وقتی شکنجه رؤیاست و اعتراض «مدنی» نقاب / روایت تناقضهای عریان در اغتشاشات اواخر دیماه
گروه سیاسی: تا همین چند روز پیش، شبکههای اجتماعی پر بود از پستها و استوریهایی که در آن، برخی فعالان مجازی و چهرههای مرتبط با جریانهای ضد نظام، با بیپروایی از «آینده مطلوب» خود پس از سقوط جمهوری اسلامی سخن میگفتند؛ آیندهای که در آن، نه از قانون خبری بود و نه از عدالت انتقالی. شغل رؤیایی بعضی از این افراد، «شکنجهگر» بود و الگوی الهامبخششان نه یک نظام حقوقی مدرن، که تجربههای تاریک و خونبار ساواک.
به گزارش بولتن نیوز در بخش نظرات همان پستها، گفتوگوهایی جریان داشت که کمتر شباهتی به اعتراض سیاسی داشت و بیشتر یادآور ادبیات انتقام، خشونت سازمانیافته و تسویهحساب فیزیکی بود. از شیوههای شکنجه نیروهای نظامی و بسیج نوشته میشد؛ با جزئیاتی که نشان میداد خشونت، نه یک واکنش لحظهای، بلکه بخشی از تخیل سیاسی این جریان است.
اما با آغاز اغتشاشات اواخر دیماه و آشکار شدن ابعاد واقعی خشونت در خیابانها — از حمله به نیروهای امدادی و انتظامی گرفته تا تخریب گسترده اموال عمومی و کشتهشدن شهروندان بیگناه — ناگهان ورق برگشت. همان کسانی که دیروز از انتقام و شکنجه مینوشتند، امروز در نقش «معترض مدنی» ظاهر شدند و با ادبیاتی آشنا، خود را قربانی خشونت معرفی کردند.
این تغییر لحن ناگهانی، نه از سر بازنگری اخلاقی، که نتیجه شوک افکار عمومی بود. جامعهای که شاید در ابتدا میان اعتراض و اغتشاش مرز روشنی نمیدید، با مشاهده حجم خشونت، آتشزدنها، حملات کور و کشتهشدن مردم عادی، بهتدریج صف خود را از عاملان این ناامنیها جدا کرد. درست در همین نقطه بود که پروژه مظلومنمایی آغاز شد.
در روایت جدید، دیگر خبری از آن ادبیات خشن نیست. همهچیز به «اعتراض مدنی» تقلیل داده میشود و مسئولیت کشتهها و خسارتها، یا انکار میشود یا به شکلی کلی و مبهم به «فضای امنیتی» نسبت داده میشود. این در حالی است که شواهد متعدد — از ویدئوهای منتشرشده گرفته تا گزارشهای میدانی — نشان میدهد بخش قابلتوجهی از خشونتها، نه واکنشی، بلکه عامدانه و سازمانیافته بوده است.
نقشآفرینی رسانههای فارسیزبان خارج از کشور و حمایت آشکار دولتهایی چون آمریکا و اسرائیل از این جریانها نیز، پرسشهای جدیتری را پیش روی افکار عمومی قرار داده است. وقتی همزمان با آشوبهای خیابانی، پیامهای حمایتی رسمی، پوشش یکسویه خبری و حتی آموزشهای عملی برای ادامه ناآرامیها منتشر میشود، دیگر نمیتوان این حوادث را صرفاً در چارچوب «اعتراض خودجوش مردمی» تحلیل کرد.
مسئله اصلی، نه مخالفت سیاسی است و نه حق اعتراض؛ مسئله، تناقضی است که در گفتار و کردار این جریان دیده میشود. جریانی که تا دیروز خشونت را فضیلت میدانست، امروز از صلح و مدنیت سخن میگوید. جریانی که مرگ و تخریب را توجیه میکرد، حالا از مردم میخواهد گذشته نزدیک را فراموش کنند.
اما حافظه جمعی، برخلاف تصور برخی، به این سادگی پاک نمیشود. اینترنت، همانقدر که ابزار بسیج است، آرشیو هم هست. پستها، کامنتها و ویدئوها باقی میمانند و تناقضها را عریان میکنند. جامعهای که این روزها هزینه سنگینی داده، حق دارد بپرسد: اگر خشونت بد است، چرا دیروز آن را تبلیغ میکردید؟ و اگر اعتراضتان مدنی است، این همه خون و خسارت از کجا آمد؟
شاید بزرگترین بحران این جریان، نه شکست خیابانی، که فروپاشی اخلاقی و روایی آن باشد؛ جایی که دیگر حتی با تغییر نقاب هم نمیتوان واقعیت را پنهان کرد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


