سينماي روشنفكري از نقد ميترسد/ مهمترين تريبون نظام در اختيار شبه روشنفكران
بولتن نيوز: هفتهي پيش برنامهي سينمايي «هفت» بعد از گذشت دو سال از عمر خود، در اقدامي نادر و عجيب، بدون منتقد اصلي خود يعني مسعود فراستي برگزار شد. اما چرا؟ چه چيز باعث شد تا فراستي در اين برنامه حضور نداشته باشد؟ چرا فريدون جيراني، مجري و شخص اصلي اين برنامه، چنين تشخيص داد كه اين برنامه بدون فراستي و تنها با دو منتقد جوان و تازهكار روي آنتن برود؟
شواهد گوياي اين امر است جيراني به اين دليل چنين تصميمي گرفت كه قرار بود در آن برنامه، آخرين فيلم داريوش مهرجويي يعني «نارنجي پوش» مورد نقد قرار گيرد. بنابراين معلوم است كه چرا جيراني از حضور فراستي جلوگيري كرد. جيراني به خوبي ميدانست كه با آمدن مسعود فراستي ممكن است نقدهايي بر داريوش مهرجويي و فيلم او وارد آيد. پس بهترين كار اين بود كه فراستي حضور نداشته باشد.
به اين موضوع حتي خود جيراني نيز در هفتهي پيش به وضوح اشاره كرد و گفت كه «آقاي مهرجويي فراتر از نقدها است». هر چند در اين برنامه كه مسعود دهنمكي هم به عنوان مهمان حضور داشت، بلافاصله به نسبت به اين سخن جيراني واكنش نشان داد و گفت كه امثال شما (جيراني) هستيد كه باعث خراب شدن آدمها ميشويد.
در كنار اين موضوع، حادثهي ديگري كه در برنامهي هفت هفتهي پيش اتفاق افتاد زير سؤال بردن حركت جامعهي ديندار ايران نسبت به برخي از فيلمهاي روي پرده بود. جيراني حتي تا آنجا پيش رفت كه ميگفت اگر جامعهي ما ديني است پس چرا فيلمهاي ديني مانند سيب و سلما با استقبال كمي مواجه ميشود؟ او حتي به گفتههاي هفتهي پيش صادق كوشكي كه گفته بود سينماي ايران فقط مخصوص 3 درصد افراد جامعه است و تنها دغدغههاي ونك به بالا را نمايش ميدهد نيز اعتراض كرد و گفت اگر چنين است پس چرا اين همه ساختمان و برج و پاساژ در ونك وجود دارد! جيراني حتي به جنبش وال استريت و اعتراض 99 درصدي مردم عليه اقليت 1 درصدي هم پرداخت و گفت كه اين حرف زاييدهي ذهن رسانههاي داخل ايران است!
به دنبال اين حرفها بود كه بيش از 20 رسانهي جبههي فرهنگي انقلاب اسلامي، طي نامهاي به عزتالله ضرغامي نسبت به اين برنامه واكنش نشان داده و خواستار مناظرهي نمايندگان جبههي فرهنگي انقلاب با عوامل اين برنامه شدند. در اين نامه آمده بود:
«امروز با گذشت دو سال از آغاز به کار این برنامه، آنچه که ما از حکومتیترین تریبون سینمایی نظام میشنویم، همان گفتمان آشنای سی و چند سالهای است که در ضد حکومتیترین رسانهها هم با این صراحت گقته نمیشود. میپرسید کدام گفتمان؟ همان گفتمان آشنای «وااسفا از سینمای حکومتی» عدهای دست تا آرنج در جیب حکومت. همان گفتمان دروغین شبه روشنفکران این دیار که «سینما را چه به سیاست؟» آن هم در سینمایی که پر شده از خرده شعارهای جریانات سیاسی «من مخالفم پس هستم». همان ادبیات «تهران فقط ونک دارد، چون برج دارد!» آقای جیرانی که با افتخار این استدلال به غایت مضحک را به نام خود ثبت میکند.»
در جاي ديگري از اين نامه نيز آمده بود:
«آقای ضرغامی! هنگامی که آقای جیرانی در برنامهی اخیر «هفت» (مورخ8/2/91)، جنبش نود و نه درصدی را ساخته و پرداختهی رسانههای داخلی عنوان کرد و آن را به سخره گرفت، چه احساسی داشتید؟ مگر نه اینکه چنین گزارهای به معنای دروغگو بودن و دروغساز بودن رسانهی ملی است؟ راستی این رسم کدامین رسانهایست که خود خویشتن را به دروغگویی متهم میکند؟ نکند این هم از دیگر معجزات مدیریت شما در ادارهی رسانهی ملی است؟
آقای ضرغامی! چگونه است که دو هفته پس از حضور نماینده ای از طیف ارزشی در برنامهی «هفت» (مورخ 25/1/91) و بازگویی بخشی از انتقادات طیف ارزشی به این سینما، آقای جیرانی در غیاب او، جواب ایشان را میدهد؟ مگر نه اینکه آقای جیرانی در همان جلسهی مناظره حضور داشته و میتوانسته پاسخگوی انتقادات ایشان باشد؟»
اما متاسفانه نه تنها آقاي ضرغامي و دست اندركاران برنامه هفت، از اين كار استقبال نكردند بلكه حتي در برنامهي ديشب نيز جيراني وقتي با سخنان تند مسعود فراستي نسبت به نقد شدن همهي افراد روبرو شد، گفت كه مهرجويي هفتاد سال سن دارد و حق معلمي بر گردن من دارد!! اين حرف حتي با واكنش ناصر هاشم زاده، ديگر مهمان برنامه روبرو شد. هاشم زاده گفت كه اين استثنائات باعث اين ميشود كه هر كسي چنين دايرهاي دور دوستان و افراد مورد علاقهي خود كشد و افراد را از نقد مبرّا سازد.
البته فراستي چند روز پيش هم در گفتگو با رسانهها به اين مسأله اعتراض كرده بود. وی درباره ویژه برنامه ای که به نوعی بزرگداشت و به عرش بردن کارگردان روشنفکر سینما، داریوش مهرجویی بود و نیمی از برنامه هفت را به خود اختصاص داد افزود: « این برنامه یک رپورتاژ آگهی خیلی سطحی و علیه نقد بود. اینکه دو منتقد جوان را به اسم تحلیل آوردند، نه تحلیلی در صحبتشان بود و نه نقد و تنها یک دفاع خیلی آبکی از آقای مهرجویی بود. این برخلاف روند دوساله ی اخیر هفت بود و جیرانی هم پذیرفت که اشتباه کرده بود. لذا در این شماره هفت، او اشتباهش را توضیح خواهد داد و من هم توضیح خواهم داد که چقدر «علیه نقد رفتار کردن» کار بدی است.»
وي افزود: «هیچ فیلم سازی بیرون از مخاطب و بیرون از نقد، اعتباری به دست نمی آورد و اینکه «اعتبار آقای مهرجویی بالاتر از نقد است»، حرف پرتی است. هیچ فیلم سازی چنین اعتباری ندارد.»
مجموع اين سخنان نشان ميدهد كه سينماي روشنفكري به شدت از نقد شدن ميترسد. سينماي روشنفكر تاب انتقاد را ندارد و از هر راهي استفاده ميكند تا از نقد بگريزد. چرا؟ براي اينكه به خوبي ميداند كه اگر زير تيغ نقد برود، پرده از ماهيت واقعي آن كنار خواهد رفت و بر همگان مشخص خواهد شد كه سينماي روشنفكري چيزي در جنته ندارد. سينماي روشنفكري و به طور كلي روشنفكران در طول دوران حيات خود نشان دادهاند كه هرگاه با نقد مخاطب روبرو ميشوند نيز با شديدترين وجه ممكن به او حملهور شدهاند. به همين دليل است كه روشنفكران و به تبع آن سينماي روشنفكري همواره سعي كرده با خلق مفاهيم و سكانسهاي به اصطلاح هنري كه سرشار از استعاره و ايهام است، سخن خود را در حالهاي از ابهام بيان كند تا اصلا مخاطب نتواند به درستي مضمون اثرش را بفهمد. گنگگويي و چند پهلوگويي خاصيت روشنفكران است براي فرار از نقد منتقدان و مخاطبان.
دفاع بي حد و حصر برنامه هفت از سينماي روشنفكري كه اتفاقا از مهمترين تريبون نظام يعني رسانه ملي هم استفاده ميكند آن چنان بود كه ناصر هاشم زاده در اواخر گفتگوي خود، باب انتقاد را باز كرد و نسبت به آن اعتراض كرد كه انشاءالله به اين مطلب نيز در روزهاي آتي خواهيم پرداخت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



جیرانی به شما گفت افراطی .
چقدر ناز ناز میکنی شما ؟
دل به تو دادم که بری ناز کنی
نه اینکه بری جیگرکی باز کنی