا، پرچمهای رنگارنگ و شعارهای تند مقابل سفارتخانهها، بیش از آنکه بازتاب یک کنش سیاسی واقعی باشند، vitrin یک بازار زیرزمینیاند؛ بازاری که در آن ناچاری مهاجر، سرمایه اصلی است و «اقامت» کالایی است که میان تشکیلات سیاسی دستبهدست میشود.
پرسش اصلی اما همچنان بیپاسخ مانده است:
چه کسی پاسخگوی سالها سوءاستفاده از پناهجویان ایرانی است؟ و تا چه زمانی خیابانهای خارج از کشور، صحنه معامله پاسپورت با پرچم خواهند بود؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


