شكيبا: ادبيات طنز در دور باطل افتاده
شهرام شكيبا معتقد است: در سال 90 هيچ اتفاق تازهاي در ادبيات طنز رخ نداده و اين ادبيات در يك دور باطل افتاده است.
اين طنزپرداز در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ارزيابي خود از ادبيات طنز در سالي كه گذشت، عنوان كرد: امسال متأسفانه هيچ اتفاق بزرگي در زمينهي طنز نيفتاده و به شكلي ميتوانم بگويم سال خاص و خوبي نبود.
او در ادامه افزود: امسال در زمينهي طنز، نه اثر مهمي به چاپ رسيد و نه در مطبوعات آثار چشمگيري ديدهايم. نميدانم دليلش چيست؛ اما شرايط آن چيزي كه بايد باشد، نيست. در عرصهي سينما هم همينطور بود و فيلم كمدي خوبي نديديم. در تلويزيون هم اتفاق خوبي نيفتاد و سريال «قهوهي تلخ» هم كه متوقف شد.
شكيبا با اشاره به ساختار و محتواي ادبيات طنز در سال گذشته، بيان كرد: در ساختار هيچ اتفاق مهمي براي ما نيفتاده است. ما نويسندگاني داريم كه يا از روي دست هم و يا از روي دست قديميها مينويسند و اين طبيعتا هيچ اتفاق مهمي را رقم نميزند. در بحث محتوايي هم اتفاق مهمي نيفتاده است. علت آن هم اين است كه ما اساسا آدم بزرگي نداريم كه بخواهد اثر بزرگي خلق كند. آدم بزرگ بايد صاحب جهانبيني و شكل تازهي نگاه به دنيا باشد. اين شرايط در عرصهي ادبيات داستاني و شعر هم وجود دارد. در طنز مطبوعاتي هم اتفاق خاصي نيفتاده است. چند نويسنده كه در سال 89 مينوشتند، بعضيهاشان در سال 90 هم نوشتهاند و متأسفانه من نديدهام هيچ اتفاقي در فرم و محتوا رخ داده باشد.
او سپس در ارزيابي خود از آثار طنزنويسان جوان، عنوان كرد: وقتي ميگويند نويسندگان جوان، آدم انتظار خلاقيت و انتظار جوان بودن در شكل نگاه و فرم را دارد؛ اما من امسال چيزي نديدم. شايد طنز ما به يك «نيما» نياز دارد؛ همانطور كه شعر ما روزگاري منتظر نيما بود؛ در طنزمان هم بايد اتفاقي بيفتد تا نوعي نگاه تازه به وجود بيايد.
اين طنزپرداز در پاسخ به اين سؤال كه به نظر شما چه كارهاي خوبي در زمينهي ادبيات طنز در سال 90 منتشر شده است، گفت: من هيچ كتاب خوب طنزي كه ويژه باشد، در سال 90 نخواندم.
او همچنين با اشاره به اينكه جاي نگاه فلسفي به موضوعات در ادبيات طنز خالي است، گفت: ما اساسا فاقد طنزنويسي هستيم كه عميقتر به موضوعات روز و هر موضوعي نگاه كند.طنزنويسان ما دچار روزآمدي هستند و با مصداقها كار دارند؛ نه با موضوعات كلي. همين طنز ما را دچار روزمرگي كرده؛ چندان كه خود من ترجيح دادم چند ماه سال آخر چيزي ننويسم تا در فرم و محتواي كارهايم بتواند يك اتفاق بيفتد. دوستان فرمهاي تازه را نميپسندند و طنزهاي مطبوعاتي كه دربارهي رخدادهاي روز باشد، مورد علاقهشان است. اما با نوشتن از اتفاقهاي روز، اثر بزرگي خلق نميشود.
شكيبا در ادامه متذكر شد: خلق اثر بزرگ، آدم بزرگ ميخواهد و آدم بزرگ، فكر بزرگ ميخواهد. فكر بزرگ هم معنا دارد؛ با يك نگاه دگرگونه به جهان و با يك جهانبيني عميق اتفاق ميافتد. ما اساسا در ايران آدمهاي بزرگي نيستيم و نويسندگان ما هم اغلب آدمهاي عميقي نيستند. من در دوستان جوان نوآوري نديدهام. دوستان به كار كردن براي كسب درآمد افتادهاند. كسي كار نميكند كه بماند؛ همه كار ميكنند كه زنده بمانند. اين دو با هم متفاوت هستند. خود من هم دچار همين شرايط هستم. طنز مينويسيم كه برنج بخريم و مرغ بخريم و بخوريم. فقدان جهانبيني مشكل ادبيات ماست. چه در داستان، چه در شعر و چه در طنز، نگاه عميق نداريم و فقط با فرمهاي بازي ميكنيم و به بطن مفاهيم راه پيدا نميكنيم. بازي با فرم ما هم اصالت ندارد. زماني بازي با فرم اصيل است كه حاصل نگاه و نگرش شما به جهان باشد؛ در حاليكه براي ما يك بازي است.
او در ادامه افزود: امسال در زمينهي طنز، نه اثر مهمي به چاپ رسيد و نه در مطبوعات آثار چشمگيري ديدهايم. نميدانم دليلش چيست؛ اما شرايط آن چيزي كه بايد باشد، نيست. در عرصهي سينما هم همينطور بود و فيلم كمدي خوبي نديديم. در تلويزيون هم اتفاق خوبي نيفتاد و سريال «قهوهي تلخ» هم كه متوقف شد.
شكيبا با اشاره به ساختار و محتواي ادبيات طنز در سال گذشته، بيان كرد: در ساختار هيچ اتفاق مهمي براي ما نيفتاده است. ما نويسندگاني داريم كه يا از روي دست هم و يا از روي دست قديميها مينويسند و اين طبيعتا هيچ اتفاق مهمي را رقم نميزند. در بحث محتوايي هم اتفاق مهمي نيفتاده است. علت آن هم اين است كه ما اساسا آدم بزرگي نداريم كه بخواهد اثر بزرگي خلق كند. آدم بزرگ بايد صاحب جهانبيني و شكل تازهي نگاه به دنيا باشد. اين شرايط در عرصهي ادبيات داستاني و شعر هم وجود دارد. در طنز مطبوعاتي هم اتفاق خاصي نيفتاده است. چند نويسنده كه در سال 89 مينوشتند، بعضيهاشان در سال 90 هم نوشتهاند و متأسفانه من نديدهام هيچ اتفاقي در فرم و محتوا رخ داده باشد.
او سپس در ارزيابي خود از آثار طنزنويسان جوان، عنوان كرد: وقتي ميگويند نويسندگان جوان، آدم انتظار خلاقيت و انتظار جوان بودن در شكل نگاه و فرم را دارد؛ اما من امسال چيزي نديدم. شايد طنز ما به يك «نيما» نياز دارد؛ همانطور كه شعر ما روزگاري منتظر نيما بود؛ در طنزمان هم بايد اتفاقي بيفتد تا نوعي نگاه تازه به وجود بيايد.
اين طنزپرداز در پاسخ به اين سؤال كه به نظر شما چه كارهاي خوبي در زمينهي ادبيات طنز در سال 90 منتشر شده است، گفت: من هيچ كتاب خوب طنزي كه ويژه باشد، در سال 90 نخواندم.
او همچنين با اشاره به اينكه جاي نگاه فلسفي به موضوعات در ادبيات طنز خالي است، گفت: ما اساسا فاقد طنزنويسي هستيم كه عميقتر به موضوعات روز و هر موضوعي نگاه كند.طنزنويسان ما دچار روزآمدي هستند و با مصداقها كار دارند؛ نه با موضوعات كلي. همين طنز ما را دچار روزمرگي كرده؛ چندان كه خود من ترجيح دادم چند ماه سال آخر چيزي ننويسم تا در فرم و محتواي كارهايم بتواند يك اتفاق بيفتد. دوستان فرمهاي تازه را نميپسندند و طنزهاي مطبوعاتي كه دربارهي رخدادهاي روز باشد، مورد علاقهشان است. اما با نوشتن از اتفاقهاي روز، اثر بزرگي خلق نميشود.
شكيبا در ادامه متذكر شد: خلق اثر بزرگ، آدم بزرگ ميخواهد و آدم بزرگ، فكر بزرگ ميخواهد. فكر بزرگ هم معنا دارد؛ با يك نگاه دگرگونه به جهان و با يك جهانبيني عميق اتفاق ميافتد. ما اساسا در ايران آدمهاي بزرگي نيستيم و نويسندگان ما هم اغلب آدمهاي عميقي نيستند. من در دوستان جوان نوآوري نديدهام. دوستان به كار كردن براي كسب درآمد افتادهاند. كسي كار نميكند كه بماند؛ همه كار ميكنند كه زنده بمانند. اين دو با هم متفاوت هستند. خود من هم دچار همين شرايط هستم. طنز مينويسيم كه برنج بخريم و مرغ بخريم و بخوريم. فقدان جهانبيني مشكل ادبيات ماست. چه در داستان، چه در شعر و چه در طنز، نگاه عميق نداريم و فقط با فرمهاي بازي ميكنيم و به بطن مفاهيم راه پيدا نميكنيم. بازي با فرم ما هم اصالت ندارد. زماني بازي با فرم اصيل است كه حاصل نگاه و نگرش شما به جهان باشد؛ در حاليكه براي ما يك بازي است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


