کد خبر: ۸۰۵۱۴۶
تاریخ انتشار:
برشی از یک کتاب / ۲۲
درست است که در قرآن مجید نمی توان مطالبی را در باره فرد گسیخته از اجتماع پیدا کرد، و این خود از عالی ترین منطق سرچشمه می گیرد که فرد گسیخته از اجتماع" تقریبا قابل شناسائی مفید نیست،

گروه فرهنگی: درست است که در قرآن مجید نمی توان مطالبی را در باره " فرد گسیخته از اجتماع" پیدا کرد، و این خود از عالی ترین منطق سرچشمه می گیرد که " فرد گسیخته از اجتماع" تقریبا قابل شناسائی مفید نیست، اما می توان گفت: طبیعت و قیافه هائی را که خداوند در قرآن برای انسان بیان کرده است هر دو قلمرو را آشکار می سازد. اگر به جلوه های گوناگون انسان از نظر " طبیعی" و " روانی" در قرآن توجه لازم و کافی شود، و اگر به آن بایستگی ها و شایستگی ها که قرآن برای انسان مقرر میدارد، اطلاع لازم و کافی بدست بیاید، ما می توانیم رابطه انسان و قرآن را چنین معرفی کنیم:

انسان در افق قرآن، اثری از استاد محمدتقی جعفری

به گزارش بولتن نیوز، قرآن کتاب انسان؛ انسان نیازمند قرآن بدون تردید بدان شکل و شیوه ای که قرآن انسان را مطرح ساخته است، در هیچ مغز متفکر، و در هیچ کتابی مطرح نشده است. و این یک مسئله طبیعی بوده است که حتی آنان که در باره انسان اندیشه های واقع بینانه داشته اند، یک یا دو جنبه انسان را در نظر گرفته اند، و این نظر محدود، آن واقعیت اصلی او را که در جنبه های گوناگون نمودار خواهد گشت، نادیده می گیرد...

با همه تمایلات متفکرین علوم انسانی و حقوقدانان و اخلاقیون به اصالت اجتماع، و با همه استدلالات و سخنوری ها و کتابهائی که در اصالت اجتماع نوشته شده است، با این حال خود تصریح می کنند به اینکه شخصیت روحی افراد نباید دستخوش اجتماع فاسد قرار گیرد،( به عذر اینکه مسیر اجتماع چنین است و فرد نمی تواند در مقابل آن عرض اندام کند) یا تصریح نکنند، گمان نمی رود هیچ متفکری که به وجود یک عده اصول عالی برای انسان معتقد است و تکامل روحی را برای او امکان پذیر بلکه هدف زندگی او می داند، با حقیقت فوق مخالفت بورزد، و صرفا برای اینکه اجتماع وجود دارد و اجتماع است و افراد آن بیش از یک یا چند نفرند، به خود اجازه دهد که شخصیت روحی افراد در یک اجتماع فاسد نابود شود. با اینکه در " اعلامیه جهانی حقوق بشر" اصول عالیه انسانی بطور صریح مطرح نشده است، با این حال می بینیم شخصیت فرد را در مقابل اجتماع کاملا تامین نموده است. در ماده بیست و نهم از اعلامیه جهانی حقوق بشر چنین می خوانیم: " هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دار است که رشد آزاد و کامل شخصیت او را میسر سازد."

پس از آنکه فرد در میان یک اجتماع به وجود آمده رشد پیدا می کند، بطور طبیعی جزئی از اجتماع بوده به هیچ وجه استقلال صددرصد شخصیت را نمی تواند دارا باشد. این تشکل و ترکب درجات بسیار مختلف دارد و شاید بتوان گفت: به عدد هر فرد از اجتماع، رابطه فرد با اجتماع وجود دارد، ولی چنانکه اسلام در جدا شدن انسان از مقتضیات قوانین طبیعت پست تاکید می کند و با تقویت شخصیت انسانی می خواهد او را حاکم بر طبیعت بسازد، همچنین در باره این حقیقت تاکید دارد که انسان در عین حال که جزئی از اجتماع است و مانند یک رودخانه باریک از اقیانوس اجتماع جدا شده به همان اقیانوس سرازیر می شود، با این حال تاکید می کند که تو ای رودخانه ای که نمایش یک موجود محقر را داری ولی می توانی با تقویت و اعتلای شخصیت در خود اقیانوس اجتماع، اثر بگذاری؛ تو آن برگ درختی نیستی که پس از سر برآوردن در شاخه درخت نتواند به درخت پیروز شده و خود را از مقتضیات قانونی درخت برکنار بسازد، بلکه تو "انسانی" می توانی برگردی، همان درخت اجتماع که ترا بوجود آورده است اصلاحش کنی، تغییر شکل دهی...

( انسان در افق قرآن/ مولف: استاد محمدتقی جعفری/ ۶۴ صفحه/ سال ۱۳۶۱/ ناشر: واحد کتاب بنیاد بعثت)

مطالب مرتبط
برچسب ها: کتاب ، قران

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین