کد خبر: ۸۱۰۹۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

اسرائیل تحت فشار منطقه ای است

در ادامه نشست بررسی شعر ضدصهیونیستی "گونتر گراس" کارشناسان ضمن رد هر گونه مداخله و تهدید خارجی علیه جمهوری اسلامی ایران، هدف رژیم صهیونیستی از تحرکات ضدایرانی را تلاش سران تل آویو برای سرپوش گذاشتن روی جنایات خود دانستند.

در سومین بخش این نشست که با حضور کارشناسان امر در محل خبرگزاری مهر برگزار شد، دکتر "علی غضنفری" استاد دانشگاه تهران و عضو هیئت مدیره اتاق بازرگانی ایران و آلمان، دکتر "عباس لقمانی" کارشناس رسانه و آلمان شناس و دکتر "سعید فیروز آبادی" استاد دانشگاه وکارشناس شرق شناسی درآلمان به سوالات مهر در این زمینه پاسخ دادند. 

آیا اسرائیل با داشتن زرادخانه هسته ای حق مداخله در مسائل ایران و طرح تهدید نظامی علیه این کشور را دارد؟

دکتر علی غضنفری: اولا یک دولت نمی تواند به کشور دیگری بگوید که چه کار بکند یا نکند. اصل تشکیل سازمان ملل همین بود که کشورها برای کشورها تصمیم نگیرند، آلمان تصمیم نگیرد جنگ جهانی راه بیاندازد، سازمان ملل اصلا تشکیل شد که از تصمیم گیری های بی رویه کشورها در مسائل سیاسی، قرارهای بین المللی، نسبت به مسائل حقوق بشر و غیره جلوگیری کند. به همین دلیل باید گفت نه تنها اسرائیل بلکه هیچ دولتی اجازه ندارد که برای کشور دیگری تعیین تکلیف کند چه رسد به این که آن را تهدید هم بکند.

نه تنها اسرائیل بلکه هیچ کشوری اجازه ندارد که برای کشور دیگری تعیین تکلیف کند چه رسد به این که آن را تهدید هم بکند.
غضنفری

این موضوع باید در سازمان ملل بررسی شود، این سازمان هم باید مراعات تمام جوانب را بکند، ببینید این سازمان تا کنون چند قطعنامه علیه رژیم صهیونیستی تصویب کرده که به اجرا در نیامده است، الی بی نهایت، خب چرا اینگونه است؟ مگر اسرائیل تافته جدا بافته است؟ ببینید یکوقت یک جنگی به راه افتاده که جنایات وحشتناکی در آن روی داده و همه این را محکوم می کنند و در آن بحثی نیست، اما یک وقتی می بینیم از این رویداد برخی برای پیشبرد اهداف خودشان سوء استفاده می کنند. اینجا فقط سازمان ملل می تواند وارد عمل شود.

اما در زمانی که سازمان ملل هم قدرت کافی ندارد و کسی گوشش به تصمیمات آن بدهکار نیست چه کار باید کرد؟ چطور می شود که اسرائیل قطعنامه های سازمان ملل را رد می کند و از سوی دیگر با وقاحت اعلام می کند که به ایران حمله می کنم بخاطر این که هنوز معلوم نیست بمبی ساخته یا نه ولی احتمال می دهم که این کار را می کند؟ این یعنی این که بنده می توانم همسایه ام را بکشم بخاطر این که احتمال می دهم ممکن است فردا به پسر من حمله کند، آن چه استدلالی است؟ کجای این مسئله با قوانین حقوق بشری همخوانی دارد؟

پاسخ این سوالات کاملا روشن است. نه تنها اسرائیل بلکه هیچ دولتی در جهان حق ندارد در امور کشوری دیگر دخالت کرده و برای آن خط و نشان بکشد. می تواند در مورد مسائلی انتقاد کند، ولی به هیچ وجه اجازه دخالت ندارد جز این که در سازمان مللی که واقعا به وظایفش عمل می کند و قدرت کافی دارد تصمیم درستی گرفته شود و به اجرا درآید، که آن هم باید با قدرت اجرایی و نگرش کامل حقوق بشری باشد.

عراق نمونه خوبی برای این موضوع است. ببینید تمام فرضیه ها این بود که صدام حسین یک رهبر سیاسی با افکار پلید است و با سیاستهای نادرستش مردمش را به کشتن و منابع کشور را به باد داد. عراق می توانست یکی از آباد ترین کشورهای منطقه باشد اما بدلیل گرفتار شدن در دست سیاستمداران نادانی مثل صدام به وضع امروز دچار شده است. چطور می شود که یک سیاستمدار کشوری را اینگونه به ویرانی بکشد؟

صدام را نمی شد کشت؟ حتما باید اینهمه انسان بی گناه جانشان را از دست می دادند؟ این هم یک سیاست مداخله جویانه با استدلالهای کج و معوجی است که بعدها ثابت می شود هیچ منطقی پشتش نیست.

آمریکایی ها اینهمه تبلیغ کردند که عراق سلاح شیمیایی می سازد و ادعاهایی هم شد که به بمب اتمی دست یافته اما بعد از اشغال به سادگی گفتند که ما چیزی در عراق پیدا نکردیم. پس شرم و حیا کجاست؟ هزاران نفر از مردم این کشور به چه دلیل کشته شدند؟ شما اگر می خواستید صدام را برکنار کنید می توانستید، همانطور که با هواپیماهایشان بالای کاخ "معمر قذافی" رفتند اما بدون هیچ اقدامی بازگشتند. صدام را نمی شد کشت؟ حتما باید اینهمه انسان بی گناه جانشان را از دست می دادند؟ این هم یک سیاست مداخله جویانه با استدلالهای کج و معوجی است که بعدها ثابت می شود هیچ منطقی پشتش نیست.

بر فرض محال شما آمدید و تاسیسات هسته ای ایران را هم زدید، آیا این اقدام عواقبی برای خودتان ندارد؟ اصلا از عمق فاجعه اطلاع دارید و می فهمید چنین اقدامی چه زیانهای بزرگ و غیرقابل جبرانی دارد؟ شما می دانید اگر نیروگاه بوشهر را بزنید چه فاجعه ای رخ می دهد؟ تمام خلیج فارس آلوده می شود و جانداران آن از بین می روند. آمدیم شما این کار را کردید و بعد هم ثابت شد همانطور که الان هم ثابت شده، ایران بدنبال ساخت سلاح هسته ای نیست، خود آنها هم به این امر اعتراف می کنند، آنوقت با شما باید چه کار کرد؟

بعد هم ببینید رهبر انقلاب می گوید که در اسلام ساخت چنین سلاحی حرام است، یعنی شخصیتی مثل ایشان می تواند چند ماه بعد خلاف این گفته را بگوید؟ یعنی یک مرجع و رهبر یک نظام این را مطرح کرده و آنوقت با وجود این مسائل اصرار شما برای چیست؟ اگر چنین خطایی را در مورد ایران هم مرتکب شوید، پاسخ چه باید باشد یعنی چه کار باید با شما کرد؟ آیا در سازمانهای بین المللی و داعیه داران حقوق بشر کسی هست که به این جوانب توجه کند؟

آنجایی که گونتر گراس بحث دو رویی غربی ها را مطرح می کند نوک پیکان انتقادش به سمت برخورد دوگانه قدرتهای غربی به فناوری هسته ای است.

دکتر سعید فیروز آبادی: این دقیقا همان مسئله ای است که در شعر "گونتر گراس" هم مورد اشاره قرار گرفته است. یعنی آنجا که وی بحث دو رویی غربی ها را مطرح می کند نوک پیکان انتقادش به سمت برخورد دوگانه قدرتهای غربی به فناوری هسته ای است. این البته موضوع پنهانی هم نیست و کل دنیا به این که برخورد با دستیابی به این فناوری توسط ایران و یا اسرائیل تفاوت دارد واقف است اما گراس به عنوان روشنفکر خاص و کسی که بر خلاف جریان قدرت حرکت می کند روی این امر تاکید می کند.

تحلیلگران تهدیدهای اسرائیل را تاکتیک این رژیم برای منحرف کردن افکار عمومی از جنایات در سرزمینهای اشغالی، شهرک سازی و غیره و حساس جلوه دادن مسائل ایران می دانند. نظر شما چیست؟

دکتر سعید فیروز آبادی: خب این امر بدیهی است. وقتی صهیونیستها می خواهند بر روی جنایاتشان سرپوش بگذارند ناچارند که افکار عمومی جهان را به سمت دیگری سوق دهند. این امر در زمان رخدادهای بزرگ که توجه جهانیان به آن جلب می شود مثل مسابقات المپیک، جام جهانی و رویدادهایی از این دست بیشتر به چشم می آید یعنی در چنین زمانهایی خطر جنایات این رژیم ها افزایش می یابد. صهیونیستها دائما به این جنایات دست می زنند و به همین دلیل نیاز دارند که دشمنی را برای خودشان بتراشند و آن را به رخ بکشند.
 
آنها دلایل زیادی برای این کار دارند، یکی این که در حال حاضر تحت فشار بسیار شدیدی در منطقه قرار دارند. بببینید در بیست سال گذشته چه بر سرشان آمده، زمانی آنها جنوب لبنان و بیروت را در اختیار داشتند اما اکنون عقب نشسته اند و شاهد فشارهای جهانی هستند. این فشارها حتی از درون سرزمینهای اشغالی از جانب صلح طلبان به این رژیم وارد می شود، این صلح طلبانی که هر سال از نقاط مختلف جهان به سمت فلسطین حرکت می کند تاثیر زیادی روی افکار مردم جهان دارد.
 
 
این فشارها به مردمی که به امید این رژیم به فلسطین آورده شده اند هم وارد می شود، اینها کسانی اند که دولتمردان برای پیشبرد سیاستهایشان به همراهی آنها نیاز دارند، به همین دلیل سران تل آویو دائما مشغول چنین تبلیغاتی و کوبیدن بر طبل جنگ هستند.

آلمان بخاطر ارتکاب جنایتی که مشابهش وجود ندارد و بارها مورد نقد و انتقاد قرار گرفته حالا دارد زیردریایی های دلفین در اختیار اسرائیل قرار می دهد تا بتواند با آن کلاهک های اتمی اش را علیه کشوری استفاده کند که هنوز اثبات نشده بمب هسته ای می سازد.

دکتر علی غضنفری: نکته ظریفی که در این شعر هست، فقط انتقاد به اسرائیل نیست، انتقاد به آلمان هم هست. آنجا که می گوید: کشوری که به جرم ارتکاب جنایتی که مشابهش وجود ندارد و بخاطر آن بارها مورد نقد و انتقاد قرار گرفته حالا دارد زیر دریایی های دلفین در اختیار اسرائیل قرار می دهد تا بتواند با این جنگ افزار کلاهک های اتمی اش را علیه کشوری استفاده کند که هنوز اثبات نشده بمب هسته ای می سازد. پس تابو شکنی گراس در این جا دو بعد دارد یکی انتقاد از اسرائیل و دیگری انتقاد از آلمان. می گوید تو که از این جنایتها واقفی چرا به دیگری امکان ارتکاب آن را می دهی؟ این خیلی جالب است و در آلمان هم سر و صداهایی به راه انداخته است.
 
ادامه دارد...

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین