کد خبر: ۷۲۸۲۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
روز گذشته و پس از دو سال جدال با بیماری آلزایمر؛

ابراهیم یونسی، نویسنده و مترجم پیش‌کسوت ایرانی درگذشت

ابراهیم یونسی، نویسنده و مترجم پیش‌کسوت ایرانی، متولد سال ۱۳۰۵ در شهر بانه ظهر روز گذشته مورخ 19 بهمن ماه 1390 در تهران دار فانی را وداع گفت. پيكر اين نويسنده و مترجم بزرگ به خواسته‌ي خودش، براي خاك‌سپاري به زادگاهش، بانه، منتقل خواهد شد. یادش گرامی و روحش شاد باد.
به گزارش بولتن نیوز- ابراهیم یونسی(زادهٔ خرداد ۱۳۰۵ در بانه — درگذشتهٔ ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ در تهران) از نویسندگان و مترجمان ایرانی که از سال 1388 به بیماری آلزایمر مبتلا شده بود روز گذشته  مورخ 19 بهمن ماه 1390 در تهران در گذشت. یادش گرامی و روحش شاد باد.
ابراهیم یونسی از نویسندگان و مترجمان شاخص کشورمان بود که بیش از ده‌‌ها عنوان کتاب نوشته و ترجمه کرده بود و بسیاری از آثار مطرح ادبیات جهان و آثار پژوهشی با ترجمه وی در ایران شناخته ‌شده‌اند. وی همچنین برخی از نویسندگان غربی را برای نخستین‌بار به ایرانیان معرفی کرد. پيكر اين نويسنده و مترجم به خواسته‌ي خودش، براي خاك‌سپاري به زادگاهش، بانه، منتقل خواهد شد.
 

از جمله 83 عنوان كتاب تأليف و ترجمه شادروان ابراهیم یونسی می توان به موارد زیر اشاره کرد: دن كيشوت و سه تفنگدار براي نوجوانان، آرزوهاي بزرگ، خانه قانون‌زده و داستان دو شهر از چارلز ديكنز، آشيان عقاب از كنستانس هون، توفان از ويليام شكسپير، اسپارتاكوس از هوارد فاست، جنبه‌هاي رمان اي. ام. فورستر، سيري در نقد ادب روس و دفتر يادداشت‌هاي روزانه يك نويسنده فئودور داستايوسكي در حوزه ترجمه / گورستان غريبان، دلداده‌ها، فردا، مادرم دو بار گريست، كج‌كلاه و كولي، داداشيرين، شكفتن باغ، خوش آمدي و دعا براي آرمن در حوزه داستان و رمان تأليفي. او همچنين كتاب‌هايي را در حوزه داستان‌نويسي منتشر كرده است.

مروري بر زندگي ابراهيم يونسي:
نوجوان هفده‌ساله وقتي از بانه‌ي كردستان در سال 1322 به دبيرستان نظام در تهران آمده و ديپلم مي‌گيرد. مدتي بعد كه افسر سوار مي‌شود، بعد از انتقال به لشكر چهار رضاييه، همان‌جا ازدواج مي‌كند و بچه‌دار مي‌شود. سپيدي زمستان اما جز سياهي، رنگي به آن‌ها نشان نمي‌دهد. يونسي در حادثه‌اي تير مي‌خورد... «رضاييه زياد برف مي‌باريد... پايم را بريدند...» پدرش بقيه‌ي خانواده را مي‌برد به كردستان و مريم، دختر چهل‌روزه‌اش، مننژيت مي‌گيرد؛ ديگر نه مي‌شنود، نه حرف مي‌زند ...

از طرف ارتش براي ساختن پاي مصنوعي راهي آلمان و فرانسه مي‌شود. به تهران كه برمي‌گردد، در ذخاير ارتش كه اداره‌اي مربوط به تسليحات و در خيابان سپه بوده، شروع به كار مي‌كند. آن روزها نه مي‌نوشته، نه ترجمه مي‌كرده است تا سال 1332 كه وارد سازمان های سياسي مي‌شود. گروه گروه دستگير و محاكمه مي‌شوند. يونسي جزو گروه دوم در انتظار اجراي حكم اعدام بوده كه از دست دادن پا در حين خدمت، او را از مرگ مي‌رهاند و حبس ابد با اعمال شاقه برايش رقم مي‌خورد. از زندان لشكر زرهي ـ جايي نزديك محل سكونت امروزش در عباس‌آباد ـ به زندان قصر منتقل مي‌شود و يك سال انفرادي... «از بخت‌ياري اوست شايد» كه هم‌بندان هشت سال همراهش، همه تحصيل‌كرده هستند و عده‌اي از فرنگ برگشته و آشنا به زبان. او هم كه كمي فرانسه مي‌دانسته، با استفاده از يك فرهنگ فرانسه به انگليسي، اشكالات لغت‌هاي انگليسي‌اش را مرتفع مي‌كند. فرهنگ حييم هم ديگر كمكش بوده است.

وقتي اتاق‌ها بازتر مي‌شود، در گپ‌وگفت‌هاي زندان بحث به تعريف داستان و رمان كشيده مي‌شود. با اروپا و شوروي نامه‌نگاري مي‌كند كه اگر اطلاعاتي درباره‌ي داستان‌نويسي هست، برايش بفرستند. به حساب مدرسه‌ي بين‌المللي «تحصيل از طريق مكاتبه» در انگلستان پول واريز مي‌كند، برايش كتاب مي‌فرستند و او پيگير مي‌خواند و تمرين‌ها را انجام مي‌دهد. «هنر داستان‌نويسي» در زندان نوشته مي‌شود. اين كتاب را مي‌خواند و دامنه‌ي مطالعه را بسط مي‌دهد. «آرزوهاي بزرگ» چارلز ديكنز را هم آن‌جا ترجمه مي‌كند و كتاب به عنوان بهترين ترجمه‌ي سال در انجمن اسلامي دانشگاه تهران معرفي مي‌شود. «خياط جادوشده»ي سولومن را بينوويچ ـ نويسنده‌ي معاصر تولستوي - نيز ديگر ترجمه‌ي اوست؛ كتابي از نويسنده‌اي كه مي‌گويد، اگر مرا در آمريكا دفن كرديد، كنار قبر ثروتمندها چال نكنيد تا اگر زمين‌لرزه‌اي شد و در هم رفتيم، نه به آن‌ها توهين شده باشد، نه به من! «خانه‌ي قانون‌زده»ي ديكنز و «اسپارتاكوس» هوارد فاست ديگر كارهاي او در اين ايام است و «شرلي» از شارلوت برونته كه چون كتابي ضدكارگري بوده، يونسي از ترس خيانت به مردم و اين‌كه مبادا وسوسه شود و آن را بفروشد، مي‌سوزاندش.

بعد از زندان، سه سال بي‌كار مي‌ماند تا با محمد قاضي در كامپ‌ساكس همكار مي‌شود. قاضي هم‌ولايتي او بوده و از سال‌هاي دبيرستان نظام آشنايش. يونسي با قاضي كه ليسانسيه‌ي حقوق و كارمند بازنشسته‌ي دارايي بود، يك سالي در اين شركت دانماركي همكار مي‌شود و پنج ـ شش سالي هر شب با او در رفت‌وآمد است، هر دو با خانواده‌هاي‌شان در منزل يا در كافه و رستوراني. مهندس عزت‌الله راستكار - برادر فهيمه راستكار ـ در سازمان برنامه بانفوذ بوده و خوش‌نام. كار در مركز آمار ايران، وابسته به سازمان برنامه را او براي يونسي پيدا مي‌كند. به عنوان محقق، بعد مترجم، سپس رييس مركز به كار مشغول مي‌شود.

«مردم ايران واقعا همديگر را نمي‌شناسند. نه تهراني آذربايجاني را، نه آذربايجاني كرد را، نه كرد خراساني را. همه تصور مبهمي از هم دارند و من همانند هر كس ديگري كه با زادگاه خود بيش‌تر مأنوس است، به نوشتن از كردستان پرداختم.» علاوه بر ترجمه‌هايش، در داستان‌هايش چون «گورستان غريبان»، «خوش ‌آمدي»، «كج كلاه و كولي»، «‌مادرم دو بار گريست»، «دادا شيرين»، «رؤيا به رؤيا»، «دعا براي آرمن» و ... نيز همواره به طرح شخصيت‌ها و آداب و رسوم كردي توجه داشته؛ هرچند نخواسته مخاطب را درباره‌ي جغرافيا گيج كند.

ابراهيم يونسي دوست داشت هرچه براي مردم مفيد است، انجام دهد؛ نه كاري از سر تفنن. او حتا مي‌خواست تا تصور واهي را كه مردم ايران از ديگران دارند، اصلاح كند. ترجمه‌ي «اگر بيل استريت زبان داشت» درباره‌ي زندان‌هاي آمريكا، در همين راستاست و يا «تجارت اسلحه».

 

برخی نوشته‌ها

 1.هنر داستان نویسی - (۱۳۴۱)  2.دلداده‌ها  3.رویا به رویا   4.ز    5.مادرم دوبار گریست - (رمان)  6.کج‌کلاه و کولی - (رمان) 7.گورستان غریبان - (رمان) (۱۳۵۸)  8.زمستان بی‌بهار  9.شکفتن باغ - (رمان)  10.دادا شیرین - (رمان) 11.اندوه شب بی پایان 12.دعا برای آرمن 13.خوش آمدی - (رمان)

برخی ترجمه‌ها

 1.آرزوهای بزرگ - چارلز دیکنز (۱۳۳۶)  2.ادبیات آفریقا  3.تاریخ ادبیات یونان - رز هربرت جنینگز  4.تکیه‌گاه - درایز تودور 5.قیام شیخ سعید پیران - اولسن رابرت 6.تاریخ معاصر کرد  7.هنر نمایشنامه نویسی 8.طوفان - ویلیام شکسپیر 9.جنبه‌های رمان 10.اگر بیل استریت زبان داشت  11.یک جفت چشم آبی - توماس هاردی 12.به دور از مردم شوریده - تامس هاردی 13.جود گمنام - تامس هاردی  14.موسیقی و سکوت - رز تره مین  15.بازگشت بومی - تامس هاردی 16.مردی که خورشید را در دست داشت - جک ریموند جونز 17.با این رسوایی چه بخشایشی - رندل جاناتان  18.علامتچی - چارلز دیکنز 19.داستان دو شهر - چارلز دیکنز  20.چارلز دیکنز - هاردی باربارا  21.دفتر یادداشت روزانه یک نویسنده - فئودور میخایلویچ داستایفسکی 22.اسپارتاکوس - فاست هوارد  23.زندگانی و عقاید آقای تریسترام شندی - استرن لارنس 24.دست تکیده - تامس هاردی  25.تاریخ اجتماعی هنر - هاوز آرنولد  26.سیری در ادبیات غرب - پریستلی، جان بوینتن 27.تاریخ ادبیات روسیه - میرسکی سی دی  28.میراث شوم - گیسینگ جورج (۱۳۷۱)  29.لینمارا، عشق و آرزو - گاسکین کاترین  30.زن شیشه‌ای  31.آشیان عقاب - هون کنستانس  32.تامس هاردی - لویس سی دی

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ف
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۱:۴۱ - ۱۳۹۰/۱۱/۲۱
0
7
خدا رحمتش كند كاش حالا كه در زادگاهش به ارامش ابدي رسيد مكاني مناسب شخصيتش همچون كتابخانه اي
بنامش شود
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین