جشواره بزرگ والکس
کد خبر: ۷۴۴۱۹۳
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۴۰۰ - ۰۹:۵۱
محمدرضا کائینی روزنامه‌نگار و تاریخ‌پژوه نوشت:
آیت‌الله حسن‌زاده آملی لطافت و ملاحتی خاصی در سیره‌شان داشتند. این خصال را، صرفاً می‌شد با خواندن «الهی‌نامه» و «نامه‌ها، برنامه‌ها»یش نیز دریافت. بااین‌همه در آن دوره، در ذهن جوینده نوپایی چون من، این پرسش مطرح بود که: چگونه می‌توان او را دید و از نزدیک شناخت؟

https://www.bultannews.com/files/fa/news/1400/5/21/1498126_816.jpgگروه دین و اندیشه: محمدرضا کائینی روزنامه‌نگار و تاریخ‌پژوه، در صفحه اجتماعی خود از ویژگی‌های مرحوم علامه حسن حسن‌زاده آملی نوشته و آورده است: ایشان از سر جامعیت و حضور مداوم در عرصه اندیشه و فرهنگ و نیز ارائه آنچه موردنیاز و علاقه جوانان بود، بیشتر به چشم می‌آمدند.

به گزارش بولتن نیوز متن این یادداشت به شرح زیر است:

یک: در دوره‌ای که این قلم، تحصیل در مدرسه آیت‌الله مجتهدی را آغاز کرد (سال ۷۱)، در میان ناموران علمی دوران، دو چهره بودند که طلاب، به مکانت آنان رشک می‌بردند و آنان را به‌مثابه الگو می‌خواستند، آیات: حسن حسن‌زاده آملی و عبدالله جوادی آملی. البته در همان دوره، مراجع و اعلام فراوانی حیات داشتند، اما این دو، از سر جامعیت و حضور مداوم در عرصه اندیشه و فرهنگ و نیز ارائه آنچه موردنیاز و علاقه جوانان بود، بیشتر به چشم می‌آمدند. ضمن اینکه شلتاقِ شبهاتِ جماعتی که آن روز «روشنفکر دینی» خوانده می‌شدند و امروز، تقریبا از هر آنچه رنگ دین دارد، عقب نشسته اند، طلاب را به چنین نماد هایی سوق می داد. من در میان این دو بزرگ اما به اولی بیشتر دل می دادم، به لحاظ لطافت و ملاحتی که در سیره اش وجود داشت. این خصال را، صرفاً می‌شد با خواندن «الهی‌نامه» و «نامه‌ها، برنامه‌ها»یش نیز دریافت. بااین‌همه در آن دوره، در ذهن جوینده نوپایی چون من، این پرسش مطرح بود که: چگونه می‌توان او را دید و از نزدیک شناخت؟

در سوگ صاحب فتوحات علمی و عملی/ آیت‌الله حسن‌زاده آملی لطافت و ملاحتی خاصی در سیره‌شان داشتند

دو: دیری نپائید که اعلام شد: نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه تهران (به مدیریت اقای سید عباس حسینی قائم مقامی)، برای استاد نکوداشتی برگزار می کند. وقتی در موعد مقرر خود را به تالار علامه امینی این دانشگاه رساندم و درون و برون آن را سرشار از طلاب و دانشجویان مشتاق دیدم، دریافتم که خیلی ها با این کمترین همدل اند! از آن جلسه، دو نکته به خاطرم مانده. یکی: بی میلی استاد به ستایش از او و اینکه رضایت اش به برگزاری این بزرگداشت، تنها از سر تشویق جوانان به آموختن بوده است و دیگری: اینکه در خلال سخنان کوتاهش فرمود: «خاطرم هست در دوران کودکی، برخی مساجد زادگاه مرا، به محل نگاهداری استران تبدیل کرده بودند! قدر تحولی را که امام خمینی ایجاد کرده، بدانید و از آن برای ارتقاء علمی و معنوی خود، استفاده کنید...‌". خروج آن بزرگ از سالن هم والزاریاتی داشت! جوانان که از دیدن علامه به وجد آمده بودند، فرصت پایان جلسه را، برای عرض ارادت و تبرک جستن از او، غنیمت شمردند! او که قلب بیمارش توان این همه ازدحام و مراجعه را نداشت، چند بار از جمع کناره گرفت و به گوشه ای پناه برد! تا اینکه تنی چند از محترمین، از حاضران خواستند که ملاحظه سلامت استاد را کرده و خروج اش را تسهیل کنند. شیرینی آن جلسه را در ذائقه و انتشارات آن کنگره را، هنوز در کتابخانه ام دارم.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین