کد خبر: ۶۹۱۷۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

کافه ای برای حزب اللهی ها با طعم پونه و بابونه

میثم رشیدی

به گزارش گروه فضای مجازی بولتن نیوز؛ میثم رشیدی در آخرین مطلب وبلاگ شخصی اش اینگونه نوشت: دیروز برای اولین بار، فرصتی پیش آمد تا سری به کافه کراسه بزنم و از فضای دلنشین و بی نظیرش بهره ببرم. خبر افتتاح این کافه را پیش از این در رسانه ها خوانده و عکس هایی هم که خبرگزاری فارس منتشر کرده بود را دیده بودم اما تجربه خوردن یک چای نبات در آن فضا لطف دیگری داشت.

فضایی کاملا سالم، مملو از کتابهایی که با آنها زندگی می کنیم و کافی من هایی که با ظاهری حزب اللهی، اخلاق خوبشان آدم را مجاب می کند که باز هم سری به کافه کراسه بزند. از همه اینها گذشته، نمی شود از قیمت های خوب و تقریبا نیمه بودن آنها نسبت به کافه های دیگر غافل شد.

 

آنطور که به یادم هست، بعد از خواندن شاهکار فرهاد جعفری با نام کافه پیانو بود که علاقه ام به کافه ها بیشتر شد. فضای رمان کافه پیانو، کافه ۷۸ در خیابان آبان جنوبی را برای من تداعی می کرد که این موضوع را تلفنی با فرهاد خان در میان گذاشتم تا این کافه را هم ببیند و تجربه کند. از آن روزها سعی کردم کافه های معروف تهران را تجربه کنم. از کافه نادری در خیابان جمهوری تا کافه رمنس در خیابان فردوسی و ده ها کافه معروف و غیر معروف تهران. چیزی که در شهرهای دیگر با این ویژگی ها ندیدم و تجربه نکردم.

البته کافه تیتر هم به همت دوست عزیزم امین ص در خیابان زرتشت غربی افتتاح شده که متاسفانه تا حالا فرصت رفتن به آنجا را نداشته ام. یادش که به خیر نیست اما کافه تیتر اولیه را که بهنام قلی پور ملعون به همراه همسرش در خیابان صبای جنوبی افتتاح کرد، آنقدر مملو از خبرنگاران و نویسندگان ضدانقلاب بود که من راهی به آنجا نداشتم اما حالا می شود یک کافه تیتر اسلامی را تجربه کنم.

اما از همه اینها گذشته، کافه کراسه یک تجربه متفاوت بود. علی الخصوص که در شب جمعه ای سرد و زیبا و در حالی به آنجا رفتم که تقریبا کسی در آنجا نبود. ابتدا چند کتاب و لوح فشرده انتخاب کرده و سپس بر روی میزهای چوبی کافه، یک چای و نبات را نوش جان کردم!

از جمله کتابهای جالبی که در کافه کراسه برای اولین بار دیدم، مجموعه ای چند جلدی با قطع پالتویی بود که شامل قرآن، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، توضیح المسائل آقا و دیوان حافظ می شد. برای اولین بار دیوان حافظی خریدم و به نیت حال خوشی که از دیدن کافه کراسه به من دست داده بود، تفالی زدم که این غزل آمد...   

  

دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس / نسیم روضه شیراز پیک راهت بس

دگر ز منزل جانان سفر مکن درویش / که سیر معنوی و کنج خانقاهت بس

وگر کمین بگشاید غمی ز گوشه دل / حریم درگه پیر مغان پناهت بس

به صدر مصطبه بنشین و ساغر می‌نوش / که این قدر ز جهان کسب مال و جاهت بس

زیادتی مطلب کار بر خود آسان کن / صراحی می لعل و بتی چو ماهت بس

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد / تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس

هوای مسکن مؤلوف و عهد یار قدیم / ز ره روان سفرکرده عذرخواهت بس

به منت دگران خو مکن که در دو جهان / رضای ایزد و انعام پادشاهت بس

به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ / دعای نیم شب و درس صبحگاهت بس

کافه کراسه در ابتدای راه است و کارهای زیادی دارد اما یک اقدام نو و بدیع از طرف کسانی است که تا به حال دست به هر کاری زده اند، در آن موفق بوده اند. منظورم بچه های خوش فکر و حزب اللهی است که با کتاب و مطالعه در ارتباطند و هیچکس نمی تواند از آنها کولی بگیرد.

اما نکته مهم اینکه کافه کراسه از همین الان باید به فکر افزایش مساحت باشد چون دور نیست روزی که با استقبال بی نظیر مخاطبانش روبرو شود و آن وقت جایی نباشد برای من که یک هات چاکلت یا قهوه ترک یا کوپ توت فرنگی به رگ بزنم!

اطلاعات بیشتر از کافه کراسه (+) و تعدادی عکس(+) 

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین