گروه بین الملل: در تازهترین پرده از نمایش دیپلماسی هستهای، تبادل نظری در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) میان میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی و سید عباس عراقچی، دیپلمات ارشد ایرانی، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. اولیانوف در توییتی، ارزیابی عراقچی از اقدام تروئیکای اروپایی (E3) را «بسیار دقیق» خواند. عراقچی نیز پیش از آن، اروپا را متهم کرده بود که «به نیابت از اسرائیل و آمریکا، با بدخواهی به دنبال فشار بر مردم ایران هستند» و این اقدام را «غیرقانونی، غیرقابل توجیه و غیراخلاقی» دانسته بود. این روایت رسمی که تصویری از یک جبهه متحد شرقی در برابر غرب را به نمایش میگذارد، با انتقادات تند و تحلیلهای متفاوتی در داخل روبرو شده است که اساس این دیپلماسی را به چالش میکشد.
به گزارش بولتن نیوز، در حالی که ظاهر ماجرا، حمایتی قاطع از سوی روسیه را نشان میدهد، منتقدان داخلی بر این باورند که این اظهارات، بیش از آنکه «تیر خلاصی» به اروپا باشد، شلیکی به منافع ملی ایران است. از دیدگاه این گروه، این نوع موضعگیریها نه تنها حقوق قانونی کشور را تأمین نمیکند، بلکه ایران را در مسیری قرار میدهد که به «دریوزگی بیشتر» و انزوای فزاینده منجر خواهد شد. آنها معتقدند که به جای یک دیپلماسی منسجم، قدرتمند و مبتنی بر حقوق بینالملل، تیم دیپلماسی ایران به بیان مواضعی کلی و تهدیدهایی ناکارآمد بسنده کرده است.
نقطه اوج این نقد، یادآوری یک واقعیت تاریخی است که اغلب در هیاهوی رسانهای نادیده گرفته میشود. منتقدان اشاره میکنند که «مکانیسم ماشه» (Snapback Mechanism) که امروز به عنوان ابزار فشار غرب علیه ایران به کار گرفته میشود، در حقیقت پیشنهاد خود روسیه در مذاکرات سال ۲۰۱۵ برای گنجاندن در ماده ۳۷ برجام بوده است.
بر اساس این دیدگاه، روسیه با توجه به سابقه بدعهدی آمریکا و اروپا در معاهدات بینالمللی، این سازوکار را طراحی کرد تا اهرمی برای پایبندی طرفین غربی به تعهداتشان ذیل قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت باشد؛ قطعنامهای که شش قطعنامه تحریمی پیشین علیه ایران را لغو میکرد. هدف روسیه از این پیشنهاد، ایجاد یک ضمانت اجرایی برای جلوگیری از تمدید تحریمها و اطمینان از اجرای کامل برجام بود. حال، طنز تلخ ماجرا اینجاست که نماینده کشوری که خود طراح این مکانیسم بوده، دیپلمات ایرانی را برای محکوم کردن استفاده از آن تحسین میکند.
بخش دیگری از انتقادات، متوجه راهبرد تیم مذاکرهکننده ایرانی در مواجهه با تهدید فعالسازی مکانیسم ماشه است. به گفته منتقدان، هر زمان که اروپا و آمریکا از این اهرم سخن به میان میآوردند، پاسخ اصلی ایران به جای پیگیری حقوقی منسجم و اثبات عدم پایبندی طرف مقابل، تهدید به خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) بوده است.
این استراتژی به عنوان یک «بحث انحرافی و نابخردانه» توصیف میشود که ایران را از موضع یک کشور متعهد و محق، به یک بازیگر تهدیدکننده و خارج از چارچوبهای بینالمللی تنزل میدهد. این در حالی است که به باور کارشناسان، ایران میتوانست با ارائه مستندات حقوقی قوی، عدم تعهد آمریکا و اروپا به مفاد برجام را به اثبات رسانده و مشروعیت اقدام آنها برای فعالسازی ماشه را زیر سؤال ببرد؛ اقدامی که به نظر میرسد تاکنون به صورت هدفمند انجام نشده است.
تقابل توییتری اولیانوف و عراقچی، بیش از آنکه یک پیروزی دیپلماتیک باشد، نمایانگر یک شکاف عمیق در تحلیل شرایط و یک پارادوکس تاریخی است. در حالی که روایت رسمی بر تقابل با «ماجراجویی E3» تأکید دارد، منتقدان از یک تاریخچه تصمیمگیریهای اشتباه، استراتژیهای ناکارآمد و غفلت از نقش بازیگران کلیدی مانند روسیه سخن میگویند. در نهایت، این پرسش باقی میماند که آیا دیپلماسی فعلی قادر به تأمین منافع ملی ایران است یا صرفاً در یک بازی پیچیده، نقشی را ایفا میکند که پایان آن از پیش توسط دیگران نوشته شده است؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com
آمریکا و اروپا هر دو ثابت کردند که در مذاکره به دنبال این هستند که مردم ایران و هم حکومت نظام جمهوری اسلامی نوکر آمریکا و اروپا باشند و نه توافق هسته ای برجام