گفتگو با مارتین داماس، فعال ضدجنگ کانادایی:
ایران،دوستت دارم!/رسانههای غربی،تصویری غیرواقعی ازایران میدهند
من وقتی کانادا هستم متوجه این اخبار و تصویر غیرواقعی که تلاش دارند از ایران بسازند میشوم و باید بگویم بله این سفرها باعث میشود که من بتوانم تصویر درستی از ایران و مردمش به دوستان و اشنایانم...
کاشف نیوز: بهمن 90 ماه رکورد زنی ورزشکاران خارجی در ایران
است. بعد از زاید لیبیایی که نامش را به عنوان اولین خارجیای که در دربی
پایتخت هت تریک کرده است ثبت کرد نوبت به مارتین داماس کانادایی رسیده است
که به عنوان چترباز روز دوشنبه 17 بهمن به عنوان اولین خارجی از بالای برج
میلاد پرش داشته باشد. پرشی که که عنوان بزرگترین پرش جمعی را یدک میکشید.
به همین بهانه گفتگویی با این چترباز کانادایی که سفر اخیرش سومین تجربه
حضور او در ایران میباشد انجام دادیم.
وقتی ظهر یکشنبه برای این مصاحبه به برج میلاد رفتم نمیدانستم لرزش دست و پایم بخاطر ابهت برج میلاد و وحشت همیشگیام از ارتفاع است و یا سرمای کم سابقه تهران در روزهای اخیر اما مسئلهای که برای من بیش از هرچیز دیگری جالب بود دیدن مارتین بود که در فواصل مختلف جملات مختلفی را به فارسی میگفت. جملاتی از قبیل "خیلی ممنونم" " خوش آمدید" شما بفرمایید" .
وقتی داماس و دوستان
ایرانیاش آماده میشدند تا برای بازدید به بالای برج بروند فرصتی پیش آمد
که گفتگویی کوتاه با او داشتم. این گفتگو از این رو اهمیت داشت که شنیده
بودم داماس تصمیم گرفته به عنوان یک فعال ضد جنگ این پرش را پرش صلح بنامد.
گفتگوی «کاشف نیوز» با مارتین داماس فعال ضدجنگ کانادایی و از قهرمانان
چتربازی دنیا در ادامه میآید.
ـ آیا پیش از این نیز پرشی به عنوان صلح داشتید؟
ـ نه من اولین بار است که در چنین رویدادی که به نوعی پیام اینچنینی دارد شرکت میکنم.
ـ قبل از این هم سابقه حضور در ایران داشتید؟
ـ بله من دو بار دیگر هم به تهران آمده بودم
ـ پس با ایران آشنایی قبلی داشتید.
( مارتین برای اثبات علاقه و آشناییاش به فارسی جواب میدهد)ـ ایران دوستت دارم!
ـ با توجه جو منفیای که توسط رسانههای غربی علیه کشور و مردم ما ساخته شده است. میخواستم بدانم آیا این فضاسازی باعث میشود که دیگر دوستانتان نگران سفر به ایران باشند و آیا شما برای رفع این فضا سازی برای دوستانتان صحبت میکنید؟
ـ بله من وقتی کانادا هستم متوجه این اخبار و تصویر غیرواقعی که تلاش دارند از ایران بسازند میشوم و باید بگویم بله این سفرها باعث میشود که من بتوانم تصویر درستی از ایران و مردمش به دوستان و اشنایانم ارائه بدهم.
ـ آیا قصد دارید در ادامهی راه در کشورهای دیگر هم با همین پیام به انجام چنین پرشهایی دست بزنید؟
(یکی از همراهان ایرانی مارتین توضیح میدهد که گرچه این پرش توسط خود مارتین به عنوان پرش صلح نام گذاری شده اما مناسبت اولیه آن به واسطهی ایام دههی فجر است که صورت میگیرد) من تا به حال با چنین مسئلهای برخورد نکردم. معمولا این پرشها در غالب ورزشهای پر خطر و فستیوالهاست که صورت میگیرد.

ـ از چه سالی به این ورزش پرداختید؟
ـ از سال 1986 چتر بازی را شروع کردم و از سال 89 پرشهای پر خطر را آغاز کردم.
ـ اولین بار چطور شد که تصمیم گرفتید به این ورزش رو بیارید؟
ـ مثل بقیه بچهها از بچگی این تصویر پرش با چتر را داشتم. رویایی که همهی بچهها دارند. اما تصمیم نهایی زمانی گرفته شد که در شهرمان یک فستیوال سالیانه در رابطه با چتر بازی برگزار میشد که من جدود شانزده یا هفده سالگی با دیدن آن فستیوال تصمیم گرفتم یکی از آنها باشم. و شاید باور نکنید اما در اولین تجربه به قدری ترسیدم که تصمیم گرفتم آخرین باری باشد که دست به چنین کاری میزنم. اما خب این روند ادامه پیدا کرد که باعث شد که امروز در چنین جایگاهی باشم.شور و هیجانی که در آن لحظه برای من ایجاد میشود واقعا غیر قابل توضیح است.
ـ هر ورزشکاری در هر رشتهای یک رویا و نقطهی اوج را در تصورش دارد که دوست دارد یک روز به آن نقطه برسد در رشتهی شما و برای شخص شما چه رویایی نقطهی اوج ماجراست؟
ـ پس از سالهایی که پرش میکنید رویای شما این میشود که یک چیز جدید را در این ورزش به وجود بیاورید مثل چیزی که ما میخواهیم فردا انجام بدهیم یک پرش برای صلح که شاید بتواند به درد این جهان بخورد.
ـ در فاصلهای که از دو سفر قبلی شما به تهران گذشته چه تفاوتی به چشمتان خورده آیا اصلا تهران امروز با تهرانی که دفعات گذشته دیده بودید تفاوتی داشته؟
ـ این مسئله غیر قابل باور است. در این سفر من با بزرگراهها و تونلها و ساختمانهایی جدیدی روبرو هستم که این همه تحول و پیشرفت برایم غیر قابل باور بود.
از مارتین داماس و آقای مقدم که زحمت ترجمه صحبتهای من و مارتین را بر عهده داشت خداحافظی میکنم و به او قول میدهم روز دوشنبه برای دیدن این پرش بزرگ به برج میلاد بیایم. وقتی در حال خروج از محوطه برج میلاد بودم به چهرهی بشاش مارتین داماس فکر میکردم و این مسئله که اگر بسیاری از مردم جهان مثل او امکان حضور در ایران را داشتند و میتوانستند شاهد خونگرمی و مهمان نوازی ما باشند شاید متوجه میشدند سیاستمداران غربی چگونه تلاش دارند از این مردم صلح دوست چهرهی ملتی جنگ طلب بسازند.
وقتی ظهر یکشنبه برای این مصاحبه به برج میلاد رفتم نمیدانستم لرزش دست و پایم بخاطر ابهت برج میلاد و وحشت همیشگیام از ارتفاع است و یا سرمای کم سابقه تهران در روزهای اخیر اما مسئلهای که برای من بیش از هرچیز دیگری جالب بود دیدن مارتین بود که در فواصل مختلف جملات مختلفی را به فارسی میگفت. جملاتی از قبیل "خیلی ممنونم" " خوش آمدید" شما بفرمایید" .
ـ آیا پیش از این نیز پرشی به عنوان صلح داشتید؟
ـ نه من اولین بار است که در چنین رویدادی که به نوعی پیام اینچنینی دارد شرکت میکنم.
ـ قبل از این هم سابقه حضور در ایران داشتید؟
ـ بله من دو بار دیگر هم به تهران آمده بودم
ـ پس با ایران آشنایی قبلی داشتید.
( مارتین برای اثبات علاقه و آشناییاش به فارسی جواب میدهد)ـ ایران دوستت دارم!
ـ با توجه جو منفیای که توسط رسانههای غربی علیه کشور و مردم ما ساخته شده است. میخواستم بدانم آیا این فضاسازی باعث میشود که دیگر دوستانتان نگران سفر به ایران باشند و آیا شما برای رفع این فضا سازی برای دوستانتان صحبت میکنید؟
ـ بله من وقتی کانادا هستم متوجه این اخبار و تصویر غیرواقعی که تلاش دارند از ایران بسازند میشوم و باید بگویم بله این سفرها باعث میشود که من بتوانم تصویر درستی از ایران و مردمش به دوستان و اشنایانم ارائه بدهم.
ـ آیا قصد دارید در ادامهی راه در کشورهای دیگر هم با همین پیام به انجام چنین پرشهایی دست بزنید؟
(یکی از همراهان ایرانی مارتین توضیح میدهد که گرچه این پرش توسط خود مارتین به عنوان پرش صلح نام گذاری شده اما مناسبت اولیه آن به واسطهی ایام دههی فجر است که صورت میگیرد) من تا به حال با چنین مسئلهای برخورد نکردم. معمولا این پرشها در غالب ورزشهای پر خطر و فستیوالهاست که صورت میگیرد.

ـ از چه سالی به این ورزش پرداختید؟
ـ از سال 1986 چتر بازی را شروع کردم و از سال 89 پرشهای پر خطر را آغاز کردم.
ـ اولین بار چطور شد که تصمیم گرفتید به این ورزش رو بیارید؟
ـ مثل بقیه بچهها از بچگی این تصویر پرش با چتر را داشتم. رویایی که همهی بچهها دارند. اما تصمیم نهایی زمانی گرفته شد که در شهرمان یک فستیوال سالیانه در رابطه با چتر بازی برگزار میشد که من جدود شانزده یا هفده سالگی با دیدن آن فستیوال تصمیم گرفتم یکی از آنها باشم. و شاید باور نکنید اما در اولین تجربه به قدری ترسیدم که تصمیم گرفتم آخرین باری باشد که دست به چنین کاری میزنم. اما خب این روند ادامه پیدا کرد که باعث شد که امروز در چنین جایگاهی باشم.شور و هیجانی که در آن لحظه برای من ایجاد میشود واقعا غیر قابل توضیح است.
ـ هر ورزشکاری در هر رشتهای یک رویا و نقطهی اوج را در تصورش دارد که دوست دارد یک روز به آن نقطه برسد در رشتهی شما و برای شخص شما چه رویایی نقطهی اوج ماجراست؟
ـ پس از سالهایی که پرش میکنید رویای شما این میشود که یک چیز جدید را در این ورزش به وجود بیاورید مثل چیزی که ما میخواهیم فردا انجام بدهیم یک پرش برای صلح که شاید بتواند به درد این جهان بخورد.
ـ در فاصلهای که از دو سفر قبلی شما به تهران گذشته چه تفاوتی به چشمتان خورده آیا اصلا تهران امروز با تهرانی که دفعات گذشته دیده بودید تفاوتی داشته؟
ـ این مسئله غیر قابل باور است. در این سفر من با بزرگراهها و تونلها و ساختمانهایی جدیدی روبرو هستم که این همه تحول و پیشرفت برایم غیر قابل باور بود.
از مارتین داماس و آقای مقدم که زحمت ترجمه صحبتهای من و مارتین را بر عهده داشت خداحافظی میکنم و به او قول میدهم روز دوشنبه برای دیدن این پرش بزرگ به برج میلاد بیایم. وقتی در حال خروج از محوطه برج میلاد بودم به چهرهی بشاش مارتین داماس فکر میکردم و این مسئله که اگر بسیاری از مردم جهان مثل او امکان حضور در ایران را داشتند و میتوانستند شاهد خونگرمی و مهمان نوازی ما باشند شاید متوجه میشدند سیاستمداران غربی چگونه تلاش دارند از این مردم صلح دوست چهرهی ملتی جنگ طلب بسازند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



اون وقت بعضیا در ایران...