دیلیتلگراف:سختترین روزهای اروپادرراه است
به گزارش فارس روزنامه دیلیتلگراف
با انتشار مقالهای به قلم "لیام هالیگان" کارشناس اقتصادی و نویسنده این
روزنامه، به بررسی وضعیت اقتصادی اروپا پرداخته و روزهای بدتری را برای اروپا پیشبینی
کرد.
هالیگان در ابتدا مینویسد: در
سرتاسر حوزه پول واحد واهمه و هراس در حال افزایش است، و حتی مردم در آرامترین ملتها
نیز ناآرام و سرکش شدهاند. تاریخ به سرعت در حال پیشروی است.
• بزرگترین مشکلات هنوز در راه هستند
او سپس اشاره میکند که ذهنهایی
که از حقیقت اقتصاد دور است یورو را به وجود آورد و همین ذهنها نیز عامل تمام مشکلاتی
است که با یورو همراه شده است. بزرگترین مشکلات هنوز در راه هستند.
در ابتدای مسیر رسیدن به حوزه
یورو، تقریبا هیچ بحث عمومی در رابطه با مشکلات فنی این مسیر وجود نداشت. هرکسی از
ما هم که تلاش کرد تا نگرانی خود را در این باره ابراز کند، "بیگانه" و
"پستفطرت" نامیده شد. و حالا به منطقه یورویی رسیدهایم که مملو از تناقضاتی
است که میتواند جرقهای بر فروپاشی اقتصادی سرتاسر اروپا و ناآرامیهای مردمی جدی
باشد.
بازارهای مالی جهان در وضعیت
خلسه به سر میبرند و ترس و سرآسیمگی این بازارها را فلج کرده است. حالا که سیاستمداران
و تصمیمسازان نهایتا نظریه ناراحتکننده دانشمندان را پذیرفتهاند، و حالا که ممکن
است یونان از یورو خارج شود، سرمایهگذاران حضور خود در اروپا را هر روز کمتر ار پیش
میکنند.
• قربانی بعدی چه کسی است؟
هالیگان به انتخابات یونان اشاره
کرده و عنوان میکند که، پس از انتخابات 6 می در یونان، عدم توان این کشور در تشکیل
دولت موجب شده تا بازارهای جهانی با هراس و بیم روبرو شوند.
روز جمعه، ارزش یورو به زیر
1.25 دلار رسید که این رقم پایینترین رکورد در 22 ماهه گذشته و 4 درصد پایینتر از
ارزش آن در ابتدای ماه است. بازرگانان و تجار به این میاندیشند که پس از ناآرامی و
آشفتگی مالی ناشی از خروج احتمالی یونان از یورو، قربانی بعدی چه کسی میتواند باشد؟
گردش سرمایهها در سطح بسیار
پایینی در جریان است. موسسات سرمایهگذاری، که پیشبینی درستی از آنچه که در آینده
رخ میدهد ندارند، اجبارا سرمایههای نقدی خود را ذخیره کردهاند. با بحران به وجود
آمده پس از بحران اولیه در سال 2008، بازارهای مالی عموما بیثبات و بیرمق شدهاند.
با پایین بودن میزان فعالیت تجاری، سرمایهگذاری مناسبی رخ نداده و نهایتا رشد اقتصادی
بیش از پیش ایستا میشود.
• شکافهای ساختاری اتحادیه پولی هر روز بیشتر نمایان میشود
هرچه شکست و فروپاشی باورپذیرتر
شود، شکافهای ساختاری بیشتری از اتحادیه پولی نمود پیدا میکند. هفته گذشته، برای
اولین بار بازده اوراق قرضه 30 ساله در آلمان به زیر 2 درصد رسید، که دلیل آن هم افزایش
هزینه بدهیهای کشورهای همسایهای بود که تحت فشار اقتصادی قرار دارند. سرمایهگذاران
این کشورها که از دستیابی به یک ساحل امن برای سرمایههای خود ناامید شدهاند، ناچارا
حاضرند سرمایههای خود را با بازده نزدیک به صفر و به صورت کوتاه مدت در اختیار آلمان
قرار دهند.
آخرین آمارهای رشد اقتصادی نیز
مطمئنا بد است، و حتی آلمان نیز در لبه پرتگاه قرار دارد. شاخص PMI در ماه می از 50.5 به 49.6 رسید که این میزان پایینترین
رقم در شش ماهه گذشته است.
به نظر میرسد طرح کلی اتحادیه
اروپا این باشد که آلمان پرداخت کامل بدهی بانک مرکزی اروپایی را پذیرفته و در مقابل
یک اتحادیه مالی به رهبری آلمان شکل گیرد. در این صورت این اتحاد این قدرت را دارد
که مالیاتها را افزایش داده، و همچنین بین کشورها مبالغ مالی کلان جابجا کند.
• مردم اروپا سلطه آلمان را نمیپذیرند
اما مشکل اینجاست که یونان یک
کشور دموکراتیک است، اسپانیا هم دموکراتیک است. فرانسه هم به عنوان پنجمین اقتصاد بزرگ
دنیا یک کشور دموکراتیک است. آیا تمام این کشورها، رایدهندگان آنها، و سیاستمداران
آینده آنها، واقعا میپذیرند که چند دهه تحت سیستمی زندگی کنند که آلمان برای آنها
تعیین کند که چقدر میتوانند قرض بگیرند و قرض دهند؟ من که اینطور فکر نمیکنم.
مردم آلمان هم نه هزینه و نه
این جایگاه برتر اما به شدت ناخوشایند را نمیپذیرند. در حالی که در این تفکرات فانتزی
سیاسی غرق شدهایم، میبینیم که نشست آخر اتحادیه اروپا به طرزی وحشتناک هیچ طرحی برای
خروج و جدایی احتمالی یونان ندارد. پس تعجبی ندارد که بازارها نیز هراسان و سرآسیمه
باشند.
با عمیقتر شدن امکان فروپاشی
اقتصادی در اروپا، نبود سرمایه در بانکها احتمال بروز بحران عدم توان بانکها در تبدیل
اعتبار به پول نقد را افزایش میدهد. چهارمین بانک بزرگ اسپانیا اخیرا از دولت این
کشور طلب دریافت وام 19میلیارد یورویی کرده است. همینطور منطقه "کاتالونیا"
که ثروتمندترین منطقه اسپانیاست، اعلام کرده که ورشکسته شده و دولت باید بدهیهایش
را بپردازد.
مسئله اصلی این است که بسیاری
از بانکهای حوزه یورو اساسا درمانده و مستاصل شدهاند. تنها راهحل این مشکل این است
که در عین حال که از سرمایهگذاران حمیات میکنیم، اجازه دهیم تا این موسسات فرسوده
و کهنه ورشکسته شوند. چقدر باید طول بکشد تا ما به این حقیقت اجتناب ناپذیر برسیم؟
ناآرامیها چقدر باید بالا بگیرد، بازارهای مالی چقدر باید بیثبات شوند، و چند زندگی
و شغل باید از بین برود؟
فعلا تمام نگاهها به انتخابات
17 ژوئن در یونان است. کسانی که عنوان میکردند جدایی یونان از یورو امکانناپذیر است،
حالا میبینند که این اتفاق به سادگی میتواند رخ دهد.
انتخابات یونان نه تنها سرنوشت
این کشور بلکه میتواند سرنوشت تمام قاره سبز را تعیین کند، چراکه در صورت پیروزی احزاب
مخالف سیاستهای ریاضتی در یونان، احتمال خروج یونان از حوزه یورو افزایش مییابد.
خروج یونان از یورو میتواند آغازی باشد بر تغییر ساختار فعلی یورو و حتی در حالت بدبینانه
به فروپاشی کامل حوزه یورو و پول واحد اروپایی منجر شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


