کد خبر: ۶۹۸۸۷
تعداد نظرات: ۲۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

یک سوال شرعی عجیب و تکان‌دهنده

متن زیر از یکی از سخنرانی های استاد حسین انصاریان با موضوع توبه گرفته شده است:
توبه یعنى پشیمانى، ما هم پشیمان هستیم.

یك بخش دیگر توبه ، استغفار با زبان است ؛ خدایا! اشتباه كردم « أستغفرُ اللهَ ربى و أتوب الیه » با زبان، حالا همین كه قلبمان پشیمان است، بس نیست؟ نه، چون خدا گفته است كه غیر از پشیمانى قلب، دوست دارم صداى التماس گنهكار را بشنوم. صدایت مهم است؛

« ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ »(1)  من را صدا بزن، من با صدا زدن تو جواب تو را مى‏دهم.

بیایى پشت در بایستى و زنگ نزنى كه كسى در را باز نمى‏كند. تشنه‏اى، اما اگر نگویى آب مى‏خواهم، آب نمى‏آورند، گرسنه اگر نگوید نان، كسى به او نان نمى‏دهد.

  ترك گناه با اعضا و جوارح

 سومین مرحله توبه: « تركٌ بالجوارح » هر عضوى از اعضا دچار هر گناهى است، امشب از چاه گناه بیرون بیاور، بگو: من از تاریكى مى‏خواهم بروم، خسته شدم.(2)
 
 عزم برنگشتن به گناه

 چهارمین بخش آن هم این است كه به خدا بگویى: از امشب تا سال دیگر، دیگر من به گناه برنمى‏گردم « إضمار أن لایعود ».(3)

توبه نصوح توبه‏اى است كه در آن رجوع به گناه نباشد. و توبه‏كننده از گناه مانند كسى است كه گناه نكرده باشد. و آن كس كه اصرار بر گناه دارد و استغفار مى‏كند خود را استهزاء و مسخره مى‏كند.

 و با این حالت شیطان او را مسخره مى‏كند. و به تحقیق شخص وقتى بگوید: اى خدا من از تو طلب آمرزش مى‏كنم و بازگشت به سوى تو مى‏نمایم پس به گناه عود كند و برگردد و باز چنین بگوید تا چهار مرتبه، در مرتبه چهارم از دروغگویان نوشته شود.
 
داستانى درباره گرگ گرسنه

 یكى از علماى جامع و كامل و عارف و فیلسوف كه همه شما او را مى‏شناسید ، ایشان مى‏فرمودند: براى دیدن یكى از اقوام به شهرمان در یك منطقه سردسیر كشاورزى رفتم.

 وقتى وارد خانه‏اش شدم، گفت: آقا! اول یك مسأله شرعى دارم، این را جواب بدهید.

 گفتم: بفرمایید، گفت: امسال تا زانوى ما در این منطقه برف آمده است، پنج و نیم، شش صبح تازه هوا روشن شده بود، من آمدم بیل و پارو برداشتم كه به باغ بیایم داخل آلاچیق دیدم یك گرگ قوى آمده و زیر آلاچیق خوابیده، من و بیل و پاروى من را كه دید، اصلاً عكس العمل نشان نداد، نترسید، ولى من ترسیدم جلو بروم، خیلى گرگ قویى بود.

 فكر كردم بیابان پر برف است، چیزى گیرش نیامده است، به اینجا پناه آورده. برگشتم و مقدارى نان و گوشت شب مانده بود، مقدارى شیر، این‏ها را داخل سینى گذاشتم و راه افتادم، گفتم: نزدیكش كه شدم، اگر قیافه عصبى گرفت، سینى را مى‏اندازم و فرار مى‏كنم. اگر عكس العملى نشان نداد، جلو مى‏روم.

 دیدن گرگ مادر و پذیرایى از او

 كنار باغ هم آغل گوسفندهایم بود ، جلو آمدم ، دیدم نه ، عكس العملى نشان نمى‏دهد ، زنده هم هست ، نمرده ، نزدیك او رسیدم ، دیدم مقدارى شكمش را بلند كرد و زیر شكمش چهار پنج تا بچه گرگ است كه تازه آنها را زاییده بود.

هیچ چیزى گیرش نیامده بود، گرسنه، بچه‏ها یك مرتبه شروع به ناله كردن كردند، و حالت چشم این گرگ برگشت، مثل این كه مى‏خواست با چشمش به من بگوید: دستت درد نكند، ما بیچاره بودیم، من تازه زاییدم، بچه‏هایم گرسنه هستند.

سینى را گذاشتم. گرگ لقمه لقمه برداشت و اول در دهان بچه‏هایش گذاشت، مادر است.
 
میزان محبت خدا بر بندگان

خدا فرمود: محبت كل مادرهاى عالم را از انسان و جن و حیوان را جمع كنند، یك ذره محبت من را نشان نمى‏دهد. من محبتم به بندگانم اگر صد باشد، یكى‏اش را در كل عالم پخش كردم، نود و نه تاى آن را گذاشتم كه قیامت خرج آنها كنم.(4)

ما با دلگرمى امشب پیش تو آمدیم، خیلى هم دلمان گرم است، هیچ ناراحتى‏اى نداریم.

گرگ هم غذا را خورد و بهار شد، گرگ همانجا ماند و نرفت، كجا برود؟ نمك خورده اینجا بود، محبت و احسان دیده، كجا برود؟

حمیدى در جمع بین صحیحین گفته است: «اسیرانى را نزد پیامبر آوردند ناگاه زنى از میان ایشان دوان دوان در پى كودكى برآمد. طفل خویش را در میان اسیران یافت، به سینه گرفت و شیر داد.

  پیامبر فرمود: آیا گمان دارید این زن فرزند خود را در آتش بیفكند؟ یاران پیامبر پاسخ گفتند: نه به خدا سوگند. پیامبر فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربانتر از این زن به فرزندش است.»

 در همان كتاب از رسول خدا روایت شده كه خداوند صد رحمت دارد كه یكى از آنها را نازل فرموده و به آن رحمت میان جن و انسان و درندگان و حشرات، دوستى و مهر افكند كه به واسطه آن با هم انس مى‏گیرند

و ددان توله‏هاى خود را پاس مى‏دارند. نود و نه رحمت باقیمانده ذخیره‏اى است كه پروردگار به وسیله آن در قیامت بندگان خود را با آن مورد ترحم قرار مى‏دهد.»

درخت‏ها شكوفه كردند و بچه گرگها هم بزرگ شدند و روزها با همدیگر بازى مى‏كردند، كم كم دیدم مادرشان دیگر غذا قبول نمى‏كند، پشت یك درخت مخفى شدم، دیدم از دیوار كوتاه آخر باغ بیرون مى‏رود و عصر برمى‏گردد و غذا مى‏آورد،
 
دریدن گوسفند صاحبخانه توسط بچه گرگها

 یك روز صبح گرگ رفت، این سه چهار تا بچه گرگ با همدیگر رفتند داخل آغل و یك بره را خفه كردند و داخل آلاچیق كشیدند و شروع به خوردن كردند.

گفتم: عیبى ندارد، عصر بود، دیدم سر و صدا بلند شد، از اتاقم بیرون آمدم، دیدم گرگ برگشته بود، چشمش به این بره من افتاده كه بچه‏هاى او كشته بودند، دیدم این بچه‏ها را مى‏گرفت و چهار پنج بار به زمین مى‏كوبید؛ كه بى‏مروت‏ها! آخر چهار ماه است به ما محبت كرده، بره او را چرا پاره كردید؟ ما كه پنجاه سال است نان خدا را مى‏خوریم و كفران مى‏كنیم.

گرگ، بچه‏ها را زد و بعد هم هر چهار پنج تا را غروب جلو انداخت و برد، پشت دیوار انداخت و خودش روى دیوار نشست و به من نگاه كرد و چشمش پر از اشك شد كه من شرمنده و خجالت زده هستم.

 حالا سؤال شرعى من این است كه گرگ رفت و دیگر نیامد، چهار پنج روز بعد آمد، دیدم یك بره كوچك آورده است، از آن طرف دیوار به این طرف دیوار انداخت و خودش هم روى دیوار نشست كه من به جاى آن بره‏اى كه بچه‏هایم خوردند، این را براى تو آوردم. نمى‏دانم هم از چه گله‏اى گرفته و آورده، آیا این بره حلال است یا نه؟

 انسان عاقل و فهمیده! كسى كه خدا براى تو پیغمبر و على و حسین علیهم‏السلام را فرستاده است! خانم‏هایى كه برایتان فاطمه علیهاالسلام را فرستاد! چه چیزى بیاوریم كه تلافى گناهان گذشته خودمان را بكنیم؟

باز معرفت گرگ كه رفت و یك بره پیدا كرد و آورد، ما برایت چه بیاوریم؟ ما همان حرف امام على علیه‏السلام را مى‏زنیم:

« ارحم من رأسُ ماله الرجاء و سلاحهُ البكاء » ما غیر از گریه سرمایه‏اى نداریم.

منابع:
1 ـ غافر (40) : 60؛ «مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم.»
2 ـ جامع الأخبار: 145، الفصل السابع و المائة فی الزنا؛ «قَالَ النَّبِیُّ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله لِكُلِّ عُضْوٍ مِنِ ابْنِ آدَمَ حَظٌّ مِنَ الزِّنَاءِ الْعَیْنُ زِنَاهُ النَّظَرُ وَ اللِّسَانُ زِنَاهُ الْكَلاَمُ وَ الاْءُذُنَانِ زِنَاهُ السَّمْعُ وَ الْیَدَانِ زِنَاهُمَا الْبَطْشُ وَ الرِّجْلاَنِ زِنَاهُمَا الْمَشْیُ وَ الْفَرْجُ یُصَدِّقُ ذَلِكَ كُلَّهُ وَ یُكَذِّبُه.»
3 ـ إرشاد القلوب: 1/45، الباب الحادی عشر فی التوبة و شروطها؛ «وَ قَالَ رَسُولُ االلَّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ایُّهَا النَّاسُ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا وَ بَادِرُوا بِالاْءَعْمَالِ الصَّالِحَةِ قَبْلَ أَنْ تُشْغَلُوا وَ أَصْلِحُوا بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَ رَبِّكُمْ تَسْعَدُوا وَ أَكْثِرُوا مِنَ الصَّدَقَةِ تُرْزَقُوا وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ تَحَصَّنُوا وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ تَنْتَصِرُوا یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَكْیَسَكُمْ أَكْثَرُكُمْ لِلْمَوْتِ ذِكْراً وَ إِنَّ أَحْزَمَكُمْ أَحْسَنُكُمُ اسْتِعْدَاداً لَهُ وَ إِنَّ مِنْ عَلاَمَاتِ الْعَقْلِ التَّجَافِیَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الاْءِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ التَّزَوُّدَ لِسُكْنَى الْقُبُورِ وَ التَّأَهُّبَ لِیَوْمِ النُّشُورِ
وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یَقُولُ فِی دُعَائِهِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی كُلَّ ذَنْبٍ عَلَیَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ.»
4 ـ نهج الحق و كشف الصدق: 375، إیضاح خرافة الجبر؛ «وَ رَوَى الْحُمَیْدِیُّ فِی الْجَمْعِ بَیْنَ الصَّحِیحَیْنِ قَالَ قَدِمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سَبْیٌ فَإِذَا امْرَأَةٌ مِنَ السَّبْیِ تَسْعَى إِذْ وَجَدَتْ صَبِیّاً فِی السَّبْیِ فَأَخَذَتْهُ فَأَلْزَقَتْهُ بِبَطْنِهَا فَأَرْضَعَتْهُ فَقَالَ رَسُولُ االلَّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ا تَرَوْنَ هَذِهِ الْمَرْأَةَ طَارِحَةً وَلَدَهَا فِی النَّارِ قُلْنَا لاَ وَ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ أَرْحَمُ بِعِبَادِهِ مِنْ هَذِهِ الْمَرْأَةِ بِوَلَدِهَا وَ فِیهِ أَنَّ النَّبِیَّ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله قَالَ إِنَّ لِلَّهِ مِائَةَ رَحْمَةٍ أَنْزَلَ مِنْهَا رَحْمَةً وَاحِدَةً بَیْنَ الاْءِنْسِ وَ الْجِنِّ وَ الْبَهَائِمِ وَ الْهَوَامِّ فِیهَا یَتَعَاطَفُونَ وَ بِهَا یَتَرَاحَمُونَ وَ بِهَا یَعْطِفُ الْوَحْشُ عَلَى وَلَدِهَا فَأَخَّرَ اللَّهُ تِسْعاً وَ تِسْعِینَ رَحْمَةً یَرْحَمُ بِهَا عِبَادَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ./منبع: تبیان

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۵
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۱:۴۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۳
13
24
چطور توله گرگ تازه به دنیا آمده غذا میخورد؟
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۲۱:۴۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۳
با دقت بخوان گفته بعد زمستان و توله های بزرگتر شده بودند
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۵۷ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۳
1
13
کسی که سنگ به دست است دوست را هم دشمن میکند.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۵۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۴
9
22
شرمنده ..معنی لقمه لقمه به دهان بچه گرگ گذاشت؟؟؟ یعنی چه؟ مگر توله گرگ شیر نمیخورد....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
abo
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۴۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۴
2
10
به نظرم این ناشناس
فی قلوبهم مرض فزادهماا لله مرضا
میباشد .
و اما بعد ظرفیت افراد در درک مطالب متفاوت است . والسلام.
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۱:۴۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۴
چه جالب، بجای این که جواب طرف رو بدید آیه قرآن در وصفش نازل می کنید؟ عزیز برادر شما که خیلی بیشتر مشمول این آیه هستی: صم بکم عمی فهم لا یعقلون. من نمیفهمم لطف و رحمت خدا که از در و دیوار هویداست و نیازی به این جور اثباتها نداره. حالا بالاخره باید به سوال مردم جواب داد یا نه، هرکس سوال کرد که فلان حرف درسته یا نه مشمول خشم و غضب شما و لابد خدا قرار می گیره؟ اسلام خوشبختانه دین تعقل و پرسش و پاسخه و خداوند، پذیرش وجود خودش رو هم بدون تفکر قبول نداره جه برسه به صفات و خصوصیاتش و البته درست گفتی که افراد در درک مطلب ( و ظرفیت ) متفاوت هستند.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۳۳ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۴
6
6
قصه جالب بود .اما ربط دادن این داستان به دین و شرعیات اشتباه و غیر قبال قبول است.داستان به قدری بچه گانه است که غیر واقعی بودن آن را هر کودکی متوجه می شود .
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۹:۵۷ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۴
0
6
این داستان تا جه حد واقعیت دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نادر اصلي
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۱:۳۷ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۴
4
8
اجازه استاد!ميتونم اين داستان رو باور نكنم؟
محسن
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۱۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۴
5
6
گرگ رفت از کجا بره اورد حتما از یه بدبخت دیگه دزدیده همینطوری که تو بیابون نریختن. چرا فکر نکرده حرف میزنیم
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۰۴ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۵
4
8
مثاله.حرف رو بفهم.خودت گمراهی فکر بقیه رو خراب و گمراه نکن
پاسخ ها
ناشناس
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۰۰:۰۴ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۵
منم موافقم.دوستان دقت کنند این دوست عزیز حرف معناداری زده.اگه میتونید پاسخ بدید لطفا
جمشید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۴۷ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۶
2
1
ها؟؟؟
چی شد؟
شاهرخ
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۷:۲۰ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۶
2
7
خدا نکند خدا بر قلبی مهر بزند، دیگر هیچ چیز را نه قبول می کند و نه می فهمد.
شهاب
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۵۱ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۷
2
0
نه بابا احتمالا" خاب دیده اونم که مهم نیست...
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۳۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۷
0
2
چراناراحت میشید خب سوالات درستی کردن مهر زدن بدل اینجا مصداق نداره گوینده در بیان مطلب خواسشو جمع نکرده امروز قدرت درک وفهم مردم باقدیم فرق کرده شاید واقعیت داشته باشه ولی نه به این شکل. اینجوری قابل پذیرش نیست.مگه شیخ حسین پیغمبره که هرچی گفت بگیم به به چه چه.اشتباه کرده
ایمان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۰۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۸
0
0
نمیدونم چرا من یاد فراماسونرها افتادم و مظلومیت نمایی صهیون .... !!!
گرگ گرگه دیگه .... قابل ترحم نیست .... چرا گول میخورین
دریا*
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۶:۵۱ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۸
0
0
کاش به جای انکار و تمسخر کمی تامل

کنیم!
محمد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۴۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۸
0
0
تن وجانم بفدای ذات مطهر ومهربان حضرت خداوند متعال...ای کاش بجای خشم خداوند از رحمتش میگفتند....آن وجود مقدس بقدری مهربان است که فرمودند اگر بنده ام میدانست چقدر دوسش دارم از شوق قالب توهی میکرد...مردم قدر حضرت الله مهربان را بدانید
مدیر پایگاه مردم خوبی داریم مردمی نجیب و خداپرست و انشاالله قدر همه نعمتهای خدا را و محبتی که خداوند بزرگ به بنده هایش را دارد را می دانند
پیمان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۵:۲۲ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
0
0
سلام دوستان عزیزچراماانقد سطحی نگرشدیم وهمیشه دنبال مخالفت وایراد گرفتن هستیمبجای کمی تامل کنیم درمظمون وپیام(داستان یاواقعیت)بیاییم بیشتر بیاندیشیمگیریم گرگ بره ای دزدیده!آیاگرگ توانایی تمیزدادن حلال وحرام دارد؟
ادامه دارد...
پیمان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۵:۲۳ - ۱۳۹۰/۱۱/۰۶
0
0
سلام دوستان عزیزچراماانقد سطحی نگرشدیم وهمیشه دنبال مخالفت وایراد گرفتن هستیمبجای کمی تامل کنیم درمظمون وپیام(داستان یاواقعیت)بیاییم بیشتر بیاندیشیمگیریم گرگ بره ای دزدیده!آیاگرگ توانایی تمیزدادن حلال وحرام دارد؟
ادامه دارد...
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین