کربلای ۴ نامی دقیقاً به عظمت و مظلومیت عاشورا
گروه فرهنگی: خیلی ها اصلاً به جبهه نیامدند! بعضی ها هم آمدند اما به گردان های رزمی نرفتند. عده ای به گردان های رزمی آمدند اما تیربارچی نمی شدند، تیربارچی می شدند اما آرپیجی زن نمی شدند، اگر آرپی جی زن هم میشدند، حتی با اجبار هم که بود تخریب چی نمی شدند!
به گزارش بولتن نیوز ،شجاع ها تخریب چی میشدند اما بعضاً نیروی اطلاعات و عملیات نمی شدن تا نخوان تو دل شب اونم تک و تنها به خط دشمن بزنن! جالب تر اینکه همان هایی که به اطلاعات عملیات میآمدند غواص نمی شدند چون باید از انسان به ماهی تبدیل می شدند، در زمستان با آب سردی که فک را قفل می کرد دست و پنجه نرم می کردند، با صلوات از کنار کوسه های درنده اروند وحشی عبور می کردند و با رسیدن به تله های انفجاری و سیم های خاردار درون آب سلام به ارباب می گفتند و به کاروان عاشورا می پیوستند و سنگ قبرشان هم تا همیشه سطح رودخانه باشد!
🔸این تازه اول ماجرا بود، خیلی از کسانی هم که داوطلب غواصی می شدند نهایتاً نمی توانستند غواص شوند! از هر هزار داوطلب که می آمد، بعضی ها جسمشان همراهی نمی کرد، بعضی ها در شنا کردن استعدادی نداشتند، بعضی ها سخت مریض میشدند و ماه ها در بیمارستان بستری بودند، بعضی ها کلیه های خود را از دست میدادند و بعضی ها ناامید می شدند و بر می گشتند و نهایتاً از آنها در حدود ۳۰ غواص ساخته می شد (یکی مرد جنگی به از صد هزار).
🔸نهایتاً سربازان اسلام در ساعت ۲۱ شبِ سوم دی ماه ۱۳۶۵ به دل اروند زدند و با سختی غیر قابل توصیف خود را به جزایر ابوالخصیب، ام البابی، ام الرصاص، ماهی و بلجانبه عراق رساندند اما در ساعت ۱ بامداد روز چهارم دی ماه به دلیل آتش سنگین دشمن دستور عقب نشینی صادر شد.
🔸همان غواص هایی که به سختی خود را به جزایر عراق رسانده بودند غالباً زخمی شده و یا مهمات تمام کرده بودند. آنها همچون ماهی هایی که بیرون از آب در حال جان دادن باشند، با بدنی زخمی و در حالی که از آب سرد بیرون آمده و بدنشان فلج و بی جان بود در حاشیه جزایر افتاده بودند و بعثی ها غالب آنها را به گمان اینکه مجوس (آتش پرست) هستند تیر خلاص می زدند.
🔸سالم ها و کسانی که دست و پای آنها شکسته بود و اندکی بیشتر رمق داشتند را به اسارت بردند. دست زخمی ها را از جلو و دست سالم ها را از پشت بستنند، سوار بر کامیون کردند به محلی دیگر بردند و از بالای کامیون و در حالی که دست و پای آنها شکسته بود بر زمین پرتشان کرده و شادمانی و هلهله کردند.
🔸بدون آب و غذا آنها را رها کردند و هر کس که از خستگی، بی خوابی، درد زخم ها و شکستگی ها و کم خونی حتی برای چند لحظه هم به خواب می رفت یا بی هوش می شد را مرده محسوب و به پشت یک کامیون بزرگ می انداختند. بچه های مشهد و اصفهان تعریف می کنند که در این سه روز خیلی ها نتوانستند جلوی خواب و بی هوشی خود را بگیرند و فوراً به پشت کامیون انداخته شدند و ما نزدیک ۳ روز بود که به هر سختی که می توانستیم جلو خواب خود را گرفتیم تا ما را به پشت کامیون منتقل نکنند (ادامه مطلب در دو پاراگراف بعد).
🔸شهید محمد رضایی از نیروهای اطلاعات عملیات مشهد بود که هویت او در همان روزهای اول اسارت توسط یک اسیر قدیمی و خودفروخته دیگر به نام «م.ر» و به وعده تعلقِ غذای بیشتر به او لو رفت. او را به قلاب پنکه سقفی آویزان کردند، مدتی بعد در آب جوش انداختند، با یک کابل فشار قوی بالای ۵۰۰ ضربه بر کمرش زدند، بدن نیمه جان و لخت شده این سرباز جبهه حق را بر روی شیشه خرد شده انداختند و سپس بر زخم هایش نمک ریختند و یک بعثی شمر صفت به اسم عدنان یک صابون را به دهن او گذاشت و با پوتین محکم بر روی آن کوبید و صابون در گلوی مبارکش گیر کرد و شهید شد. دست و پای خیلی از زخمی ها را با اره بریدند، با فندک رگ های آن را سوزاندند و...
🔸به عقب برگردیم. آن زخمی ها و رزمنده های سالم به خواب رفته ای که پشت کامیون قرار داده بودند را در مکانی آن طرف تر و در منطقه ابوفلوس جزیره ابوالخصیب برده و درحالی که یا حسین و یا زهرا می گفتند زنده به گور کردند. لبیک یا زینب
🔸سرانجام ۲۹ سال بعد ۱۷۵ تن از غواصان عزیز گردان یاسین از عملیات کربلای ۴ با هم تصمیم گرفتند که در سال ۱۳۹۴ با دستانی بسته به میهن بازگردند تا دستِ مسئولان ما برای خدمت به مردم آن هم نه زیر شکنجه بعثیها و حالتی که بخواهند بر روی شیشه غلط بزنند، بلکه زیر کولرهای گازی و صندلی های گرم و نرم و با حقوق های خوب و مکفی باز باشد.
🔸به یُمنِ ذکر «یازهرا»یشان شد باز معبرها
که سالک بیخبر نبوَد زِ راه و رسم منزلها
🔸به گوش موجها خوانند غواصان شبِ حمله
کجا دانند حال ما سبکباران
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



سلام درود خدا بر غواصان دریا دل
دعا بخـوان ای شهید
برای عاقبت بخیــری من
تویـی که ختـم به خیــرشد
عـاقبتت
برای شادی روح تمام شهدا صلوات
«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اولین نوشتار بی کم و کاست از غواص
سالها بود کسی ننوشته بود از قوم پلید
فاش سازد آنچه گذشت بر غواصان شهید
اوج مظلومیت و کمبود امکانات در عملیات
زیرا هرآنکه خاطره نویسی و تحلیل می کرد
که چنین دقیق موشکافانه و ریزبینی نمی کرد
جنگ بود هنر رزم و پتانسیل وجودی مردانگی
روز تشییع دهها و چندصد غواص در بهارستان
خیلی ها آمده بودند خودجوش و شد کارستان
مردم عادی و بسیاری دست در جیب خودشان
کارتن کارتن کیک و دیگر اقلام و توزیع رایگان
هیچ برنامه ریزی سیستمی نبود از برای اینکار
گوئی یکی انداخته به دل عوام بیایند پای کار
حتی، حتی آمده بود آن اخوی جناب «رهبری»
صدالبته گویم برای افزايش وزن «قبیله خودی»
چراکه مظلومیت و اوج کار همه شهدای غواص
تکانه ای بود، مردم روانه کرد، میدان بهارستان
چنین حالتی و چنین شرایطی، باید وزن افزود؟
مثل خیلی از موارد و مشابهات، تمامی عرصهها
الغرض: بهرهمندی دگران و عکس و خبر به کنار
غواص، غواصی نوظهور بود در جنگ و شاهکار
بَسا بتوان گفت سخن از قاسم میدان و اشکبار
در خاطره گوئی خود از اینهمه شهدای مظلوم
قاسم رفت، شهداء هم رفتند و خاطرات مکتوم
مناصب و اریکه ها افتاد دست غواصان جدید💲
تاکه غوص کنند در دریای ثروت بیکران مردم💲
و استخراج کنند از مروارید و طلا و پُر بهاء💲
غواص فراموش شد همگی سوی اقیانوس💲
الان جستجو باید قوی دولتمرد با فانوس
چون با حُب و بُغض قبیله شدند مأنوس
خیلی شان هم جنگ را بردند زیر سؤال؟
و خدایا تو می بینی ....
https://eitaa.com/haerishirazi/1528
فردا زخون عاشقان اين دشت دريا ميشود
تا لحظاتی دیگر غواصان عملیات کربلای چهار وارد آبهای اروند میشوند
امشب، شب سرنوشت است!
میان آب وآسمان!
مردانی از جنس نور ازجنس عشق،
مردان اخلاص وشجاعت، خط شکن هایی بی پروا، دلیرمردانی غواص...
رفتند تا بمانیم...
وچه سرنوشتی برایشان رقم خورد..
شهادت،جانبازی،اسارت...
آری امشب بودشب قهرمانان کربلای۴...
*قرارمان باامام وشهدا،نزدارباب
وشکایت ازمفسدین وخائنین
به آرمانهای انقلاب!!!!
دیرنیست انتقام الهی!!!
نثار روح شهدا صلوات