حسينيزاد: تصور ايرانيان از داستان بومي، داستان روستايي است
خبرگزاري فارس: سيدمحمود حسينيزاد گفت: هر موقع كه اسم داستان بومي ميآيد ما فكر ميكنيم كه بايد ماوقع داستان در يك روستا بگذرد و قهرمان داستان هم يك روستايي باشد.
سيدمحمود حسينيزاد داستاننويس و مترجم ادبيات آلماني پيرامون علل نهادينه نشدن رمان در جامعه ايراني اظهار داشت: بحث رمان و علل نهادينه نشدنش در جامعه ايران بحثي بسيار طولاني است. طي 50 سال گذشته هر مترجمي آمده و كتابي تئوريك راجع به داستان ترجمه كرده و عدهاي اين كتاب را خواندند و خوششان آمده، آراء موجود در آن كتاب را جذب كرده و در خلق اثرشان عيناً استفاده كردهاند.
وي ادامه داد: از نظر من ضعف فرهنگي بزرگترين عامل اين مسئله است. جامعه ايراني بهطور صحيح نتوانسته عصر جديد را درك كند. به بيان ديگر عصر جديد خيلي قطرهاي به كام جامعه ادبي ما ريخته شده و به دليل اينكه برداشت كامل و روشني از دنياي مدرن وجود ندارد، ما نتوانستيم اين آموزهها را بومي كنيم.
وي با اشاره به برداشت اشتباه داستان بومي در جامعه ايران اظهار داشت: هر موقع كه اسم داستان بومي ميآيد ما فكر ميكنيم كه بايد ماوقع داستان در يك روستا بگذرد و قهرمان داستان هم يك روستايي باشد. اين تفكر اشتباهي است كه در جامعه ادبي ما وجود دارد.
خالق مجموعهداستان «سياهي چسبناك شب» تصريح كرد: ما كمتر نويسندهاي داريم كه به زبانهاي فرنگي مسلط باشد و آثار تئوريك را از زبان اصلي مطالعه كند، از اين جهت اكثر اين آموزهها توسط مترجمان به خوردمان داده شده است. 90درصد هنرمندان ما در هر حوزهاي كه باشند تكزا هستند يعني يك اثر هنري مثل رمان، فيلم، نمايشنامه و... خلق ميكنند و پس از آن يا ديگر اثري خلق نميكنند، يا آثارشان به جاي اينكه سير صعودي بگيرد، سير نزولي پيشه ميكند. براي مثال كشور آلمان كه ادبيات بسيار جواني دارد و سابقهاش به 5 قرن نميرسد، امروز رمانهاي خوب و فوقالعادهاي خلق ميكند.
مترجم آثار برشت اظهار داشت: من دلم ميخواست كه مثلاً فلان نويسنده مينوشت كه چگونه توانست به نثر و تفكر داستانياش برسد. جامعه ادبي خود بايد به خلق تئوري دست بزند.
اين داستاننويس اظهار داشت: ما ضعفي را كه در خلق اثر ادبي داريم در بسياري از اوقات با نثر ميپوشانيم و فقط زبانبازي ميكنيم. در جامعه ادبي بسيار نوپاي افغانستان خالد حسيني و عتيق رحيمي كه نويسندگان بسيار جواني هم هستند، توانستهاند جوايز بزرگي را كسب كنند و از نظر من دليلش هم اين بوده كه آنها توانستهاند فرهنگ محل سكونتشان را دريابند. حال يك سؤال باقي ميماند و آنهم اينكه آيا نويسندگان ما كه در خارج از كشور زندگي ميكنند توانستهاند چنين جوايزي را از آن خود كنند؟
وي با انتقاد از ايجاز بيش از حدي كه در ادبيات داستاني ايران باب شده، بيان داشت: بضاعت داستاننويسان ايران در حد رمانهاي 150 صفحهاي است، اما در اروپا و مشخصاً آلمان رمان زير 400 صفحه مفهوم ندارد. در رمانهاي حجيم ما اگر زبانبازيها و فضاپردازيها حذف شوند، اثر كمحجمي در حد يك داستان كوتاه به دست خواهد آمد.
سيدمحمود حسينيزاد داستاننويس و مترجم ادبيات آلماني پيرامون علل نهادينه نشدن رمان در جامعه ايراني اظهار داشت: بحث رمان و علل نهادينه نشدنش در جامعه ايران بحثي بسيار طولاني است. طي 50 سال گذشته هر مترجمي آمده و كتابي تئوريك راجع به داستان ترجمه كرده و عدهاي اين كتاب را خواندند و خوششان آمده، آراء موجود در آن كتاب را جذب كرده و در خلق اثرشان عيناً استفاده كردهاند.
وي ادامه داد: از نظر من ضعف فرهنگي بزرگترين عامل اين مسئله است. جامعه ايراني بهطور صحيح نتوانسته عصر جديد را درك كند. به بيان ديگر عصر جديد خيلي قطرهاي به كام جامعه ادبي ما ريخته شده و به دليل اينكه برداشت كامل و روشني از دنياي مدرن وجود ندارد، ما نتوانستيم اين آموزهها را بومي كنيم.
وي با اشاره به برداشت اشتباه داستان بومي در جامعه ايران اظهار داشت: هر موقع كه اسم داستان بومي ميآيد ما فكر ميكنيم كه بايد ماوقع داستان در يك روستا بگذرد و قهرمان داستان هم يك روستايي باشد. اين تفكر اشتباهي است كه در جامعه ادبي ما وجود دارد.
خالق مجموعهداستان «سياهي چسبناك شب» تصريح كرد: ما كمتر نويسندهاي داريم كه به زبانهاي فرنگي مسلط باشد و آثار تئوريك را از زبان اصلي مطالعه كند، از اين جهت اكثر اين آموزهها توسط مترجمان به خوردمان داده شده است. 90درصد هنرمندان ما در هر حوزهاي كه باشند تكزا هستند يعني يك اثر هنري مثل رمان، فيلم، نمايشنامه و... خلق ميكنند و پس از آن يا ديگر اثري خلق نميكنند، يا آثارشان به جاي اينكه سير صعودي بگيرد، سير نزولي پيشه ميكند. براي مثال كشور آلمان كه ادبيات بسيار جواني دارد و سابقهاش به 5 قرن نميرسد، امروز رمانهاي خوب و فوقالعادهاي خلق ميكند.
مترجم آثار برشت اظهار داشت: من دلم ميخواست كه مثلاً فلان نويسنده مينوشت كه چگونه توانست به نثر و تفكر داستانياش برسد. جامعه ادبي خود بايد به خلق تئوري دست بزند.
اين داستاننويس اظهار داشت: ما ضعفي را كه در خلق اثر ادبي داريم در بسياري از اوقات با نثر ميپوشانيم و فقط زبانبازي ميكنيم. در جامعه ادبي بسيار نوپاي افغانستان خالد حسيني و عتيق رحيمي كه نويسندگان بسيار جواني هم هستند، توانستهاند جوايز بزرگي را كسب كنند و از نظر من دليلش هم اين بوده كه آنها توانستهاند فرهنگ محل سكونتشان را دريابند. حال يك سؤال باقي ميماند و آنهم اينكه آيا نويسندگان ما كه در خارج از كشور زندگي ميكنند توانستهاند چنين جوايزي را از آن خود كنند؟
وي با انتقاد از ايجاز بيش از حدي كه در ادبيات داستاني ايران باب شده، بيان داشت: بضاعت داستاننويسان ايران در حد رمانهاي 150 صفحهاي است، اما در اروپا و مشخصاً آلمان رمان زير 400 صفحه مفهوم ندارد. در رمانهاي حجيم ما اگر زبانبازيها و فضاپردازيها حذف شوند، اثر كمحجمي در حد يك داستان كوتاه به دست خواهد آمد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


