مرزبندی روشن و شفاف با دشمنان متعرض/ ما به ساکتین در فتنه ی 88 رأی نمی دهیم
در اسلام باید مرزبندی ها روشن و شفاف باشد[1] با کنایه حرف زدن و دوپهلو صحبت کردن برای مسئولین انقلاب اسلامی جایز نیست چرا که دو پهلو صحبت کردن مسئولین و نخبگان علت غبار آلود شدن فضا میشود و چه بخواهیم و چه نخواهیم این غبار آلودگی کمک به دشمن و فتنه است[2] پرواضح است که در چنین فضایی شناخت حق و باطل دشوار میشود. نمونه عینی آن را میتوان در فتنه سال 88 به وضوح مشاهده کرد بودند مسئولین و نمایندگانی که در این فتنه به صورت روشن و شفاف موضع گیری نمیکردند و سعی میکردند با رفتار های محافظه کاری و حفظ منافع شخصی از کنار این جریان عبور کنند اما این کار باعث میشود قدر آن مسئول و نخبه پائین بیاید[3].

مصادیق: .....
لزوم رعایت قوانین
اگر قانون رعایت نشود نتیجه آن قطعا تلخ تر از آن چیزی خواهد بود که در رعایت قانون برای ما حاصل میشود[4] به گونهای که حقوق مردم پایمال شده[5]و هیچ پیشرفتی نصیب ملت و کشور نخواهد شد[6] لذا به یقین قانون شکن مجرم است [7] و باید با او برخورد شود.
از این جهت باید قانون را شاخص بدانیم [8] و به هر کدام از نامزدهای انتخابات که این شاخص را رعایت نمیکنند یک نمره منفی بدهیم..
مصادیق:
ساده زیستی و اجتناب از اشرافیگری
کسانی میتواند به دنبال عدالت باشد[10] و با مردم پیوند حقیقی داشته باشند که ساده زیست باشند و زندگی آنان به دور از هرگونه تجمل گرائی و اشرافیگرایی باشد[11]. لذا کسانی که ساده زیست نیستند و مبتلای به اشرافیگری هستند قطعا نمیتوانند درد مردم را بفهمند. تا دیروز از اموال خودشان ریخت و پاش میکردند و اگر مسئول شدند از اموال مردم خرج میکنند[12].
در زمانی که میخواهیم از بین افراد کسی را انتخاب کنیم ساده زیستی و دوری از اشرافیگری[13] و فهمیدن درد مردم یکی از بهترین شاخص ها است. لذا کاندیدای ساده زیست دارای نمرهای مثبت و افراد متمایل به اشرافیت نمرهای منفی کسب خواهند کرد.
مصادیق:
* عدم ریخت و پاش و اسراف در تبلیغات
* استفاده از الگوی مصرف در حد عرف جامعه
نزدیک نشدن به صاحبان قدرت و ثروت
نزدیک شدن به صاحبان قدرت و ثروت آفتی است که برخی برای تأمین یک دوره نمایندگی خود انجام میدهند[14] چنین کسانی که حاضرند به خاطر رسیدن به یک دوره نمایندگی مردم و مستضعفین را به صاحبان ثروت و قدرت بفروشند قطعا به خاطر اینکه خود را وام دار[15] عده ای کرده اند نمیتوانند نماینده مردم باشند.[16]
مصادیق:
* متصل نبودن به رانت خواران و قدرت طلبان و اختلاس گران
شجاعت در برابر هیبت دشمن
یکی از شاخص های ضروری برای نماینندگان مجلس شجاعت است[17] چرا که شجاعت و ترس مسئولین یک کشور میتواند ملت آن ها را ذلیل کند یا عزت ببخشد[18] و نمونه بارز آن قضیه انرژی هستهای بود که تا تعطیلی نیروگاه ها پیش رفت. ولکن این ملت ملتی شجاع و آزاده است. لذا باید چنین کسانی به مجلس فرستاده شوند.[19]
مصادیق:
* عدم عقب ننشستن در مقابل تهدیدهای زورگویان
* استقامت در دفاع از حق و مبارزه با باطل
* شجاعت انجام کارهای بزرگ[20
توجه به ادامه راه شهدا
کسی که میخواهد بار مسئولیتی در نظام جمهوری اسلامی به دوش بکشد و برای سربازی و تقویت نظام اسلامی تلاش کند[21] باید جهتگیریش به سمت شهدا باشد[22] و از هر کاری که برخلاف جهت گیری شهدا است پرهیز کند[23] و تنها راه شهدا را دنبال کند به خاطر اینکه اگر میگوئیم میخواهیم راه شهدا را ادامه بدهیم یعنی این احساس که اسلام و انقلاب اسلامی به تلاش و مجاهدت و صبر نیاز دارد.[24]
مصادیق:
* ذکر یاد و نام شهدا در جلسات
درهم تنیده بودن سیاست با معنویت
اینکه برخی میگویند دین از سیاست جداست روشی است برای اینکه اخلاق و معنویت را از سیاست جدا کنند[25] که در این صورت توجیهی برای هرگونه رفتار غیر اخلاقی به اسم سیاست میشود[26] در صورتی که جوهره اصلی مکتب امام رابطه دین و سیاست است[27] یکی از شاخص های نماینده خوب، این است که دارای معنویت[28] و پیرو خط امام باشد[29] به گونهای که از هر کاری که خلاف اخلاق و معنویت است پرهیز کند و تلاش کند اخلاق سیاسی خود را به امیرالمومنین( ع) نزدیک کند[30]
مصادیق:
* پرهیز از غیبت و توهین به دیگران
اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم
بعداز انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، نظام دیکتاتوری پهلوی به نظام مردم سالاری دینی یا جمهوری اسلامی تغییر کرد[31] و البته تفاوت است بین لیبرال دموکراسی با مردم سالاری دینی[32] و این اسم گذاری یک تعارف و مسئله اسم گذاری تنها نیست بلکه حقیقتی دارد[33] و حقیقت آن متکی بودن این نظام به ایمان های مردم است لذا مسئولین باید صادقانه به نقش مردم احترام بگذارند و در خدمت آنها باشند نه اینکه به فکر رفاه شخصی و جمع آوری برای خودشان باشند[34] مسئولین باید با مردم در ازتباط بوده و با آنها مأنوس باشند[35] و اگر مردم با آنها روبرو شدند متکبر نباشد و خود را نوکر و خدمت گذار مردم بداند[36] و مردم حساس کنند که این کاندیدایی که قرار است به مجلس برود از جنس خودشان است و به دین و دنیای مردم اهمیت میدهد.[37]
مصادیق:
* داشتن برنامهای برای ارتباط با مردم
* داشتن برخورد مناسب وغیرمتکبرانه در صورت روبرو شدن با مردم
كار خستگىناپذير
یکی از تفاوت هایی که مسئولیت در نظام جهوری اسلامی با سایر نظام ها دارد این است که نباید گفته شود از ساعت چند تا چند کار کرده ائیم و دیگر بس است، خسته شده ایم[38] چون قرار نیست فقط کار کنیم قرار است کار را به نتیجه برسانیم [39] لذا باید توجه داشت که کسانی را به عنوان مسئول انتخاب کرد که روحیه خستگی ناپذیری در آنها محسوس باشد[40].
مصادیق:
* خسته نشدن در انجام خدمت رسانی
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - اسلام ميگويد با دشمنان متعرض بايستى با قدرت برخورد كرد؛ بايد مرزبندى روشن و شفاف با آنها به وجود آورد. مقام معظم رهبری 5/4/1389
[2] - دوپهلو حرف زدن، كمك كردن به غبارآلودگى فضاست؛ اين كمك به رفع فتنه نيست، اين كمك به شفافسازى نيست. شفافسازى، دشمنِ دشمن است؛ مانع دشمن است. غبارآلودگى، كمك دشمن است. اين، خودش شد يك شاخص. اين يك شاخص است: كى به شفافسازى كمك ميكند و كى به غبارآلودگى كمك ميكند. همه اين را در نظر بگيرند، اين را معيار قرار بدهند. مقام معظم رهبری 29/10/1388
[3] - مرزبندى شفاف با دشمنان انقلاب و دشمنان دين؛ اينها شاخص است. اگر كسى مرزبندى شفاف نميكند، قدرِ خودش را كاهش ميدهد؛ اگر گرايش پيدا ميكند، از دائره خارج ميشود. اينها آن مبانى و آن خطوط اصلى است. حركت انقلاب، حركت روشنى است، حركت رو به جلوئى است و اين حركت انشاءاللَّه ادامه پيدا خواهد كرد. مقام معظم رهبری 2/4/1389
[4] - آن چيزى كه از بىقانونى بر سرِ همه خواهد آمد، بسيار تلختر است از آنچه كه اجراى قانون ممكن است در كام بعضى تلخى به وجود بياورد مقام معظم رهبری 7/4/1388
[5] - اگر بىقانونى رائج شد، كارها گره خواهد خورد؛ ترافيك سنگين خواهد شد، گرههاى ترافيكى به وجود مىآيد، كار مردم از بين ميرود، مصالح مردم پامال ميشود. همه بايستى به قانون احترام بگذارند. مقام معظم رهبری 3/4/1388
[6] - اگر ملتى دچار بىقانونى بشود، قانونشكنى بر ذهن و عمل مردم حاكم بشود، هيچ پيشرفت معقول و درستى نصيب آن ملت و كشور نخواهد شد. مقام معظم رهبری 1/1/1388
[7] - قانونشكنى جرم است. مقام معظم رهبری 11/5/1380
[8] - يك مسئلهى ديگر هم - كه حالا دارد صحبت ما طولانى ميشود - مسئلهى فرهنگ قانونمدارى در كشور است. ما واقعاً احتياج داريم به اينكه قانون در تمام امور كشور، يك شاخص، يك محور، يك فصلالخطاب محسوب شود مقام معظم رهبری 18/6/88
[9] - بعضى از افراد از حالا مسائل انتخابات را شروع كردند - با اينكه هنوز خيلى هم مانده، عجله كردند - اين مسائل انتخاباتى خيلى مهم است و اهميتش در نزديك انتخابات، از جهت حضور در عرصهى انتخابات است؛ اما اهميت امروزش از جهت مشغول كردن افراد به يكديگر، گلاويز شدن با هم، بدگوئى كردن از همديگر و منصرف كردن ذهنها از مسائل اصلى است. مراقب باشيد. مقام معظم رهبری 8/8/1387
[10] - اجرای عدالت نيازمند قاطعيت و كنار گذاشتن تعارفات، ارتباط با مردم، ساده زيستی و مردمی بودن و خودسازی و تهذيب نفس است. مقام معظم رهبری 29/3/1385
[11] - پيوند حقيقی با مردم، مستلزم حضور در ميان آنان و دور نشدن از سطح متوسط زندگی آنان است . ساده زيستی و پرهيز از اسراف و پرهيز از هزينه كردن بيت المال در امور شخصی و غير ضروری ، شرط لازم برای حفظ اين پيوند است. ترويج فرهنگ اشرافيگری و تجمل و سفرهای پرهزينه و بيهودهی خرجی از كيسهی مردم ، دور از شأن نمايندگی و عامل گسيخته شدن پيوند نماينده بامردم است. مقام معظم رهبری 7/3/1383
[12] - اشرافيگرى براى يك كشور آفت است؛ اشرافيگرىِ مسؤولان، آفت مضاعف است؛ بهخاطر اينكه اگر اشراف عالَم از مال خودشان - حالا حلال و حرامش به عهده خودشان - خرج مىكنند، از مال خودشان اشرافيگرى مىكنند؛ اما اگر مسؤولان اشرافيگرى كنند، از مال مردم خرج مىكنند؛ مقام معظم رهبری 1/9/1378
[13] - اجتناب از اشرافيگرى؛ يعنى ضد ارزش كردن. در انقلاب ما اين نكته وجود داشت؛ اين را بتدريج بعضىها سعى كردند كمرنگ كنند. اين در مسائل اقتصادى ما اثر دارد، در مسائل روانى ما اثر دارد. اشرافيگرى و گرايش به اشرافيگرى، يك ضد ارزش بود در انقلاب. يعنى افرادى در سطوح مختلف بودند كه از اينكه به اشرافيگرى نسبت داده شوند، يا از آنها چيزى ديده شود كه جزو خصوصيات اشرافيگرى باشد، بشدت اجتناب ميكردند. مقام معظم رهبری 24/9/1387
[14] - اين خيلى خطر بزرگى است كه كسى به خاطر تأمين نمايندگى در يك دوره، نزديك بشود به صاحبان ثروت يا به صاحبان قدرت؛ اين خيلى چيز بدى است؛ اين از آن چيزهائى است كه خداى متعال از آنها نميگذرد و انتقام خواهد گرفت. اين چيزها روى شخص، روى عاقبت - عاقبت به خيرى كه اينقدر برايش اهميت قائليم - و روى جامعه اثر منفى ميگذارد. مقام معظم رهبری 8/3/1390
[15] - اگر نمايندهاى بر سرِ كار آيد كه قبل از ورود به مجلس، خود را وامدار ديگران كرده و مجبور باشد در مجلس وام آنها را ادا كند؛ نانهايى به قرض گرفته باشد و بخواهد به مجلس كه رفت، قرض خود را ادا كند؛ بهدرد نمىخورد. مقام معظم رهبری 20/11/1374
[16] - نامزدهاى انتخابات مراقب باشند خود را وامدار ثروتمندان و قدرتمندان و امثال اينها نكنند. اگر كسى وامدار دستگاهها و اشخاص و وامدار پول و قدرت شد، ديگر نمىتواند براى مردم دلسوزى كند. پس دلسوزى هم يك شرط بزرگ است. مقام معظم رهبری 24/11/1382
[17] - از حقوق ملت، دفاعِ شجاعانه كردن يك شاخص است مقام معظم رهبری 24/9/1387
[18] - در مقابل دشمن اگر مسئولين كشور احساس رعب و خوف بكنند، بر سر ملت بلاهاى بزرگ خواهد آمد. آن ملتهائى كه ذليل و مقهور دست دشمن شدند، عمدهى علت اين بود كه مسئولان - پيشروان قافلهى ملت - شجاعت لازم، اعتماد به نفس لازم را نداشتند. مقام معظم رهبری 24/9/1387
[19] - نماينده مردم بايد شجاع باشد. اين ملت، ملت شجاع و آزادهاى است؛ ملتى است كه تهديد قدرتهاى متكبّر جهانى او را به عقب نمىنشاند؛ بنابراين نماينده او هم بايد شجاع باشد و نترسد؛ شجاعت در مقابل دشمن، شجاعت در مقابل باطل، شجاعت در پذيرش حرف حق. اگر خودتان توانستيد كسانى را بشناسيد كه داراى اين خصوصيات باشند، برويد به آنها رأى دهيد؛ مقام معظم رهبری 24/11/1382
[20] - با ترديد، با تزلزل، با ترس و لرز نميشود كارهاى بزرگ را انجام داد؛ لازم است با شجاعت وارد شد. البته شجاعت به معناى بيگدار به آب زدن نيست. بررسيها بايد انجام بگيرد، فكر صحيح بايد بشود، وقتى به نتيجه رسيديم، بدون ترديد و تزلزل بايستى اقدام كنيد. مقام معظم رهبری 9/4/1386
[21] - بايد راه شهدا را كه راه دين و فداكارى براى اسلام و سربازى براى انقلاب و تقويت نظام اسلامى بود، دنبال كنيد. مقام معظم رهبری 25/5/1368
[22] -جهتگيرى ما بايد به سمت راه شهدا باشد مقام معظم رهبری 8/10/1370
[23] - هر كس در هر قسمتى، در هر سطحى و هرجا از اين كشور هست، بايد بشدت پرهيز كند از اينكه كارى بشود برخلاف جهتگيرى انقلابى و اسلامىيى كه شهداى ما در آن جهت حركت كردند. مقام معظم رهبری 8/10/1370
[24] - اگر مىگوييم راه شهدا را بايد ادامه بدهيم، يعنى اين احساس كه اسلام و انقلاب اسلامى، به تلاش و مجاهدت و صبر ما نيازمند است. اين احساس، همان احساسى است كه شهداى عزيز ما را از خانه و كاشانه و آسايش و درس و كار و تلاشهاى روزمرهى زندگى جدا كرد و به جبهههاى نبرد كشانيد. مقام معظم رهبری 30/11/1370
[25] - يكى از خطرهاى جدائى دين از سياست كه عدهاى آن را هميشه در دنياى اسلام ترويج ميكردند - در كشور ما هم بود، امروز هم متأسفانه بعضى نغمههائى را در جدائى دين از سياست بلند ميكنند - همين است كه وقتى سياست از دين جدا شد، از اخلاق جدا خواهد شد، از معنويت جدا خواهد شد. مقام معظم رهبری 20/6/1388
[26] - اگر سياست از اخلاق جدا شد، از معنويت جدا شد، آن وقت سياستورزى ميشود؛ يك وسيلهاى براى كسب قدرت، به هر قيمت؛ براى كسب ثروت، براى پيش بردن كار خود در دنيا. اين سياست ميشود آفت؛ براى خود سياستورز هم آفت است، براى مردمى هم كه در عرصهى زندگى آنها اين سياست ورزيده ميشود هم آفت است. مقام معظم رهبری 20/8/1388
[27] - جوهر اصلى در مكتب امام بزرگوار ما، رابطهى دين و دنياست؛ يعنى همان چيزى كه از آن به مسألهى دين و سياست و دين و زندگى هم تعبير مىكنند. مقام معظم رهبری 14/3/1384
[28] - سلوك سياسى اميرالمؤمنين از سلوك معنوى و اخلاقى او جدا نيست؛ سياست اميرالمؤمنين هم، آميختهى با معنويت است، آميختهى با اخلاق است مقام معظم رهبری 20/8/1388
[29] - مكتب سياسى امام داراى شاخصهايى است. من امروز چند خط از خطوط برجستهى اين مكتب را در اينجا بيان مىكنم. يكى از اين خطوط اين است كه در مكتب سياسى امام، معنويت با سياست در هم تنيده است. در مكتب سياسى امام، معنويت از سياست جدا نيست؛ سياست و عرفان، سياست و اخلاق. امام كه تجسم مكتب سياسى خود بود، سياست و معنويت را با هم داشت و همين را دنبال مىكرد؛ حتى در مبارزات سياسى، كانون اصلى در رفتار امام، معنويت او بود. مقام معظم رهبری 14/3/1383
[30] - اميرالمؤمنين ميفرمايد: من سياست را با تقوا انتخاب كردم، با تقوا اختيار كردم؛ اين است كه در روش اميرالمؤمنين، مكارى و حيلهگرى و كارهاى كثيف و اين چيزها وجود ندارد؛ پاكيزه است. مقام معظم رهبری 20/8/1388
[31] - ما براى نظام مطلوب خودمان، اسم جديد ميگذاريم؛ ميگوئيم مردمسالارى اسلامى، يا جمهورى اسلامى مقام معظم رهبری 22/7/1390
[32] - ما مردمسالارى را قبول داريم، آزادى را هم قبول داريم، اما ليبرالدموكراسى را قبول نداريم. با اينكه معناى لغوى «ليبرالدموكراسى»، همين آزادى و همين مردمسالارى است، اما واژهى ليبرالدموكراسى در اصطلاح مردم عالم، در معرفت و شناخت مردم عالم، با يك مفاهيمى همراه است كه ما از آن مفاهيم بيزاريم؛ نميخواهيم آن اسم را بر روى مفهوم پاكيزه و سالم و صالح و خالصِ خودمان بگذاريم مقام معظم رهبری 21/7/1390
[33] - جمهورىِ اسلامى است، مردمسالارى است؛ مردمسالارى اسلامى. مردمسالارى بايد معنائى داشته باشد؛ معناى واقعى دارد، تعارف نيست. شهدا، جانبازان، آزادگان و خانوادههاى آنها در اين راه، بهترين آزمايش را دادند. اين صبر عظيمى كه خانوادههاى شهيدان نشان دادند، خيلى ارزش دارد. اگر خانوادهها بىصبرى نشان ميدادند، بىمعرفتى نشان ميدادند، بىبصيرتى نشان ميدادند، فضاى مجاهدت سرد ميشد؛ دلها مشتاق فداكارى و ايثارگرى باقى نميماند. خانوادهها صبر نشان دادند. مقام معظم رهبری 21/7/1390
[34] - آفت مسئوليت در يك نظامى كه متكى به آراء مردم و متكى به ايمان مردم است، اين است كه مسئولين به فكر رفاه شخصى بيفتند؛ به فكر جمعآورى براى خودشان بيفتند؛ مقام معظم رهبری 14/3/1390
[35] - با مردم ارتباط نزديك داشته باشند. ماها كه آن روز جزو مسئولين بوديم، امام دوست ميداشت كه با مردم ارتباط داشته باشيم، مأنوس باشيم؛ مقام معظم رهبری 14/3/1390
[36] - من يكى از مسؤولان را در محضرى ديدم كه برخوردش با مردم قدرى متكبرانه بود. من پيغام دادم و گفتم به ايشان بگوييد كه اگر مىخواهد جبران آن برخورد را بكند، بايد در همانطور محضرى ظاهر بشود و بگويد: اى مردم! من نوكر شمايم. خلاف كه نگفته؛ آيا دروغ گفته است؟ يك مسؤول كشور چكاره است؟ فلسفهى وجودى ما غير از خدمت به مردم چيست؟ مقام معظم رهبری 23/5/1370
[37] - در پيدا كردن نامزد مورد نظر دقت كنيد. به كسى گرايش پيدا كنيد كه به دين مردم، به انقلاب مردم، به دنياى مردم، به معيشت مردم، به آيندهى مردم و به عزت مردم اهميت مىدهد. مقام معظم رهبری 14/3/1384
[38] - براى چنين ملتى تلاش مىكنيد، بايد خيلى قدر بدانيد، و هرچه مىتوانيد، كوشش كنيد و از كار خسته نشويد مقام معظم رهبری 29/9/1374
- بايد برويد دنبال كار و آن را رها نكنيد؛ آن را دست كم نگيريد و از كار خسته نشويد. زمان به سرعت مىگذرد. مقام معظم رهبری 8/12/1384
[39] - ما نمىخواهيم فقط كار كنيم؛ ما مىخواهيم محروميت را از بين ببريم و محروم را از محروميت خارج كنيم؛ هدف اين است. والّا اگر شما بگوييد من كار مىكنم، ممكن است در يك اداره هم يك نفر بگويد من بايد هشت ساعت يا شش ساعت كار كنم، يا ده ساعت كار كردهام و ديگر بس است. اين منطق، منطق درستى نيست.
البته اگر خسته مىشويد، اگر احتياج به استراحت داريد، بايد استراحت كنيد، تا براى كار آماده بشويد. ما استراحت را نفى نمىكنيم؛ اما كار حد ندارد. كار تا آن حدى است كه به نتيجه برسيم و به آن هدف و مقصودى كه مورد نظر است، نزديك بشويم. بنابراين، تا آنجايى كه انسان توان دارد، بايد كار كند.مقام معظم رهبری 23/5/1370
[40] - یكى از نعمتهاى بزرگ خدا این است كه آدم خسته نشود و حوصلهاش سر نرود. در راههاى طولانى گاهى انسان قوّه هم دارد، زانو و پاها اصلاً خسته نشده اما آدم از حركت، خسته روحى مىشود. این خستگى روحى، انسان را از رسیدن به اهداف بازمىدارد. مقام معظم رهبری 1
ادامه دارد...
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


