کد خبر: ۶۸۹۴۵۵
تعداد نظرات: ۴۵ نظر
تاریخ انتشار: ۰۳ آبان ۱۳۹۹ - ۱۶:۵۲
عسگری به معنای عقیم و بی‌دانه است؛ همانطور که انگور عسگری به جهت بی دانه بودنش به این نام مشهور شده لذا دشمنان از این شهرت...

گروه دین و اندیشه - حجه الاسلام والمسلمين عليرضا توحيدلو در یادداشتی نوشت: عسگری به معنای عقیم و بی‌دانه است؛ همانطور که انگور عسگری به جهت بی دانه بودنش به این نام مشهور شده لذا دشمنان از این شهرت برای اثبات عقیم بودن امام و عدم وجود امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) استفاده می کرده و می کنند.


به گزارش بولتن نیوز، عسکر محله‌ای بوده در شهر سامرا که لشکرگاه و محل توقف سپاه خلفای عباسی در آنجا قرار داشت. خلفای عباسی برای زیر نظر داشتن فعالیت‌های فرهنگی، علمی و سیاسی امام هادی(علیه السلام)، آن حضرت را در سال ٢٣۶ ه.ق از مدینه به سامرا انتقال و در محله عسکر سکونت دادند. چون امام حسن عسکری(علیه السلام) و پدر بزرگوارش امام هادی(علیه السلام) در محله عسکر قرارگاه سپاه در شهر سامرا زندگی می‌کردند و به عسکری لقب یافتند و این لقب مشترک بین آن حضرت و پدرشان امام هادی(علیه السلام) است و آنها را عسکریین گفته‌اند.
اگر بنا بود این لفظ به (گاف) نوشته یا تلفظ شود، باید امام هادی نیز عقیم می‌بود و از نعمت فرزند محروم تلقی می‌شد. از سوی دیگر عسکر لفظی عربی است و اصولا در زبان عربی حرف گاف وجود ندارد. پس آنچه صحیح است، عسکری (با کاف) است، نه عسگری (با گاف). در به وجود آمدن شایعه عقیم بودن حضرت، عوامل مختلفی چون دشمنان و خلفای عباسی و فردی به نام زبیری تاثیری به‌سزا داشتند. شایسته است با نشر این مطلب کمر همت بسته و در ترویج کلمه صحیح عسکری به جای عسگری کوشش کنیم.
أللَّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیِّکْ ألْفَرَج

امام عسكرى علیه السلام يازدهمين پيشواى شيعيان ، در سال ٢٣٢ ه. ق چشم به جهان گشود(١). پدربزرگوارش امام دهم، حضرت هادى(عليه السلام) و مادرش بانوى پارسا و شايسته، «حديثه‏»، است(٢) كه برخى، از او بنام «سوسن‏» ياد كرده‏ اند(٣)
اين بانوى گرامى، از زنان نيكوكار و داراى بينش اسلامى بود و در فضيلت او همين بس كه پس از شهادت امام حسن عسكرى(عليه السلام) پناهگاه و نقطه اتكاى شيعيان در آن مقطع زمانى بسيار بحرانى و پر اضطراب بود(۴)

از آنجا كه پيشواى يازدهم به دستور خليفه عباسى در «سامراء»، در محله «عسكر» سكونت (اجبارى) داشت، به همين جهت «عسكرى‏» ناميده مى‏ شود.(۵)
از مشهورترين القاب ديگر حضرت، «نقى‏» و «زكى‏»(۶) و كنیه‏ اش «ابومحمد» است.
ایشان ٢٢ ساله بود كه پدر ارجمندش به شهادت رسيد. مدت امامتش ۶ سال و عمر شريفش ٢٨ سال بود، در سال ٢۶٠ هجری به شهادت رسيد و در خانه خود در سامراء در كنار مرقد شریف پدرش بزرگوارش به خاک سپرده شد.(٧)

شهادت‌ آن‌ حضرت‌ را روز جمعه‌ هشتم‌ ماه‌ ربيع‌ الاول‌ سال‌ ٢۶٠ هجرى‌ نوشته‌اند.
در كيفيت‌ شهادت‌ آن‌ امام‌ بزرگوار آمده‌ است‌: فرزند عبيدالله‌ بن‌ خاقان‌ گويد روزى‌ براى‌ پدرم
( كه‌ وزير معتمد عباسى‌ بود ) خبر آوردند كه‌ ابن‌ الرضا يعنى‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ رنجور شده‌، پدرم‌ به‌ سرعت‌ تمام‌ نزد خليفه‌ رفت‌ و خبر را به‌ خليفه‌ داد. خليفه‌ پنج‌ نفر از معتمدان‌ و مخصوصان‌ خود را با او همراه‌ كرد. يكى‌ از آنان‌ نحرير خادم‌ بود كه‌ از محرمان‌ خاص‌ خليفه‌ بود، امر كرد ايشان‌ را كه‌ پيوسته‌ ملازم‌ خانه‌ آن‌ حضرت‌ باشند، و بر احوال‌ آن‌ حضرت‌ مطلع‌ گردند. و طبيبى‌ را مقرر كرد كه‌ هر بامداد و پسين‌ نزد آن‌ حضرت‌ برود، و از احوال‌ او آگاه‌ شود. بعد از دو روز براى‌ پدرم‌ خبر آوردند كه‌ مریضی‌ آن‌ حضرت‌ سخت‌ شده‌ است‌، و ضعف‌ بر او مستولى‌ گرديده‌. پس‌ بامداد سوار شد، نزد آن‌ حضرت‌ رفت‌ و اطبا را كه‌ عموما اطباى‌ مسيحى‌ و يهودى‌ در آن‌ زمان‌ بودند. امر كرد كه‌ از خدمت‌ آن‌ حضرت‌ دور نشوند و قاضى‌ القضات‌ ( داور داوران‌ ) را طلبيد و گفت‌ ده‌ نفر از علماى‌ مشهور را حاضر گردان‌ كه‌ پيوسته‌ نزد آن‌ حضرت‌ باشند. و اين‌ كارها را براى‌ آن‌ مى‌كردند كه‌ آن‌ زهرى‌ كه‌ به‌ آن‌ حضرت‌ داده‌ بودند بر مردم‌ معلوم‌ نشود و نزد مردم‌ ظاهر سازند كه‌ آن‌ حضرت‌ به‌ مرگ‌ خود از دنيا رفته‌، پيوسته‌ آنان‌ ملازم‌ خانه‌ آن‌ حضرت‌ بودند تا آنكه‌ بعد از گذشت‌ چند روز از ماه‌ ربيع‌ الاول‌ سال‌ ٢۶٠ ه.ق‌ آن‌ امام‌ مظلوم‌ در سن‌ ٢٨ سالگى‌ به شهادت رسیدند. بعد از آن‌ خليفه‌ متوجه‌ تفحص‌ و تجسس‌ فرزند حضرت‌ شد، زيرا شنيده‌ بود كه‌ فرزند آن‌ حضرت‌ بر عالم‌ مستولى‌ خواهد شد، و اهل‌ باطل‌ را منقرض‌ خواهد كرد... تا دو سال‌ تفحص‌ احوال‌ او مى‌كردند...

اين‌ جستجوها و پژوهش ها نتيجه‌ هراسى‌ بود كه‌ معتصم‌ عباسى‌ و خلفاى‌ قبل‌ و بعد از او از طريق‌ روايات‌ مورد اعتمادى‌ كه‌ به‌ حضرت‌ رسول‌ الله‌ (صلی الله علیه و آله وسلم ) داشتند‌، شنيده‌ بودند كه‌ از نرجس‌ خاتون‌ و حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ فرزندى‌ پاک‌ گهر ملقب‌ به‌ مهدى‌ آخر الزمان‌(عج) همنام‌ با رسول‌ اكرم‌ (صلی الله علیه و آله وسلم ) ولادت‌ خواهد يافت‌ و تخت‌ ستمگران‌ را واژگون‌ و به‌ سلطه‌ و سلطنت‌ آنها خاتمه‌ خواهد داد. بدين‌ جهت‌ به‌ بهانه‌هاى‌ مختلف‌ در خانه‌ حضرت‌ عسكرى‌ (علیه السلام) رفت‌ و آمد بسيار مى‌كردند، و جستجو مى‌نمودند تا از آن‌ فرزند گرامى‌ اثرى‌ بيابند و او را نابود سازند.

به‌ راستى‌ داستان‌ نمرود و فرعون‌ در ظهور حضرت‌ ابراهيم‌ (علیه السلام) و حضرت‌ موسى‌ (علیه السلام) تكرار مى‌شد. حتى‌ قابله‌هايى‌ را گماشته‌ بودند كه‌ در اين‌ كار مهم‌ پى‌ جويى‌ كنند. اما خداوند متعال‌ حجت‌ خود را از گزند دشمنان‌ و آسيب‌ زمان‌ حفظ كرد، و همچنان‌ نگاه دارى‌ خواهد كرد تا مأموريت‌ الهى‌ خود را انجام‌ دهد. بارى‌، علت‌ شهادت‌ آن‌ حضرت‌ را سمى‌ مى‌دانند كه‌ معتمد عباسى‌ در غذا به‌ آن‌ حضرت‌ خورانيد و بعد، از كردار زشت‌ خود پشيمان‌ شد. بناچار اطباى‌ مسيحى‌ و يهودى‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ كار طبابت‌ را در بغداد و سامره‌ به‌ عهده‌ داشتند، به‌ ويژه‌ در مأموريت هايى‌ كه‌ توطئه‌ قتل‌ امام‌ بزرگوارى‌ مانند امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (علیه السلام) در ميان‌ بود، براى‌ معالجه‌ فرستاد. البته‌ از اين‌ دلسوزي هاى‌ ظاهرى‌ هدف‌ ديگرى‌ داشت‌، و آن‌ خشنود ساختن‌ مردم‌ و غافل‌ نگهداشتن‌ آنها از حقيقت‌ ماجرا بود.
بعد از آگاه‌ شدن‌ شيعيان‌ از خبر شهادت‌ جانگداز حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكرى‌ (علیه السلام) شهر سامره‌ را غبار غم‌ گرفت‌، و از هر سوى‌ صداى‌ ناله‌ و گريه‌ برخاست‌. مردم‌ آماده‌ سوگوارى‌ و تشييع‌ جنازه‌ آن‌ حضرت‌ شدند.

زندگی اعتقادی در دوران حضرت

زندگى اعتقادى در دوران امام ابو محمد (علیه السلام) سالم و روبه راه نبود و به وسيله بعضى از منحرفانى كه در پيرامون عقايد خالص اسلامى شبهاتى به وجود آورده بودند، دچار ناامنى و اضطراب شده بود، چنان كه يكى از شعبده‏ بازان غير مسلمان براى گمراه سازى مسلمين و به تباهى كشيدن عقايدشان دست به شعبده‏ اى زده بود و امام ابو محمد (علیه السلام) براى دفاع از اسلام خود به مقابله برخاست تا اين كه اوهام آنها را باطل كرد و شبهات را از بين برد و واقعيت تابناك اسلام روشن ساخت.

همين طور، پديده ديگرى در آن زمان پيدا شد و آن قيام يكى از دجال هاى زمان در برابر امام عسکری(علیه السلام) و پدر بزرگوارش بود كه هدف او نيز فاسد كردن عقيده پيروان اهل بيت عليهم السلام بوده است. امام (علیه السلام) بلافاصله به لعن و طرد او پرداخت و به شيعيانش نيز دستور داد تا او را لعن كنند و از او بيزارى جويند كه ما در ذيل به اين مطلب و به بعضى از جهات ديگرى كه با اين موضوع مربوط است اشاره مى‏كنيم:

امام عسكرى شبهه ی كندى را باطل مى‏ كند

اسحاق كندى ، فيلسوف عراق، برخى شبهات را در پيرامون قرآن مجيد مطرح كرد، در بين مردم كم سواد شايع شد كه او كتابى به نام «تناقض القرآن» تأليف كرده است و خود نيز درگير همين مسأله است! اين خبر به امام ابو محمد (علیه السلام) رسيد، تا اين كه با يكى ازشاگردان كندى ملاقات كرد، امام (علیه السلام) رو به او كرد و فرمود: مگر بين شما مردى برجسته و دانا نيست كه استادتان كندى را از اين راه و روشى كه نسبت به قرآن پيش گرفته است باز دارد؟ آن شخص گفت: ما شاگردان اوييم، چگونه مى‏توانيم در اين مورد و يا در مسائل ديگر به او اعتراض كنيم! امام حسن عسکری(علیه السلام) فرمود:
«آيا هر چه به تو تعليم دهم به او ابلاغ مى‏ كنى؟»
بله مولاى من !

امام عسکری(علیه السلام) برهانى قاطع و دليل برنده‏ اى به او القاء كرد كه تمام شبهات كندى را از بيخ و بن بر مى‏ كند و به شاگرد كندى چنين گفت:
« پيش او برو، و در معاشرت با او گرم بگير، و او را در كارهايش يارى كن! وقتى كه كاملاً مأنوس شديد، بگو: براى من مسأله‏ اى پيش آمده مى‏ خواهم از شما بپرسم. او خواهد گفت، سؤالت چيست.
آن وقت به او بگو:
اگر آوردنده اين قرآن نزد تو بيايد و بپرسد: آيا جايز است كه خداى متعال از كلمات قرآن، غير از آن معانى كه تو گمان كرده‏ اى، معناى ديگرى اراده كرده باشد.
او در جواب خواهد گفت: آرى جايز است. زيرا او مردى است كه وقتى كلمات را شنيد معناى واقعى آنها را مى‏ فهمد.
وقتى كه اين جواب را به تو داد، از او بپرس:
تو از كجا مى‏ دانى؟

شايد خداوند غير از معنايى كه تو در نظر گرفته‏ اى معناى ديگرى را اراده كرده باشد...»

امام حسن عسكرى(علیه السلام)، با اين برهان كوبنده، شبهه كندى را از ميان برد و بدان وسيله تمام راهها اثبات تناقض در قرآن مجيد را
آن كتابى كه نه از قبل و نه بعد از آن باطل كننده‏ اى نيايد مسدود كرد.
زيرا ريشه اين شبهه در نوع معنايى بود كه كندى به نظر خود مى‏ فهميد در صورتى كه ممكن بود معناى ديگرى داشته باشد كه او نفهميده و به عقل او نرسيده باشد و با آن معنا تناقض از ميان برداشته شود و هيچ جاى ايراد و اشكالى نماند.

آن مرد رفت با استادش ملاقات كرد و گرم گرفت و سرانجام آنچه را كه امام عسکری (علیه السلام) به او القاء فرموده بود به وى گفت. كندى شروع كرد به فكر كردن و مدتى را در اين باره فكر مى‏ كرد كه ممكن است اين حرف درستى باشد و چنين چيزى محتمل است و در واژه‏ هاى زبان عرب يك لفظ به معانى مختلف آمده است!
تا اين كه رو به آن دانشجو كرد و گفت:
«تو را سوگند مى‏ دهم، به من بگو، اين مطلب را چه كسى به تو آموخت؟...»

«اين مطلبى بود كه به ذهنم خطور كرد و من هم به شما عرض كردم»

«هرگز! چنين نيست، زيرا اين، سخن تو نيست و تو هنوز به آن مرتبه نرسيده‏ اى! كه چنين بگويى!...»
امام ابو محمد عسكرى (علیه السلام)، به من فرمود»
« حال كه حقيقت را گفتى اعتراف مى‏ كنم چنين سخنانى جز از اين خانواده از كسى سر نمى‏ زند!» آنگاه كندى دستور داد كتابش را آوردند و آن را سوزاند و از ميان برد. زيرا او منطق و درستى را با تمام وجود در سخن امام احساس كرد.

معجزات و کرامات امام عسکری علیه السلام

خداى تعالى، پيامبران و اوصيایش(علیه السلام) را با معجزاتى كه ديگر افراد بشر از آوردن نظير آنها عاجزند، يارى كرده است تا گواه راستين بر درستى خير و هدايتى باشد كه از طرف خدا براى مردم آورده‏ اند، كه اگر اين يارى خدا نبود، آنان در انجام رسالت خود سست مى‏ شدند و كسى گفته‏ هاى آنان را تصديق نمى‏ كرد. از جمله امدادهاى الهى آن است كه آنچه در باطن مردم مى‏ گذشت و در اعماق دلهاشان پنهان داشتند و آنچه را كه در آينده اتفاق مى‏ افتاد از همه آنها آگاه مى‏ فرمود، خداى تعالى اين عنايت را به ائمه ی هدى(ع) از جمله به امام بزرگوار ابو محمد(علیه السلام) فرموده بود كه ما به برخى از موارد مهمى كه از آن حضرت رسيده است اشاره مى‏ كنيم:

١- حسن نصيبى نقل كرده، مى‏ گويد: در دلم گذشت كه آيا عرق جنب پاك است، يا نه؟ به در منزل امام ابو محمد،حسن عسكرى (ع) آمدم تا از آن حضرت بپرسم، شبانگاه به منزل او رسيدم و در آن جا اقامت كردم. چون سفيده صبح دميد امام (علیه السلام) از منزل بيرون شد، ديد من خوابيده‏ ام، مرا بيدار كرد و فرمود:

«اگر عرق جنب از حلال باشد، آرى پاك است و اگر از حرام باشد، نه.»(٨)

٢- اسماعيل بن محمد عباسى روايت كرده،
مى‏ گويد: از حاجتى كه داشتم خدمت ابو محمد (علیه السلام) شكايت كردم و قسم ياد كردم كه نه يك درهم و نه بيشتر، هيچ مبلغى نزد من نيست، امام رو به من كرد و فرمود:
«آيا به دروغ سوگند مى‏ خورى، در حالى كه دويست دينار در زير زمين پنهان كرده‏ اى؟ البته اين حرف را بدان جهت نمى‏ گويم كه چيزى ندهم!
(آن وقت رو به غلامش كرد و فرمود:) آنچه همراهت هست به اين مرد بده»

غلام، صد دينار به من داد، سپس رو به من كرد و فرمود:
«تو آن پولهايى را كه دفن كرده‏ اى با وجود نياز شديدى كه دارى از دست خواهى داد »
اسماعيل مى‏ گويد: بعدها احتياج پيدا كردم هر چه جستم نيافتم پيگيرى كردم ديدم پسرم جاى آنها را يافته و آنها را دزديده و فرار كرده است.(٩)

٣- محمد بن حجر، در خدمت امام ابو محمد (علیه السلام) از ظلم و جور عبدالعزيز و يزيد بن عيسى شكايت كرد، امام عليه السلام در پاسخ وى نوشت:
«اما عبدالعزيز را من كفايت كردم و اما يزيدبن عيسى، در برابر خداى عزوجل تو با او بايد بايستيد»
چند روزى بيش نگذشت كه عبدالعزيز هلاك شد و اما يزيدبن عيسى، كه محمد بن حجر را به قتل رساند كه در پيشگاه خدا (براى رسيدگى به حسابشان) بايد حاضر شوند!(١٠)

۴- از ابوهاشم نقل كرده‏ اند، كه گفت: خدمت امام ابو محمد(علیه السلام) از تنگناى زندان و سنگينى كنده و زنجير شكايت كردم، امام (علیه السلام) به من نوشت: امروز نماز ظهر را در منزلت خواهى خواند و همين طور شد، از زندان موقع ظهر آزاد شد و نماز را در منزلش به جا آورد.(١١)

۵- ابو هاشم نقل كرده، مى‏ گويد: در تنگناى معيشت بودم، خواستم از امام ابو محمد(علیه السلام) چيزى مطالبه كنم خجالت كشيدم، وقتى كه به منزل رسيدم ديدم صد دينار برايم فرستاده و نوشته است:
«هر وقت نيازى داشتى از تقاضا شرم مكن! زيرا تو به مقصودت خواهى رسيد.»(١٢)

۶- ابوهاشم، اين مرد موثق و امين مى‏ گويد: از ابو محمد عليه السلام شنيدم كه مى‏ فرمود:
«بهشت دروازه‏ اى دارد به نام معروف، كه جز اهل خير و نيكوكاران از آن دروازه وارد نشوند »
من با شنيدن اين سخن، خدا را سپاس گفتم و خوشحال شدم كه احتياجات مردم را برآورده مى‏ سازم، امام ابو محمد(علیه السلام) رو به من كرد و فرمود:
«آرى، من از آنچه در دلت گذشته آگاهم، براستى كه نيكوكاران در دنيا و در آخرت، اهل خير به شمار مى‏ آيند، اى ابوهاشم خداوند تو را از ايشان قرار دهد و بيامرزد»(١٣)

٧- محمد بن حمزه دورى، نقل كرده است، مى‏ گويد: خدمت امام ابو محمد(علیه السلام) نامه‏ اى نوشتم و از آن حضرت تقاضا كردم دعا كنند تا ثروتمند شود. زيرا كه در سختى زندگى به سر مى‏ بردم و مى‏ ترسيم كه كارم به رسوايى كشد، امام حسن عسکری(علیه السلام) در پاسخ من نوشت:
«مژده باد تو را كه از طرف خداى متعال بى‏ نيازى برايت مقدر شده است، پسر عموميت، يحيى بن حمزه از دنيا رفت و صد هزار درهم از او بجا مانده و جز تو وارثى ندارد و بزودى آن مبلغ به دست تو خواهد رسيد، پس شكر خدا را به جاى آور و مقتصد باشد و از اسراف بپرهيز »
همان طور كه امام حسن عسکری(علیه السلام) فرموده بود پس از چند روز خير مرگ پسر عمويم رسيد و آن مبلغ عايد من شد و تنگدستى من برطرف گرديد. حق خدا را دادم و به برادران دينى كمك كردم و پس از آن به اعتدال عمل كردم در صورتى كه قبلاً ولخرجى مى‏ كردم‏! (١۴)

٨- محمد بن حسن بن ميمون مى‏ گويد: طىّ نامه‏ اى كه به خدمت مولايم امام عسكرى (علیه السلام) نوشتم از تنگدستى خود شكايت كردم، آنگاه با خود گفتم؛ مگر امام صادق (علیه السلام) نفرموده است:
«تنگدستى با محبت ما بهتر است از ثروتمندى با دشمنان ما، و كشته شدن با ولايت ما بهتر است از زندگى با دشمنان ما»
جواب نامه من چنين آمد:
«همانا خداى عزوجل، وقتى كه گناهان دوستان ما زياد مى‏ شود، به وسيله تنگدستى، گناهان ايشان را محو مى‏ كند؛ و بسيارى از گناهان را مى‏ بخشد، آرى همان طور كه در خاطر تو گذشت، تنگدستى با ما بهتر است از مالدارى با دشمنان ما، در حالى كه ما پشتيبان كسى هستيم كه به ما پناه آورد و نوريم براى هر كه از ما روشنى خواهد و پناهيم براى كسى كه به ما پناهنده شود، هر كه ما را دوست بدارد در مراتب عاليه با ماست و هر كه از ما رو برتابد، به رو در آتش دوزخ مى‏ افتد...»(١۵)

٩- ابو جعفر هاشمى مى‏ گويد: من با گروهى در زندان بوديم كه ابو محمد(علیه السلام) نيز با برادرش جعفر زندانى شدند، به حال آن حضرت رقت كرديم و من صورت امام حسن عسکری(علیه السلام) را بوسيدم و او را روى فرشى كه زير پايم بود نشاندم، جعفر نيز در نزديكى ما نشست، مأمور زندان آن حضرت، صالح بن وصيف بود، مردى از قبيله جحم نيز همراه ما در زندان بود كه مى‏ گفت؛ از آل على است. امام ابو محمد(علیه السلام) نگاهى به ما كرد و فرمود:
«اگر در ميان شما نبود آن كسى كه از شما نيست، هر آينه به شما اطلاع مى‏ دادم و چيزهايى مى‏ آموختم تا وقتى كه خداوند وسيله نجات شما را فراهم كند »
امام (علیه السلام) با اين فرمايش به آن مرد جحمى اشاره كرد و فرمود؛ اين مرد از شما نيست و از او بترسيد، زيرا كه در ميان لباسهايش كاغذى هست كه هر چه مى‏گوييد براى خليفه مى‏نويسد، يكى از زندانيان فورى به سراغ جحمى رفت و لباسهاى او را بررسى كرد پس آن نوشته را يافت كه آن جمع را متهم كرده و نوشته بود كه آنها مى‏ خواهند زندان را سوراخ كرده و از زندان فرار كنند.(١۶)

١٠- احمد بن محمد نقل كرده، مى‏ گويد: به خدمت امام ابو محمد(علیه السلام) موقعى كه مهتدى عباسى شروع به كشتن شيعيان كرده بود. نامه‏ اى نوشتم و عرض كردم: مولاى من! سپاس خدا را كه اين ظالم را از تو باز داشته است من شنيده بودم كه او شما را هم به قتل تهديد مى‏ كرد و مى‏ گفت: به خدا سوگند كه بزودى او را تبعيد خواهم كرد! امام حسن عسکری(علیه السلام) در پاسخ من، به خط مبارك خود نوشت:
«عمر او كوتاهتر از آن است كه به اين كار دست بزند، از امروز، پنج روز بشمار او در روز ششم پس از ذلت و خوارى كه خواهد ديد، كشته مى‏شود...
و همين طور شد.(١٧)

١١- ابوهاشم نقل كرده است، مى‏گويد: فهنكى از امام ابو محمد(علیه السلام) پرسيد: چرا در ميراث هر مرد دو سهم و هر زنى يك سهم مى‏ برد؟
امام حسن عسکری(علیه السلام) در پاسخ وى نوشت:
«به خاطر اين كه زن جهاد ندارد و نفقه و ديه و غرامت بر او تعلق نمى‏ گيرد »
ابو هاشم مى‏ گويد: در دلم گذشت كه اين مسأله از جمله مسائلى بود كه ابن ابى العوجاء از امام صادق (علیه السلام) سؤال كرده و آن حضرت نيز نظير همين پاسخ را داد. امام ابو محمد(علیه السلام) رو به من كرد و فرمود:
«آرى اين همان سؤال ابن ابى العوجاء است و پاسخ ما هم يكى است، زيرا كه معناى مسأله يكى و آنچه براى اولين ما گذشته بر آخرين فرد ما نيز همان مى‏ گذرد و اول و آخر ما در علم و امر الهى برابريم، البته رسول خدا و اميرالمؤمنين صلوات الله عليهما از فضيلت مخصوص به خود بر خوردارند»(١٨)

١٢- ابو هاشم نقل كرده، مى‏ گويد: يكى از شیعيان به محضر امام ابو محمد(علیه السلام) نامه‏ اى نوشت و در آن نامه درخواست دعا كرده بود، امام (علیه السلام) در پاسخ وى اين دعا را نوشت:
« یا أسمَعَ السّامعین وَ یا أَبصَرَ المُبصِرین وَ یا عُزَّ النّاظرینَ و یا أَسرَعَ الحاسبین، وَیا أَرحَمَ الرّاحِمین، وَ یا أَحکَمَ الحاکِمینَ صَلِّ عَلی محمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ، وَ أَوسع لي في رزقی، وَ مُدَّ لي في عُمری، وَامنُن عَلَیَّ بِرَحمَتکَ، وَاجعَلني ممَّن تَنتَصِرُ بهِ لِدینِکَ وَ لا تَستَبدِل بي غَیري »
« اى شنواترين شنوندگان، و اى بيناترين بينندگان، و اى نگاه كننده‏ ترين نگاه كنندگان، و اى آن كه از همه حسابگران زودتر به حساب مى‏ رسى، و اى حاكمترين حاكمان، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و در روزى من گشايش بخش و بر عمرم بيفزا و به لطف و رحمتت بر من منت گذار و مرا از جمله كسانى قرار ده كه به وسيله آنها دينت را يارى مى‏ كنى و به جاى من كسى ديگر را قرار مده»

ابوهاشم مى‏گويد: با خود گفتم: بار خدايا مرا از جمله حزب خودت و در زمره خود قرار بده! امام ابو محمد(علیه السلام) رو به من كرد و فرمود:
«آرى، تو در حزب و در زمره او هستى به شرط آن كه به خدا ايمان داشته باشى و پيامبر او را تصديق نمايى»(١٩)

١٣- شاهوية بن عبدربه روايت كرده است،
مى‏ گويد: برادرم صالح زندانى بود، خدمت مولايم ابو محمد(علیه السلام) نامه‏ اى نوشتم و چند مسأله پرسيدم، امام پاسخ همه آنها را داده بود و نوشته بود:
«برادرت صالح، همان روزى كه نامه‏ ام به دست تو مى‏رسد، از زندان خلاص مى‏شود، و تو مى‏ خواستى راجع به او بپرسى، فراموش كردى!»
پاسخ امام رسيد، در همان بين كه داشتم نامه را مى‏ خواندم، ناگاه بعضى از مردم آمدند، بشارت دادند كه برادرم آزاد شده و طولى نكشيد كه برادرم آمد او را ديدم و نامه را براى او نيز خواندم.(٢٠)

١۴- ابوهاشم نقل كرده، مى‏ گويد: در دلم گذشت كه آيا قرآن مخلوق است يا نه؟
امام (علیه السلام)، نگاهى به من كرد و فرمود:
«اى ابوهاشم خداوند آفريدگار همه چيز است و جز او همه چيز مخلوق است»(٢١)

١۵- ابو هاشم روايت كرده، مى‏ گويد: خدمت امام ابو محمد(علیه السلام) شرفياب شدم و مى‏ خواستم، نگينى درخواست كنم تا انگشترى براى تبرك از آن بسازم، نشستم و يادم رفت كه براى چه آمده بودم وقتى كه خواست خدا حافظى كنم و برگردم، امام حسن عسکری(علیه السلام) انگشترى مرحمت كرد و لبخندى زد، فرمود:
«تو نگينى مى‏خواستى و من انگشترى به تو دادم، تو سودى هم از نگين بردى، پروردگار آن را بر تو گوارا كند »
ابو هاشم مى‏گويد: من تعجب كردم، عرض كردم: مولاى من براستى كه تو ولى خدايى و آن امامى هستى كه من دين خدا را به لطف و اطاعت او به دست آورده‏ ام. آنگاه فرمود:
«اى ابوهاشم! خداوند تو را بيامرزد »(٢٢)

٢٣- ابو هاشم نقل كرده، مى‏ گويد: از ابو محمد (علیه السلام) شنيدم كه مى‏ فرمود:
«خداوند روز قيامت چنان گذشت و عفوى مى‏ كند كه بر قلب كسى خطور نكرده تا آن جا كه مشركان مى‏گويند: به خدا سوگند كه ما مشرک نبوده‏ ايم!» ابوهاشم مى‏ گويد: من با خود گفتم: يكى از شيعيان اهل مكه براى من نقل كرد كه رسول خدا (ص) آيه مباركه «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ » يعنى خداوند همه گناهان را مى‏ آمرزد را تلاوت كرد و مردى پرسيد: يا رسول الله! حتى كسى را كه مشرک است؟! من اين را در قلبم گذراندم و با خودم مى‏ گفتم كه ناگهان امام ابو محمد(علیه السلام) رو به من كرد و اين آيه شريفه را تلاوت كرد:
إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ ۚ(٢٣)
يعنى همانا خداوند از گناه كسى كه به او شرك آورده نمى‏ گذرد و جز آن هر كه را بخواهد مى‏ آمرزد. و فرمود:
«او بد حرفى زده و بد روايت كرده است » (٢۴)

مورخان رويدادهاى زيادى از علم امام ابو محمد (علیه السلام) درباره آنچه در دل اشخاص مى‏ گذشت و راجع به اطلاع از امور غيبى و جريانات و پيشامدها، نقل كرده‏ اند كه تمام اينها نشانه‏ هاى قاطع بر امامت آن بزرگوار است زيرا كه كسى غير از امام چنين اطلاعاتى ندارد و از اين قبيل مسائل آگاه نيست، شايان ذكر است كه بيشتر اين رويدادها را ابوهاشم نقل كرده كه مورد اعتماد اسلام و از علماى برجسته است و از جمله خواص دو امام، ابوالحسن و ابو محمد(علیه السلام) بوده و بسيارى از معجزات ايشان را مشاهده كرده و مى‏ گويد: هيچ روزى به حضور امام ابوالحسن و ابومحمد(علیهم السلام) وارد نشدم مگر اين كه برهان و دليلى درباره امامت ايشان را ديدم.(٢۵)

پيشوايان معصوم مظهر زيباى ارزشهاى متعالى انسان و تجلى آيات قرآنى در حيات اجتماعى و سياسى خويشند. صفات متضاد در اقيانوس وجودشان به هم پيوند خورده و منظره دل‏ انگيزى از انسان كامل را فرا روى عاشقان فضيلت ها و پاكي ها قرار داده است. شبانگاهان ميعاد نيايش ها و خلوت خالصانه آنها با معبود هستى است و روزها ميدان جهاد و اميد بخشيدن به آينده و نهراسيدن از شبهاى ديجور ظلم و ستم. درياى فضيلت آنان مجموعه‏ اى از بيم و اميد، ولايت و برائت، شوق و اندوه، خروش و بردبارى، عبادت و جهاد و زهد و مسووليت پذيرى در مسائل مهم اجتماعى است. همه اينها در سايه لطف الهى تحقق مى‏ يابد كه همواره جامعه را از وجود آنان بهره‏ مند ساخته است.

امام حسن عسكرى (علیه السلام) ستاره درخشانى از منظومه نور و عصمت است. وقتى بر سجاده‏ اش قامت نماز مى‏بندد، از همه دنيا مى‏برد، عابدان را به حسرت وا مى‏دارد و انسانهاى دور افتاده از وصال و فطرت را به ساحل بندگى رهنمون مى‏شود.

صالح ابن وصيف، زندانبان حضرت، بدين امر اعتراف كرده است. او در پاسخ به كسانى كه او را به سخت‏گيرى بيشتر فرا مى‏خواندند، گفت: چه كنم؟ شرورترين افراد را بر وى مى‏ گمارم، ولى پس از چندى جذبه‏ اش آنان را به نماز و روزه وا مى‏ دارد. امام عسکری(علیه السلام) در صحنه‏ هاى اجتماعى سياسى نيز براى حق‏ باوران و عدالت‏جويان الگويى جامع است.
تحمل شجاعانه زندان و سازماندهى شيعيان و حفظ آنها از طاغوت زمان كه هريك در اين نوشتار جداگانه مورد بررسى قرار مى‏گيرد، بخشى از اقدامهاى آن امام راستين در عرصه‏ هاى فراز و نشيب اجتماع و سياست است.

دلایل صدق امامت امام حسن(ع)

شخصی که به عنوان امام معصوم برای امّت تعیین می‌گردد، دلایلی لازم است تا بر اساس آن، به حقّانیت و صدق امامت او پی برد و او را پذیرفت. یکی از طرق شناسایی آن، کرامات و کارهای خارق‌العاده‌ای است که مردم عادی از آوردن آن عاجزند، ولی امامان(ع) به اذن خدا می‌توانند چنان معجزات و کرامت‌هایی را از خود نشان دهند. همه‌ی امامان راستین، به چنین دلیل محکمی مجهز بودند.
طبق تحقیق بعضی از دانشمندان معاصر، در مورد کرامات و گزارش‌های غیبی امام حسن عسکری(ع) ۳۹۱ مورد در چند کتاب به ترتیب زیر، ثبت شده است:
۴٠ مورد از کتاب خرائج قطب راوندی.
١٣۴ مورد از کتاب مدینة‌المعاجز سیّد بحرانی
١٣۶ مورد از کتاب اثباة‌الهداة شیخ حرّ عاملی
٨١ مورد از بحارالانوار علاّمه مجلسی(٢۶)
این موارد نشان می‌دهد که کرامات و گزارش‌های غیبی، از امام حسن عسکری(ع) بسیار بوده و آن حضرت در شرایطی به ‌سر می‌برد که برای حفظ کیان تشیّع، از قدرت‌های ملکوتی استفاده می‌نمود.
آن حضرت غیر از برخوردهایی که با طاغوتیان داشت و در رابطه با آنها در تنگنای سخت بود، دست‌های مرموزی همچون دست مرموز «ابن ماهویه»، که بین شیعیان اختلاف افکنده بود به ‌طوری که گروهی از آنها به امامت محمّد بن امام هادی، برادر امام حسن عسکری(ع) که در زمان زندگی پدر، از دنیا رفت، اعتقاد داشتند و به این عقیده دامن می‌زدند. بر همین اساس امام حسن عسکری(ع) فرمود:
«در میان پدرانم هیچکدام همچون من گرفتار شک و تردید در میان شیعیان در مورد امامت نشده‌اند.(۲۷)
در چنین موقعیّتی لازم بود آن حضرت با کرامت‌ها و با بروز امور غیبی، شیعیان را از گمراهی و انحراف حفظ کند.
در اینجا از میان صدها کرامت، نظر شما را به چند نمونه دیگر جلب می‌کنم:

سخن گفتن به زبان‌های گوناگون

نصیر خادم می‌گوید: بارها شنیدم که امام حسن عسکری(ع) با غلامان ترک و رومی و صقالبی(۲۸) خود به زبان خودشان سخن می‌گفت.
من تعجّب می‌کردم و با خود می‌گفتم: امام حسن عسکری(ع) در مدینه متولّد شده و تا هنگام رحلت پدرش، به جایی نرفت و کسی او را ندید (که درس زبان نزد کسی بخواند) پس چگونه به زبانهای مختلف، سخن می‌گوید؟ در همین فکر بودم که ناگاه آن حضرت به من متوجّه شد و فرمود: «همانا خداوند حجّت خود را در همه‌چیز به سایر مردم امتیاز داده و آگاهی به زبان‌ها و شناخت نسب‌ها و مرگ‌ها و حوادث آینده را به او اعطا فرموده است. اگر چنین بود، بین حجّت و سایر مردم فرقی نبود.(٢٩)

پاسخ امام حسن(ع) به دو سؤال

حسن ‌بن ظریف می‌گوید: دو مسأله در خاطرم بود که تصمیم داشتم در ضمن نامه‌ای از امام حسن عسکری(ع) بپرسم. یکی این بود که حضرت قائم(عج) هنگامی که ظهور کند، چگونه قضاوت می‌کند و دادگاه او در میان مردم در کجاست؟ دومین مسأله این بود که در باره‌ی «تب رِبْع» (که یک روز در میان، بر انسان عارض می‌شود) بپرسم، سؤال دوم را به طور کلّی فراموش کردم، تنها سؤال اوّل را نوشتم و درخواست جواب دادن به آن را نمودم.
از جانب امام حسن عسکری(ع) جواب آمد: «در مورد سؤال از قائم(عج)، او وقتی که ظهور کرد، بین مردم بر اساس علم خودش قضاوت می‌کند مانند قضاوت داوود پیامبر(ع) و شاهد و گواه نمی‌طلبد،
و تو خواستی در مورد «تب رِبْع» بپرسی، ولی فراموش کردی، این آیه را در کاغذی بنویس و به شخصی که تب دارد آویزان کن که به اذن خدا، اِنْ‌شاءَ‌الله، بهبود می‌یابد و آن آیه این است:
«یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلی اِبْراهِیمَ:
ای آتش! برای ابراهیم خلیل(ع) خنک و مایه سلامتی باش.» (انبیاء آیه ۶۹)
ما همین دستور را انجام دادیم، بیمار سلامتی خود را بازیافت.(٣٠)

اخبار امام حسن(ع) از حوادث پنهانی و بزرگواری آن حضرت

اسماعیل‌ بن محمّد نوه‌ی عبدالله ‌بن عبّاس
می‌گوید: «سر راه امام حسن عسکری(ع) نشستم، و وقتی که از نزدیک من عبور کرد، به پیش رفتم و از فقر و نیاز خود شکایت کردم و درخواست کمک نمودم و گفتم: به خدا یک درهم بیشتر ندارم. صبحانه و شام نیز ندارم» آن حضرت فرمود: «به نام خدا، سوگند دروغ می‌خوری، تو دویست دینار زیر خاک پنهان کرده‌ای، من این سخن را به خاطر اینکه چیزی به تو نبخشم نمی‌گویم.» سپس به غلامش فرمود: «هرچه همراه داری به اسماعیل بده » غلامش صد دینار به من داد.
سپس امام حسن(ع) به من فرمود: «این را بدان که هرگاه احتیاج بسیار به آن دینارهایی که در زیر خاک نهاده‌ای پیدا کردی، از آنها محروم خواهی شد »
اسماعیل می‌گوید: همان‌گونه که امام حسن عسکری(ع) فرموده بود، همان‌طور شد، زیرا دویست دینار در زیر خاک پنهان نموده بودم تا برای آینده‌ام پس‌انداز باشد، مدّتی گذشت نیاز شدیدی به آن پیدا نمودم، رفتم تا آن را از زیر خاک بیرون آورم، خاک را کنار زدم، دیدم پولها نیست، معلوم شد پسرم اطّلاع پیدا کرده و آن پول‌ها را از آنجا برداشته و فرار کرده است. چیزی از آن پول‌ها به دستم نرسید و طبق فرموده‌ی امام حسن(ع) در حال شدّت نیاز، از آن پول‌ها محروم شدم.(٣١)

مسلمان شدن راهب مسیحی در محضر امام حسن عسکری(ع)

قطب راوندی(ره) در کتاب خرائج می‌نویسد: فُطرس (یا بِطْرِیق) که در علم طبّ، تحصیل کرده بود و صد و چند سال از عمرش گذشته بود، گفت: من شاگرد بَخْتِیشوع(٣٢)
پزشک متوکّل عبّاسی (دهمین خلیفه بنی‌عباس) بودم. او مرا به عنوان شاگرد ممتاز، انتخاب کرده بود. امام حسن عسکری(ع) به او پیام داد که یکی از اصحاب خود را برای فَصْد (رگ زدن) بفرست. بختیشوع، مرا برگزید و به من گفت: «حسن ‌بن علی(ع) پیام فرستاده تا کسی را برای رگ‌زنی، نزد او بفرستم، تو نزد او برو، بدان که او (امام حسن (ع) از همه‌ی مخلوقاتی که امروز در زیر آسمان هستند، عالم‌تر است. آنچه به تو دستور می‌دهد انجام بده، مبادا تخلّف کنی »
فطرس می‌گوید: من (در سامرّا) به خانه‌ی امام حسن عسکری(ع) رفتم، به محضرش رسیدم، مرا به اتاقی راهنمایی کرد و فرمود: در این اتاق باش تا تو را طلب کنم. آن ساعتی که برای فصد (رگ‌زنی) به محضر آن حضرت آمدم، به نظر من ساعت بسیار خوبی بود، ولی آن حضرت مرا در ساعتی که به نظر من نیکو نبود، طلبید، در آن ساعت نزدش رفتم، ظرفی حاضر کرد، رگ اکْحَلْ (رگ چهار اندام در بازو) او را نشتر زدم و از آن پیوسته خون آمد تا آن ظرف پر شد، سپس به من فرمود: خون را قطع کن، خون را بند آوردم، دستش را شست و جای فَصْد را بست و مرا به همان اتاق بازگردانید و مقدار زیادی از غذای گرم وسرد برایم آورد و تا عصر در آن اتاق ماندم. بار دیگر مرا احضار کرد و فرمود: «سر رگ را باز کن» و همان ظرف را حاضر کرد، من رگ را گشودم و آن‌قدر از آن خون آمد که آن ظرف پر شد، فرمود: خون را قطع کن، آن را بند آوردم و آن حضرت روی رگ را بست و مرا به همان اتاق قبل بازگردانید. شب را در همانجا به پایان رساندم، وقتی که صبح شد و خورشید بالا آمد مرا طلبید و همان ظرف را حاضر کرد و به من فرمود: سر رگ را باز کن، من چنین کردم، این‌بار خونی سفید همانند شیر از دست آن حضرت بیرون آمد و آن ظرف پُر شد؛ به من فرمود: خون را قطع کن. خون را بند آوردم و او دستش را بست و یک جامه‌دان لباس و پنجاه دینار پول به من داد و فرمود: «بگیر و مرا معذور بدار و برو »
من تشکّر نمودم و عرض کردم: اگر امری داشتی باشی انجام دهم.
فرمود: «آری با آن‌کسی که در دَیْر عاقول با تو دیدار می‌کند، خوش‌رفتاری کن »
من نزد «بختیشوع» رفتم و ماجرا را برای او بازگو کردم.
بختیشوع گفت: «تمام طبیب‌ها اتّفاق رأی دارند که حدّاکثر خون بدن انسان، هفت پیمانه است، ولی آنچه را که تو بیان کردی، اگر از چشمه‌ی آبی بیرون آید، عجیب است و عجیب‌تر این که در سومین دفعه خونی مانند شیر، سفیدرنگ بیرون آمده است!»
آنگاه بختیشوع ساعتی فکر کرد و سه شبانه‌روز مشغول خواندن کتاب شد تا شاید نظیری برای سرگذشت من با امام حسن عسکری(ع) بیابد، چیزی نیافت، سرانجام نامه‌ای برای راهب دَیْر عاقول (عابد بزرگ معبد عاقول) نوشت و به من داد و گفت در جهان مسیحیّت شخصی به علم طبّ، دانشمندتر از آن راهب نیست، نزد او برو و این نامه را (که سرگذشت تو و امام حسن عسکری علیه السلام در آن نوشته شده) به او بده. من آن نامه را برداشتم و به سوی «دیر عاقول» رهسپار شدم؛ وقتی به آنجا رسیدم آن راهب بر بالای بام آمد و پرسید: کیستی؟
گفتم: شاگرد بختیشوع.
گفت: نامه‌ی او نزد تو است؟
گفتم: آری. زنبیلی از بالا به پایین دراز کرد و من آن نامه را در آن نهادم، او زنبیل را بالا کشید و آن نامه را خواند و همان‌دم از «دَیْر عاقول» خارج شد و به من گفت: آیا تو آن شخص (امام حسن عسکری(ع) را فصد کردی؟
گفتم: آری!
گفت: خوشا به آن مادری که چون تو فرزند دارد. سوار بر استر شد و باهم به سوی سامرّا حرکت کردیم. هنوز یک‌سوم از شب باقی بود که به سامرّا رسیدیم. به او گفتم: می‌خواهی به خانه‌ی استاد بختیشوع برویم یا به خانه آن مرد؟ (امام حسن عسکری (ع)
گفت: «به خانه آن مرد می‌رویم »
قبل از اذان صبح به در خانه‌ی امام حسن عسکری(ع) رفتیم، در را باز کرد، خادمی سیاه‌چهره بیرون آمد و گفت: صاحب دَیْر عاقول از بین شما کیست؟
راهب گفت: «فدایت گردم، من هستم »
خادم گفت: پیاده شو و این دو استر را نگهدار. سپس دست راهب را گرفت و باهم به خانه‌ی امام وارد شدند. من کنار استرها ماندم تا صبح شد. وقتی که خورشید آشکار شد دیدم راهب دَیْر عاقول از خانه بیرون آمد در حالی که بجای لباس رهبانیّت لباس سفیدی پوشیده و اسلام را پذیرفته بود به من گفت: «اکنون مرا به خانه‌ی استادت بختیشوع ببر» با هم به خانه‌ی بختیشوع رفتیم.
وقتی که نظر بختیشوع به راهب افتاد، دریافت که مسلمان شده؛ با شتاب نزد او آمد و پرسید علّت چیست از دین مسیح(ع) خارج شده‌ای؟!
راهب گفت: «من مسیح(ع) را یافتم و در حضور او مسلمان شدم »
بختیشوع گفت: آیا مسیح(ع) را یافتی؟!
راهب گفت: آری، یا نظیر مسیح(ع) را، زیرا چنین فصدی (رگ‌زنی) را در همه‌ی جهان کسی جز مسیح(ع) انجام نداده و این مرد در آیات و معجزات همانند مسیح(ع) است.
سپس همان راهبِ تازه‌مسلمان به امام پیوست و پیوسته در خدمت آن بزرگوار بود تا از دنیا رفت.(٣٣)

منابع:
١- كلينى، اصول كافى، تهران، مكتبة الصدوق، ١٣٨١ ه.ق، ج ١، ص ۵٠٣، شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص ٣٣۵، ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، قم، ج ۴، ص ۴٢٢، طبرسى، اعلام الورى، الطبعة الثالثة، تهران، دار الكتب الاسلامية، ص ٣۶٧، مسعودى و على بن عيسى اربلى تولد حضرت را در سال ٢٣١ دانسته‏اند.
٢- علامه شيخ مفيد، همان كتاب، ص ٣٣۵، طبرسى، همان كتاب، ص ٣۶۶
٣- كلينى، همان كتاب، ص ۵٠٣، على بن عيسى اربلى، كشف الغمة، تبريز، مكتبة بنى هاشمى، ١٣٨١ ه. ق، ص ١٩٢
۴- و كانت من العارفات الصالحات و كفى في فضلها انها كانت مفزع الشيعة بعد وفاة ابي محمد، حاج شيخ عباس قمى، الانوار البهية، مشهد، كتابفروشى جعفرى، ص ١۵١
۵- صدوق، علل الشرايع، قم، مكتبة الطباطبائى، ج ١، باب ١٧۶، ص ٢٣٠، نيز صدوق، معانى الاخبار، تهران، مكتبة الصدوق-مؤسسة دار العلم، ١٣٧٩ ه. ق، ص ۶۵
۶- ابو جعفر محمد بن جرير الطبرى، دلائل الامامة، الطبعة الثالثة، قم، منشورات الرضي، ١٣۶٣ ه. ش، ص ٢٢٣
٧- شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبة بصيرتى، ص ٣۴۵، شيخ عبد الله الشبراوى، الاتحاف بحب الاشراف، ط ٢، قم، منشورات الرضي، ١٣۶٣ ه. ش، ص ١٧٨-١٧٩، سيره پيشوايان، ص ۶١۵ مهدى پيشوائى
٨- مرآة الزمان: ۶/ورق ١٩٢عكسبردارى شده در كتابخانه امام اميرالمؤمنين به شماره ٢٧۶۵
٩- نور الابصار: ١۵٣
١٠-مناقب آل ابى طالب: ج ۴ ص ۴٣٣
١١- اعلام الورى: ١۵٣
١٢- الشاقب فى المناقب: ٢۴١ از محمد بن على گرگانى، محفوظ به شماره (٣۵٧) كتابخانه امام اميرالمؤمنين.
١٣- نورالابصار: ١۵٢
١۴- نور الابصار: ١۵٢، الدر النظيم، در مناقب ائمه.
١۵- مناقب آل ابى طالب: ج ۴ ص ۴٣۵
١۶- الدر النظيم، در مناقب ائمه از كتب عكس بردارى شده كتابخانه اميرالمؤمنين به شمار ٢٨٧٩
١٧- اعلام الورى: ٣٧۵
١٨- مناقب آل ابى طالب: ج۴ ص ۴٣٧، اعلام الورى: ٣٧۴
١٩- اعلام الورى: ٣٧۴
٢٠- مناقب آل ابى طالب: ج۴ ص۴٣٨
٢١- مناقب آل ابى طالب: ج۴ ص۴٣۶
٢٢- اعلام الورى: ٣٧۵، مناقب آل ابى طالب: ج۴ ۴٣٧
٢٣- سوره نساء آیه ١١۶
٢۴- الدر النظيم
٢۵- اعلام الورى: ٣٧۵
٢۶- حیاة‌ الامام‌ العسکری، ص ۱۲۱
٢٧- تحف‌ العقول (ترجمه شده) ص ۵۷۹
٢٨- صقالبیها مردمی بودند که به «صقالبه» (محلّی بین بلغار و قُسطَنْطَنیّه) نسبت داشتند و دارای زبان مخصوص بودند.
٢٩- اصول کافی، ج ۱، ص ۵۰۹
٣٠- اصول کافی، ج ۱، ص ۵۰۹
٣١- اصول کافی، ج ۱، ص ۵۰۹
٣٢- بختیشوع مشهورترین طبیب دولت عباسیان بود که هارون‌الرّشید او را به خدمت گرفت. قبلاً او را هادی عبّاسی برای درمان بیماری خود از جندی‌شاپور آورده بود. او از افراد حاذق و با تجربه بود و در علم طبّ سرآمد طبیبان عصر خود به‌شمار می‌آمد. نوه‌ی او بختیشوع دوم، پزشک متوکّل بود.
٣٣- بحار، ج ۵۰، ص ۲۶۰ و ۲۶۲ ، ماجرای عجیب فوق به طور فشرده با اندکی تفاوت در اصول کافی، ج ۱، ص ۵۱۲ و ۵۱۳ آمده است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۴۵
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۶
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۸:۳۷
0
0
سلام ضمن تسليت خدمت شما و بولتن نيوز
بسيار عالي بود استادگرانقدر

به نقل شیخ طوسی، امام حسن عسکری ـ علیه‌السلام ـ فرموده‌اند: «علامات المومن خمس: صلاه احدی و خمسین وزیاره الاربعین والتختم فی الیمین و تعفیر الجبین والجهر به بسم الله الرحمن الرحیم / علامات مومن پنج چیز است: ۵۱ رکعت نماز گزاردن در هر شب و روز (۱۷ رکعت نماز واجب و۳۴ رکعت نافله) و زیارت اربعین و انگشتر دردست راست کردن و بر خاک سجده نمودن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم»
با توجه به مجموعه این نشانه‌ها روشن می‌شود که منظور از «مؤمن» در متن حدیث «شیعه» است و بنابر‌این از ویژگی‌های شیعیان اهل بیت ـ علیهم‌السلام ـ این پنج حکم الهی است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۸:۵۵
0
0
سلام ضمن تسلیت آقا امام حسن عسکری
خیلی ممنون هستم خیلی زیبا معنی عسکر و عسگر را توضیح داده بودید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۸:۵۶
0
0
احسنتم مطلب تون عالي

یکی دیگر از امامان شیعه که با مسمومیت زهر توسط حاکمان وقت به شهادت رسیدند، امام حسن عسکری علیه السلام است. دوران امامت ایشان همزمان با خلافت معتمد عباسی مصادف شد که در ماه بهار سال 260 هجری قمری امام را بدست یکی از نزدیکانشان مسموم و به شهادت رساندند. دوران امامت ایشان که 6 سال بیشتر نبود تماما تحت کنترل نظامی حکومت و یا در زندان سپری شد.

امام که از مسمومیت زهر بیمار شده بودند در خانه بسر می بردند. حاکمان مخالف امام برای فریب افکار مردم، علاقه دروغین خود را به امام را به هرشکل ممکن مانند حاضر کردن طبیبان وانمود میکردند تا بدین وسیله اشراف اطلاعاتی بر عملکرد محبان امام هم داشته باشند.

اما شدت مسمومیت امام خیلی زود به این اتفاقات پایان داد و در همان روزهای نخستین ماه ربیع امام به شهادت رسیدند

مولا یابن الحسن سرت سلامت

پـر پـر شــده گـل بــاغ امامــت

کن گریــه مولا از داغِ بـــابـــا

ش واویلا واویلا آه و واویلا

امام عسگری جان داده ستمدیده

در شهر سامره گردیده ستمدیده

شهادت امام حسن عسگری تسلیت باد
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۰۱
0
0
آجرک الله یا بقیة الله‌
تسلیت یا صاحب زمان
رحمانی از مشهد مقدس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۰۵
0
0
سلام من تمام مطالب رو خوندم
ولی داستان آخر رو زیاد متوجه نشدم
حقیقت یه مقدار سنگین بود
ولی ممنون از بولتن و گروه دین واندیشه و حاج آقای توحید لو بزرگوار
مهسا گل محمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۱۲
0
0
سلام شب بخیر
من چون دانش آموز هستم خیلی عالی مطلب رو در مورد پدر امام زمان عج الله یاد گرفتم
دست تتون درد نکنه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۱۶
0
0
لعنت بر خاندان معصم عباسی
بهرام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۲۱
0
0
سلام من قبل از بازسازی مجدد سامرا
یعنی بعد از بمب گزاری توسط منافقین ملحد
به زیارت امام حسن عسکری رفتم و بعد سرداب را زیارت کردیم
واقعا هنوز شهر غریبی است و پر از اضطراب و استرس
ولی نکته جالب برام این سید محمد عموی پیامبر بود که رفتیم بعد از سامرا زیارت
جایتان خالی به قدری شهر سرسبز و زیبایی است که حد ندارد
ان شاءالله زیارت همه عاشقان شود
رسولی نژاد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۲۲
0
0
شهادت مظلومانه یازدهمین اختر فروزان ولایت و امامت، حضرت امام حسن عسکری (ع) بر محبان حضرتش تسلیت و تعزیت باد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۲۴
0
0
بسم الله الرحمن الرحیم
از سيد علي بن طاوس، به نقل از سيده زنان عالم حضرت فاطمه دختر سيدالانبياء كه صلوات خدا بر او و پدرش و بر شوهرش و بر فرزندانش باد نقل مي كند، كه ايشان از پدرشان حضرت محمد صلي الله عليه و آله سئوال نموده و فرمودند: اي پدر، چه چيز است از براي كساني از مردان و زنان كه نمازشان را كوچك و سبك بشمارند؟ حضرت فرمودند: اي فاطمه هركس از زنان و مردان كه نمازش را كوچك و سبك بشمارد خداوند او را به پانزده خصلت مبتلا مي نمايد؛ كه شش خصلت در دار دنيا، سه خصلت در هنگام مرگ، سه خصلت در قبرش، و سه خصلت مربوط به قيامت و هنگامي است كه از قبر خويش خارج مي شود. اما چيزهايي كه در دار دنيا به او مي رساند: اول آنكه خداوند بركت را از عمر او برمي دارد، (دوم) و بركت را از روزي او برمي دارد، (سوم) و خداوند نشانه و سيماي صالحين را از صورت او محو مي كند، (چهارم) و هر عملي را كه انجام مي دهد به خاطر آن اجر و پاداشي را نمي برد، (پنجم) و دعاهاي او به طرف آسمان بالا نمي رود، و ششم آنكه نصيب و بهره اي در دعاء صالحين نخواهد داشت. اما چيزهايي كه در هنگام مرگ به او مي رساند: حدیث ادامه دارد.
مجالس محدثین
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۲۵
0
0
امام حسن عسکری علیه السلام در مورد قول خداوند تعالی« وَ اَقيمُوا الصَّلوة » یعنی نماز را بپا دارید فرمودند:
منظور اينست كه آن را بجا آوريد با تمام و كامل نمودن وضوء آن و تكبير آن و قيام آن و قرائت آن و ركوع آن و سجده آن و حدود آن.
مستدرک الوسائل

        
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۲۷
0
0
امشب که زمین و آسمان می‌گرید
از ماتم عسکری جهان می‌گرید
جا دارد اگر شیعه خون گریه کند
چون مهدی صاحب الزمان می‌گرید
سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، تسلیت باد
ناشناس
|
United Kingdom
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۳۷
0
0
انتظار که ندارید کسی این همه متن و مطلب رو تو یه خبرگزاری بخونه؟!
محمد صلواتی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۳۸
0
0
حدیثی از امام حسن عسگری علیه السلام راجع به قول خداوند تعالی
« وَ اَقيمُوا الصَّلوة » ،
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند : هرگاه بنده اي در نمازش ملتفت گردد (به سمتي متوجه شود) خداوند به او مي گويد: اي بنده من به سمت چه كسي متوجه گرديده و رغبت نموده اي؟ آيا پروردگاري غير مرا اراده نموده و رقيب و نگهباني غير مرا طلب مي نمايي؟! يا صاحب جود و سخاوتي غير مرا مي جويي؟! و من كريم ترين كرامت كنندگانم و سخي ترين سخاوت كنندگان و برترين عطاكنندگان مي باشم. به تو ثوابي را پاداش مي دهم كه اندازه آن قابل شمارش نمي باشد. پس به من روي آور كه همانا من به تو روي آورده و ملائكه من به سوي تو روي آورده اند.
پس اگر رو آورد گناه آنچه كه در آن بوده از او زائل و پاك مي شود، و اگر دوباره ملتفت شود خداوند گفتار خود را مجددا براي او تكرار مي نمايد، و اگر به سوي نمازش رو آورد خداوند او را آمرزيده و آنچه را كه در آن بوده چشم پوشي و عفو مي نمايد. و اگر براي بار سوم ملتفت شود خداوند مجددا گفتارش را براي او تكرار نموده و اگر به نمازش رو آورد گناه گذشته او را مي آمرزد. و اگر براي بار چهارم ملتفت شود خداوند از او روگردان شده و ملائكه از او رو مي گردانند و به او مي گويد: بنده من، تو را عهده دار كاري مي نمايم كه به دنبال آن رفتي. « وَليّتُكَ عَبدي ما تَوَلَّيتَ».
مستدرک الوسائل
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۴۰
0
0
سوخت از زهر ز پا تا به سرم آب گردیده خدایا جگرم

پسرم مهدی موعود کجاست؟ تا ببیند که چه آمد به سرم


شهادت یازدهمین اختر فروزان ولایت و امامت، امام حسن عسکری(ع) بر مسلمانان جهان تسلیت باد
روح افزا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۴۳
0
0
آجرک‌الله‌یا‌صاحب‌الزمان

هشدار که
ماتم عظیم است امشب
دلها همه
با غُصّه نَدیم است امشب

بر صاحب عصر تسلیت باید گفت؛
کآن دُرِّ گرانمایه یتیم است امشب

امام حسن عسکری(ع):
عبادت در زیاد انجام دادن
نماز و روزه نیست،
بلکه عبادت اندیشه در قدرت
بی انتهای خداوند است.

شهادت امام
حسن عسکری (ع) تسلیت باد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۱۹:۴۷
0
0
قال الامام الحسن العسکری علیه السلام
نحن حُجَجُ اللهِ عَلی خلقه و جَدّتُنا فاطمةٌ حُجّةُ الله علینا
ما حجت های خدا بر آفریدگانش هستیم و جدة ما فاطمة سلام الله علیها حجت خدا بر ما است.

تفسیر اطیب البیان ج 13 ص 226؛
عوالم العلوم ،ج 11 ،ص
زهرا که وجودش سبب خلقت ماست
صد شکر که نور مهر او قسمت ماست
فرمود امام عسکری در وصفش:
ما حجت خلق و فاطمه حجت ماست

ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۲۰:۰۰
0
0
با عرض سلام و ادب و ارادت و تسلیت خدمت همه دوستان

آجرک الله یاصاحبَ الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

برایِ اسمِ حسن حق نوشته غربت را
چه عسکری بشود یا که مجتبی باشد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۲۰:۰۳
0
0
چه جالب من نمیدونستم که امام با زبان های مختلف صحبت میکردند
مریم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۲۰:۰۹
0
0
خدایا
بحرمت این شب معنوی
و شهادت امام حسن عسکری(ع)

هیچ خانه ایی غم دار
هیچ مادری داغ دیده
هیچ پدری شرمنده
هیچ محتاجی ستم دیده
هیچ بیماری درد دیده
هیچ چشمی اشکبار
هیچ دستی محتاج و
هیچ دلی شکسته نباشه
آمیـن
شبتون در پناه خدا
دل سوخته حضرت عشق
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۲۰:۲۰
0
0
خسته‌ام از راه، می‌پرسم خدایا پس کجاست؟
شهر... آن شهری که می گویند:«سُرَّمَن رَءا»ست

تابلوهای کنار جاده می‌گویند نیست
چند فرسخ بیشتر از راه ما، تا راه راست...

رو به رویم ناگهان درهای بازِ خانه‌ات
بر لبم نام کریمی، چون امامِ مجتباست

احتمال ریزش یکریز باران قطعی است
در دلم اندوه عصر جمعه‌های کربلاست

آسمان یک کاشی از محراب تو، دریا فقط
گوشهٔ سجاده‌ات در نیمه‌شب‌های دعاست

از کراماتت چه باید گفت وقتی با تو است
آنچه یک حرفش فقط با آصف بن برخیاست

از کبوترهای شهرم نامه‌ای آورده‌ام
حالشان خوب است اما روحشان اینجا رهاست

راستی! حال کبوترهای بامت خوب شد؟
در صدای من طنین انفجار گریه‌هاست

سکّه‌ها جاری‌ست از چشمانم اما باز هم
دست‌هایم رو به سویت کاسه‌های سامراست
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۲۲:۱۸
0
0
شب تاریک هوای سحرش را می خواست
شهر انگار خسوف قمرش را می خواست
گوشۀ حجره کسی چشم به راه افتاده
حسن دوم زهرا پسرش را می خواست
حضرت عسگری از درد به خود می پیچد
زهر از سینۀ آقا جگرش را می خواست

شهادت عشق است…
فرزند غایبش را سر سلامت بگویید…
وباران اشکتان را در بی شکیبی انتظار بهانه سازید….
شهادت مظلومانه امام حسن عسكری (علیه السلام) را
به حضرت بقیــه الله اعظــم و همه عاشقـان و شیعیان حضرتش تسلیت میگویم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۲۲:۳۴
0
0
امـام عسکـری گردیده مسموم
به شهر سامره جان داده مظلوم
به عالم شرح مظلومیت او
زعمر کوتهش گردیده معلوم
ببار ای اشک امشب درعـزایش
که رفت از این جهان با قلب مغموم
شهادت امام عسکری (ع) تسلیت باد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۲۳:۱۶
0
0
امام حسن عسکری علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام روایت می‌کند که امام جعفر صادق علیه السّلام به مردی نوشتند :

اگر می خواهی کارهایت به نیکی انجام گیرد و پایان عمر و زندگی‌ات خیر باشد؛

تا هنگام مرگ ، حق خدا را مراعات کن

نعمت های خداوند را، در راه معصیت خرج نکن

به بردباری و حلم خداوند، مغرور نباش،

و به آن که یاد ما می‌کند یا مدعی مودت و دوستی ما می‌شود، نیکی نما. لازم نیست بدانی او راست می گوید یا دروغ، تو طبق نیت خود کار کن و او را به دروغش واگذار.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۲۳:۱۸
0
0
تفاوت اعتقاد شیعه به منجی با دیگران

فرقی که ما شیعیان با دیگر فِرَق اسلامی و غیر اسلامی داریم اینست که ما این شخص عظیم و عزیز را میشناسیم؛ اسمش را، تاریخ ولادتش را، پدر و مادر و اجداد عزیزش را، « قضایایش» را میدانیم، ولی دیگران این ها را نمی دانند... به همین دلیل است که توسّلات شیعه، « زنده تر» و « پُرشورتر» و « بامَعناتر» و « با جهت تر» است...

اصل مهدویت مورد اتفاق همه مسلمان هاست... اما در بخش اصلی قضیه که « معرفت به شخص منجی است»، دچار نَقص معرفتند. شیعه با خبرِ مُسَلّم و قطعی خود، منجی را با نام، با نشان، با خصوصیات، با تاریخ تولد، میشناسد.

مقام معظم رهبری؛ ۷۴/۱۰/۱۷ - ۸۴/۶/۲۹
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۲۳:۳۰
0
0
آه، ای تمام تنهایی! ای تمام غربت! آیا کسی از ژرفای غریبی ات آگاه شد؟ آیا کسی غریبانه های اندوهت را شناخت؟
آیا کسی پی به راز نگاهت برد؛ آن گاه که عطر حضورت را فوج فوج دشمن، در میان گرفته بود و چون گل، در احاطه چشمانی خوارتر از خار، درس مهر و عاطفه، به آسمان و زمین می آموختی؟
انگار، آستان کبریایی خانه ات، دانشگاه احساس فرشتگان بود؛ فرشتگانی که عاشق شدن را از تو آموختند و با تو، عشق الهی را تجربه کردند؛ عشقی که تو را در حصار تنهایی ـ دور از وطن و تحت نظر ـ قرار داده بود، عشقی که تمام موجودات را وادار می کرد، تا به ارتفاع نگاهت سجده، و ژرفای شکوهت را در عرش، جستجو کنند.
مولای من! اگر آفتاب می درخشد، به نام توست! اگر ماه می دمد، به احترام توست!
اگر گل می خندد، اگر آبشار می رقصد و اگر پرنده می خواند، به خاطر تو و عشق آسمانی توست که جلوه جاودانی حیات را به تماشا گذاشته است!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۳ - ۲۳:۴۸
0
0
سالروز شهادت مظلومانه حضرت امام حسن عسکری علیه السلام را بحضور تمامی محبین و دلدادگان آن امام همام تسلیت عرض مینمائیم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۰:۲۴
0
0
از ما زمینیان به شما آسمان سلام

مولای دلشکسته، امام زمان سلام

رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت

قربان ریشه های نخ شال گردنت

آماده می کنی کفن و تربت و لحد

مرد سیاهپوش، خدا صبرتان دهد

گویا دوباره بی کس و بی یار وخسته ای

این روزها کنار دو بستر نشسته ای

انگار غصه دار جراحات سینه ای

گاهی به سامرایی و گاهی مدینه ای

با اینکه بر سر پدر دیده بسته ای

اما به یاد مادر پهلو شکسته ای
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۰:۳۱
0
0
امام حسن عسکری(علیه السلام) :

با کسی جدال و نزاع نکن که بهاء و ارزش خود را از دست می‌دهی، با کسی شوخی و مزاح ناشایسته و بی مورد نکن و گرنه افراد بر تو جریء و چیره خواهند شد.

اعیان الشیعه ج ۲ ص ۴۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۰:۳۵
0
0
امام سجاد عليه السلام فرمود:

ما اخْتَلَجَ عِرْقٌ وَلاصُدِعَ مُؤمِنٌ اِلاّ بِذَنْبِهِ وَ مـا يَعـْفـُو اللّه ُ عَنـْهُ اَكْـثَرُ . وَكانَ اِذا رَأَى الْمَريضَ قَدْبَرَئَ قالَ: لَيُهَنِّئُكَ الطُّهْرُ مِنَ الذُّنُوبِ فَاسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ.


رگى نمى جهد، و سر مؤمنى درد نگيرد مگر به دليل گناهش و آنچـه خـداوند عـفو مى كند بيش از آن است. وقتى امام سجاد عليه السلام مى ديد كه بيمارى بهبود يافته است، مى فـرمــود: گوارا باد بر تو پاكى از گناهان، هم اكنون كار را از سرگير.


امالى مفيد، ص۴۷

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین
محمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۰:۳۷
0
0
{ وَ اللَّهِ لَیَغِیبَنَّ غَیْبَةً لَا یَنْجُو فِیهَا مِنَ الْهَلَکَةِ
إِلَّا مَنْ ثَبَّتَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَ وَفَّقَهُ فِیهَا لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ فَرَجِهِ. }

بخداوند قسم ، او [ امام زمان عج] آنچنان غيبتى خواهد داشت كه در آن هيچكس از هلاكت رهايى نمى يابد، مگر کسانی که خداوند آنها را بر اعتقاد به امامت وی ثابت قدم نگه دارد و به دعا برای تعجیل فرج توفیقشان دهد.

+امام حســن‌عسکری -ع-
- کمال الدین ،ج2 ،ص 384 .
- بحار الانوار، ج 102، ص 112 .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۰:۴۱
0
0
بر عسکری
آن نور ولایت صلوات
بر آن گل گلزار رسالت صلوات

خواهی که
خدا گناه تو عفو کند
بفرست بر آن روح کرامت صلوات

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ
وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
شهریار
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۰:۴۸
0
0
سلام صبحتون بخیر
سالروز شهادت امام حسن عسکری (ع) را خدمت همه دوستان و سایت بولتن و گروه دین و اندیشه که با مطالب نابشان ما را با اسلام ناب محمدی آشنا میسازند تسلیت عرض میکنم

السلام السلام ای شه ممتحن

السلام السلام حجت بن الحسن
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۰:۵۴
0
0
ای دل من سینه بزن خون ببار که صاحب الزمان شده عزادار
تسلیت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۰:۵۴
0
0
از یُمن توست “سامره” شد “سُرّ مَن رَءآه”
سرداب سامرای تو “باب الاجابت” است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۰:۵۶
0
0
از استاد قاضی زاده سئوال شد بهترین هدیه برای اهلبیت در ایام ولادت و شهادتشون چیست؟ خودتون در این شبها چکار میکنید؟؟

فرمودند بهترین کار در شب ولادت و شهادت اهلبیت، خواندن 2رکعت نماز و اهدا 700 استغفار و صد صلوات است ..اگر فرصت نداشتی صد صلوات ،صد استغفار بخون..

این نماز خوندی از اهلبیت حاجت نخواه، خودشون بلدند چی بهت بدن.
یکسال این کار در هر شهادت و ولادت ادامه بده اثرات و اعجازش ببین. التماس دعا
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۰:۵۶
عزیزم! فریب نخور. خدا دوست دارد که از او حاجت خواسته شود. پیغمبر و ائمه هم حاجت می خواستند. هر چند نه برای دنیا. اما ان الله یحب ان یسال. حاجت بخواهید. اما مصداق تعیین نکنید. بگویید خدا به من خیر دنیا و آخرت را بده. اما نگویید جطوری بده. خودش می دهد. اما حاجت را حتما بخواهید.
ضمنا این عدد تعیین کردن ها خیلی جسارت و ادعا لازم دارد که مثلا 700 تا بگو ! این را معصوم می تواند بگوید. ذوقی نیست که کسی برای خودش تعیین کند. این اعداد اسراری دارند و هر ذکری عدد خاصی دارد الا دو ذکر صلوات بر محمد و آل و محمد و استغروا الله ربی و اتوب و الیه که محدودیتی ندارد و هر قدر بگویید خوب است. این را به نقل از آیت الله ناصری می گویم که بشدت با نگران این دکان دار است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۱:۲۸
0
0
اشعار شهادت امام حسن عسگری علیه السلام


شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن
جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن

عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن

در عزای عسگری آید زنای اهل دل
صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن

آب شد شمع وجودش زاتش زهر ستم
خاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسن

در جوانی رفت از دنیا امام عسگری
شد کویر دل از این غم شعله زا یابن الحسن

این مصیبت را زسوز سینه و با اشک وآه
تسلیت گوئیم امشب بر شما یابن الحسن

گاه از هجران جانسوز تو سوزم همچو شمع
گاه از فقدان آن نور هدی یابن الحسن

دست رد بر سینه ام امشب مزن زیرا که من
با محبان تو هستم آشنا یابن الحسن...التماس دعا جلالوندی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۱:۵۲
0
0
بسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ

وأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا ۚ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا

و نماز به پا دارید و زکات مالتان (به فقیران) بدهید و به خدا قرض نیکو دهید (یعنی برای خدا به محتاجان احسان کنید و قرض‌الحسنه دهید)، و هر عمل نیک برای آخرت خود پیش فرستید (پاداش) آن را البته نزد خدا بیابید و آن اجر و ثواب آخرت (که بهشت ابد است، از متاع دنیا) بسی بهتر و بزرگ‌تر است.

(سوره مزمل آیه ۲۰)

سلام
روزتون با طراوت و دل انگیز
در این صبح دل‌انگیز و خوش آبان
برایت آرزو دارم چو باران
آبی و زیبا بباری شادمانه روی گرد غم
برایت آرزو دارم
سعادت را طراوت را
بهشت و بهترین بهترین‌ها را

امام باقر (ع) می‌فرمایند: خداوند تبارک و تعالی فرمود:

ای موسی! هر کس رازی از من پیش دشمنانم فاش کند که سبب دشنام‌دادن آن‌ها به من شود من او را شریکِ گناهِ دشنام‌دهندگان قرار می‌دهم.
صادق زاده علی
۹۹/۰۸/۰۴
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۱:۵۹
0
0
‍ امام حسن عسکری علیه السلام :

 اِنَّ الوُصُولَ اِلی اللهِ عَزّوجلَّ سَفَرٌ لا یُدرَکُ اِلّا بِامتِطاءِ اللَّیلِ.

وصول به خداوند عزوجل سفری است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد.

احسنتم بسيار عالي
سعیدخدابنده
|
United Arab Emirates
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۲:۱۰
0
0
سلام وعرض تسلیت بمناسبت شهادت امام یازدهم امام حسن عسکری علیه السلام محضر جنابعالی و تمام شیعیان جهان، مثل همیشه بسیار عالی و آموزنده و پرمحتوا بیان فرمودید.
اجرک الله یا بقیه الله یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
غلامرضا رستگار
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۲:۲۲
0
0
سوخت از زهر ز پا تا به سرم آب گردیده خدایا جگرم

پسرم مهدی موعود کجاست؟ تا ببیند که چه آمد به سرم

دشمنانم همه شادند ولی گرد غم ریخت به روی پسرم

پسرم گرید و گوید همه دم پدرم ای پدرم ای پدرم

یاد تنهایی مهدی هر دم می‌رود خون ز دو چشمان ترم

طوطی باغ جنانم اما ریخت یا رب به جهان بال و پرم

از پس ماه صفر زهر جفا کرد با ختم رسل همسفرم

پیکرم شمع صفت آب شده قاصد مرگ نشسته به برم

آب آرید برایم یاران که به دل سخت فتاده شررم

ای خدا یاد لب خشک حسین، سوزد از زهر جفا بیشترم…
مجتبی محمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۴:۱۲
0
0
سلام و تسلیت به آقا صاحب عصر و زمان
وکارکنان سایت بولتن
امام حسن عسگری علیه السلام :

دو خصلت است که چیزی بالاتر از آن دو نیست
۱- ایمان به خداوند متعال
۲- سود رسانی به دیگران
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۴:۱۵
0
0
سلام دوستان دیدم این دعا مجرب با اجازه از بولتن در نظرات گذاشتم
حلال بفرمایید
دعای مجرب
(برای دفع امراض وبیماریها و دفع کرونا )


از حضرت رسول(ص) روایت است که هر کس این دعا را در هر صبح و شام بخواند موکل فرماید حق تعالی به او چهار فرشته که او را حفظ کنند از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و طرف چپش و درامان خداوند عزّوجّل باشد و اگر سعی کنند خلایق از جن و انس که ضرر به او برسانند نتوانند و آن دعا این است:‌


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم

بِسْمِ اللهِ خَیْرِ الْأَسْماءِ بِسْمِ اللهِ رَبِّ الْأَرْضِ وَ السَّماءِ بِسْمِ اللهِ الَّذی لا یَضُرُّ مَعَ اِسْمِهِ سَمُّ وَلاداءٌ بِسْمِ اللهِ اَصْبَحْتُ وَ عَلَی اللهِ تَوَکَّلْتُ بِسْمِ اللهِ عَلی قَلْبی وَ نَفْسی بِسْمِ اللهِ عَلی دِینی وَ عَقْلی بِسْمِ اللهِ عَلی اَهْلی وَ مالی بِسْمِ اللهِ عَلی ما اَعْطانی رَبی بِسْمِ اللهِ الَّذی لا یَضُرُّ مَعَ اِسْمِهِ شَیْءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لافِی السَّماءِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ اللهُ اللهُ رَبّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً اَللهُ اَکْبَرُ اَللهُ اَکْبَرُ وَ اَعَزُّ وَ اَجَلُّ مِمّا اَخافُ وَ اَحْذَرُ عَزَّ جارُکَ وَ جَلَّ ثَناؤُکَ وَ لا اِلهَ غَیْرُکَ اَللّهُمَّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسی وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ سُلْطانٍ شَدیدٍ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَیْطانٍ مُریدٍ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مِنْ شَرِّ قَضاءِ السُّوءِ وَ مِنْ کُلِّ دابَّهٍ اَنْتَ اخِدٌ بِناصِیَتِها اِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ وَ اَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ حَفیظٌ اِنَّ وَلِیّیِ اللهُ الَّذی نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّیَ الصّالِحینَ فَاِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیم

مفاتیح الجنان ،دعای مجرب
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۰۸/۰۴ - ۱۵:۲۶
0
0
سلام دوستان دیدم این دعا مجرب با اجازه از بولتن در نظرات گذاشتم
حلال بفرمایید
دعای مجرب
(برای دفع امراض وبیماریها و دفع کرونا )


از حضرت رسول(ص) روایت است که هر کس این دعا را در هر صبح و شام بخواند موکل فرماید حق تعالی به او چهار فرشته که او را حفظ کنند از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و طرف چپش و درامان خداوند عزّوجّل باشد و اگر سعی کنند خلایق از جن و انس که ضرر به او برسانند نتوانند و آن دعا این است:‌


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم

بِسْمِ اللهِ خَیْرِ الْأَسْماءِ بِسْمِ اللهِ رَبِّ الْأَرْضِ وَ السَّماءِ بِسْمِ اللهِ الَّذی لا یَضُرُّ مَعَ اِسْمِهِ سَمُّ وَلاداءٌ بِسْمِ اللهِ اَصْبَحْتُ وَ عَلَی اللهِ تَوَکَّلْتُ بِسْمِ اللهِ عَلی قَلْبی وَ نَفْسی بِسْمِ اللهِ عَلی دِینی وَ عَقْلی بِسْمِ اللهِ عَلی اَهْلی وَ مالی بِسْمِ اللهِ عَلی ما اَعْطانی رَبی بِسْمِ اللهِ الَّذی لا یَضُرُّ مَعَ اِسْمِهِ شَیْءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لافِی السَّماءِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ اللهُ اللهُ رَبّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً اَللهُ اَکْبَرُ اَللهُ اَکْبَرُ وَ اَعَزُّ وَ اَجَلُّ مِمّا اَخافُ وَ اَحْذَرُ عَزَّ جارُکَ وَ جَلَّ ثَناؤُکَ وَ لا اِلهَ غَیْرُکَ اَللّهُمَّ اِنّی اَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسی وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ سُلْطانٍ شَدیدٍ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَیْطانٍ مُریدٍ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مِنْ شَرِّ قَضاءِ السُّوءِ وَ مِنْ کُلِّ دابَّهٍ اَنْتَ اخِدٌ بِناصِیَتِها اِنَّکَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ وَ اَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ حَفیظٌ اِنَّ وَلِیّیِ اللهُ الَّذی نَزَّلَ الْکِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّیَ الصّالِحینَ فَاِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیم

مفاتیح الجنان ،دعای مجرب
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین