کد خبر: ۷۰۵۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

"جنگ احزاب" عليه دولت نهم

سيد احمد علم الهدي،امام جمعه مشهد: مقام معظم‌رهبري در ديدار رئيس‌جمهور و دولتمردان با معظم‌له، کارشکني‌ها عليه دولت نهم را به جنگ احزاب تشبيه کردند.

مقام معظم رهبري با اين بيان، خواسته‌اند از جريان خاصي که امروز در جامعه ما به وجود آمده و اساس نظام و انقلاب را هدف قرارداده‌ است پرده‌برداري کنند.
دولت نهم در کانون کارگزاري نظام قرار گرفته و مطيع مقام معظم رهبري است و حرف امام و انقلاب را مي‌زند، و عدالت‌خواهي و استکبارستيزي در آن تشخص دارد، و به همين سبب، هدف و سيبل اين تهاجم شده است.
آن‌چه در جنگ احزاب صورت گرفت، همدستي و همياري تمام جريان‌هاي ضداسلام در شبه جزيره عربستان بعد از شکست توطئه‌هاي فردي‌شان بود. از ابتداي ظهور اسلام، قريش از يک طرف و گروه‌هاي ملحد و مشرک ديگر هر کدام در ظرف وجوديشان، با استفاده از قدرت خود، عليه پيغمبر(ص) قيام کردند و با ايشان جنگيدند. تمام اين حرکت‌ها و توطئه‌ها بر ضد رسول‌ا... شکست خورد، و کار به جايي رسيد که جريان‌هاي مخالف اسلام به اين نتيجه رسيده بودند که هيچ‌يک به ‌تنهايي قدرت مصاف در برابر مسلمان‌ها و پيغمبر را ندارند. لذا در صدد برآمدند که با اتفاق و تجميع قدرت و نيرو، بتوانند بر پيغمبر(ص) مسلط شوند و مسلمانان را شکست دهند. با اين تفکر و انديشه، جريان جنگ احزاب شروع شد.
در جنگ احزاب، سه جريان کنار هم قرار گرفتند. اول جريان کفر و شرک و بت‌پرستي عربستان. دوم جريان يهود به عنوان معاند هدفمند پيغمبر(ص) و اسلام و سوم جريان نفاقي که در مدينه نفوذ کرده و قدرت توطئه خودشان را از دست‌داده بودند. اين سه جريان با هم يکي شدند و جنگ احزاب آغاز شد.
مقام معظم رهبري با تشبيهي که فرمودند، مي‌خواهند مردم را به اين نکته توجه دهند که در تجربه تداوم سي‌ساله اين نظام به عنوان دستاورد محوري انقلاب، همه توطئه‌ها، از جنگ تحميلي گرفته تا توطئه‌هاي بين‌المللي در تقابل با اين نظام و کشور و حرکت‌هاي کور و هدفمند نفاق در داخل کشور، شکست خورده است. نفاق در شکل‌ها و رنگ‌هاي گوناگون، هم آن‌جايي که با قيام مسلحانه به مصاف اين انقلاب آمده، هم آن‌جايي که در صدد براندازي نظام با يک حرکت نرم و کودتاي خزنده اقدام کرده، شکست خورده است. جريان‌هاي بيروني نيز در تهاجم‌شان، شکست خورده‌اند، هم شرق و هم غرب، در جبهه‌هاي اقتصادي و سياسي، در همه توطئه‌ها در برابر نظام ما شکست خورده‌اند و امروز بعد از سي‌سال نظام ما قوي‌تر از روز اول حکومت مي‌کند. الآن همه به اين نتيجه رسيده‌اند که هيچ‌کدام به تنهايي قدرت مقابله با اين نظام را ندارند و به‌همين سبب، در مقام مقابله با اين نظام دست به يکي شده‌اند. درنتيجه، در برخورد با اين نظام و جريان‌هاي آن، که در صف مقدم‌اش اين دولت ارزشي قرار دارد، وزارت خارجه اسرائيل همان حرفي را مي‌زند که در مجامع اروپايي زده مي‌شود و همان حرف هم به وسيله جريان‌هاي نفاق داخلي و گروه‌هاي ضدارزشي و لائيک تکرار مي‌شود! وقتي بناست يک موضع‌گيري در مقابل دولت انجام گيرد، ما يک هم‌نوايي بين اين جريان‌ها احساس مي‌کنيم. تعبير مقام معظم رهبري در مقايسه حملات به دولت با جنگ احزاب نشان مي‌دهد همان‌‌طور که جنگ احزاب در آن موقعيت شروع شد، موقعيتي که همه جريان‌ها از مصاف شخصي با اسلام نااميد شده بودند و جز اين که با هم دست به يکي کنند، راهي در مقابله با پيغمبر نمي‌ديدند، الآن هم نظام ما در اين شرايط قرار دارد. طبيعي است همه اين تهاجم‌هاي هماهنگ، متوجه دولت شود؛ چراکه اين دولت در راس کارگزاري نظام است.
عامل اصلي نااميدي دشمن در داخل شبه جزيره عربستان، وجود اقدس اميرالمؤمنين عليه‌السلام بود. سني و شيعه از پيغمبر اکرم(ص) نقل کرده‌‌اند که فرمود: «ضربه` علي يوم الخندق، افضل من عباده` الثقلين» يک ضربت اميرالمؤمنين که در روز خندق، به عمر بن‌ عبدود زدند و او را از پاي در آوردند، از عبادت ثقلين و عبادت جن و انس بالاتر است. اين فرمايش رسول اعظم يک پيشگويي بود؛ يعني تمام عبادت جن و انس و اينکه خداگرايي و خداپرستي در زمين به وسيله اسلام، فراگير شد و انسان‌ها در صفحه کره خاکي، در عبوديت خدا قرار گرفتند، به‌سبب آن ضربت اميرالمؤمنين عليه‌السلام در جنگ احزاب بود. اگر آن ضربت نبود و اسلام شکست مي‌خورد، ديگر خدا روي کره زمين عبادت نمي‌شد. عامل شکست احزاب در جريان جنگ خندق، وجود اقدس مولي‌ اميرالمؤمنين بوده، و امروز هم عامل شکست همه قدرت‌ها در برابر اين نظام و انقلاب، "مقام ولايت" است. آن روز ولايت مولي عليه‌السلام اين شکست را بر دشمن، تحميل کرد؛ امروز هم ولايت، اين قدرت‌هاي متفق شرک و کفر و نفاق را شکست خواهد داد. ولايت‌گرايي مردم مي‌تواند با اجتماع امروز احزاب مبارزه کند؛ بنابراين، هر دولتي که در اين نظام، مسؤوليت کارگزاري را برعهده گيرد، خاصيت شفاف اوليه‌اش بايد ولايت‌گرايي باشد، و اگر ولايت‌گرايي باشد، اين دولت مي‌تواند در محور کارگزاري نظام قرارگيرد. اگر دولتي، ولايت‌گرايي را نداشته باشد، در برابر احزاب شکست مي‌خورد و آن‌ها ممکن است پيروز شوند.
ما در انقلاب سي‌ساله خودمان، نوسان‌هايي در عرصه اين نظام داشته‌ايم. تشبيه دفاع مقدس به جنگ بدر، تشبيه جالبي است. اما جريان‌هايي که بعد پيش آمد، تنها مسأله غنيمت‌گيري بعضي وابستگان اين انقلاب يا برخي افرادي که براي انقلاب زحمت کشيده بودند، نبود. آن‌ها هم در نوسانات بعدي نظام و انقلاب و فضاي ليبراليستي و سکولاريستي به وجود آمد، اين در حقيقت معلول دو قضيه‌اي بود که از همان ابتدا هم مقام معظم رهبري با اين دو جريان مخالف بودند، و موضع‌گيري مشخصي هم داشتند. دو حرکت انجام گرفت که انقلاب را دچار نوسان و خسارت کرد. نمي‌شود البته گفت، کساني که عامل اين خسارت‌ها بوده‌اند، آگاهانه به اين اقدامات دست زده‌ و خداي ناکرده قصد خيانت و يا ضربه‌زدن را داشته‌اند. شايد آن‌ها هم ناآگاهانه فکر مي‌کرده‌اند اين خط و روش‌، خوب است. يکي توسعه اقتصادي با الگوي غربي بود و ديگري بحث توسعه سياسي با دنباله‌روي از غرب بود. اين‌ها به منزله دو تبري بودند که از دو طرف بر پيکر درخت انقلاب فرود آمدند و اين درخت را مصدوم کردند. شايد قصد بدي هم نداشتند. گمان مي‌کردند راه توسعه اقتصادي ما بعد از جنگ تحميلي، توسعه با الگوي غربي است! يا راه توسعه اجتماعي و سياسي ما همان توسعه سياسي با الگوي غربي است. اين‌ها واقعا دو ضربه جانکاه بود که از دو طرف بر پيکر اين انقلاب زده شد و ما راهمان را گم کرديم؛ ولي رهبري حکيمانه حضرت آيت الله العظمي خامنه اي و آن سکانداري مدبرانه ايشان به کلي مساله را حفظ کرد و کشتي انقلاب در مسير خودش قرار گرفت و ارزش‌هاي انقلاب و امام به جامعه ما برگشت و اين خودش را در انتخابات رياست‌جمهوري نهم، انتخابات مجلس و همه گزينش‌هاي مردمي پس از آن نشان داد.
البته برخي سران جريان‌هاي گذشته، اعلام کرده‌اند که مي‌خواهند آب رفته را به جوي بازگردانند‌! و وضعيتي را که پس از انتخابات نهم رياست‌جمهوري به وجود آمده را تغيير دهند و عمده تلاش خود را هم بر روي همين امر قرار داده‌اند.
بايد دوباره همان توسعه اقتصادي و سياسي غربي پيگيري شود؛ بي‌بندوباري و حرکت جامعه به سوي لائيسم ترويج شود و... خوب اما اين را تجربه کرده‌ايم و نتيجه‌اش مقابله و معارضه با انقلاب و اسلام است. ما از اين وضعيت عبور کرده‌ايم. در سال 76 که به آن توسعه سياسي غربي تن داديم، در حقيقت جنگ سخت ما گذشته بود و ما پيروز شده بوديم، جنگ نرم هم عليه ما شروع نشده بود. الان دو سه سال است که جنگ نرم عليه اين نظام شروع شده است. با شروع شدن جنگ نرم، اين که ما ارزش‌ها و اصول انقلاب را تضعيف کنيم و بخواهيم برگرديم به آن توسعه سياسي با الگوي غربي و رشد با الگوي ديني را کنار بگذاريم، به معناي کلنگ و تبري به دست گرفتن و انقلاب را از ريشه زدن است.
برخي مدعيان اصول‌گرايي در سپاه پيامبر، بعد از اين که قدرت و لشکرکشي احزاب را ديدند، دچار ترس شدند و بحث مخالفت و عبور از پيامبر را مطرح کردند. رهبر معظم انقلاب در ديداري که با هيات دولت داشتند، خط تخريب داخلي دولت را شامل طيف وسيعي دانستند، اعم از بعضي که بي‌خبرند و مغرض نيستند، عده‌اي که غرض‌هاي شخصي و سطحي دارند، و برخي که غرض‌هاي عمقي با نظام دارند و از امام در دلشان کينه است و حرف‌هاي امام را يا از اول قبول نداشتند يا حالا قبول ندارند. امروز در ميان برخي چهره‌ها مخالفت با دولت ديده مي‌شود که متأسفانه نمي‌توان به هيچ عنوان آن را از روي بي‌خبري و بي‌اطلاعي دانست.
اکنون با برخي سياه‌نمايي‌ها عليه دولت از سوي برخي سياستمداران مواجه هستيم که رهبر معظم انقلاب آن‌ها را «بي‌انصافي» دانستند. اين سياه‌نمايي‌ها عينا در پايگاه‌هاي دشمن هم نقل مي‌شود، جاي هيچ شک و شبهه‌اي نيست که سياست خارجي استکبارستيز دولت، نقطه قوت، افتخارآفرين و عزت‌بخش آن است اما سياه‌نمايي‌ و زير سؤال بردن اين سياست‌ها از سوي کساني که خود را سياستمدار مي‌دانند، چه معنايي جز تخريب و دشمني با دولت دارد؟!

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین