ارزجو
جشواره بزرگ والکس
کد خبر: ۷۴۷۲۴۸
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۹
در منتهی الیه گوشه باختری گوش چپ گربه ایران، چشمه پرآب بورالان(چشمه ثریا) قراردارد که شمال باختری ترین نقطه مرزی ایران -ترکیه است.

به گزارش بولتن نیوز، دکتر یدالله کریمی‌پور نوشت: در منتهی الیه گوشه باختری گوش چپ گربه ایران، چشمه پرآب بورالان(چشمه ثریا) قراردارد که شمال باختری ترین نقطه مرزی ایران -ترکیه است. آب این چشمه بی نهایت دلربا، به قره سو و ارس می رسد. درشمال این چشمه، باریکه ای دقیقا انگشت مانند از خاک ترکیه به صورت یک دنبالچه ارمنستان را از ایران جدا می سازد. امروز این باریکه انگشتی، بخشی از خاک ترکیه شده است. پهنای آن بین ۳/۵ تا ۱۱ کیلومتر است. این باریکه از شمال به ارمنستان، از باختر به ترکیه، از جنوب به ایران و از خاور به جمهوری خودمختار نخجوان ختم می شود. این باریکه در ادبیات سیاسی و طبیعی، "قره سو" نامیده می‌شود.

این انگشت تا آغازهای سده بیستم بخشی از خاک ایران بود، ولی در پی سفر رضاشاه به ترکیه و دیدار با آتاتورک، در فرایندی پیچیده ایران از ادعای مالکیت بر آن کوتاه آمد.

آتاتورک برای دسترسی به جنوب قفقاز و آذری‌ها ، نیازمند راهی گرچه کوتاه بود. این راه تنها از حاشیه رودخانه "قره سو" که یکی از شعبات ارس است می توانست تامین شود. در دوره رضاشاه این باریکه انگشت مانند، که من سال ها پیش آن را "انگشت آتاتورک" نامیده ام به آنکارا بخشیده شد! البته آرارات کوچک نیز از ایران جدا و به ترکیه واگذار شد.
هر چندآتاتورک در ازای آن ها با انتقال بخش هایی بزرگتری از خاک مورد مناقشه در دره قطور به ایران موافقت کرد، ولی آرارات کوچک و به ویژه انگشت آتاتورک، از دیدگاه استراتژیک نقطه ای حساس است که نباید ایران از ادعای مالکیت بر آن کوتاه می آمد. چرا؟

۱- راه دستیابی جمهوری نوپای ترکیه از این طریق به نخجوان مهیا شد؛

۲- هر حمله مکانیزه به ایران، با جهت باختری- خاوری، با توجه به شرایط زمین شناسی، بس سخت و حتی با فنآوری امروز نیازمند صرف انرژی فراوانی است. در حالی که حمله از نخجوان به جنوب، به سادگی ممکن است؛

۳- از جنوب به مرزهای ارمنستان دسترسی داشته و در موقع لزوم، از طریق نخجوان، ایروان و گذرگاه زنگه زور زیر فشار قرار خواهند گرفت.

البته امروزه روز به آسانی می‌توان گفت، انگشت آتاتورک، برای آرمان‌های ترکیه کوتاه و کوچک است. اردوغان برای دسترسی به سرزمین اصلی جمهوری آذربایجان ، نیازمند جدا سازی کل بخش شمالی آذربایجان غربی، شرقی و اردبیل و در اختیار گرفتن جنوب ارس و جنوب ارمنستان است.

ترکیه ۳۴ سال است که مناسبات خارجی جمهوری اسلامی را به دقت رصد می کند. اردوغان نیز با وجود گزارشات میت، "تنهایی" ایران را در فضای پیرامونی و جهانی را درک کرده است؛ آنکارا از ژرفای اختلافات گسترده ایران با اعراب خلیج فارس، اسرائیل ، آمریکا و...آگاه است. اردوغان به خوبی می داند که اقتصاد ایران توانایی باز کردن یک جبهه درگیری دیگر در شمال غرب را ندارد. او بر پایه محاسباتش می داند که روسیه نیز از ارائه هر گونه پشتیبانی استراتژیک به ایران خودداری می ورزد.

بنابراین ترکیه "تنها و تنها" مترصد دستیابی به فرصت مناسب برای عملیاتی کردن علائقش در جنوب ارس، با وجود دلمشغولی ایران در محورهای متعدد درگیری است. رزمایش پاکستان، باکو و ترکیه دور از انتظار نیست در همین راستا بوده باشد.

ترکیه و باکو دستکم از دو دهه پیش در حال سر و سامان دادن و سازماندهی "ستون پنجم" خویش با پرورش مزدوران پانترک در ایران و گستراندن دایره عمل آن بوده اند. این دو کشور، پایه استراتژی خود را پشتیبانی همه جانبه در فربه سازی و باز کردن دامنه عمل ستون پنجمشان یعنی پانترک‌ها قرار داده اند. یادمان باشد، کمتر نبردی بدون تکیه بر ستون پنجم به پیروزی رسیده است. به گمانم پس از حزب توده، در همه تاریخ ۲۰۰ ساله ایران، ستون پنجمی با این توانایی و نفوذ همه جانبه و پشتیبانی سخاوتمندانه آنکارا- باکو، در ایران شکل نگرفته است!!

 

برچسب ها: ایران ، باختری

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین